

براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
اللهم عجل الویک الفرج - والعافیه و النصر - وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه - والمستشهدین بین یدیه - خدایا آرزوی دو رکعت نماز در مسجد الاقصی بعد از آزادیش رو به دلمون نذار - برحمتک یا ارحم الراحمین.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . شاید از خودتون بپرسید سوپرشیعه چه اسمیه ؟ ابرمرد شیعه نامیست که فقط مختص شیعه بوده و دیگر قهرمان های پوشالی لایق چنین اسمی نیستند اما در اینترنت پیشوند ابر یا فوق العاده برای شیعه وجود نداشت لذا تصمیم گرفتم این خلا را پر کنم
.
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی وقت ها دلم به حال بعضی آدم ها می سوزه ، اصولا عقده حقارت از اون دسته غده ها ی لاعلاج و بدخیمه که نه یکی دو ساله به وجود میاد نه بدون معجزه از بین میره ، بعضی آدم ها دچار این عقده هستند و خودشون خبر ندارند . اگر کمی به اطرافتون با دقت بیشتری نگاه کنید این دسته موجودات رو به راحتی پیدا می کنید. موجوداتی که از خود و خودی بیگانه و با دشمن ، دوست گرمابه و گلستانند. دست آوردهای ملی برای اونها خار چشم و استخوان در حلقومه ، البته حلقوم به این گشادی چه طور تاب این استخوان رو ندارد خودش جای سوال است! یا استخوان خیلی درشت است یا حلقوم اینها به این دست آوردها آلرژی دارد ! اما باز جای سوال است که چطور ٬حلقوم گشاد این افراد به مال حرام بیگانه حساسیت ندارد ؟ بگذریم ، بعد از چند وقتی سری به سایت تابنده آینده و عصر ایران زدم ، تیترها مثل همیشه بوی نامطبوعی را میداد اما یک خط خبری بدجوری اعصابم رو به هم ریخت :
سنگین ترین بمب دنیا در شرکت بوئینگ ساخته می شود: 13 هزار و 608 کیلوگرم!
http://asriran.com/fa/pages/?cid=87475
بزرگترین سلاح غیرهسته ای آمریكا برای سایت فردوی قم!
http://www.ayandenews.com/news/13918
حمله اسراییل به ایران هوایی نخواهد بود ؛ کماندوها می آیند!
http://asriran.com/fa/pages/?cid=87281
این تیتر خبری با آب و تاب به نقل از روزنامه های صهیونیستی غرب نقل شده و در صدر اخبار این سایت های به اصطلاح مستقل قرار گرفته بود. با خودم فکر کردم جوابی بنویسم برای این خبر یا نه ، با کلی کلنجار رفتن با خودم ٬دلم تاب نیاورد و مجبور شدم این پست را برای شما عزیزان بر روی سایت ارسال کنم امید است افکار عمومی کمی در مورد این جریانات تامل کنند گرچه افکار عمومی نظر خود را در 22 خرداد به وضوح نشان داد، اما این نوشتار تلاشی است مضاعف برای رفع تشویش از اذهان ملت عزیز ایران اسلامی .
علی سمیعی
این مقاله درارای 4 بخش است :
1-بررسی اختصاری اخبار سایت های عامل دشمن
2-بررسی احتمال و امکان سنجی حمله سخت دشمن خارجی
3- بررسی چگونگی تهاجم حمله کنندگان
4- بررسی جواب های احتمالی ایران به حمله فوق الذکر.
* بخش اول (بررسی اختصاری خبر سایت های عامل دشمن)
در تیتر خبر این گونه آمده است : بزرگترین سلاح غیر هسته ای آمریکا برای سایت فردوی قم !
هر کسی با دیدن این تیتر به فکر فرو می رود و سوالات بسیاری در ذهنش ناخودآگاه نقش می بندد از جمله :
1- مگر قرار است به ایران حمله شود ؟
2-این سلاح برای حمله به سایت های هسته ای ایران و علی الخصوص فردو طراحی شده است ؟
3- مگر سایت فردو امن ترین سایت هسته ای ایران نام نگرفته بود ؟
4- پس گفتگو های دو طرفه و چند طرفه در ژنو و بسته پیشنهادی ایران چه شد ؟
و در نهایت تشویش افکار عمومی نتیجه مطلوب این دست مقاله های زیبا و دشمن شاد کن خواهد بود !
اما آنچه حائز اهمیت است اینکه با فروکش کردن طب جنگ روانی حمله اسرائیل به ایران آن هم پس از سلسله اقدامات بازدارنده جمهوری اسلامی ایران مانند : رزمایش موشکی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ، افشای وجود یک سایت فوق امنیتی در عمق کوهستان های مرکز کشور (سایت فردو) ، مذاکرات ژنو با شش کشور از جمله آمریکا و ... گویا دنباله های داخلی آن دشمنان هنوز دست از کوبیدن به طبل جنگ بر نمی دارند و به قول معروف نان خود را در بزرگ نمایی دشمن فرضی و بی ثبات نشاندن فضای پیرامون کشور می بینند ، اما چرا ؟ طبق یک بررسی کاملا ساده مشخص می شود این حرکت از دو حالت خارج نیست :
الف- این خبرگزاری ها عامل مستقیم دشمن بوده و در راستای تامین منافع آنها این گونه اخبار بی ارزش را بزرگ نمایی کرده و با شانتاژ تبلیغاتی سعی در مشوش کردن اذهان عمومی مردم دارند تا با خدشه دار کردن منافع ملی و بی ثبات سازی اذهان مردم زمینه ساز حرکات بعدی دشمنان از خارج باشند.
