

براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
اللهم عجل الویک الفرج - والعافیه و النصر - وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه - والمستشهدین بین یدیه - خدایا آرزوی دو رکعت نماز در مسجد الاقصی بعد از آزادیش رو به دلمون نگذار - برحمتک یا ارحم الراحمین.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . شاید از خودتون بپرسید سوپرشیعه چه اسمیه ؟ ابرمرد شیعه نامیست که فقط مختص شیعه بوده و دیگر قهرمان های پوشالی لایق چنین اسمی نیستند اما در اینترنت پیشوند ابر یا فوق العاده برای شیعه وجود نداشت لذا تصمیم گرفتم این خلا را پر کنم
.
بسم الله القاصم الجبارین
منظور از اسامی که در این تقسیم بندی ها آمده این نیست که کل سیستم دچار مشکل و معضل است بلکه با دیدی واقعیت گرایانه می توان صحنه چیده شده پیش رویمان را بهتر و دقیق تر مشاهده و تحلیل کنیم. اگر گفته شده برخی مدیران و کارمندان اجرایی در فلان وزراتخانه جزء بی بصیرتان خودی یا با بصیرتان غیر خودی هستند عین واقیعت بوده و مشکلات ما در زمینه برخی برخوردها نشات گرفته از نوع نگرش رفتاری این افراد است.
مثلا فردی مثل آقای هاشمی در صدر مخالفان دولت - بخوانید نظام - قرار گرفته و متاسفانه با سکوت ها و گفتارهای بی موقع زمینه ساز اغتشاشات می شود. نقش برخی نیروهای نفوذی در نیروهای امنیتی - پلیسی و برخورد برنامه ریزی شده و یا غیر عمد با متخلفین در سطح خیابان ها زمینه ساز تداوم فتنه می باشد که در تقسیم بندی های زیر منظور اینگونه افراد هستند نه نیروهای زحمتکش و فدایی ملت که شبانه روز پای ارمان های این انقلاب بی آنکه نامی از آنها باشد می سوزند و دم بر نمی آورند.
آنچه پیش رو دارید نتیجه مشاهدات عینی و یا تحقیقاتی اینجانب است که پیشکش شما عزیزان شده است .
علی سمیعی
تجزیه و تحلیل دشمنان داخلی و خارجی با اولویت تاثیر پذیری بر سیستم نظام اسلامی ایران:
1-دشمن خارجی :
الف- غرب سکولار :
* آمریکا
*کانادا
*برخی کشورهای اروپایی :
*انگلیس
*فرانسه
*آلمان
*هلند
ب- صهیونیست ها:
*اشغالگران قدس
*اجزای فراماسون موجود در سطوح مختلف دولت های فوق الذکر
ج- انگلوساکسون های صهیونیست (غالبا ساکن آمریکا)
د –وهابی های عامل صهیونیسم :
* مرکز فرماندهی و لجستیک در دولت سعودی عربستان
* بدنه اجرایی غالبا در افغانستان
* محل عملیات غالبا در کشورهای خاورمیانه
ه-تجزیه طلب ها: (اقلیت مزدوری که با هدف تجزیه بخش های کشورمان با پشتیبانی عوامل بیگانه در حال زمینه سازی برای ایجاد فتنه می باشند).
ترک ها (پان ترکیسم ها)
بلوچ ها (شاخه القائده ایران معروف به جندالشیطان)
عرب ها (الهواز)
کرد (پ ک ک)
-زخم خوردگان انقلاب اسلامی :
* منافقین (اعضای مجاهدین خلق )
*سلطنت طلب های وابسته به رژیم گذشته
*بهائی ها

برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید
2-دشمن داخلی :
الف- نخبگان بی بصیرت خودی (کم خطر اما قضنفر!)
