

براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
اللهم عجل الویک الفرج - والعافیه و النصر - وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه - والمستشهدین بین یدیه - خدایا آرزوی دو رکعت نماز در مسجد الاقصی بعد از آزادیش رو به دلمون نذار - برحمتک یا ارحم الراحمین.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . شاید از خودتون بپرسید سوپرشیعه چه اسمیه ؟ ابرمرد شیعه نامیست که فقط مختص شیعه بوده و دیگر قهرمان های پوشالی لایق چنین اسمی نیستند اما در اینترنت پیشوند ابر یا فوق العاده برای شیعه وجود نداشت لذا تصمیم گرفتم این خلا را پر کنم
.
واقعیتی در حد یک فحش نامه برای فمنیستهای وطنی :

ًٌٍ"به همین سادگی"، اثر انقلابی رضا میرکریمی بزرگترین ویژگی اش را در واقعی بودن و پرهیز از شعارزدگی رایج یافته است در عین اینکه دهها پیام و نقد اجتماعی را در درون خود جای داده است. طاهره، برای ما نوستالژی مادران مان را به همراه می آورد که به راستی و ابتداءً مادر و همسرانی موفق اند و صفتی مضاف، شخصیت آنان را اهمیت نمی بخشد. در میانه فمینیزم زدگی منفعلانه جامعه مذهبی و فعالانه جامعه روشنفکری، دفاع میرکریمی از "زن خانه دار" شجاعانه و ستودنی است، مفهومی که کم کم دارد به فحش تبدیل می شود! زنی که مسوولیت سنگین حفظ امنیت خانه و تربیت فرزندان را بر دوش می کشد و کدبانویی ستودنی است و البته بتدریج نسل اش رو به انقراض است! مانند زن همسایه جدید روبرویی!
میرکریمی در این فیلم به شکلی زیرکانه زندگی شهری و مدرنیته را به نقد می کشد و در مجموع فیلمی را به نمایش می گذارد که برای ذائقه صدا و سیمایی مردم ما چنان جذاب نیست چرا که پیام ها مانند فیلم های مبتذل مذهبی و غیرمذهبی رایج مانند شاخ بیرون نزده اند! وی آنگاه که چکی از بانک اقتصاد نوین را کنار خجالت پسرک از مادر چادری اش می گذارد و ماهواره و دود و سر و صدا و زنان شاغل و مطلقه و زندگی های تک نفره و ... را می نمایاند به خوبی سلطه زندگی مدرن را بر روح و کالبد جامعه شهری ایرانیان به تصویر می کشد و با ضرب آهنگی ضمنی و پنهان، تبعات مخرب و ویرانگر آن را بازگو می کند. مسائلی که دارد دودمان فرهنگ سنتی ما را بر می اندازد و جالب اینکه کسی ککش هم نمی گزد!
شاید بتوان ادعا کرد که مسائل زنان، اساسا مساله ای مدرن است و در قرون گذشته وجود نداشته است لیکن اینک که زنانگی زن ابزار نمایاندن وی شده و وی مجبور است برای اثبات خویش همپای مردان و مشابه آنان خودنمایی کند مسائل متعددی بروز یافته اند که مهمترین آنها تهدید موجودیت خانه و خانواده است. متاسفانه در هیاهوهای سیاسی، کمتر مشخص می شود که "حضور اجتماعی زن" اصل است یا فرع!
میرکریمی اما، به خوبی، زن ایرانی اصیل را می شناسد و نگاه وی به خانه را به نمایش می کشد و آنگاه که پایانی هر چند توام با انتقاد از بی توجهی مرد خانه و فرو خوردن دردهای ناگفته همسر را رقم می زند ولی صبر و تعهد و وفاداری زن ایرانی به خانواده را نیز بازگو می کند و اینچنین تلخ و امیدوار،در میانه مسائل اجتماعی ناشی از مدرنیته می ایستد.
در مجموع، در میانه دهها فیلمفارسی روی پرده، این فیلم اثری ستودنی و قطعا دیدنی است که با شجاعتی انقلابی، به بیان هنرمندانه دردی واقعی و حیاتی پرداخته است.
وي با اشاره به داستان "به همين سادگي" مطرح كرد: اين فيلمنامه از نظر روايي و شكل داستاني، ظاهري بسيار ساده داشت و از اين منظر با كارهاي قبليام قابل قياس نبود، اما در عين سادگي بينهايت دشوار مينمود. چون ساخت فيلمي كه با وجود قصهاي كوتاه و صرفا با جزئيات مربوط به فضا و فضاسازي بتواند يك معضل اجتماعي را به خوبي به تصوير بكشد تا مخاطب هم جذب شود، به اين سادگيها نيست. ميركريمي ادامه داد: آنچه در ساخت اين فيلم براي من خيلي اهميت داشت، تكرار نكردن تجربه "خيلي دور، خيلي نزديك" بود، بنابراين ميخواستم فيلمي بسازم كه براي خودم به عنوان كارگردان دنياي جديدي داشته باشد و توأم با ريسك و هيجان هم باشد. كارگردان "به همين سادگي" به مراحل شكلگيري اين فيلم اشاره كرد و به ايسنا گفت: به هنگام مشاوره براي ساخت فيلم، بسياري از دوستان فيلمنامه را فاقد ارزشهاي داراماتيك دانستند و متذكر شدند، بايد توجه داشته باشم كه براي مخاطب بسيار خاصي فيلم ميسازم. آنها در نگاه اول احساس كردند قرار است با فيلمي مواجه شويم كه ريتمي كند و كسل كننده دارد، اما من تمام تلاشم را به كار گرفتم تا از بروز چنين اتفاقي جلوگيري كنم. ميركريمي معتقد است: موضوع داستان فيلم "به همين سادگي" يك مساله عمومي است و تماشاگران با حداقل علاقه به سينما هم ميتوانند به تماشاي اين فيلم بنشينند. دقت در جزئيات و پرداختن به زواياي بسيار واقعي زندگي خصوصي افراد، موضوعي است كه اين فيلم را عليرغم داشتن ويژگيها و نشانههاي يك فيلم معمولي و بدون حادثه، جذاب كرده است. ميركريمي در خصوص ارايهنشدن راهحل در پايان اين فيلم هم توضيح داد: هنگامي كه درباره معضلي خاص و دردي مزمن در جامعه صحبت ميشود، افراد اجتماع در طبقات و سطوح مختلف اجتماعي راهحلهاي متفاوتي براي حل مشكل مييابند و اگر كارگردان بخواهد راهحل مشخصي را براي مشكل آنها ديكته بكند، جمع زيادي از مخاطبان خود را از دست خواهد داد، بنابراين بنده ترجيح ميدهم راهحل ارايه ندهم. او ادامه داد: ميخواستم مخاطب بعد از اين فيلم احساس بكند كه در زندگي عادياش كه همهچيز در آن سرجاي خود قرار دارد، ممكن است كمبودهايي هم وجود داشته باشد. كمبودهايي كه وظيفه دارد آنها را جبران كند و براي آنها راهحلي مناسب پيدا كند.بنابراين سعي كردم فيلمي بسازم كه سرشار از واقعيت باشد و آنقدر واقعي باشد كه مخاطب فراموش كند درحال تماشاي فيلم است و براي رسيدن به اين هدف از بازيگراني استفاده كردم كه مردم كمتر آنها را ميشناختند. رضا ميركريمي درپايان پيشنهاد كرد: عدهاي تصور ميكنند مخاطب اصلي "به همين سادگي" خانمها هستند اما من شدت به آقايان توصيه ميكنم اين فيلم را ببينند، چرا كه پيام اصلي فيلم متعلق و مربوط به آقايان است. هنگامه قاضياني، مهران کاشاني، نيره فراهاني، هاله هماپور، نسترن همدمعلي، محمدجواد جعفرپور و بهنوش صادقي در اين فيلم به ايفاي نقش ميپردازند در خلاصه داستان به همين سادگي آمده است: فردا براي امير روز مهمي است. او در يک مسابقه بينالمللي معماري شرکت کرده و بايد در رقابت با شرکتهاي خارجي موفق شود. همسر او طاهره به دنبال آن است که محيط آرامي در خانه برايش ايجاد کند، اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي که در همسايگي آنها در جريان است طاهره با مشکلات زيادي روبرو ميشود. اين فيلم با سرمايهگذاري مشترک ميرکريمي و سازمان توسعه سينمايي سوره حوزه هنري تهيه ميشود.
توضيح: اين گفت و گوی توسط شیما غفاری با رضا مير كريمي انجام شده و از وبلاگ محمد تاجيك به عاريت گرفته شده است.
با سلام خدمت خوانندگان عزیز.
برآن شدم تا با درج این مقاله گوشه ای از واقعیت های خاموش شده را برایتان روشن کنم امیدوارم از خواندن مقاله لذت ببرید.
عبدالرضا سلطانی.
منابع: سایت بصیرت-میلیتاری-موعود-گل نرگس.

فوكوياما در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويت شيعه» ميگويد: «شيعه پرندهاي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرندهاي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ. او بال سبز اين پرنده را مهدويت و عدالت خواهي و بال سرخ را شهادتطلبي كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فناناپذير كرده، معرفي ميكند.
او درسال 1986 یعنی دراوج پیروزیهای رزمندگان ما درجبهه، می گوید:« بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی اوست.چون شیعه در انتظار عدالت به سرمی برد،امیدوار است وانسان امیدوارهم شکست ناپذیر است.» ببینید این مغز شیطانی چقدرقوی وفلسفی استدلال می کند.
وی اعتراف میکند:« نمی توانید انسانی راتسخیر کنید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پراز عدل و داد خواهد کرد.» سپس می گوید:« بال سرخ شیعه شهادت طلبی است که ریشه درکربلا دارد وشیعه را فناناپذیر کرده است...شیعه با این دو بال ، افق پروازش خیلی بالاست وتیرهای زهرآگین سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی،فرهنگی ،اخلاقی و...به آن نمی رسد.»
آن نقطه ای که بسیاراهمیت دارد بعد سوم شیعه است ، می گوید:« این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری برتن دارد.دربین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است.یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد.این نگاه، برتر از نظریه نخبگان افلاطون است..
در تاريخ اسلام، قيامها، نهضتها و انقلابهاي گوناگوني اتفاق افتاد كه برخي از آنها مقطعي و محلي و برخي از آنان طول موج و شعاع گسترش آن فراتر از زمان و مكان خود بودهاند. بر اين اساس چهار انقلاب ديني در پيدايش، توسعه و تحكيم اسلام نقش تعيين كننده و اساسي داشتهاند. اين چهار انقلاب كه هر يك نقطه عطفي در حيات فردي و اجتماعي مسلمانان ميباشند عبارتند از: 1-انقلاب اسلامي صدر اسلام 2- قيام و نهضت عاشوراي حسيني 3- انقلاب اسلامي ايران 4- انقلاب جهاني مهدوي. در اين مقاله به پيامدهاي اين چهار انقلاب و راهبرد امروز دشمنان اسلام براي مهار و مقابله با آن نظر خواهيم انداخت. فوکویاما درتوضیح فناناپذیری شیعه می گوید:« شیعه باشهادت دوچندان می شود.شیعه عنصری است که هرچه اورا از بین ببرید بیشترمی شود.» . در واقع وقتي او بيست سال قبل در اورشليم خطر شيعه را به دنياي صهيونيسم و آمريكائيان هضم شده در تفكرصهيونيست گوشزد مي كند، پرواضح است كه دستگاه نظريه پردازو تصميم ساز اين امپراتوري پنهان! بيكارننسته اند.
آنها در آن زمان براي مهارايران شيعي افقهائي را ترسيم مي كنند.آنها براين اساس هردوسال يك برنامه براي ما پيش بيني مي كنند.مثلا سال 70 تا 72 ورود تفكر ليبراليسم سرمايه داري(همان نهضت سازندگي معروف!)، سال 72 تا 74 نفوذ تفكر سكولاريسم (بدون شرح!).74 تا 76 تفكر ايجاد جامعه مدني، همان حركتي كه مثل سيلابي آمد و هرچه نهال ارزشوفرهنگ بود درزير آبهاي گل آلود خود پنهان كرد و ارزشهاي والائي كه طي سالهاي انقلاب و دفاع مقدس شكل گرفته بودابتدابا تفكرنئوليبرالي سرمايه داران متسامح گر و متساهل خواه كارگزاران دوران سازندگي!به زردي گرائيده و سپس درسيلاب اصلاح طلبكاران درمعرض محو كامل قرار گرفت، و تبديل شدن به ضد ارزشهائي چون "عافيت طلبي ،دين گريزي،بدحجابي و...".همينطورسالهاي 76 تا 78 استقرار جريان اصلاح طلبي و بيان رفرم ساختاري،كه تبعاتش منجر به غائله 18 تير 78 شد ياموضع گيريهاي فكري و عملي شاكله مجلس ششم كه گاهي اوقات آدم فكر مي كرد دارد خواب مي بيند.مثلاوقتي نماينده وقت اصفهان درپشت تريبون،نظام و حكومت را به خاطر پيشرفت هسته اي زيرسوال جدي برد يا وقت تحصن تمام رويكرد آنان به غرب وخارج مرزها بود.درتمام اين موارد به واقع مي توان باور كرد كه دشمن تا كجا روي شيعه و انقلاب و حكومتش حساب كرده است و چگونه رهبر معظم انقلاب "حفظه الله" اين خطر را بارها گوش زد نمودند.
الف) انقلاب اسلامي صدر اسلام