ب- این رسانه ها با بی بصیرتی تمام ، دولت اصولگرای منتخب ملت را بر نمی تابند لذا سعی می کنند با تشویش اذهان عمومی و بی ثبات نشان دادن وضعیت عمومی کشور، سیاست های داخلی و خارجی دولت را زیر سوال برده تا به نوعی حرف جناح مطبوع خویش را بر کرسی بی عقلی خود بنشانند .
در هر صورت این عمل با منافع ملی کشور در تعارض جدی قرار می گیرد و باید توسط دستگاه های ذیربط مورد مطالعه ، تحقیق و در صورت لزوم برخورد قانونی قرار گیرد.
اما باز این سوال وجود دارد که آیا این حرکت مذبوحانه طبق نص صریح قانون اساسی تشویش اذهان عمومی نیست ؟ آیا فقط کسی که با سلاح گرم وسرد در معابر عمومی مردم را به وحشت می اندازد سزوار محاکمه است ؟ گرچه همان هم با رافت بی جای برخی مسئولین لوث شده و متاسفانه ژنرال های این جریان در حال تدارک آشوب بعدی می باشند!
در متن خبر سایت آینده رسانه منتصب به فرزند یکی از مسئولان عالی نظام و رئیس یکی از ارگان های قانون گذاری کشور چنین آمده است :
(AP) آسوشیتدپرس می نویسد :
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد: پنتاگون تولید و تحویل یك بمب بسیار بزرگ كه قدرت نفوذ در زیر زمین را دارد را به سرعت دنبال می كند كه این بمب می تواند در پناهگاه هایی كه با 10000 پوند سیمان تقویت شده نفوذ كرده و آنها را نابود كند.
AP می گوید: این طرح به "طرح بی" برای مقابله با ایران نامگذاری شده است كه برای مقابله با یك سایت ایران كه در منطقه قم در زیر كوهها ساخته شده است، به كار گرفته می شود.
بمب 15 تنی نیرومند كه "نفوذ كننده عظیم نظامی" یا M.O.P نامیده می شود، بزرگترین سلاح غیرهسته ای آمریكاست كه در تجهیزات نظامی این كشور مورد استفاده قرار می گیرد و قدرت حمل 5300 پوند مواد انفجاری را دارد و قدرت آن ده برابر سلاحهایی است كه برای جانشینی آن مورد نظر قرار گرفته اند.
هم اكنون پنتاگون یك قرارداد 52 میلیون دلاری برای سرعت بخشیدن به تولید این بمب و جاسازی آن روی بمب افكنهای بی-2 استیلث منعقد كرده است.
پنتاگون از ارائه این مطلب كه آنها این بمب را برای تجهیزات ایران یا كره شمالی می سازند امتناع ورزیده است.
جوف مورال، سخنگوی پنتاگون گفت: این فقط یك امكان است كه ما فكر می كنیم بتواند برایمان در آینده كارایی داشته باشد. این تغییر و تحولات بعد از اینكه پنتاگون به كنگره آمریكا برای در اختیار قراردادن بودجه برای تولید این بمب مراجعه كرده، شرایط جدیدی به خود گرفته است .
بمب های كه به هدایت شده معروف هستند قابلیت سوراخ كردن زمین را داشته و در نتیجه توانایی رسیدن به پناهگاهها را دارند.
پایان خبر آینده .
توضیح مختصر ( هر پوند معادل 453 گرم است )
در متن خبر تاکید بسیاری بر تیتر اصلی این متن یعنی رسیدن بمب به پناه گاه های زیر زمینی وجود دارد که این امر متاسفانه نشان دهنده نیت سوء گرداننگان سایت مورد اشاره است که دلایل آن در قسمت بالا ذکر شد.
*بخش دوم(بررسی احتمال و امکان سنجی حمله سخت دشمن خارجی)
اما قسمت دوم این مقاله به صورت اختصار به فرضیه چماق بزرگ غرب علی الخصوص آمریکا و رژیم صهیونیستی واحتمالات حمله موثر به ایران اختصاص می باید .
قبل از هر چیز باید فرضیه حمله محتمل را بپذیریم (مثلا حرفا ! ) بعد طبق این فرض تقریبا محال ٬گزینه های احتمالی را بررسی کنیم.
اگر فرض کنیم آمریکا یا احیانا رژیم صهیونیستی در جهت کند کردن برنامه هسته ای ایران دست به اقدامی جنون آمیز بزنند فرقی نخواهد کرد اسرائیل شروع کننده باشد یا آمریکا بلکه آنچه مهم خواهد بود این است که در صورت بروز این سطح از درگیری طرف دوم(آمریکا یا اسرائیل) بدون کوچکترین شک وارد نبردی جهنمی ٬ وسیع و طولانی مدت خواهند شد.
در صورتی که اسرائیل بخواهد دست به چنین اقدام جنون آمیزی بزند نیروی هوایی این رژیم باید از چند کشور (حریم هوایی) مشخص عبور کرده و به قتلگاه خود پا بگذارند . این امر امکان پذیر نخواهد بود مگر با همکاری کشورهای منطقه علی الخصوص همسایگان هم مرز با کشور ما که سال هاست پایگاه های متعددی در اختیار دشمن فرامنطقه ای ایران و ملت های منطقه قرار داده اند . اما در این صورت کشورهایی که به دشمن ما حریم داده اند خود خواسته وارد این جنگ خواهند شد و تبعات آن را هم باید بپذیرند ، پس لاجرم دایره جنگ به گستردگی یک منطقه بسیار وسیع خواهد بود .