ب-نخبگان با بصیرت عامل مستقیم یا غیر مستقیم دشمن (بسیار خطرناک)
دو بخش بالا به طور مشترک دارای اجزای زیر می باشند:
1-نخبگانی که در صدر حکومت هستند و به عنوان تایین کننده استراتژی های کلان فتنه ، پشتوانه مدیران اجرایی - میدانی فتنه و آشوب قرار می گیرند.
2-نخبگان تاثیر گذار در بخش رسانه ای به عنوان بازوی قدرتمند فتنه و خط اتصال مدیران درجه یک ، درجه دو و عوامل میدانی با هدف زمینه سازی ، تبیین کننده اهداف مدیران درجه یک و دو و در نهایت خط دهنده شاخه عام و میدانی آشوب ایفای نقش می کنند.
3-نخبگان حوزوی و دانشگاهی
* اساتید
*طلاب و دانشجویان
4-نخبگان در سطح اجرایی با تسلط مکفی بر مدیریت قوای سه گانه :
*اجرایی / دولت
*مقننه/مجلس
*قضائی/قوه قضائیه
*امنیتی-پلیسی/ وزرات اطلاعات و سازمان های مشابه در ارگان های مختلف
5-بخش اجرایی در بدنه قوای :
*اجرایی / دولت
*مقننه/مجلس
*قضائی/قوه قضائیه
*امنیتی-پلیسی/ وزرات اطلاعات و سازمان های مشابه در ارگان های مختلف
6-نخبگان در بخش مدیریتی غیر دولتی :
*اقتصادی
*فرهنگی
*کارمندی
*کارگری
7-نخبگان در بخش اجرایی غیر دولتی :
*اقتصادی
*فرهنگی
*کارمندی
*کارگری
طبق تعریف مقام معظم رهبری : نخبه به کسی گفته می شود که با بصیرت یک حرکتی را انجام می دهد ، میزان تحصیلات در این امر نقش دارد ولی بر نخبه بودن طرف تاثیر نمی گذارد .(نقل به مضمون)

برای دیدین تصویر بزرگتر کلیک کنید.
عوامل فتنه گر در سطوح مدیرتی و اجرائی فوق الذکر باعث بروز برخی مشکلات زیر می شوند :
1-نارضایتی عمومی در سطوح پایین جامعه (عموما اقتصادی-معیشتی)
2-نارضایتی عمومی در سطح متوسط جامعه (عموما اقتصادی – فرهنگی با رویکرد سیاسی – معیشتی)
3-نارضایتی عمومی در سطح بالای جامعه (عموما فرهنگی با رویکرد توجه شدید به فضای بی قانونی ، بی بندو باری و هرج مرج طلبی با توجیه آزادی ! )
موارد ذکر شده در بالا با توجه به ادامه آشوب ها (حتی با عیار کمتر) آیا تغییر کرده است ؟
خیر !
نتیجه گیری :
1- در بهترین حالت آشوب ، با توان امنیتی – انتظامی کنترل و مهار شده است.
2-بعضی عوامل اجرایی – میدانی دستگیر و بعد از طی برخی مراحل قانونی آزاد شده اند.
3-اکثریت عوامل میدانی – اجرایی هنوز حاضر و ناظر صحنه پیش روی کشور هستند.
4-سران اصلی –استراتژیست های جریان برانداز- کماکان به عنوان استوانه آتشکده ضرار به کار خود مشغولند .
5-رسانه های فرهنگ سوز ، محرک عوامل میدانی ، رابط بین حلقه های دوم و سوم با سران آشوب ساز در سطحی بالاتر به کار خود مشغولند .
6-نخبگان بی بصیرت خودی با گرفتن اسکار برای ایفای نقش قضنفر هنوز چشم باز نکرده اند که ببینند در منطقه دشمن به ضد خودی ها در حال تحرک هستند.