حضرت محمد (ص) انقلابي را در جزيرة العرب بيش از هزار و چهار صد سال پيش طراحي كرد كه آثار و پيامدهاي آن در دو عرصه، نمودهاي اساسي داشته است:
در عرصه فردي، از عرب بتپرست و پيرو سنتهاي جاهلي، انساني ديندار و مؤمن به توحيد پرورش داد. ظهور و بروز دين و دينداري در عرصه حيات شخصي در طول 13 سال تبليغ اسلام در مكه و تربيت انسانهاي موحد از آثار برجسته تلاشهاي پيامبر اعظم(ص) در اين دوران بوده است.
دستاورد ديگر تلاشهاي پيامبر(ص) با تشكيل حكومت اسلامي در مدينه النبي(ص) به بار نشست. با شكلگيري نظام ولايي اسلام در عصر پيامبر اكرم(ص)، جنبه دينمداري در جامعه ظهور و بروز يافت. پيامبر(ص) بعنوان آخرين رسول الهي، با دعوت مردم به شريعت اسلام، و تبيين و تفسير از دين مبين اسلام، و زعامت و رهبري سياسي جامعه و نيز مرجعيت قضايي، الگويي برجسته از مديريت ديني را در پيريزي تمدن اسلامي ارائه نمود. بنابراين مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي پيامبر اكرم(ص) در دو عرصه تحول و فتح دلها و قلوب انسانها و نيز تحول ديني در عرصه سياسي اجتماعي جامعه بوده كه وجود مقدس پيامبر(ص) را رهبري بلامنازع در جزيرة العرب مطرح ساخت.
ب) قيام و نهضت عاشوراي حسيني

با نگاهي به رخدادها و تحولات در عصر پس از رحلت پيامبر اسلام(ص)، خصوصاً شكلگيري حوادثي چون سقيفه بني ساعده و كودتاي سياسي عليه نظام ولايي اهلبيت و طرد رهبري سياسي آنان از جامعه، شكلگيري جريان نفاق و توافق آن با جريانات قدرتطلب و فرصتطلب، بدستگيري قدرت توسط حزب اموي و حذف و تبعيد چهرههاي متعهد و بدستگيري مناصب اجرايي توسط نااهلان و نامحرمان از جمله وليد، حكمبن ابي العاص و … تبليغات گسترده عليه مباني ديني و ارزشي، جايگزين كردن شاخصهاي جاهلي به جاي معيارهاي اسلامي، بحرانسازي براي از بين بردن ياران اهلبيت، كم رنگ كردن معنويت و تقويت جاذبههاي مادي و ايجاد شكاف طبقاتي در جامعه، بيتفاوتي و انحراف خواص و … انحرافات عديدهاي در دينداري مردم و دينمداري جامعه ظهور و بروز يافت، كه موجوديت اسلام را با خطرات اساسي مواجه ساخت. در اين شرايط، در حاليكه پنج دهه از رحلت پيامبر ميگذشت، امام حسين(ع) به منظور اداي تكليف و اطاعت از فرمان الهي، مقابله با فساد دستگاه خلافت بنياميه و نيز افشاي خطر ارتجاع و گسترش لااباليگري در جامعه، نهضت عاشورا را با هدف اساسي بقاي اسلام بنيانگذاري نمود. از مهمترين دستاوردهاي قيام حسيني در سال 61 هجري افشاي جريان نفاق بنياميه و نظام خلافت و در نتيجه انقراض نظام بنياميه در كوتاه مدت، شناساندن جايگاه ولايت و امامت و اهلبيت در جامعه، ايجاد تحول اساسي در مردم با از بين رفتن ترس و وحشت مردم از نظام استبدادي حاكم، احساس شرمندگي در آنان، تقويت روحيه شهادتطلبي، شكلگيري جنبشها و نهضتهاي اجتماعي چون توابين، مختار، زيد و … و ارائه الگويي بيبديل از مدل كربلا بعنوان راهبرد «پيروزي خون بر شمشير» براي همه انسانهاي آزاده، موحد و انقلابي در طول تاريخ بوده است.

ج) انقلاب اسلامي ايران

با گذشت پس از 1428 سال از انقلاب اسلامي صدر اسلام و 1367 سال از نهضت حسيني، در ايران عصر پهلوي، انقلابي با داعيه با نام خدا و براي خدا، به رهبري امام خميني(ره) در سال 1357 به پيروزي رسيد. از مهمترين دستاوردها و پيامدهاي اين انقلاب عبارتند از:
1-احياي دينداري در مسلمانان و گفتمان دينمداري در ايران و جهان.
2- موج بيداري در جهان اسلام و مطرح شدن اسلام بعنوان يك مكتب قدرتمند و توانا در برپايي تمدن اسلامي.
3- تجلي قدرت منطقهاي ايران در كشورهايي چون فلسطين، عراق، لبنان، افغانستان و …
4- پيشرفت و آباداني ايران اسلامي در سايه اعتماد به نفس.
5- توانايي سياسي نظام جمهوري اسلامي در حل بحرانهاي داخلي و منطقهاي.
6- توانايي كم نظير در ابعاد علمي، هستهاي، نظامي و …
7- ثبات و استحكام جمهوري اسلامي و ارائه الگويي از مردم سالاري ديني و …
د) انقلاب جهاني مهدوي

انقلاب مهدوي با شعار«يا لثارات الحسين(ع)» و با هدف بازگرداندن اسلام ناب محمدي(ص) شكل خواهد گرفت. نقطه عطف مهم در روش امام مهدي(عج)، اجراي كامل و اعمال دقيق دين اسلام است تا همه ساكنان كره زمين از اديان و مذاهب گوناگون به دين مبين اسلام هدايت شوند. همچنين آن حضرت(ع) وظيفه تشكيل حكومتي فراگير و جهاني داشته تا همه سرزمينها و آباديها را در برگرفته و همه انسانهاي واجد شرايط را در خود جاي دهد. همچنين موظف است تا منظومه الهي و احكام شريعت اسلامي را در سراسر حكومت جهان لازم الاجرا نمايد، عدالت جهاني را برپا نمايد و توانگري و بينيازي جميع ساكنان اين حكومت را تأمين نمايد.

مهمترين دستاورد فتح مهدوي(ع)، شكلگيري انقلابي بزرگ بر ضد باطل و كفر و ظلم، آغاز اقدامات مبنايي و قدرتمند بهمراه نشانههاي بزرگ و برپايي طوفانهاي بزرگي در عقل و جان انسانها خواهد بود كه با همكاري حضرت مسيح(ع) جلوههاي گوناگون دين از جمله قسط و عدل در سراسر جهان استقرار خواهد يافت.
راهبرد امروز دشمنان
صهيونيسم جهاني با اعتراف به نقش برجسته الگوها و مدلهاي شيعه، در صدد شبيه سازي، تحريف و مقابله با سرمايههاي ارزشمند شيعه از جمله كربلا، وليفقيه، امام زمان ميباشد. در بخش پاياني اين مقاله به دو سند در اين باره اشاره ميگردد:
سند اول: شبيهسازي صهيونيسم جهاني از عاشورا

«فرانسيس فوكوياما» مؤلف كتاب و نظريه «پايان تاريخ» در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشنگتن و اورشليم نكاتي مهم پيرامون شيعه و شبيهسازي آن براي غرب ميگويد:
«خرده تمدنها و فرهنگهاي جزيي به دست فرهنگ غالب بلعيده ميشوند و رسانهها، دنيا را به سمت دهكده واحد پيش ميبرند و به ناچار دنيا درگير جنگي خانمان سوز خواهد شد. بنابراين براي پيشگيري از اين جنگ بايد يكي را به عنوان كدخدايي بپذيريم. و در ادامه ثابت ميكند كه كدخدا آمريكاست. فوكوياما ميگويد: اين نبرد حتمي است ولي برنده آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارك ثابت ميكند كه برنده نبرد آخر الزمان شيعيان هستند.
فوكوياما، مهندسي معكوسي را براي شيعه و مهندسي صحيحي را براي خودشان طراحي ميكند و ميگويد:
مهندسي معكوس براي شيعيان اين است كه ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد، تا اين را خط نزنيد، نميتوانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدويت تجاوز كنيد. براي پيروزي بر يك ملت بايد ميل مردم را تغيير داد ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد در گام بعد، شهادتطلبي اينها را به رفاهطلبي تبديل كنيد اگر اين دو تا را خط زديد، خود به خود انديشههاي امام زماني از جامعه شيعه رخت ميبندد شما بياييد براي غرب هم امام زمان، كربلا و وليفقيه بتراشيد.
فوكوياما براي اين كار، مكتب جديدي به نام «اونجليس» عرضه كرد. مكتبي كه طرفداران آن معتقدند عيسي ناصري خواهد آمد. فوكوياما به آنها توصيه ميكند در فيلمهايشان هر چه را شيعيان درباره امام زمان ميگويند بر شخصيت عيسي ناصري تطبيق بدهند. بر اساس دستور فوكوياما فيلمهايي بر اساس مدل «روايت فتح» شهيد آويني ساخته شد، فيلمهايي چون نجات سرباز رايان، با محتواي تجليل از مادر سه شهيد، فيلم نبرد پرل هاربر با محتواي جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم، فيلم «زماني سرباز بوديم» با تئوري بازسازي كربلا و بر اساس الگوي عمليات كربلاي 5، فيلم سقوط شاهين سياه، بازسازي صحنه كربلا، فيلم جنگير و در نمونه آخر فیلم سراسر دروغ سیصد كه در آن از نهادهاي اسلامي شيعه استفاده شده بود طراحي شد. همچنين بايد تبليغات گسترده اي را بر ضد مراجع و رهبران ديني شيعه صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود را در ميان مردم از دست بدهند.