اما در این حالت آمریکا به صورت ائتلافی با کشور ما درگیر خواهد شد لذا وضعیت برای ما کمی تغییر خواهد کرد. از آنجا که در بررسی معادلات جنگی توان حداکثری دشمن مورد بررسی قرار می گیرد بهتر و کاملتر آن است که فرض حمله یکجانبه اسرائیل یا ایالات متحده را در این بحث حذف کنیم پس به طبع نیروهای مهاجم فرضی به ایران ائتلافی فرض خواهند شد. این فرض عقلانی و قابل تصورتر خواهد بود.
بخش سوم (بررسی چگونگی تهاجم حمله کنندگان)
فرض حمله به ایران را محتمل در نظر گرفتیم پس موارد زیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت :
از آنجا که حمله زمینی یا دریایی به ایران عملا در شرایط کنونی دشمن، غیر ممکن خواهد بود حمله هوایی مد نظر قرار گرفته و مورد بررسی قرار خواهد گرفت .
با توجه به توضیح بالا فرض بر این قرار می گیرد نیروهای ائتلافی با اسکادرانهای زیاد برای هدف قرار دادن مراکز هسته ای – نظامی – اقتصادی و احیانا سیاسی وارد عمل خواهند شد . همانطور که به وضوح روشن است هواپیمای جنگی، بدون بمب یا موشک از تفنگ بی فشنگ بی خاصیت تر است . اگر قرار باشد ابر بمب غیر هسته ای آمریکا یا هر بمبی ( حتی بمب های مینیاتوری هسته ای نسل جدید"3- 4- 5 ") به سایت های هسته ای یا نظامی زیر زمینی ما نفوذ کند باید این نکته مورد بررسی قرار بگیرد که یک بمب کوچک یا بزرگ مثل همین بمب 15000 کیلوگرمی با چه وسیله ای ، از چه مسیری و در چه سطحی مورد استفاده قرار خواهد گرفت ؟
با توجه به ابعاد این حمله استفاده گروه اعتلاف از ظرفیت موشکی هم محتمل خواهد بود اما یک حمله تاثیر گذار احتیاج به امری فراتر از موشک باران از راه دور خواهد اشت.
توضیحی مختصر پیرامون ابر بمب غیر هسته ای آمریکا و برخی بمب های هسته ای نسل جدید:
MOAB يا مادر تمام بمب ها (Mother of all Bombs) :