با این وجود آینده آشوب و آشوب سازها چگونه خواهد بود ؟
این وضعیت فتنه ادامه خواهد داشت .(بدون شک)
چه باید کرد؟
1-دوری از تساهل و تسامح در بر خورد با عوامل سطح بالای فتنه (سران نفوذ کرده در حکومت)
2- روشنگری و ایجاد فضای باز برای ایراد نظرات مخالف در سطح جامعه (مثلا اختصاص یک بوستان برای بحث و مجادله سیاسی یا اختصاص وقت برای بحث های چالشی در سیما با حضور دو طرف موافق و مخالف )
3- برخورد قاطع با برهم زنندگان نظم عمومی در سطوح پایین و میدانی فتنه
4-آماده باش دائمی نیروهای مذهبی برای مقابله با فتنه گران
5- ایجاد مانورهای دوره ای در بحث رسانه ای – تبلیغاتی بر ضد جنگ روانی دشمن
6-حضور همه جانبه در تمام صحنه های واجد اهمیت برای ناامن سازی حضور فتنه گران
7-ایجاد حس ترس – رعب و وحشت در میان فتنه گران میدانی با ابزار نرم و در صحنه با ابزار سخت
8-ایجاد اتحاد و انسجام بین نیروهای ضد فتنه در تمام سطوح فوق الذکر ائم از مدیرتی تا اجرایی
آنچه می ماند همت تمامی نیروهای حزب اللهی برای بگرداندن وضعیت عادی به جامعه ملتهب امروز است .
وسلام
:: آتش فتنه
بسم الله الرحمن الرحیم
آتش فتنه
آنچه در علومی چون فلسفه می آموزیم در جریانات زندگی روزانه مردم جاری و ساری است . دکترین های تعریف شده ، قوائد روانشناسی فوق پیچیده ، اصول کلام ، قوائد دستور زبان و امثالهم هر روز و هر شب میان ما بی آنکه بر قوائد دستوری آنها تسلط داشته باشیم در حال چرخش است.
اگر فلسفه وجودی یک امر یا قائده کلی یک علم را بشناسیم می توانیم با کمترین خطا و در اسرع وقت به هدف مطلوب برسیم بی آنکه اشتباهات گذشته را مورد تکرار قرار دهیم یا زمان را برای کشف دوباره موضوعات تجربه شده تلف کنیم در این میان باید بدانیم نقطه شروع ، مسیر و هدف کدام است و نسبت به شرایط چه موضعی باید اتخاذ کنیم .
این مقاله تلاشی است برای بهتر شناختن موقعیت زمانی – مکانی که در آن واقع شده ایم ، راه های پیش رو و اهداف قابل دست یابی در راستای بازشناسی فتنه اخیر و چگونگی برخورد مطابق شرایط با این مشکل در این بحث ساده مطرح می شود باشد که خداوند بصیرت شناخت حق و ناحق را به ما عطا فرماید.
شاید نزدیک ترین مثالی که بتوان آن را منطبق بر شرایط فتنه ای که در آن قرار گرفته ایم زد آتش است.
همان طور که می دانید و در ابتدایی ترین اصول دروس شیمی به ما آموخته اند آتش برای برافروخته شدن به سه عامل اصلی نیازمند است :
1-ماده سوختنی
2-گرما
3-اکسیژن
به همین ترتیب و با قیاسی کاملا منطبق فتنه نیز به این چنین شرایطی نیازمند است :
1-بستر
2-تنش و درگیری
3- حقی که سوخت می شود
برای توضیح بیشتر به ادامه مقاله توجه کنید.
بستر(ماده سوختنی) :
در جدال بی پایان حق و باطل آنچه به غیر از عامل موثر خارجی (شیاطین) انسان ها را رو به روی یکدیگر قرار می دهد نفس است . نفوذی ترین عنصر تباهی و رذالت که در هر شرایط زمانی – مکانی انسان را بر سر دو راهی ها قرار می هد . در بهترین حالت ها انسان می تواند آن را تا قسمتی مهار کند . این عامل نفوذی دشمن که جزء لاینفکی از ما محسوب می شود با کمک دشمن خارجی که شامل شیاطین جنی و انسی می شود می تواند بستری بسیار وسیع از بی دینی و بی اخلاقی را فراهم کرده و زندگی بشر در این دوره آخر الزمان را تحت تاثیر خود قرار دهد همانطور که تا به حال قرار داده است ! انقلاب های فراوانی در طول این قرن اتفاق افتاده اما به غیر از انقلاب اسلامی ایران ما بقی این انقلاب ها همگی با پیروزی قاطع شیطان به پایانی نه چندان خوش رسیده اند.