يكي ديگر از مواردي كه بايد روي آن كار كنيم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبي است كه هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگه ميدارند و ما تصميم گرفتيم با حمايتهاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزار كنندگان اصلي اين گونه مراسم عقايد و بنيانهاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي را سست و متزلزل كنيم و مسايل انحرافي در آن بوجود آوريم، بگونهاي كه شيعه، يك جاهل خرافاتي در نظر آيد. در مرحله بعد بايد مطالب فراواني بر ضد مراجع شيعه جمعآوري شده و به وسيله مداحان و نويسندگان سودجو انتشار دهيم و تا سال 1389، مرجعيت را كه سد راه اصلي اهداف ما هستند، تضعيف و آنان را به دست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامي نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب بزنيم»
سند دوم: نقش سازمان جاسوسي سيا آمريكا در مقابله با فرهنگ عاشورا

اخيراً كتابي به نام«نقشههايي براي جدايي مكاتب الهي» در آمريكا منتشر گرديد كه در آن با دكتر مايل برانت يكي از معاونان سازمان اطلاعاتي آمريكا(سيا) مصاحبهاي انجام شده، او ميگويد:
«بعد از مدتها تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه قدرت رهبر مذهبي ايران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ايران تأثيرگذار بوده است ما همچنين به اين نتيجه دست يافتيم كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب اسلامي فعال و پويا هستند.»
پس از اختصاص چهل ميليون دلار براي نظرسنجي در سراسر جهان به نتايج مهمي دست يافتيم و متوجه شديم كه قدرت مذهب شيعه در دست مراجع و روحانيت است، اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه به طور مستقيم نميتوان با مذهب شيعه رو در رو شد و امكان پيروزي بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم ما به جاي ضربالمثل انگليسي «اختلاف بينداز و حكومت كن» از سياست«اختلاف بينداز و نابود كن» استفاده كرديم. در همين راستا، برنامهريزيهاي گسترده را براي سياستهاي بلند مدت خود طرح كرديم، مانند حمايت از افرادي كه با مذهب شيعه اختلاف نظر دارند و ترويج كافر بودن شيعيان به گونهاي كه در زمان مناسب بر ضد آنها توسط ديگر مذاهب اعلام جهاد گردد. در تمامي اين فيلمها بر اساس نظريه فوكوياما، امام حسين(ع) و كربلا يك طرف و سوي ديگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوي شيعي انتخاب شده است. لباس سربازان آمريكايي، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است. در بعضي از اين فيلمها، خون سربازان آمريكايي سبز است. آن هم بدليل تقدس اين رنگ در آرمانهاي شيعي، هنرپيشهها تا پايان فيلم ناشناختهاند و همچنين تا آخر فيلم حفظ نقشهاي قدسي بازي ميكنند.
«فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم ارائه كرد.
فوكوياما در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويت شيعه» ميگويد: شيعه، پرندهاي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرندهاي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ.
عاشورا و حماسة پر شكوه آن پديدهاي است كه همواره رمز و راز نيروي پنهان و آشكار شيعيان و آزادي خواهان بوده است. قدرت اين رمز و راز آن چنان است كه دشمنان اسلام را هميشه در حيرت و شگفتي و سردرگمي فرو برده است. از همين رو، دشمنان، به ويژه صهيونيسم جهاني بر آنند تا با شبيهسازي و بهرهگيري از اين واقعه، براي دنياي پوشالي و خيالي خود، جلوههاي مقدس و آسماني بيافرينند. براي مثال، در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم، «فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را ارائه كرد. اين كتاب در برابر كتاب برخورد تمدنها اثر «ساموئل هانتينگتون» است.
وي جنگ عراق و ايران را مثال ميزند و ميگويد:
اينها فاو را تسخير كردهاند، ميروند كربلا را هم بگيرند و اين، يعني فتح قدس، اگر كربلا را بگيرند، اينجا را هم قطعاً ميگيرند.
او براي دفع اين خطر پيشنهاد ميكند با امتياز دادن به ايران، جنگ را متوقف كنيد.
فوكوياما براي اين كار، مكتب جديدي به نام اونجليس عرضه كرد. مكتبي كه قدمتش به 1987 ميلادي بر ميگردد. طرفداران اين مكتب معتقدند عيساي ناصري خواهد آمد. فوكوياما به آنها توصيه ميكند در فيلمهايشان هر چه را شيعيان دربارة امام زمان ميگويند، بر شخص عيساي ناصري تطبيق بدهند. بر اساس دستور فوكوياما، فيلمهايي بر اساس مدل «روايت فتح» شهيد آويني، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به كارگيري مؤلفههاي احساسي برنامههاي شهيد آويني، با همان تيپها و همان ديالوگها كه شهيد آويني ميگفت.
نكته:
در تمامي اين فيلمها، بر اساس نظرية فوكوياما، امام حسين(ع) و كربلا، يك طرف و سوي ديگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوي شيعي انتخاب شده است. لباس سربازان امريكايي، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دليل تقدس اين رنگ در آرمانهاي شيعي. هنر پيشهها تا پايان فيلم ناشناختهاند و همچنين تا آخر فيلم فقط نقشهاي قدسي بازي ميكنند.
جمعبندي :
در ائتلاف جديد آمريكا با رژيم صهيونيستي، دولتهاي غربي و عربي عليه اسلام اهل بيت(ع) و جمهوري اسلامي ايران كه به دليل شكست راهبردهاي آمريكا در عراق و قدرتگيري ايران در منطقه و ظهور و بروز و تواناييهاي ايرانيها در ابعاد علمي، هستهاي، نظامي، سياسي و اقتصادي بوده، دشمنان زخم خورده را وادار به تشديد فشارهاي منطقهاي و بينالمللي عليه جمهوري اسلامي نموده است. قطعاً تشديد اختلافات فرقهاي و مذهبي و تقابل بين شيعه و سني از يكسوي و شبيهسازي از الگوهاي اسلام اهلبيت به منظور مدلسازي در غرب و تحريف آن در جهان اسلام از راهبردهاي جبهه ناتوي فرهنگي است كه هوشياري و بصيرت فرهيختگان، گامي بلند در بيدار سازي تودهها و خنثي سازي توطئههاي دشمن خواهد بود.
:: قصه های غصه
وضعیت فرهنگی کشور به صورت بحرانی درآمده و متاسفانه خواب شیرین غفلت همه را فرا گرفته، اما چطور؟ و به چه دلیل ؟
زمانی که چندان هم دور نیست وقتی از ما در مورد انتخاب شغلمان میپرسیدند اکثریت غریب به اتفاق از خلبانی ، دکتری ، مهندسی ، پرستاری ، معلمی و ... صحبت می کردند و وقتی دلیل را میپرسیدند با قاطعیت از خدمت به مردم صحبت میشد ولی حالا چی ؟ به وضوح مشخصه این وضعیت ، معلوم علتی در عمق جامعه است که بهتر اسمش رو هر چیزی بزاریم غیر از فرهنگ چون این وضعیت بی فرهنگی مطلقه ! باور ندارید از یک کلاس درس شروع کنید . سوالی ساده شما را به این واقعیت تلخ خواهد رساند . در آینده چه شغلی را انتخاب میکنید ؟ جواب خیلی هم جای تعجب نخواهد داشت و قابل پیش بینیست . میتونید بشنوید که اکثر بچه ها حرف از بازیگری ، خوانندگی و یا فوتبالیست شدن میزنند . ولی چرا؟

همیشه تاریخ گروهی در صدر جامعه وجود داشته که به عنوان الگو و مرجع در مباحث اجتماعی ایفای نقش میکرده که متاسفانه در کشور ما پس از انقلاب این مقوله بسیار مهم بدست کسانی سپرده شد که آنچنان که باید و شاید به بارور سازی روحیه انقلابی اعتقادی نداشتند . البته این نقصان بزرگ با شروع جنگ به مرحله ای نوین پا نهاد که تقریبا همه کم و کاستی ها جبران شد ولی بعد از خلق آن حماسه دشمنان به خوبی دریافتند که برخورد نرم بسیار کاراتر از برخورد سخت است . طولی نکشید که این اندیشه به یک هدف استراتژیک برای نابودی انقلاب جوان ایران تبدیل شد و بعد از دوره سازندگی که کشور با الگوهای غربی بخش اقتصادی خود را به اصطلاح شکوفا کرد دوره ای آمد که تمامی دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی حتی فکر آن را هم نمیکردند . اندیشه ای که با نام اصلاحات سعی در از بین بردن تمام داشته های انقلاب کرد و کار را به شبه کودتای ۱۸ تیر و ... رساند .

این بار در مقوله فرهنگ انفعالی وجود نداشت بلکه در بدنه اجرایی و قانون گزاری، تمام سعی شد تا الگوهای کثیف و شیطانی غرب در ایران پیاده شود و این را هم میتوان در راستای طرح انقلاب نرم دشمن دانست. اینجا بود که مارهایی که در سالهای پس از انقلاب به گوشه و کنار کشور و دنیا فراری شده بودند عرصه را برای تاخت و تاز باز دیدند و سونامی فرهنگی از قلب سینما و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی شروع شد . رد کردن و نادیده انگاشتن مفهومی به نام انقلاب در سر لوحه کار و در مراحل بعد نابودی این سیستم مد نظر قرار گرفت . ساخت صدها فیلم مبتذل و رکیک که در آن نه تنها به انقلاب اسلامی بلکه به تمامی انسانیت توهین میشد شروع شده بود . تبلیغ هوس های خیابانی، پخش صحنه هایی که فقط و فقط برای تغییر ذاعقه نسل جوان از انقلابی به اباحی گری با دقت و وسواس زیاد انتخاب و پخش میشد و هدفی جز غفلت زده کردن جوانان برای ندیدن افق بلند پیش رویشان که همان فتح قله های پیشرفت و جهانی شدن انقلاب بود نداشت . این روند فیلم سازی (بخوانید لج پراکنی) ادامه داشت آن همه نه یک سال نه دو سال بلکه تا همین لحظه !!! گذشت و گذشت تا اینکه خداوند بر این مردم منت نهاد و دوبار اداره امور کشورشان را البته به اراده خودشان به کسانی سپرد که در حداقل عرض یابی تا کنون کاری به غیر از خدمت به مردم نکرده اند والبته با عنایات خداوند عزت را برای ما به جای ذلت وخاری خریده اند. ولی باز هم سایه شوم فرهنگ ابتذال در سینما و بدبختانه در تلویزون از سر مردم کوتاه نشد و عرضه این گونه فیلم ها با قوتی بیشتر ادامه یافت.

اگر در آن زمان (اصلاحات) تلویزون با مدیریت دلسوزانه اقای دکتر لاریجانی بسیاری از این طرح های براندازانه را خنثی کرد ولی اکنون که دولتی انقلابی در صدر حاکمیت وجود دارد رسانه ملی بدست افرادی افتاده که در سر سودای روزگار خوش گذشته را میپرورانند و با هر حرکت و توانی سعی در مخدوش کردن چهره دولت و انقلاب دارند که البته جای بسی شگفتیست که چگونه این موضوع در کمتر محفل سیاسی مورد نقد واقعی قرار میگیرد و به قول یک مثل در هنگام صحبت از صدا و سیما همه چوبهایشان را مخفی میکنند . البته اینها مشتی از خروار بوده و هست . وقتی در ایام سوگواری اعمه یا ولادت آنها یا هر موضوع خرد و کلان دیگر به جای دعوت از صاحبان فکر و خرد از چهره های معلوم الحالی مثل بعضی بازیگران یا فوتبالیست ها یا خواننده ها استفاده میشود توقع داریم که گندم درو کنیم؟
ادامه دارد...
قشری در این جامعه وجود داره که جایگاهشان ، جایگاه انبیا الهی است.
قشری از جنس نور و روشنایی ، بله معلمین عزیز کشورمان که بدنه اصلی تمدن سازی را در این
مرز جاوید بازی میکنند . عزیزانی سخت کوش ، فداکار ، کم توقع ، دلسوز و مهربان ،
بعضی وقت ها از پدر و مادر هم مهربانتر و البته که آنها جایگاهی دارند که آروزی آن هم
آرزوی بزرگیست . در این میان شیاطینی با نام این عزیزان ولی به کام شیطان عمل میکنند
این شیاطین که از هر حیوانی پست ترند بیشترین سهم در فرهنگ سوزی این کشور را دارند
هدفشان جز فنای همه انسانیت به پای خواسته های نفسانیشان نیست . این افراد که رفتارشان
بیشتر به بازجوهای ساواکی و صهیونیست میخورد با از بین بردن تمامی آروزهای آینده یک
طفل بازیگوش او را از حق زیستن خویش محروم میکنند . البته جای بسی تعمل است
که چگونه این حیوانات وحشی به مزرعه گلها راه پیدا میکنند تا بتوانند غنچه های زیبای
زندگیمان را به بیمارستان راهی کنند و هیچکس هم ممانعتی نکند تا نشود آنچه شده ...