در اولین تست MOAB در ایالات متحده به سال 2003 از تریتونال استفاده شد (TNT 80% Al20%) در این بمب از 8200 کیلو ماده منفجره استفاده شده که با یک مکانیزم خاص بازده انفجار به 11,000کیلوگرم TNT میرسید.
بمب 15 تنی نفوذ كننده عظیم نظامی یا M.O.A.P نسل جدیدی از بمب های غیر هسته ای است که در ظاهر برای زدن قرارگاه های زیر زمینی نفوذ ناپذیر طراحی شده ، شاید جالب ترین نکته در مورد این بمب آن باشد که بزرگترین ویژگی این بمب (وزن بالا) در عین حال بزرگترین عیب آن نیز هست . گفتنی است که روسیه در رقابتی تنگاتنگ با ایالات متحده بمبی با نام ( F.O.A.B :father of all bombs) پدر همه بمب ها با قدرت انفجاری چند برابر آزمایش کرد. در این بمب از 7100 کیلوگرم ماده منفجره استفاده شده بود ولی بازده انفجار معادل 44,000 کیلوگرم TNT بود.
اما در ادامه بررسی این مقاله به مابقی سوالات بالا جواب می دهیم :
این بمب ها قرار است با چه وسیله ای حمل شود و به سایتی مثل فردو برسد ؟
همانطور که بهتر می دانید هر حمله موثر هوایی باید به صورت بمباران نقطه ای ، دقیق و برنامه ریزی شده انجام شود تا بتوان نتیجه مطلوب را بدست آورد ، در دکترین نیروهای نظامی غرب سیطره هوایی حرف اول و آخر را می زند ، یعنی در این چند سال به وضوح دیده شده کشور مورد هدف تا روزها با حجم بسیار زیاد بمباران می شود (تاکتیک زمین سوخته) و بعد نیروهای دیگر عمل کننده ، ائم از چترباز، گاردهای خط شکن (آونگارد) تکاور و سایر نیروهای مثل نیروهای زرهی به عمق استراتژِک کشور مورد نظر حمله کرده و کار را تمام می کنند! (مثل عراق یا افغانستان !!!)
برای بمباران دقیق باید در فاصله نه چندان زیاد از منطقه مورد هدف قرار گرفت تا بتوان عملیات بمباران را با موفقیت به انجام رساند ، بمباران سایت های ایران با توجه به محل قرار گیری آنها (نقاطق مرکزی کشور) و نحوه چینش استراتژیک آن ها (بیش از صد سایت هسته ای و هزاران سایت نظامی یا اقتصادی ) برای یک اسکادران کوچک با تعداد بمب های محدود بسیار دشوار و غیر ممکن می نماید اما اگر دشمن از بمب های کوچک هسته ای نسل جدید بهره گیری کند وضع متفاوتی به وجود خواهد آمد.

در هر صورت تعداد قابل توجهی بمب افکن نیاز است تا سایت های ایران بمباران شود. با توجه به این موضوع بخش بعدی مقاله در بررسی بمب افکن هایی که توانایی حمل بمب های حجیم (مثل بمب M.O.A.B یا بمب های هسته ای سنگر شکن ) را دارند اختصاص می یابد.
- بررسی بمب افکن های استراتژیک حمال بمب های فوق سنگین و سنگر شکن
تنها یک بمب افکن شناخته شده در نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا به عنوان قوی ترین عضو پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) قابلیت حمل این هیولاهای ویرانگر را داراست و آن بمب افکن رادارگریز-پنهانکار( استلیث ) بی 2 (B-2 ) معروف به روح (SPIRIT ) است . خوب چگونگی حمل این بمب های مشخص شد. اما توضیحات مختصری درباره این بمب افکن استراتژیک - روح ، بی- 2 :

شرکت نورثروپ گرومن ، بوئینگ ، گروه سیستم های راداری هاگز و شرکت موتورسازی جنرال الکتریک به اتفاق هم یک هدف مشترک را دنبال کردند و آن ساخت هواپیمای غول پیکر و بسیار مدرنی به نام روح یا spirit بود . هواپیمای بمب افکن چندمنظوره سنگین بی - 2 ملقب به شبح توانایی حمل تسلیحات اتمی و غیراتمی سنگین را تا فواصل بسیار طولانی داراست.