پس نتیجه گیری می شود بستر فوق الذکر قابل حذف نیست فقط ما می توانیم با بست اخلاق روحانی و دمیدن نور مبین اسلام حقیقی به اذهان مردم کمک کنیم در این جدال بی پایان با دست خالی در میدان نبرد حاضر نشوند . این کار وظیفه ارگان های متولی فرهنگ سازی چون : صدا و سیما !!! به عنوان دانشگاه عمومی کشور ، دانشگاه ها ،حوزه های علمیه ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تمامی ارکان و زیر مجموعه های خود و سایر ارگان های فرهنگی کشور است. البته در این مورد یکایک ما موظفیم خودسازی را در راس برنامه هایمان قرار دهیم زیرا اگر ما نتوانیم بر نفس خود فائق آییم چگونه می توانیم با نفسانیت دیگران مبارزه کنیم ؟!
بگذریم که نهاد های فرهنگ ساز فوق الذکر عملا با یک استحاله بسیار بزرگ به نمک گندیده تبدیل شده اند اما باید استحاله مثبت این بازوان فلج فرهنگ ساز را به هر شکل شروع کرد . بی شک بزرگترین مشکل پیش روی ما غلبه بر نفس است تا عامل خارجی چون شیاطین وسوسه گرچه از طایفه جن و نامرئی باشند چه از جنس خود ما ودر کنارمان !
2-تنش و درگیری (گرما):
در کشاکش بی پایان حق و باطل آنچه بیش از همه چیز مورد استفاده دشمن قرار می گیرد تکیه بر اختلافات است ، حال این اختلافات می تواند سلیقه ای ، قومی ، مذهبی ، آئینی یا هر چیز دیگری باشد ، آنچه برای دشمن خارجی مهم است ذات اختلاف میان افراد است ، اگر اختلاف نیست باید آن را به وجود آورد مرحله بعد از اختلاف افکنی ایجاد زمینه تنش و درگیری بیشتر میان یک جمع متفق است و در نهایت آنچه محقق می شود آتشی پر شراره از کینه و حرص و حسد است که دشمن با زیرکی در آن میدمد و باقی مانده این حماقت دسته جمعی استیلای دشمن بر پرچم های فرو افتاده دو طرف درگیر خواهد بود ! نکته ای که افراد حقیقی و حقوقی درون آن گودال آتشین از دیدن محرومند!
حذف این عامل-اختلاف- به طبع مانند موضوعات مطروحه در بخش قبلی فعلا امکان پذیر نیست اما آنچه از دست ما بر می آید این است که این تنش و جرقه های ناشی از آن را با یک برنامه ریزی دقیق در جهت درست و منطقی مورد استفاده مثبت قرار دهیم (استحاله مثبت) . گرمای یک آتش مطبوع می تواند دوای بسیاری از درد های یک بدن منجمد و فشل باشد اما به شرطی که این جرقه در انبار باروت یا دریای بنزین زده نشود! یا اگر این آتش روشن شده به آن بنزین نریزید ! در بهترین حالت شما می توانید با استفاده از انرژی این جرقه ها آتشی بی پایان را در خرمن دشمن بیاندازید یا بلعکس سرمایه های 30 ساله انقلاب را به آتش بکشید مهم درک موقعیت و تیزهوشی در سنجیدن شرایط پیرامون است تا بتوانید انرژی حاصله از این برخورد ها را استحاله مثبت کنید. دکترین تهدید و فرصت در این زمینه بسیار به کار می آید . درست به مانند اتفاقاتی که بعد از چندیدن سال برای روزهای قدس و 13 آبان افتاد ، روزهایی که کم کم رنگ و بوی تقویمی گرفته بود و با کمترین استقبال مردم متعهد ایران رو به رو میشد اما با ایجاد تهدید جنبش به اصطلاح سبز حضور بسیار پر رنگ و غیر قابل تصور مردمی را شاهد بودیم.