مشاور وزير و مديركل دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات آموزش و پرورش گفت: پرونده معلم تنبيه كننده دانشآموز خوزستاني به هيئت رسيدگي به تخلفات اداري ارسال شد.
به گزارش فارس، علي نوروزي دانشآموز كلاس چهارم ابتدايي شهر لالي، يازدهم ارديبهشت به علت تأخير در ورود به كلاس از سوي معلم خود مورد تنبيه بدني قرار گرفت.
اين دانشآموز گفت: ۶ ضربه با كابل به كمر و گردنم وارد شد كه همان لحظه احساس سوزش و درد شديد تمام وجودم را فرا گرفت و پس از تعطيل شدن مدرسه در مسير خانه، ناگهان بيهوش بر زمين افتادم. با نوشيدن آب به هوش آمدم، اما در خانه به طور كاملا ناگهاني تمام بدنم فلج شد و به بيمارستان اميد لالي انتقال يافتم.
عباس رهي، مشاور وزير و مديركل دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس در اين خصوص افزود: در بررسيهاي ما، تنبيه دانشآموز توسط معلم كلاس مورد تأييد است البته تنبيه با پوسته يك سيم صورت گرفته است.
وي ادامه داد: اينكه آيا حادثهاي كه منجر به فلج شدن دانشآموز شده است، به دليل تنبيه بدني بوده يا بر اثر بيماري و غيره است بايد توسط پزشكان اعلام شود. رهي اظهار داشت: هنوز متخصصان اظهار نظري در اين خصوص نكردند و ما منتظر نظر پزشكان هستيم. وي افزود: در هر حال با توجه به اينكه اصل موضوع تنبيهبدني تأييد شده، پرونده معلم تنبيهكننده جهت پيگيري به هيئت رسيدگي به تخلفات اداري ارائه شده است.
علي منتظري
روند تحولات نظامي و اخبار پشت پرده آمريکاييها و نوع حرکت نظامي آنها در خاورميانه و عراق، هيچ شکي باقي نميگذارد که آمريکا در صدد حملهاي به نام «عمليات پيشگيرانه» عليه ايران و در هم کوبيدن مراکز مهم اتمي، نظامي و اقتصادي ايران و سپس بمباران مراکز فرماندهي سياسي و نظامي کشور است. آنچه تا کنون مانع اين امر شده، سياستهاي دفاعي ايران و ناتوانايي برآورد دقيق حجم و گستردگي پاسخ اين كشور بوده است.
تغيير جريان تحولات نظامي عراق از به اصطلاح کشمکش ايراني ـ آمريکايي به درگيري عراقي ـ ايراني، روي ديگر سکه تازه تأسيس سياست آمريکايي در منطقه است تا در فرض حمله نظامي به ايران، سرانجام قادر به استفاده از برخي تواناييهاي ارتش عراق عليه ايران باشد.
اين فرضيه از آن روي تقويت ميشود که ارتش آمريکا، يک نيروي اشغالگر در اين کشور به شمار ميرود و تلاش دارد تا در عاليترين شکل ممکن، فرماندهان نظامي عراق را با خود همراه کند.
در کنار اين امر، ورود برخي چهرههاي سياسي شيعه عراق همچون «موفق الربيعي»، مشاور امنيت ملي عراق و شاگرد محبوب مشاور امنيت ملي آمريکا «استفنهادلي» و در پيش گرفتن مواضع ضد ايرانياش، نشان ميدهد که عناصر وابسته، چه سني و چه شيعه که در دوران تبعيد خارج از عراق، درسهاي فراواني آموختهاند، در اوضاع حساس و بحراني به سود آمريکا، وارد کارزار ميشوند.
موفق الربيعي که در کارنامه سياسي خود، عضويت در حزب الدعوه عراق و سپس اخراج از اين حزب به دليل روابط مشکوک با انگليس و نيز سفارت آمريکا در انگليس (پيش از سقوط نظام صدام حسين) را دارد، بدون شک يکي از نزديكترين چهرههاي سياسي شيعي در عراق به دولت آمريکا به شمار ميرود و اگر فرض بر اين باشد که آمريکا خواهان بروز معادله برخورد عراقي ـ ايراني از نوعي جديد است تا بستر يک برخورد نظامي در منطقه را فراهم کند، چه کسي بهتر از مشاور امنيت ملي عراق تا اين مقدمه سياسي را فراهم کند؟
تحولات نظامي عراق نيز گوياي آن است که آمريکا در صدد است، پيش از هر حملهاي به ايران، فرضيه پاسخ منطقهاي ايران به حملات آمريکا را کامل محو کند. بر همين اساس، با آن که جيشالمهدي در سياست و عمل از ايران فاصلهاي طولاني دارد، اما با سرکوب ارتش آمريکا تا نابودي کامل روبهرو ميشود و با همين نگاه است که ناوگان دريايي آمريکا در برابر سواحل لبنان، لنگر انداختهاند تا در صورت يک جنگ فراگير با ايران، امکان پاسخگويي منطقهاي ايران از بين برود.
و باز با همين فرضيه است که آذربايجان در يک گستاخي شگفت و با اشاره و پيامي آمريکايي، جلوي فرستادن سوخت اتمي نيروگاه اتمي بوشهر از روسيه را ميگيرد و اين در حالي است که با انتقال هواپيماهاي سوخترسان و جاسوسي «آواکس» به آذربايجان که از ماهها پيش عملي شده، اکنون روشن است که دولت آذربايجان در صورت بروز يک جنگ آمريکايي عليه ايران، نقشي استراتژيک بازي خواهد کرد.

در همين راستاست که طرح ازسرگيري گفتوگوهاي اسرائيل و سوريه با شدت بيشتري توسط يک واسطه کاملا مرضيالطرفين و مسلمان پيگيري شده است تا در فرايند گفتوگويهاي احتمالي مستقيم سوريه و اسرائيل، سوريه از معادله برخورد نظامي احتمالي ايران و آمريکا فاصله گيرد تا از قدرت فرامنطقهاي ايران در يک جنگ احتمالي به شدت کاسته شود و آنگاه امکان تصفيه و قلع و قمع همپيمانان ايران در خاورميانه نيز در پي حمله به ايران، بهتر فراهم شود.
و باز در همين راستا، تلاش دوچندان آغاز شده است تا بحران سياسي لبنان با برگزيدن رئيس جمهور توافقي لبنان در 24 ارديبهشت، به ساحل آرامش برسد و با استقرار نهادهاي قانون اساسي لبنان، فضاي کشور به سويي كشانده شود تا در صورت برخورد نظامي ايران و آمريکا، لبنان نيز در سايه استقرار سياسي و امنيتي فراگير از معادله پاسخهاي فرامنطقهاي ايران نيز خارج شود. اين، همزمان با تشديد حملات شديد سياسي عناصر همپيمان با آمريکا در لبنان عليه ايران و حزب الله لبنان است.
همه اين سناريوهاي «پاستوريزه آمريکايي» در آستانه فرا رسيدن فصل گرما در منطقه با اعزام ناوگانهاي دريايي آمريکا به خليج فارس تکميل ميشود. آمريکاييها در حالي که قيافه يک معصوم بيگناه را در کنار اين همه تحولات به خود گرفتهاند، ناشيانه و سادهلوحانه اينگونه اعلام ميکنند که قصد هيچ حملهاي را به ايران ندارند، اما از رد پاي آنها روشن است که يکي از اهداف مهمشان از اين همه تحولات نظامي، حمله به ايران بوده که در نتيجه تحولات داخلي ايران و تحولات منطقهاي، اين استراتژي تا کنون عملي نشده است.
اما در اين سوي ميدان، اگر فرض بر اين است که آمريکا در صدد حملهاي گسترده به ايران است، پس اين حق براي يک عقل و اداره نظامي پابرجاست تا با يک عمليات بازدارنده عليه اهداف آمريکايي، جايي که آمريکاييها انتظار آن را ندارند، آغازگر دفاعي همهجانبه از خود باشد. چه کسي ميتواند از اين سياست انتقاد کند؟ آيا کساني که خود پايهگذار چنين سياستي بوده و بر پايه آن به عراق و سومالي حمله برده و فضاي آبي خليج فارس را بيش از دو سال به يک قلعه بزرگ نظامي تبديل کرده و دو کشور مسلمان را به اشغال خود درآوردهاند و ناوهاي خود را اکنون در درياي مديترانه و در برابر سواحل سوريه و لبنان مستقر کردهاند، ميتوانند خردهاي بر آن گيرند؟