این هواپیما که بیشتر شبیه یک بال پرنده است توانایی پرواز تا ارتفاع پنجاه هزار پایی و قابلیت سوختگیری در آسمان را نیز دارا می باشد . این بمب افکن با یک بار سوختگیری می تواند شش هزار مایل دریایی یعنی حدود ۹۶۰۰ کیلومتر را طی کند و این امر قدرت رسیدن به هر نقطه ای از این کره خاکی را به او تنها در چندساعت اهدا می کند. این هواپیما از بالا حالت دبلیو شکلی دارد.
توضیح : (یک مایل دریایی برابر با ۱۸۵۲ متر است).
این هواپیما توسط چهار موتور قدرتمند توربوفن شرکت جنرال الکتریک با مدل اف - 118 - جی ای 100تجهیز شده که تمامی موتورها به صورت دو به دو در داخل بدنه جای داده شده اند. هرکدام از موتورهای بی- 2 ۱۷۳۰۰ نیوتن نیرو فراهم می کنند و با چنین نیروی بالاییست که سرعتی نزدیک سرعت صوت(نه سرعت مافوق صوت ! ) به دست می آید. این موتورها مجهز به سیستم کنترل حرارت هستند تا کمترین حرارت را از خود نشان دهند و رادارهای حساس حرارتی نتوانند آنها را به آسانی رهگیری کنند.
نخستین عملیات اجرایی نظامی بی- 2 عملیاتی در خاک صربستان بود . این شبح آلیاژین عملیات پروازی ای را که با هدف تخریب خاک صربستان انجام شد با موفقیت کامل به اتمام رساند و سالم به خاک آمریکا بازگشت.این عملیات عملیاتی بدون توقف از پایگاه میسوری آمریکا به کزوو و دوباره بازگشت به پایگاه میسوری بود که با موفقیت کامل به انجام رسید . طولانی ترین عملیات B-2 از پایگاه وایتمن در میسوری تا افغانستان به ثبت رسیده است. در عملیاتی دیگر یک هواپیمای بی-2 آمریکا که از پایگاه خود در میسوری برخاسته بود تا سفر رفت و برگشت بدون وقفه 34 ساعته به عراق را طی کند، حدود 80 بمب حدودا 250 کیلوگرمی بر یک پایگاه نظامی عراق تخلیه کرد.


پايگاههاي شناخته شده / B-2
تا اوائل سال 2003، پايگاه نيروي هوايي ايالات متحده به نام وايتمن واقع در ميسوري، مركز اصلي عملياتي بمبافكنهاي B-2 محسوب ميشد. سپس تاسيسات ويژه تعمير و نگهداري B-2 ها در پايگاه نظامي مشترك بريتانيا و ايالات متحده به نام ديگوگارسيا واقع در اقيانوس هند ساخته شد. به دنبال آن و در سال 2005، اين تاسيسات در جزيره گوآم نيز استقرار يافتند. تجهيزات ويژه اين تاسيسات، در پايگاه نيروي هوايي بريتانيا به نام Fairford در Gloucestershire انگلستان ساخته شدند.
مشخصات فنی بی- 2
طول: ۶۹ فوت (20.9 متر)
ارتفاع: ۱۶ فوت (5.1 متر)
فاصله بین دو سربال: ۱۶۲ فوت (52.12 متر)
مساحت سطح بال: 5.۴۶۴ متر مربع
محصول : شرکت نورثروپ گرومن ایالات متحده امریکا با همکاری شرکتهای بوئینگ، گروه سیستم های راداری هاگز ، موسسه آموزشی هاگز ، شرکت موتورسازی جنرال الکتریک ، شرکت راکول کالینز با همکاری نیروی هوایی ایالات متحده .
قابليتها
حداكثر سرعت: 764 كيلومتر بر ساعت = 475 مايل بر ساعت = 410 نات بر ساعت
برد: 12000 كيلومتر = 6500 مايل = 5600 ناتيكال مايل
سقف پرواز خدمتي: 15000 متر = 50000 فوت
وزن بارگذاري بال: 329 كيلوگرم بر مترمربع = 67.3 پاوند بر فوت مربع
نسبت كشش به وزن: 0.205
شناسنامه كلي
نوع هواپيما: بمبافكن استيلث (مخفي از رادار)
سازنده: نورثروپ – گرومن
اولين پرواز: 17 / 07 / 1989
ورود به خدمت: آوريل 1997
وضعيت: عملياتي
كاربر: نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا
تعداد ساخته شده: 21 فروند
قيمت: 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار (در سال 1998)
اما سوال بعدی اینجا هنوز باقی است :
روح مثلا 2/1 میلیارد ! (به ارقام زیاد توجه نکنید این یانکی ها مزخرف زیاد میگن ! )دلاری چگونه باید وارد حریم سرزمینی ایران اسلامی شود ؟
طبق اطلاعاتی که درباره این بمب افکن غول پیکر وجود دارد بزرگترین شاخصه آن که رادارگریز بودنش است زیاد جنبه قطعی نداشته و می توان به اشکال مختلفی آن را تحت شناسایی قرار داد. این مسئله در ادامه مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