3-اکسیژن سوخت شده (حق):
طبق فرموده امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام) اگر حق با جلوه و جمال خودش و باطل نیز با چهره واقعی آن بر مردم عرضه می شد کسی به سمت باطل نمی رفت . پس همیشه باید یکی عده اکسیژن موقعیت نشناس بی بصیرت باشند تا با سوق پیدا کردن به سمت آتش فتنه امر را بر اهل حق و حقیقت مشتبه کنند و شعله آتش فتنه را شعله ور سازند ! اینجاست که دشمن آتش اختلاف را با یارگیری از درون نیروهای انقلاب به فتنه عمیق تبدیل می کند ! آنچه باید کرد ایجاد بصیرت در بی بصیرتان و روشن گری و پررنگ کردن خط آتش و حق است این چنین است که این عناصر حیاطی در بستر فتنه دیگران سوخت نشده و این سرمایه های گرانبها بازیچه شراره های خانمان سوز بیگانگان نخواهند شد ! حق را تبیین کنید ، خط کش حق را به مردم نشان دهید و بگذارید خودشان آن را با مدعیان حقیقت بسنجند اینجاست که بصیرت برای بی بغض ها جلوه گر می شود . اگر دیدید کسی خودش را بخواب زده سعی در بیدار کردنش نکنید ! زیرا او بیدار نمی شود.
یک حس درونی و بسیار عمیق وجود دارد که شما را نسبت به یک امر یا یک پدیده خارجی جذب یا دفع می کند. مثلا اگر شما از احمدی نژاد خوشتان نیاید ! من با هزار دلیل مستند هم نمی توانم ذهنیت شما را تغییر دهم زیرا این هزار دلیل از نظر شما منفی به نظر می رسد و این حرف در کسی مانند من (نوعی) هم مصداق دارد. بستر تربیتی نقش اصلی را در ایجاد دوستی و دشمنی بازی میکند شما شاید در ظاهر به دلایل من توجه کنید و برای مدتی در مسیر درست قرار بگیرید اما در ادامه با کوچکترین نسیمی از جهت مخالف دوباره روز از نو روزی از نو !
اما مصداقی تر بحث را دنبال کنیم.
بعد از گذشت سه دهه از عمر با برکت انقلاب اسلامی ایران متاسفانه سیستم به ارث برده شده از غرب سکولار در عمق جان دانشگاه ها به عنوان مراکز اندیشه ساز ، صداو سیما و سینما به عنوان خط فرهنگ ساز قالب در بین تمامی هنرهای تاثیر گذار فرهنگی ، بانک ها به عنوان مراکز اصلی اقتصادی و به طبع در جان و مال ما مردم نفوذ کرده است. مال حرام از سیستم ربوی بانک ها بر سفره های مردم پهن شده و تئوری های غربی ضد دینی افکار تصمیم سازان جامعه ما را شتسشو داده تا جایی که رهبر معظم انقلاب این نکته را برای چندمین بار مورد اشاره و هشدار قرار دادند که باید بازنگری اساسی در رشته علوم انسانی صورت پذیرد ! سیستم فرهنگ ساز کشور که می توانست یک دانشگاه بزرگ و بی بدیل باشد با استحاله عناصر انقلابی و بعضی نفوذی های جامانده از خط فکری غرب عملا به سیستمی فرهنگ سوز تبدیل شده است ! تا جایی که یک شبکه غربی با روزی 8 ساعت برنامه ، امکانات محدود ، برد کم در سطح کشوری و مجریانی که حتی به زبان فارسی تسلط کافی ندارند( افاغنه بزرگ شده ایران!) طومار تمام بخش های عریض و طویل پر مدعای سیمای ملی را در هم می پیچد و وادارشان می سازد خود را شبیه به آن شبکه معلوم الحال کنند ! با یک نظرسنجی بسیار ساده می بینید که همین تاثیر کم (به نقل از همان سیمای ملی!) چطور آن نقش عظیم را در هماهنگی و تدارکات لجستیک فرهنگی آشوب طلبان بازی کرده و می کند !