البته بر خلاف گذشته که گفته ميشد «آمريکا ميداند که ايران چگونه پاسخ خواهد داد»، اين بار بايد با قاطعيت و يقين گفت که آمريکاييها هرگز نميدانند ايران با تکيه بر چه تاکتيک و سلاحهايي پاسخ خواهد داد. آمريکايي نميدانند، اما درخواهند يافت که بخش بزرگ بررسيهاي نظامي آنها درباره قدرت نظامي ايران اشتباه بوده است و اگر آنها آغازگر جنگي باشند، آن جنگ، جنگي است که 100 در صد، نقطه پايانش را ايران تعيين ميکند و با قدرت دفاعي روبهرو خواهند شد که هيچ يک از جاسوسانشان، نتوانستهاند در هيچ بررسي آن را کشف کنند و به آگاهي آمريکاييها برسانند.
ايران، دنياي آمريکا را دنياي تجاوزگري و دنياي سياست سلطه ميداند، آمريکا را منتظر بهانهاي کوچک براي تجاوز به ملتها ميبيند و از همين روي، نيروهاي مسلح خود را براي مقابله با آمريکا بسيار قوي كرده است و از همين نگاه، آخرين حرف ايران نيز زده و به صداي رسا به آمريکا اعلام شده است: «اين جرأت و اين گستاخي در دشمنان ملت ايران نيست که وارد ميداني شوند که خروج از آن براي آنها امکانپذير نيست.» آمريکا بايد به درستي مفهوم اين پيام را دريابد.*
متنی که در ادامه می آید نوشته شده توسط فردیست که خود را یکی از دوستداران اعلا حضرت همایونی میداند. ایشان که قبلا در نیروی هوایی خلبان هرکولس بوده بعد از انقلاب در دفاع مقدس شرکت کرده و بعد ها به صدا و سیما میرود البته با همان اعتقادات و نظرات حفظ شده اش که در این نوشته مشخص کننده نوع گرایشات اوست . البته ما در اینجا آدرس سایت ایشان را خواهیم آورد تا خدای نکرده انگ دزدی به ما نخورد ولی شما میتوانید ببنید که چگونه این افراد در بدنه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نفوذ کرده و بخش های مدیریتی را در دست میگیرند. پیمان قاسم خانی، محراب قاسم خانی، خشایار الوند، امیرمهدی ژوله نویسندگان این مجموعه تمام توهین بودند که در اوج این توهین ها نیروی خدوم انتظامی به خاطر از جان گذشتگی در راه آرامش مردم به سخره که نه با تمام وجود به لجن کشیده میشود. البته این سبک کار ، تازه نبوده بلکه در فیلم تهوع آور مارمولک هم،همین سناریو اجرا شد ، یک گرگ لباس یک بره را به تن میکند بعد هر آنچه دلشان میخواهد بار گرگ میکنند ولی در اصل بره هدف اصلیست ، البته اسامی قاسم خانی ها در لیست نویسندگان مارمولک هم دیده میشود،گرچه ، وقتی بعضی ها کارگردان آن کار را برای فیلم انتخاباتی ریاست جمهوریشان انتخاب میکنند دیگر جای چرا باقی نمیماند !
http://www.oldpilot.ir/2008/03/post_225.php#more آدرس مطلب زیر با حذف موارد اضافه :
خوشبختانه من در مقطعي به تلويزيون پيوستم كه آهنگ تحولات اساسي آن كليد خورده بود . به عبارتي از نزديك شاهد افتتاح شبكه هاي تهران ( كانال پنج ) ، شبكه سوم ، شبكه چهار و شبكه خبر بودم . جالبه بدونيد در هر شبكه يكي دوتا خانم خبرنگار زبر و زرنگ هم معرفي كرده بودم تا در مقام نماينده ام هر گونه خبري رو بهم اطلاع دهند . ضمن اين كه به دليل ارتباط صميمانه اي كه با مديران شبكه ها داشتم هميشه خبر هاي دست اول رو كسب مي كردم . شايد باورتون نشه كار به جايي رسيده بود كه ساير نشريات خبرهاي تلويزيوني شون رو از ما مي گرفتند . چون آن ها اجازه نداشتند مستقيم خبر يا گزارشي رو از شبكه اي دريافت نمايند و بايستي از طريق روابط عمومي سيما به آن ها دست مي يافتند ! در صورتي كه فقط سروش مجاز به ارتباط مستقيم بود .
در آن زمان همين آقاي " علي اصغر پورمحمدي " مدير فعلي شبكه سوم سيما در راديو فعاليت مي كرد . و از آن جا كه به دليل مسئوليت ام با اغلب مديران گروه ها و شبكه هاي راديو تلويزيون در ارتباط بودم ، ايشان از من دعوت كرد تا با راديو همكاري كنم . ولي من نپذيرفتم . تا اين كه حاج آقا پور محمدي به تلويزيون آمده و مسئوليت گروه اجتماعي شبكه هاي اول و سوم رو به عهده گرفت . او به همراه خودش بعضي از تهيه كنندگان و مجريان راديو رو هم به تلويزيون آورد . در همين مقطع بود كه من هم به ايشون پيوستم . در ميان ياران قديمي حاج آقا شخصي به نام " آقاي ك " بود كه اغلب برنامه هاي طنز رو توليد مي كرد . و چون آدم درستكاري بود ، هميشه برنامه اي براي توليد داشت . اين بابا تمام كارهاي روابط عمومي و تبليغات اش رو به من سپرده بود . در همين زمان مهران مديري به همراه چند جوان ديگر از جمله ... شفيعي جم ، امير فضلي ، رادش و ... در برنامه اي تحت عنوان " ساعت خوش " كه در ايام نوروز پخش مي شد ، خيلي خوب درخشيدند .
به بركت اين برنامه و بازي هاي چشم گير مهران مديري ، آن ها يه شبه تبديل به چهره شدند . ديگه هر جا پا مي گذاشتند بعضي مردم هنرپيشه نديده طوري غش و ضعف مي رفتند كه نگو ... متآسفانه يه رسم خيلي بدي كه در صدا و سيماي ما جاريه به محض گل كردن برنامه اي ، بلافاصله عده اي دست به كار شده و عين آن كار رو كپي كرده و به خورد مردم مي دهند . غافل از اين كه هر برنامه شرايط زماني و مكاني خودش رو داره ... از اين رو كارهاي متفرقه اين گروه ديگه مثل ساعت خوش نگرفت . و گروه متفرق شده و هر كي در برنامه اي جذب شدند . مهران مديري هم كه از لحاظ ارايه هنر بازيگري يه سر و گردن بالاتر از بقيه جوون ها بود ، عاقلانه عمل كرده و گول وسوسه هاي اغوا كننده ساير تهيه كنندگاني رو كه در سر انديشه ساعت خوشي ديگري رو داشتند نخورد . و به طور مستقل شروع به تهيه برنامه هاي تركيبي و آيتم هاي طنز پرداخت ..
تا اين كه بخت و اقبال به سوي اين بازيگر عاقل و انديشمند روي آورده و يه روز غروب كه در يكي از خيابان هاي تهران ( فكر مي كنم خيابان شريعتي بود ) سرگرم تهيه برنامه طنز خود بود ، آقاي " ك " از او دعوت كرد تا به گروه آن ها پيوسته و به تهيه كنندگي او كارهاي بزرگ تري را در گروه اجتماعي شبكه سوم سيما زير نظر حاج آقا پورمحمدي انجام دهند . اتفاقآ من هم در آن روز همراه آقاي " ك " و " الف " كه قائم مقام جاج آقا در گروه بود ، به لوكشين مهران مديري رفتيم . آوازه حاج آقا پور محمدي و تهيه كننده آس او قبلآ به گوش مهران مديري رسيده بود . به همين دليل خيلي زود پاسخ مثبت به پيشنهاد فوق داده و رسمآ به اين گروه پيوست . جالبه بدونيد تهيه كننده فوق علاوه بر ساخت برنامه هاي جالب طنز و شو هاي زنده تلويزيوني به دليل همون اعتمادي كه نام بردم اغلب مديريت جشن هاي سالگرد شبكه سوم رو هم به عهده داشت . و از آن جا كه آدم دست و دل بازي بود و مثل بعضي تهيه كنندگان تلويزيوني خسيس و ناخن خشك نبود ، خيلي ها آرزوي كار با او را داشتند .
بدین ترتیب مهران مدیری که ستاره بخت اش می رفت تا با از یاد رفتن خاطره ساعت خوش از اذهان مردم به فراموشی سپرده شود ، با پيوستن به گروه اين تهيه كننده و حمايت مستقيم حاج آقا پورمحمدي كه واقعآ اعتبار درخشاني در صدا و سيما داشت و تلاش بيش از حد خود او و هنر نمايي هاي منحصر به فردش سبب شد تا برنامه هايش گل كند . اما نكته قابل توجه ديگري كه در محبوبيت اين بازيگر نقش داشت و كمتر رسانه اي به آن اشاره كرده بود ، حضور نويسنده طنز پرداز توانا " ابراهيم نبوي " بود كه با دريافت دستمزد گزاف ، به كاراكترهاي مجموعه او روح تازه اي مي دميد . حضور اين نويسنده توانا در گروه توليد برنامه هاي اجتماعي شبكه سوم سيما مصادف شد با تحول برنامه هاي سياسي كشور كه طي آن ابراهيم نبوي به خاطر تفكرات و حمايت هاي خويش از جناحي خاص ، به محاق انزوا كشيده شد . و جلوي فعاليت هاي او در نشريات طيف اصلاح طلب كه بعد ها هم به تعطيلي كشيده شدند ، گرفته شد . اما به خاطر نفوذ و قدرت شخص پورمحمدي در رآس گروه اجتماعي ، نبوي هم چنان در گروه توليد حضور داشت و بدون اين كه نامي از وي در تيتراژ برنامه برده شود ، به كار خود ادامه مي داد . در آن هنگام من عضو شوراي بررسي برنامه هاي تركيبي گروه بودم . ولي جالبه بدونيد برنامه هاي خاص هيچ گاه به شورا نمي رسيد . و شخص پور محمدي نظارت مي كرد .
هنر نمايي خاص مهران مديري كه بعد ها با جاي گزيني نويسندگان جواني چون سروش صحت و تني چند ديگر به اوج خود رسيده بود . مجالي بود براي ساير بازيگران تا در كنار مديري به محبوبيت برسند . يكي از اين بازيگران " لاله صبوري " بود كه با ايفاي نقش مريم ، و استقبال بي نظير مردم ، يه شبه به اوج رسيد . و بعد از ترك گروه مديري اگر چه در خيلي سريال ها نقش آفريني كرد ، اما هرگز محبوبيت و روزهاي اوجي كه در كنار مهران مديري بود به دست نياورد . اين پروسه با حضور ساير بازيگران خانم هم چنان ادامه دارد . آقاي " ك " با اجاره كردن منزلي بزرگ در خيابان نياوران ، تمام عوامل توليد رو به آن جا انتقال داده و چندين مجموعه تلويزيوني را در آن جا ضبط كرد . يكي از ويژه گي هاي منحصر به فرد تهيه كننده فوق حمايت از يكايك اعضاي گروه تحت امرش است كه در تمام كار ها آن ها حضور دارند . و هر از گاهي چهره هاي جديد حسب نياز افزوده مي شود .
با آغاز زمزمه خصوصي سازي تلويزيون و تشكيل كنسرسيوم هاي تبليغاتي ، اين بار تهيه كننده فوق با حمايت حاج آقا صاحب يك شركت تبليغاتي بزرگ براي ساخت انواع تيزر هاي تلويزيوني شد . و دفتر جديد خود را در خيابان ولي عصر مستقر كرد . ولي مهران مديري همچنان در كنار اين تهيه كننده و با حمايت معنوي وي به تهيه و ساخت برنامه هاي تلويزيوني ادامه داد . بعد از مدتي به دليل تغير و تحولاتي كه در سازمان صدا و سيما بوجود آمد ، حاج آقا پورمحمدي مسئوليت مديريت شبكه تهران رو به عهده گرفت . ضمن اين كه من پيش از آمدن حاج آقا در اين شبكه به عنوان روابط عمومي و بازبين برنامه هاي خارجي همكاري مي كردم . و بار ديگر سبب گرديد تا از نزديك شاهد برنامه سازي زير مجموعه هاي حاج آقا و مهران مديري باشم . اما از آن جا كه حس حسادت و بد گويي در تلويزيون مانند ساير جاهاي ديگر رواج دارد ، كم كم زمزمه كنار گذاشتن مديري به گوش مي رسيد .
اما حادثه اي سبب شد تا اين هنرمند محبوب ، يعني مهران خان مديري از تير رس شايعه سازان در امان نمانده و گريبان گيرش شد . بله در شرايطي كه شايعه اي بر سر زبان هاي مردم پايتخت و شهرهاي ديگر كشور افتاده بود كه جمعي از هنرمندان در مجتمع مسكوني " آي اس پ " در محفل پارتي گونه اي كه برقرار بود دستگير شده و به زندان افتاده اند . خيلي ها سعي كردند نام اين هنرمند سخت كوش را هم در ميان سايرين بگنجانند ! اما با حضور در دفتر كار خويش به همه شايعات پايان داد . حتي يادمه از من خواست شايعه بودن اين خبر رو در تمام نشريات كشور حتي كيهان بچه ها به چاپ برسونم . و به مردم خوب كشورمون اعلام كنم اين وصله ها به مهران خان نمي چسبد . حال تا چه حد موفق بودم ، بايد خود مديري به آن پاسخ دهد .
همان طور كه اشاره كردم ، اين بازيگر به خاطر هوش سرشار و خلاقيت منحصر به فردش ، بعد از اين ماجرا تازه دوزاري اش افتاد كه بايد به نا بخردان و دسيسه سازان خودي نشون دهد . از اين رو اولين حركت انقلابي خود يا بهتره بگم نخستين تصميم درست زندگي هنري اش رو گرفت و با خونسردي تمام اعلام كرد .. از اين پس خودش تهيه كنندگي برنامه هايش رو به عهده خواهد گرفت . اين خبر ابتدا همچون بمب در شبكه پنج سيما پيچيد . و هيچ كس باور نمي كرد كه مديري از آقاي " ك " جدا شود ! ولي ادامه اين تصميم به شخص پورمحمدي بستگي داشت كه آيا قبول مي كند كه تهيه كننده سنتي اش رو كنار گذاشته و مستقلآ تهيه كننده شود يا خير ؟!! ولي از آن جا كه حاج آقا مديري با عدل و انصاف بوده و از طرفي مديري به حد كافي چهره محبوب براي مخاطبان شبكه اش شده بود . با اين كار موافقت كرد . و پس از آن وي علاوه بر بازيگري تهيه كننده هم شد .
از درايت مهران مديري همين بس كه بگويم او براي نشان دادن حسن نيت اش به آقاي " ك " و بستن زبان مخالفان نه تنها در دفتر اين تهيه كننده ماند ، بلكه در بعضي كارهاي هنري هم شريك وي شد ! يكي از اين كارهاي مشترك ، پروژه خوانندگي او بود . كه با تلاش فراوان و زحمات زيادي كه كشيد ، كاست صداي خود را كه با آهنگ سازي بزرگان موسيقي كشور تهيه شده بود ، آماده كرد . مديري با شم اقتصادي قوي اي كه داشت مطمئن بود با پخش نخستين سري كاست صداي خود به بازار ، به دليل نبودن قانون كپي رايت در كشور ، خيلي زود زحمات او و يارانش به يغما خواهد رفت ! از اين رو دست به ابتكار جديدي زد و آن اين بود كه كاست صداي خود را كه تبليغ زيادي هم براي آن شده بود ، پيش فروش كرده تا در تاريخي مشخص روانه بازار نمايد . او حتي به من هم كه مسئوليت تبليغات او را داشتم ، كاست صداي اش رو نداد . بلكه اجازه داد در دفتر كارش فقط گوش كنم ! و قول داد بعد از انتشار به من هم بدهد !! خدا رو شكر اهل موسيقي نبودم و گرنه به من حسابي بر مي خورد !!
خوب يادمه ايام عيد بود كه جناب مهران خان مديري به همراه آقاي " ك " شال كلاه كرده و به قصد سفر به دبي ولي در حقيقت براي فروش كاست صداي خود عازم امارات عربي شد . اما اين بار واقعآ بد شانسي آورده و همزمان با حضورش در اين كشور ، مشاهده كرد خانم گوگوش يا به قول اهالي لس آنجلس .. شاه ماهي آواز ايران زود تر از او به اين شهر زيبا و توريستي تشريف آورده و نظر همه مشتاقان موسيقي رو به خود جلب كرده است . و امت موسيقي دوست ساكن دبي با پرداخت مبالغ هنگفتي براي گوش كردن و مشاهده كنسرت خانم گوگوش در صف ايستاده اند ! و فهميد كه آن چه با شريك اش برنامه ريزي كرده بود ، نقش بر آب شده و كلي كاست روي دستش باد كرد . حتي سنگيني حضور گوگوش در محافل هنري ، منجر به اين شده بود كه ديگر كسي به هنرمند وطني ما توجه اي نكند ! لذا مهران خان ما با چمدان هايي مملو از صداي خويش به تهران بازگشت !
البته يادم رفت بگم كه بعد از اين كه مهران مديري به همراه گروه اش به خيابان نياوران نقل و مكان كردند ، وي كارگرداني آثار خود رو هم آغاز كرده بود . وي واقعآ با تلاش و درايت خود توانست اطمينان و اعتماد مديران سيما رو به خود جلب كرده و با دعوت پيمان قاسم خاني به گروه خود ، كارهاي مخاطب پسندي رو ارائه دهد . و همان گونه كه مي دانيد تمام آثار او با استقبال بي نظير مردم مواجه بوده است . مخصوصآ كار آخر او يعني " مرد هزار چهره " واقعآ از مقبوليت خاصي برخوردار است . و او خيلي راحت از پس نقش هايي كه از قلم پيمان قاسم خاني شكل گرفته است ، بر آمده و تحسين همگان را بر انگيخته است . مرد هزار چهره در حقيقت شمه اي از بافت اجتماع ما رو نشون مي دهد كه مردم چشم بسته و بدون تحقيق دنباله روي افراد قرار مي گيرند .نقطه اوج سريال مرد هزار چهره ، حضور مديري در نقش سرهنگ نيروي انتظامي است . كه با زبان هنر مشكلات موجود در سيستم پليسي رو به نقد مي كشد . يا در صحنه حضور در جمع شاعران ، به خوبي پوشالي بودن و تمجيد هاي دروغين برخي روشنفكر نما ها رو به تصوير مي كشد . واقعآ مديري در عالم هنر مرد هزار چهره اي است كه به خوبي از پس ايفاي هر نقشي بر مي آيد . او با اشراف بر روابط حاكم بر رسانه ملي و ارتباط با صاحبان صنعت و سرمايه و دعوت اسپانسر هاي قوي ، گام هاي خود رو خيلي محكم در اين عرصه بر مي دارد . بايد اعتراف كنم در تمام مدتي كه در زير مجموعه حاج آقا پورمحمدي و يا ساير شبكه ها فعاليت مي كردم ، هم زمان با مديري شاهد حضور افراد متعددي در اين حيطه بوده ام . كه متآسفانه بعد از معروف شدن ، خود رو گم كرده و دست به حركات ناشايستي مي زنند . يا با قيافه گرفتن و فراموش كردن مردم ، به عالم و آدم فخر مي فروشند . كه مهران خان واقعآ همان است كه بوده . براي اين هنرمند شايسته آرزوي موفقيت دارم .
آخرین اخبار حکایت از این داره که سيدي «آقاي شصتچي» با زيرنويس عربي براي مردمان آن سوي خليج فارس و در كشورهاي كويت، قطر، بحرين و امارات متحده عربي ترجمه و فرستاده شده است.
به این میگن صادرات از نوع فرهنگی!