یک بمب افکن بی- 2 بدون اسکورت هواپیماهای جنگنده مثل یک کودک بی پناه خواهد بود. به خوبی میدانید که در این نوع بمب افکن ها و اختصاصا این بمب هدایت شونده(M.O.A.B) ، لازم نیست بمب افکن درست بر روی سایت مورد هدف قرار بگیرد بلکه این بمب ها از فاصله زیاد قابل پرتاب و با هدایت ماهواره ای به نقطه انفجار خواهد رسید. اما این فاصله دارای محدوده ای است که با توجه به محل قرار گیری تاسیسات اصلی هسته ای ایران از جمله نطنز ، فردو ، یو سی اف اصفهان ، راکتور اراک و ... بمب افکن های مورد نظر باید حتما وارد حریم هوایی ایران شده و قابلیت پرتاب بمب خارج از محدوده سرزمینی ایران با توجه به نوع حمله (وسیع) امکان پذیر نخواهد بود.

پس تا اینجا مشخص شد تعداد زیادی بمب افکن بعلاوه اسکورت هایشان باید وارد حریم سرزمین ما شوند. اما سوال دیگری پیش می آید این حجم از عدوات هوایی از چه مکان هایی قابلیت پرواز برای بمباران مراکز هسته ای یا نظامی ایران را خواهند داشت ؟
پایگاه های نیروهای آمریکایی و ائتلاف در منطقه آنچنان هم که گفته می شود ناشناخته نیستند و همگی آنها زیر چتر اطلاعاتی و اگر لازم باشد عملیاتی ایران اسلامی قرار دارند با توجه به برخی مسائل تنها کمی از اطلاعات بدون رده بندی امنیتی در مورد این پایگاه ها به اختصار پیش روی شما قرار خواهد گرفت :

در عکس فوق پایگاه های دیگری نمایش داده شده که ما از ماهیت آنها با خبر نیستیم .
(به زبان ساده تر : عکس تزئینی می باشد ! )
1) سر فرمرماندهي مركزي پنجم نيروهاي دريايي آمريكا در منامه ( بحرين)
2) سر فرماندهي مركزي نيروهاي هوايي آمریکا در منطقه اسكان ( عربستان سعودي)
3) سر فرماندهي مركزي ارتش آمریکا ( كويت)
4) تيپ تجهيزات سنگين زميني آمریکا ( كويت و قطر )
5) تيپ تجهيزات نيروي هوايي معروف به { عقاب} در منطقه ( سيب /عمان)
6)پايگاه سوخت رساني نیروی هوايي آمریکا ( امارات متحده عربي)
7) ستاد فرماندهي نيروهاي مشترك در (كابل افغانستان) كه با نيروهاي ناتو همكاري ميكنند .
8) لشگر 76 در (افغانستان) كه مسئوليت اجراي عمليات هجومي در سرتاسر افغانستان را بر عهده دارد. 9)لشگر عمليات مشترك در (شاخ آفريقا) كشور ( جيبوتي)
10) لشگر عمليات مشترك با شماره 150 - كه شامل فرماندهي چند مليتي در (منامه) است كه فعلا 9 ناو را براي محافظت ( شما بخونيد صدور نا امني ) از درياي سرخ و اقيانوس هند در خود جاي داده است.
11) ستاد فرماندهي نيروهاي مشترك نيروي هوايي ایلات متحده علاوه بر مركز عمليات هوايي . در "عديد" (قطر).
12)مقر نيروهاي مركزي در اردوگاه "السيلية" (قطر).
13)مقر فرماندهي مركزي عمليات ويژه (قطر).
14)نيروهاي چند مليتي در 14 پایگاه مستقل (عراق).
15)فرماندهي آموزش نيروهاي امنيت ملي، مقر نيروهاي چند مليتي."اعتلاف" (مشترکا افغانستان – عراق ).
16)هيئت نظامي ناتو براي آموزش كه بر روي آموزش افسران عراقي متمركز است.(بغداد-عراق)