طبق آنچه در سایت وزارت کشور منتشر شده بیش از 95 % آرای شمارش شده در مناطق شمالی تهران به نامزد آشوب طلب جریان برانداز اختصاص یافته که این بزرگترین دلیل بر درست بودن سیستم کثیف اقتصادی کشور علی الخصوص قسمت بانکی آن می باشد . در حالی که بیشترین امکانات رفاهی در اختیار این قشر قرار گرفته و عملا تراکم شدید امکانات در این مناطق با هر چشم غیر مسلحی آشکار است بیشترین ضرر و زیان از جانب این قشر مرفه به انقلاب وارد می شود. اگر نقشه طبقاتی و جغرافیایی کشور برای همگان قابل مشاهده بود آشکار می شد که این قشر ساخته و پرداخته خود انقلاب هستند ، نوکیسه هایی که روی شاه و دربار شاهنشاهی را سفید کرده اند . بدترین وضعیت وقتی است که این مناطق به عنوان قبله آمال و آرزوهای ایرانیان قرار می گیرد . مدیران ارشد و خرد نظام دولتی و خصوصی ، چهره های مشهور سیاسی – فرهنگی – اقتصادی و عیضا نظامی در این مناطق زندگی پر از تجملات خویش را می گذرانند ، بدتر از همه اینکه در هر مناسبتی این قسمت از شهر تهران معیار سنجش افکار و اندیشه های کل کشور قرار می گیرد ، در زمان انتخابات دوربین های صدا و سیمای فرهنگ سوز از سیدخندان به پایین نمی آمدند ، در نظر سنجی های سوری صدا و سیما آنچه عیار و معیار است آن مناطق هستند . در سال اصلاح الگوی مصرف آنچه از سیما نمی بینیم کم شده باشد آگهی های مبلغ فرهنگ خوش نشینی است. درست در همین زمان است که این فرزندان پر مدعا با برآورده نشدن خواسته شان (رای نیاوردن آقای چیز) زمینه ساز چنان آشوبی می شوند که در کمتر از یک هفته 180 شهر (به گفته سردار فضلی) را در شراره های خود می سوزاند ! آیا کسی می تواند انکار کند روح ساده زیستی در این شهر و به طبع این کشور دیگر موضوعیت ندارد و آنچه مهم است متراژ خانه ها و مدل ماشین هاست !؟ آیا کسی می تواند انکار کند این بستر روز به روز در حال گسترش است و این آتش زیر خاکستر تنها زمانی شعله می کشد که عاملی (اکسیژن) آنها را با گرمای یک انتخابات تحریک کند . اتفاقی که در دو حالت مفروض و کاملا متضا هم به نفع انقلاب تمام شد هم به ضرر انقلاب !
1- قسمت خوب این بود که آتش در این گسل پنهان خود را به موقع نشان داد تا مسئولین ما بتوانند با توجه به ابعاد فتنه و سطح درگیری ها برای آینده تصمیم گیری کنند . فکرش را بکنید اگر این موضوع مشخص نمی شد و مثلا مجلس یا حتی کرسی ریاست جمهوری به دست این قماش تصاحب می شد انقلاب با چه وضعیتی رو به رو بود ؟ این یک مانور بسیار به موقع برای زنده کردن روح انقلابی در میان جوانان و نوجوانان جنگ و انقلاب ندیده نسل سوم و چهارم کشور بود. مطمئن باشید در دوران ظهور فتنه ها بسیار سنگین تر از این خواهند بود ، بسیار عمیق تر ، پر شراره تر و سوزان تر . فقط یک نمونه عمیق شدن فتنه را در قضیه آقای مشایی دیدید ! جایی که جناح قالب و پیروز در خلاء راه درست درمانده و بی پناه می شوند ! حق و باطل برایشان مشتبه می وشود و ...