محمد رسولي- محمد حسين لطفعلي زاده
سخن از فرهنگ ومغفول ماندن آن در كشور، ديگر تبديل به كليشه اي تكراري و پررنج شده است كه گويا طلسم آن به اين زودي ها شكسته نخواهد شد.
پس از وقوع انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي تمام قواي فكري وانساني نيروهاي تازه نفس انقلاب صرف مقابله با جنگي شد كه هرچند اين نبرد با دشمن متجاوز باعث ايجاد فرهنگ ايثار وشهادت در جامعه شد اما به علت آن كه در طي اين 8 سال، نيروهاي انقلابي باتمام قواي خود در حال دفاع از انقلاب وميهن اسلامي بودند، فرصت آن پيدا نشد تا سياستگذاري هاي اساسي براي فرهنگ اين كشور صورت پذيرد.
پس از پايان جنگ وروي كار آمدن دولت سازندگي، شعار اصلي اين دولت به سازندگي عمراني اختصاص يافت و بخش فرهنگ كه به منزله هواي تنفسي يك جامعه است، مورد غفلت قرار گرفت و به اقدامات لازمي كه نياز بود پس از جنگ براي حفظ روحيه هاي انساني بازمانده از جنگ انجام پذيرد، توجهي نشد.
در بسياري از اوقات با در پيش گرفتن سياست هاي كاملاً مغاير با اهداف اوليه نظام مقدس اسلامي، فرهنگ جامعه در لابلاي چرخ هاي توسعه (كه بعضاً با اصول اسلامي منافات داشت) به يك ضد فرهنگ براي جامعه اسلامي تبديل شد.
پس از دوران سازندگي كه دوران آغاز ويران كردن فرهنگ اين جامعه بود وروي كارآمدن دولت اصلاحات، با توجه به نفوذ برخي عناصر بيگانه در بدنه اصلي نظام، چنان بر سر فرهنگ اين ملت آمد وبه بيان ديگر آوردند كه شايد در ابتداي انقلاب هيچ كس فكر چنين روزهايي را براي كشور اسلامي نمي كرد.
در اين مورد افرادي وارد اركان اصلي دولت شدند كه نه تنها اعتقادي به وجود نظام اسلامي نداشتند كه برخي از آنها كمر به قطع ريشه درخت تناور انقلاب بسته بودند و با مأموريت گرفتن از مراكز اسلام ستيز خارج مرزها، فرصتي را كه مردم براي خدمت به آنها داده بودند، صرف خيانت در به ابتذال كشيدن فرهنگ جامعه كردند. اين اقدامات خائنانه در زمان هجوم شديد فرهنگي دشمن صورت گرفت؛ مأموريتي كه به لطف خداوند در آن موفق نشدند.
در اين دوره كساني در صدر امور فرهنگي كشور قرار گرفتند كه رهبر انقلاب در بسياري از سخنراني هاي خود رسماً از وزير ارشاد وقت نام مي برند واعلام مي كنند كه از حضور اين فرد در جايگاه وزير فرهنگ و ارشاد ناراضي هستند و اين فرمايش با نارضايتي مردم واعتراض هاي بسيار آن ها و تقاضايشان براي استعفاي اين وزير نالايق همراه بود (كه البته همه اينها مورد توجه رئيس جمهور وقت جهت تغيير اين وزير قرار نگرفت).
در اين دوره وزير فرهنگ طلايه دار گفتمان انحرافي تساهل وتسامح در جامعه شده بود، همان فردي كه هم اكنون با دوستان انگليسي خود نسكافه مي خورد و رسماً دم از عدم اعتقاد به جمهوري اسلامي مي زند. اين و بسياري ديگر مايه بدنامي دولت اصلاحات براي هميشه تاريخ خواهند بود.
اما پس از گذشتن اين دوره كه ظلم و خيانت بي سا بقه اي در حق فرهنگ جامعه شد، دولتي بر سر كار آمد كه حقيقتاً خواستار احيا كردن فرهنگ اصيل انقلاب و پياده كردن ارزش هاي ناب اسلامي در جامعه بوده است و دولتمردان آن فرزندان صالح اين انقلاب هستند و تمام همّ خود را به خدمت به اين نظام اختصاص داده اند.
اما آنچنان كه انتظار نمي رفت به بخش فرهنگ باز هم در چنين دولت مكتبي توجهي نشد و اين بخش باز هم مغفول ماند و اقدام هاي انقلابي كه دولت در ديگر بخش ها انجام داد، در جهت مقابله با شبيخون فرهنگي كه بارها وبارها مقام معظم رهبري نسبت به آن هشدار داده بودند، انجام نگرفت.
در اين دولت با وجود حمايت هاي مكرري كه رهبر انقلاب از اقدامات حقيقتاً سازنده آن در بخش هاي مختلف مي كردند در بخش فرهنگ زبان به گلايه گشودند و فرمودند كه انتظاري كه از دولت در اين بخش مي رفت برآورده نشده كه البته با توجه به ولايت پذيري اين دولت، چنين تذكري باعث برخي حركت هاي مثبت فرهنگي شد اما متاسفانه آن قدر كم و محدود بود كه آثار تحول آن در جامعه به چشم نمي آيد.
يكي از اين بخش هاي فرهنگي كه در اين دولت مورد غفلت واقع شد، سازماندهي اسلامي به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بود كه متأسفانه مديريت آن با اينكه نوآوري هاي فراواني در اين بخش داشته است اما گويا ضرورت اسلامي بودن اين طرح هاي نوآورانه و همخواني آن با فرهنگ اصيل اسلامي- انقلابي اين ملت را فراموش كرده است. برنامه هايي همچون جشن هاي نوروزي، تورهاي گردشگري براي جوانان بدون رعايت حريم عفاف و... ازاين دست اقدامات است.
يكي ديگر ازبخش هايي كه تغييرات موردانتظار در اين دولت در آن داده نشد، سينما و رسيدگي به وضعيت اسفبار آن است. انتظار مي رفت در اين دولت با وجود وزير ارشادي مكتبي ومعتقد به فرهنگ اسلامي، تحولات گسترده اي در اين بخش ديده شود كه متأسفانه چنين انتظاري در اين 32 ماهي كه از عمر دولت مي گذرد، نمودي قابل توجه در فيلم هاي اكران شده در سينما نداشته است.
سينما در كشور ما به صورت يك مسئله بغرنج و يك معضل در آمده كه هرروز پسرفت مي كند. توليد فراوان فيلم هاي گيشه اي و معارض با اصول اسلامي- انقلابي كه هرروز هم به تعداد آنها افزوده مي شود و حتي بعضاً به اين فيلم ها جوايزي نيز داده مي شود. با اين روند سينماي ما مشابه سينماي باليوود خواهد شد.
برخي فيلم ها هم تنها براي سرگرمي مخاطب ساخته نمي شوند بلكه بسياري از حريم ها در اين فيلم ها به راحتي شكسته مي شود و اين راه را براي فيلمسازان بعدي كه مي خواهند اين حريم ها را بشكنند، هموارتر مي كند.
يكي از اين فيلم ها كه به تازگي اكران شد، فيلم دايره زنگي است كه جاي بسي تعجب است كه اين فيلم چگونه مجوز اكران گرفته و پخش مي شود. نكات منفي اين فيلم آن قدر آشكار است كه انسان از ديدن آن تعجب مي كند.
تعارض با اعتقادات و پايبندي ها:
براي مثال در صحنه اول فيلم شاهد آن هستيم كه زن و مردي كه همراه فرزند كوچكشان به مراسم عروسي مي روند و با كسي مواجه مي شوند كه اتومبيل او را دزديده اند، حاضر نيستند به او كمك كنند اما حاضرند براي كراواتي كه متعلق به خودشان است و ارزشي ندارد، هر خطري را متحمل شوند. اين صحنه در وهله اول ممكن است تنها يك شوخي و نقد برداشت شود اما وقتي دوباره در صحنه آخر كه همين زن وشوهر حاضرند هديه اي را كه خودشان نمي خواهند از آن استفاده كنند، براي كسي ببرند. اين ها در واقع با آن حديثي كه همه ما هميشه شنيده ايم: آنچه براي خود مي پسندي، براي ديگري بخواه وآنچه براي خود نمي پسندي براي ديگران هم نپسند، تعارض دارد.
يا در صحنه اي ديگر"شعله" (بهاره رهنما) نذر می کند در صورت برگزاری کنسرت لس آنجلسی اش، يک ماه سفره حضرت عباس(ع) برپا کند!
درصحنه اي كه فيلم خسرو پخش مي شود، شاهد رقص دونفر از بازيگران (مديري وشريفي نيا) هستيم.
در جاي جاي اين فيلم به كرات شاهديم كه بازيگران عفت كلام را رعايت نكرده و با الفاظ بسيار ركيك به يكديگر توهين مي كنند.
نكته ديگري كه در اين فيلم وساير فيلم هاي سينما و تلويزيون به چشم مي خورد، تبليغ فرهنگ تجملاتي و مصرف گرايي و گسترش آن توسط اين فيلم هاست كه باعث مشكلات عديده اي براي جامعه ما شده است واين با فرهنگ اسلامي منافات دارد.
در جاي ديگر اين فيلم مي بينبم كه زن وشوهر جواني كه در واقعيت هم با همديگر همسرند (امين حيايي ونيلوفر خوش خلق) به راحتي در فيلم با يكديگر ارتباط دارند و به همديگر دست مي زنند اين در ست است كه اين در نگاه اول مشكلي ندارد اما همانطور كه عرض شد، باعث مي شود كه راه را براي كارگرداناني كه دنبال اين هستند كه زن ومرد نامحرم كه در فيلم ها با هم همسرند به راحتي با يكديگر ارتباط داشته باشند واين حريم نيز شكسته شود.
مثال هاي ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد كه به دليل اختصار از ذكر آن خودداري مي شود.