17)ستاد فرماندهي نيروهاي همپيمان زميني (كويت).
18)فرماندهي مركزي نشر و توزيع وزرات دفاع (كويت).
19)واحد اطلاعاتي، مراقبتي و نظرسنجي در پايگاه هوايي "الظفرة" (امارات متحده عربي).
20)پايگاه هوايي نيروهاي آمریكايي در شمال كابل با نام " بگرام" ( افغانستان).
21)پايگاه هوايي در "قندهار" ( افغانستان).
22)پايگاهي امدادرساني و انتقال تجهيزات در شمال بغداد منطقه " البلد " (عراق).
23)يكي از بزرگترين مراكز نظامي هوايي و امداد رساني اصلي براي نيروهاي موجود در "الانبار" با نام "الاسد" (عراق).
24)پايگاه هوايي "التليل" در جنوب (عراق).
25)اردوگاه "التاجي" در 20 مايلي "شمال غرب بغداد" (عراق).
26)پايگاه ارتش عراق در نزديكي شهر "نومي" ( عراق)
27)پايگاه "الكسيك" در شمال "موصل"( عراق).
28)پايگاه بسيار استراتژيك نیروی هوایی آمریکا " انجرليك " ( تركيه).
29) پايگاه هوايي در جزيره استراتژيك ديوگوگارسيا ( بمب افکن های ایالات متحده از این پایگاه برای بمباران افغانستان استفاده کردند) جزيره ديگوگارسيا " Diego Garcia "یکی از مستعمرات بريتانيا ميباشد و در اقيانوس هند – حدود 1600 كيلومتري جنوب هندوستان - واقع است. اين جزيره از جنوبي ترين ساحل ايران، فاصله اي در حدود 3400 كيلومتر دارد.
30) پایگاه نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا در (جزيره گوآم " "Guam) که در غرب اقيانوس آرام قرار دارد.
31) یکی دیگر از پایگاه های هوایی آمریکا ( گلوسترشر " Gloucestershire " :شهري در جنوب غربي انگلستان است.)
اطلاعات فوق متعلق به یک سال و نیم پیش می باشد !
سوال دیگری که مطرح خواهد شد این است که مگر می توان استیلث ها را شناسایی کرد ؟ و سوال بعدی در صورت شناسایی با چه ابزرای می توان مورد هدف قرار داد ؟
-بمب افکن های بی 2 دارای 3 نقطه ضعف عمده شناخته شده هستند :
۱- از پشت استیلث نیستند . در واقع از پشت مثل یک لکه بزرگ بر سطح هر رادار درپیتی(بنجلی) دیده می شوند. همانطور که می دانید اگر رادار جسمی را شناسایی کند زدن این جسم با موشک های هاوک هم قابل انجام است چه برسد به اس -200 و اس-300 های پدافند ملی با برد بسیار زیاد ! (ایران از رادار های غیر فعال و آرایه های فازی هم بهره می برد .)

۲-هر راداری اگر امواجش فوق (بالای) این بمب افکن قرار بگیرد به راحتی این غول را شناسایی خواهد کرد. به زبان ساده تر یک هواپیمای شناسایی ای وکس می تواند این غول شکست ناپذیر را به آهن پاره ای تکه تکه شده تبدیل کند فقط کافی است مشخصات دقیق محل حرکت این بمب افکن به پایگاه های آفندی و پدافندی داده شود . (نیروهی هوایی ایران از این رادارهای پرنده برد بلند(ایوکس) بهره می برد).

۳- این بمب افکن در لحظه پرتاب بمب یا موشک از حالت استیلث (پنهاکاری و رادارگریزی) خارج شده و قابل رهگیری خواهد بود.

با این وضعیت باز فرصت زیادی برای زدن این بمب افکن ها و عیضا بمب ها و موشک هایشان وجود خواهد داشت .
به تاريخ 2 سپتامبر 1996، در يك بحث جنجالي، صنايع هوافضاي بريتانيا (BAe) يك فيلم ويدئويي به نمايش درآورد. در آن فيلم نشان داده ميشد كه بمبافكن رادارگريز B-2 كه در ارتفاع كم در حال پرواز بود، توسط سيستم دفاع هوايي بسيار قديمي رپير (Rapier SAM system) در محل پايگاه هوايي فارنبرو (Farnborough) مورد رهگيري و شناسايي قرار گرفته است. اين سيستم قديمي رپير، به تازگي مورد بهينهسازي رادار و سيستمهاي شناسايي قرار گرفته است و بر طبق ادعا و مستندات مقامات Bae، ميتواند چنين هواپيماهايي را به راحتي مورد شناسايي و رهگيري قرار دهد.
اما همانطور که گفته شد بی-2 باید اسکورت شود.
در مورد اسکورت ها می توان گفت این اسکورت ها طبق یک قائده کاملا مشخص از دایره چند جنگنده شناخته شده خارج نخواهند بود. این قائده خدشه ناپذیر بسیار ساده است ، اسکورت های بی- 2 باید مثل خود بمب افکن بی- 2 ، استیلث (رادار گریز) باشند وگرنه فعل استفاده از بی- 2 بی معنی خواهد بود .
جنگنده های استیلث عملیاتی مفروض به شرح زیر هستند :
1- اف -117 ( این جنگنده در جنگ بالکان در مقابل یک میگ 19 نیروهای صرب با یک موشک هوا به هوا سرنگون شد ! در بخشی مجزا قسمتی از نیروهای هوایی ایران را برای شما معرفی خواهیم کرد.)