2-قسمت بد آنکه این آتش توانست به شعله نشینان نشان دهد چه انرژی دارند ، به زبان ساده تر، فتنه نیروهای ضد نظام را در یک اتحاد شوم جلوه گر ساخت ، اینجا بود که طبقه اشراف و اشراف پرست فهمیدند انرژی آنها در تهران کمتر از گروه قالب نیست . اتحاد و تبرج این نیروها در سطح خیابان ها علی الخصوص 25 خرداد نشان داد نظام باید برای این وضعیت یک فکر جدی بکند ! به نظر طرح تغییر مرکز سیاسی کشور باید در دستور کار جدی قرار بگیرد . کینه و عداوت در میان قلب های برخی از مردم ریشه دوانده و متاسفانه آتش فتنه در بهترین شکلش خاکستر نشین شده ، باید نیروهای عامل امنیت و نظم با تمام توان بر خود ! مسلط باشند و با کمترین درگیری غائله ها را ختم به خیر کنند ، باید جایی برای فوران احساسات مثبت و منفی این تیپ از مردم اختصاص داده شود و باید با منطق جواب آنها را داد. سران آشوب طلب و برانداز هم باید مورد برخورد دستگاه های قضائی و امنیتی قرار بگیرند زیرا با این قشر که منافعشان در گرو اغتشاش و بلوا است کنار آمدن یعنی وادادگی و تسلیم شدن مقابل دشمن !
همه باید آتش نشان شویم ، هر کس بسته به توان خود باید کوشش کند یکی از سه عامل فتنه انگیز را مورد هدف قرار دهد ، حمله به بستر با الگوسازی در رفتار ساده زیستانه و رزق کم حلال بهتر از زیاد حرام ، ایجاد بصیرت در مواقع تنش زایی چون انتخابات و حوادث تاثیر گذاری چون مناسبت های ملی-مذهبی و در نهایت نمایش عیار حق و حقیقت در پیشگاه انظار عمومی برای سنجش افراد با این خط کش ، حق را بشناسید، وضعیت موجود را درک کنید ، حوادث احتمالی آینده را مورد بررسی قرار دهید ، هر چه می توانید بکنید تا خدای نکرده این انقلاب به دست نا اهلان و بی بصیرتان گرفتار نشود ، نه اسلام و انقلاب به ما نیاز دارد نه امام عصر روحی و اوراح و عالمین له الفداء ! ما نیازمند و گدای در خانه آنها هستیم ، این ما هستیم که در عقبا مواخذه می شویم و باید جواب داشته باشیم . شاید کمترین و در عین حال موثرترین حرکت امثال من و شما حضور است . باید به آنها و به همه بفهمانیم ما هستیم .
علی سمیعی
(پست ثابت)
فتنه و خط تقابل آتشین پیش روی
فتنه های فراگیر و پایانی آغاز می شوند !
کارناوال سبز یا فتنه سرخ ؟
قانون خوب / مجری بد !
شمارش معکوس تا انفجار بزرگ !
نوح زمان چشم انتظارشان نباش
یک قدم تا جهنم سبز !
التیماتوم اکثریت در حال تمام شدن است ؟
عدالت آیا تیغ نمی خواهد ؟
جنبش آشغالیسم !
فتنه ادامه دارد ؟
آینده تیره و تار شد !
این تروریست فراری را شناسایی کنید !
خوش رقصی آینده ! / بابا آخر غیرت !