توهين به همه اقشار جامعه:
در فيلم "دايره زنگی" مخاطب همراه با "محمد و شيرين" (صابر ابر و باران کوثری) به بهانه نصب ديش ماهواره درگير ماجراهای آپارتمانی می شود که هريک از همسايه های آن نماينده قشر خاصی از يک طبقه اجتماعی است. مضمون "تشکيک در کانون خانواده" و "بحران های جنسی- عاطفی" به خوبی هويدا است. هر چند سوء تفاهمات ايجاد شده در اين فيلم، لحنی طنزآلود به خود می گيرد اما فيلم در پس اين شيرينی، طعم گـَس ناامنـی اجتماعی- خانوادگی را در کام تماشاگر می گذارد.
در اين فيلم به همه قشرهاي جامعه از بالا تا پايين توهين شده است.
1- افراد جامعه همه راغب به داشتن ماهواره اند و تنها مانع آن ها يا نيروي انتظامي است يا خجالت در برابر دانش آموزان مدرسه وهيچ كدام كاري به دين ندارند.
2- افراد جامعه همه افرادي قالتاق ومنافق صفت اند كه در پس چهره خو د باطني خراب وكثيف دارند (حتي پدر خانواده عبداله زاده با شنيدن خبر پيدا شدن شلوار خود، به خود شك مي كند) واين باعث مي شود كه شما هرفردي را كه پس از فيلم ببينيد، حتي اگر رفتار خوبي داشته باشد، احساس كنيد كه او مشكل دار است وعلي رغم رفتار خوب، داراي باطني خراب وچشم چران است.
3- با اخلاق ترين فرد اين فيلم، مدير ساختمان، خانم جعفري است كه تنها مانعش براي انجام هركاري (مثل ماهواره داشتن و...) ترس از خجالت كشيدن از دانش آموزان مدرسه خويش است.
4- ساده لوح ترين نفر در اين فيلم پسر پايين شهري است كه نصاب ماهواره است و به سادگي دختري سر او كلاه مي گذارد و او به راحتي براي دختر پول جمع مي كند.
5- خانواده ها، خانواده هايي بي غيرت نشان داده شده اند. غير از خانواده عبداله زاده كه آن هم براي نشان دادن ضعف آن هاست.
6- همه اقشارجامع اگر منع نداشته باشند، حتماً ماهواره نگاه خواهند كرد.
7- دراين فيلم سفرآنتاليا براي قشري از جامعه به صورت مشكلي اجتماعي نشان داه مي شود. آيا واقعا مشكل مردم ما اين است؟
8- دراين فيلم همه افراد كه هر كدام نماينده قشر خاصي هستند، افرادي دچار پارادوكس به تصوير كشيده شده اند.
9- هرکدام از ساکنين آپارتمان تنها در پی رفع مشکلات شخصی خودش است و برای رسيدن به مقصودش ملاحظه هيچ کـس ديگری را نمی کند.
10- در صحنه هايي از فيلم مشاهده مي كنيم كه همسايه هاي ديوار به ديوار به يكديگر اعتماد ندارند كه هيچ، حتي نمي دانند چه كسي درهمسايگي و يا مجتمع آنهازندگي مي كند.
11- در آپارتمان اين فيلم يك خانواده را نماينده قشر مذهبي جامعه مي دانند(خانواده عبد اله زاده) كه توجه به اسم انتخاب شده براي اين خانواده هم قابل توجه است.
در اين خانواده موارد زير يافت مي شود:
پدر ومادر اين خانواده افرادي بي سواد، بي خبر از تكنولوژي و واژه هاي رايج انگليسي، كم عقل و به اصطلاح كلي "امل" نشان داده شده اند. براي مثال در صحنه اي كه مادر خانواده يك اصطلاح ساده روز را نمي فهمد و با چيز ديگري اشتباه مي گيرد يا صحنه اي كه پدر خانواده ديدن هرنوع فيلم را براي خانواده خود مجاز مي داند اما ماهواره راممنوع مي داند يا صحنه اي كه پدر خانواده ديش را بدون هيچ توجهي به پايين پرتاب مي كند و ديش در خانواده همسايه مي افتد.
فرزندان اين خانواده علي رغم تربيت، عقده اي بار آمده اند و هم پسر و هم دختر خانواده به صورت پنهان دنبال كارهايي هستند كه منافي خانواده هاي مذهبي است.
خانواده وبه خصوص پدر آن ها فردي تك بعدي است وتنها به ناموس و غيرت كار دارد و هرچه كه در تعارض با آن باشد را كنار مي زند.
اين خانواده در فيلم طوري نشان داده شده اند كه فرهنگ آپارتمان نشيني ندارند و در صحنه اي از فيلم، زن اين خانواده به همسر خود مي گويد كه همان خانه يك طبقه و حيات دار براي ما بهتر بود.
اين خانواده كه نماينده قشر مذهبي در جامعه است، بهترين خانه و اتومبيل را در اين آپارتمان دارند اما مانند تازه به دوران رسيده ها و نوكيسه ها رفتار مي كنند وفرهنگ استفاده از هيچ كدام را ندارند.
از نشانه ها(خط كشيده روي ماكسيما ي پدر خانواده) معلوم مي شود كه همه اهالي نسبت به آن ها حالت بدي دارند و عليرغم اينكه با روي باز با آن ها برخورد مي كنند اما به دليل رفتار نادرست اين خانواده از آن ها بدشان مي آيد.
پدر خانواده در اين فيلم گردنبند مي اندازد و در آخر فيلم مشخص مي شود كه او هم اهل كارهايي است و به خود مشكوك مي شود.
توهين به نظام
در اين فيلم حرف هايي ضد نظام اگرچه از دهان پيرمردي كه سرهنگ بازنشسته ارتش است، خارج مي شود اما تكرار آنها باعث مي شود تا به ذهن مخاطب القا شود كه واقعاً انقلابي واقع خواهد شد واين نظام تغيير مي كند.
آشفتگي كه در فيلم به چشم مي خورد مي خواهد آشفتگي در جامعه را القا كند.
همه معترض به وضع نظام اند وهيچ كس از نظام رضايت ندارد. در اين نظام موانعي وجود دارد كه آرامش و راحتي را از مردم سلب كرده است. مثلاً دختران كوچك براي صحبت با مدير خود در آپارتمان مقنعه سر مي كنند و در ديگر مواقع، اين مانع آسايش وراحتي را! از سر برمي دارند.
نكته ديگر كه در فيلم شاهديم توهين به نيروي انتظامي وتضعيف آن است. در 2 صحنه، نيروي انتظامي را در فيلم مشاهده مي كنيم كه در هردوصحنه نا كارآمدي اين نيرو وفساد اخلاقي در آن به نمايش گذاشته شده است.
دراين فيلم ما با مفاهيم: زنان بزهكار، فرهنگ ريا، رابطه جنس مخالف، ماهواره، اعتياد، فقر، تضاد نسلي و از همه مهمترعدم اعتماد اجتماعي مواجه هستيم.
نكته ديگري كه در اين فيلم بايد به آن توجه شود، بدون محتوا بودن فيلم مانند بسياري از فيلم هاي سينمايي وتلويزيوني است. داستان فيلم پيرامون دختري فراري است كه با دوست ساده لوح خود مي خواهد به بهانه ماشين دزدي كه با آن تصادف كرده است، پول جمع كند كه در اين ميان با آپارتماني برخورد مي كنند واز اين جا به بعد كشمكش هاي درون اين آپارتمان به نمايش گذاشته مي شود.
نكته ديگر استفاده از بازيگران سرشناس در اين فيلم و به راه انداختتن هياهو در هنگام جشنواره فيلم فجر بود كه براي تبليغ اين فيلم كافي بود.
فيلم دايره زنگي نمونه اي از فيلم هاي در حال اكران است كه بالاترين فروش را در چند روز اخير به خود اختصاص داده است. سؤال از وزارت فرهنگ و دستگاه هاي زيربط كه مسئوليت سينماي اين كشور را برعهده دارند، اين است كه:
1- تا كي بايد فيلم هايي چون دايره زنگي وسنتوري وچهارشنبه سوري و بسياري فيلم هاي ديگر كه در آن همه چيز را به بازي مي دهند و به همه چيز وهمه كس توهين مي كنند، در كشور ما ساخته شود؟
2- تا كي بايد شاهد پسرفت روز افزون صنعت سينما در كشور باشيم؟
3- تا كي بايد شاهد ساخت فيلم هايي توسط عناصر بيگانگان در كشور باشيم؟
4- تا كي بايد فيلم ها وسريال هاي ما نقشه ناتوي فرهنگي بيگانگان را تكميل كند؟
5- تا كي بايد سياهي هاي جامعه به بدترين نحو ممكن و غيرواقعي در فيلمهاي سينما و تلويزيون نمايش داده شود و اين همه روشني هاي جامعه كه اگر در باب هركدام فيلمي ساخته شود، همه جاي دنيا آن را تحسين مي كنند، مغفول بماند؟
6- آيا وقت آن نرسيده است كه نيروهايي را تربيت كنيم كه سازنده فيلم هايي باشند كه بتوان با آن ها در جشنواره هاي خارجي شركت كرد و سر را بالا نگه داشت؟
7- آيا وقت آن نرسيده كه جلوي چنين فيلم هايي گرفته شود و به آن ها مجوز ساخت داده نشود؟

فيليپ جيرالدی در تازه ترين مقاله اش، به تاريخ نهم ماه مه، با استناد به منابع اطلاعاتی خود، نوشته است که با وجود مخالفت محدود ونسبی رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، طرح حمله به ايران، در شورای امنيت ملی آمريکا به تصويب رسيده است.
فيليپ جيرالدي، قبلاً يکی از مأموران عاليرتبه ی سی آی ای بود که در حال حاضر با بعضی از محافل ضد جنگ، به خصوص با سايت معروف ˝آنتی وار˝ کار می کند. او در اين سايت، ستون ثابتی با نام Smoke and Mirrors دارد.
در ۲۱ ژانويه ی امسال نيز، جيرالدی در مقاله يي، از فعال شدن دوباره ی ديک چينی (بعد از مدتی کنار گذاشته شدن عملی از مراکز تصميم گيری) و تلاش مستمر او برای افروختن جنگ آمريکا عليه ايران خبر داده بود. ترجمه ی آن مقاله به همين قلم، همراه با توضيحات و تفصيلاتي، در همان زمان با عنوان ˝ديک چينی دوباره برای حمله به ايران، خيز برداشته است˝ منتشر شد. (۱)
هرچند که از يک نگاه، در شرايط کنوني، کار حمله به ايران، برای دستگاه بوش، کاری آسان نيست، اما از يک نگاه ديگر، چنين حمله يی می تواند بنابر محاسبات اسراييل و کاخ سفيد، نقشی تعيين کننده در پيروزی مک کين و شکست کانديدای حزب دموکرات، و يا دستکم حذف باراک اوباما به نفع هيلاری کلينتون، در انتخابات چند ماه ديگر رياست جمهوری آمريکا داشته باشد.
اين مورد را خانم پرفسور مارجری کن، استاد حقوق و رييس ˝انجمن حقوقدانان ملي˝ در آمريکا، و نويسنده ی کتاب معروف ˝کابوی جمهوری: شش شيوه ی باند گانگستری بوش برای مبارزه با قانون˝، در مقاله ی ۲۴ مارس خود که با عنوان ˝زنهار! مواظب حمله به ايران باشيد!˝ ترجمه و منتشرش کرده بودم مورد تأکيد قرار داده است. (۲)
اگر اين همه را دستکم با چهار عامل ديگر زير در هم بياميزيم، دوباره به خود يادآوری خواهيم کرد که لحظه يی سکون و رخوت و خواب آلودگی ما می تواند احتمالاً به قيمت بود و نبود کشوری به نام ايران تمام شود:
٭ دوباره از سوراخ بيرون آمدن جان بولتون (۳) و عربده کشی جديدش در ضرورت بمباران آنچه او از آن به عنوان مراکز آموزش تروريسم نام می برد در دل خاک ايران.
٭ تصريحات مکرر اسراييل در مورد ˝اجازه ی دستيابی به بمب اتمی به ايران ندادن˝، و انجام عمليات ˝پيش گيرانه˝ در صورت ضرورت (۴) و با تهديد به محو و نابود کردن کشور ايران و تمام هفتاد ميليون مردم آن از صفحه ی روزگار، آن طور که وزير ˝زيرساخت های ملي˝ اسراييل، اخيراً مژده اش را داد، و در فاصله يی کم تر از دو هفته، هيلاری کلينتون نيز به نشخوار سخنان او پرداخت. (۵)
٭ تمرين های نظامی و سياسی بی سابقه ی اسراييل در ماه گذشته، که بنا به تفسير پروفسور ميشل شاسودووسکی و همکاران او، ماهيت دفاعی ندارد. (۶) يعنی به بيان روشن تر: اطلاع اسراييل از حمله يی احتمالاً قريب الوقوع به ايران، و آمادگی در برابر پاسخگويی های احتمالی ايران.
٭ فعال شدن ناگهانی اسراييل و آمريکا توسط کارگزاران لبنانی خود در تضعيف حزب الله لبنان و خنثی کردن توان نظامی آن که طبعاً در صورت حمله ی اسراييل و آمريکا به ايران، به شدت اسراييل را تهديد خواهد کرد.
پرداختن به اين موضوع، در اين يادداشت مختصر، ميسر نيست. ولی به طور خلاصه، بنا به گزارش های منابع مختلف، جريان از اين قرار بود که اسراييل طرحی در دست اجرا داشت با اين هدف که طی يک عمليات سريع و غافلگير کننده، سيد حسن نصرالله را به قتل برساند. اين طرح اسراييل، توسط نيرو های اطلاعاتی حزب الله لبنان، با بهره گيری از شبکه ی وسيع مخابراتی اين حزب، اندکی پيش از به اجرا درآمدن خنثی شد.
و از همين رو، اسراييل و آمريکا، برنامه ی انحلال شبکه ی مخابراتی حزب الله را در اولويت قرار دادند. و نيز تصفيه ی مراکز حساس مراقبت های امنيتی را از افراد و نيرو های نزديک به مجموعه ی اپوزيسيون دولت لبنان که به حزب الله، منحصر نمی شود ولی با اين جريان در موارد معينی همراهی می کند. از ملی گرايان و کمونيست ها گرفته تا بخش بزرگی از مسيحيان و لبنانيان معمولی شيعه و سنی.
اما مسير وقايع ـ دستکم تا اين لحظه ـ آمريکا و اسراييل را به نتيجه يی درست بر عکس آنچه اميد داشتند رسانيده است. مثل مورد تجاوز سی و سه روزه ی اسراييل به لبنان (در سال ۲۰۰۶) به حساب آمريکا و کمک به ˝زايمان خاورميانه ی جديد˝ به تصريح کاندوليزا رايس در تأييد و تبيين همان تجاوز.
در همان زمان جنگ سی و سه روزه، تری ميسان، نويسنده و روزنامه نگار برجسته ی فرانسوي، فاش کرد که جرج بوش به صورت صريح و بی پرده به ژاک شيراک، رييس جمهوری وقت فرانسه، اخطار کرده است که خود را از ورود به آن ماجرا کنار بکشد؛ چرا که ˝اين، يک عمليات اسراييلی مورد حمايت آمريکا نيست؛ بلکه يک عمليات آمريکايی است که به وسيله ی اسراييل انجام می پذيرد˝ (۷)
به هر حال، چه ما بخواهيم، و چه ما نخواهيم، در شرايط خاص کنوني، سرنوشت ايران، با سرنوشت لبنان و فلسطين و تمام خاورميانه، بيشتر از هميشه پيوند خورده است.
و يک نکته ی ديگر:
اگرچه در اين مقاله ی اخير فيليپ جيرالدي، سخن از حمله ی محدود به يک مرکز نظامی در ايران است، اما همانطور که تحليل گران سياسی بسيار آگاه، از جمله خود او نيز قبلاً بر آن تأکيد کرده اند، اين حمله ی محدود ـ در صورت وقوع ـ به حمله ی نامحدود و تمام عيار به سراسر ايران و مراکز اتمی و غير اتمی آن خواهد انجاميد.
به بهانه ی پاسخ واقعی و انجام پذيرفته، يا موهوم و انجام نپذيرفته ی ايران به اين حمله.
همان چيزی که به نظر می رسد، اين ˝حمله ی محدود˝، دقيقاً به خاطر آن برنامه ريزی شده باشد...
۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
۱۲ مه ۲۰۰۸
امروز (نهم ماه مه) در واشنگتن زمزمه ها و شايعاتی بالا گرفته بود مبنی بر اين که ˝شورای امنيت ملی آمريکا˝ با به اجرا در آوردن نقشه ی يک حمله ی هوايی به مقر نيرو های ˝القدس˝ سپاه پاسداران که احتمالاً نيرو های عراقی مخالف آمريکا در آن آموزش داده می شوند موافقت اصولی کرده است.
مرکزی که ممکن است مورد حمله قرار بگيرد يکی از اردوگاه های نزديک به تهران است.
وزير دفاع آمريکا، رابرت گيتس، تنها مسئولی است که خواهان تأمل بيشتر و به تعويق انداختن چنين حمله يی است.
اين تصميم حمله به ايران ، نتيجه ی مستقيم نگرانی آمريکا از وقايع اخير لبنان است. چرا که به نظر می رسد که حزب الله، متحد حکومت ايران، توانسته است در اين وقايع، نسبت به نيرو های دولت لبنان [ متحد و فروتر از متحد حکومت آمريکا ـ م ] دست بالا داشته باشد؛ و احتمالاً در موقعيتی است که خواهد توانست بر اوضاع پرآشوب کنونی لبنان مسلط شود.
کاخ سفيد، ديروز (هشتم ماه مه) با واسطه ی رهبران کرد عراقی که هنوز روابط تنگاتنگی با حکومت ايران دارند، با حکومت ايران مذاکره کرده است.
آمريکا در اين مذاکره، از حکومت ايران خواسته است تا اعتراف کند که در امور عراق دخالت می کند، و متعهد شود که به کمک رسانی به نيرو های مخالف آمريکا در عراق پايان دهد.
به حکومت ايران، همچنين در مورد دخالت در لبنان اخطار شده است.
گفته می شود که حکومت ايران، بلافاصله به آمريکا پاسخ داده است که همچنان بر مواضع گذشته ی خود پافشاری می کند، و بحث در اين گونه امور تا زمانی که آمريکا بر مداخلاتش در ايران با به کارگيری گروه های مخالف حکومت ايران خاتمه ندهد بی مورد است.
وضعيت فعلی لبنان، کاخ سفيد را اين طور متقاعد کرده است که بايد به حکومت ايران، علائم خطری بفرستد که بی سابقه باشند. احتمالاً به صورت موشک های کروز.
می توان چنين فرض کرد که حمله ی آمريکا، ˝دقيق˝ و در حد امکان، محدود خواهد بود، و فقط ˝نيروی قدس˝ را هدف خواهد گرفت تا از صدمه رسيدن به مردم عادی اجتناب شود.
هنوز کار تصميم گيری در مورد به اجرا گذاشتن اين طرح به مرحله ی پايانی نرسيده است. اين، با رييس جمهوری آمريکاست که بعد از اتمام مراحل آماده سازي، فرمان اجرای طرح را صادر کند.
منبع : سایت میلیتاری
با سلام و درود بر ارواح طیبه شهدای راه عدالت از ازل تا ابد
با امید به الطاف خداوند بزرگ تصمیم گرفتم که این وبلاگ رو راه اندازی کنم. شاید یکی از مهمترین دلایل این کارم وجود دق دقه های ذهنیم بود ، دق دقه هایی که نمیگذاشت نسبت به جهان پیرامونم بی توجه باشم ، اونم درست وقتی که تقریبا تمام جنود شیطان و حزب خدا رو به روی هم صف آرایی کردند. اصلا احتیاجی به چشم برزخی یا چیزی شبیه اون نبوده و نیست تا بتونیم این وضعیت رو به وضوح مشاهده کنیم . البته این نظر منه شاید نظر دوستان چیزی دیگه ای باشه ولی در هر صورت این واقعیتیه که باید قبولش کرد ، واقعیتی ترسناک و بشارت دهنده ، فکر نمیکنم تا به حال چنین وضعی پیش اومده بوده ، شیطان بزرگ آمریکا صاحب آنچنان قدرت مادی شده که هیچ وقت بشریت به این حد از توان و قدرت شیطانی دست پیدا نکرده بوده و در این سمت هم درست وضع همینطوره یعنی حزب خدا هم شاید هیچ وقت به این چنین قدرتی نرسیده بوده ، حالا وقت انتخابی بزرگه انتخابی بسیار بزرگتر از عمر دنیا ، انتخابی بین جهنم و بهشت ، خدا و ابلیس ، امید اون رو دارم که خدا این توفیق رو بده تا در حزبش حتی به اندازه فشار آوردن روی کیبرد کامپیوترم بجنگم.

(پست ثابت)
آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ! (محض اطلاع آیندگان)
جوخه وحشت یا تیم حفاظت ؟؟؟
41 شمع دیگر روی کیک تولد کودتاگران!
هیپنوتیزم شیطانی !
شمع زیر خاکستر ! (تولدت مبارک عزیزم)
قوه قضائیه ذولفقار مولا شود
دم خروس الف یا اظهارات توکلی - مسئله این است !
کهکشان سرخ - مرداب سبز
گسل های نیمه فعال !
چند انتصاب مشکوک !
نامه من به دکتر ! توکلی
وقتی قامت یار الف خم می شود!
نامه ای به ابو علی سینای بی قانون
ندا الشربینی - موره صالحی آقا سلطان !