2-اف-22
این هواپیمای فوق العاده پیشرفته ! برای ایجاد امواج ضد راداری و جنگ الکترونیک ٬ قبل از اسکادران اصلی وارد خاک کشور هدف خواهند شد تا با ایجاد اختلال در سیستم راداری دشمن راه را برای ورود ناوگان اصلی هموار کنند . به احتمال زیاد این هواپیماها با موشک های ضد رادار تجهیز خواهند شد.

3-اف-35
استفاده از این هواپیما در جنگ نزدیک قابل تصور نیست زیرا هنوز به صورت گسترده عملیاتی نشده است .

این هواپیماها با توجه به قابلیت های مختلف از جمله رادارگریزی و استفاده از تکنولوژی های پیشرفته مانند جنگ الکترونیک می توانند گزینه های احتمالی باشند . در ضمن این جنگنده ها می توانند در موقع لزوم نقش بمب افکن های ثانوی را هم برای اسکادران مهاجم بازی کنند .
با توجه به اینکه ایران در زمینه جنگ الکترونیک و تجهیزات ضد جنگ الکترونیک به پیشرفت های شگرفی دست پیدا کرده نگرانی خاصی از این بابت وجود ندارد . به عبارت ساده تر اگر هواپیماهای آونگارد(خط شکن) با توانایی از کار انداختن رادارها به حریم هوایی ما وارد شوند این توان در نیروهای پدافندی ما وجود دارد که با این مهمانان ناخوانده برخورد متناسب را داشته باشند! ( از کار افتادن تجهیزات الکترونیکی و راداری نیروهای فرا منطقه ای در خلیج فارس در یک مرحله از مانور نظامی سال های گذشته سپاه و ارتش گواه این مدعاست !)
در مقابل تهاجم این دشمن اعتلافی دو فرض کلی مطرح می باشد :
۱- دفاع پیشدستانه ایران در مقابل حمله پیشدستانه نیروهای اعتلاف
۲-دفاع ثانویه با استفاده از ضربه دوم به عنوان یک اصل انسان دوستانه
در حالت اولیه نیروهای آفندی ایران با توجه به ۱۰۰٪ بودن احتمال و امکان حمله دشمن در یک حرکت پیشدستانه اصل غافلگیری را رعایت کرده و دشمن را در یک مخمصه غیر قابل تصور قرار می دهند . این دکترین مبتنی بر اصل دفاع بیرون از خانه با توجه به خطبه ۲۷ نهج البلاغه امیر مومنان علی علیه السلام انجام خواهد گرفت ( خار و ذلیل نشد ملتی ٬ مگر با دشمن در خانه اش جنگید ! ) این دکترین در جنگ ۳۳ روزه لبنان و در دستگیری جاسوسان انگلیسی و آمریکایی در اروند رود مورد آزمایش قرار گرفت . در این وضعیت ابتکار عمل بسیار بالایی برای ما وجود خواهد داشت و دشمن در بدترین وضعیت قرار خواهد گرفت .
اما در حالت ثانویه ما بعد از تهاجم دشمن عملیات آفندی و پدافندی خود را به اجرا خواهیم گذاشت .
در مورد حجوم اسکادران های جهنمی دو فرض کلی وجود دارد :
1- ایران قبل یا حین اجرای عملیات مهاجمین از حمله با خبر می شود که در نتیجه اتفاقات زیر قابل پیش بینی خواهد بود :
الف- درگیری یگان های پدافندی برد بلند و متوسطی مانند واحد های HAWK- SA-2 - اس- 200 SA-5 و (SA-6 ) اس - 300 SA-10.
توضیح بسیار مختصر :
با ترکیب سیستم های پدافندی بلند و کوتاه بردی چون تور ام -1 اس-300 و اس ۲۰۰ -هاوکهای ساخت داخل-سام ۶ و ... که میتوانند ابتدا از فاصله ۲۰۰ الی ۱۵۰کیلومتری تا ۵۰ کیلومتری بوسیله اس-300 با دشمن درگیر شد سپس سیستمهای میانبرد اس-۲۰۰ و هاوک تولید داخل که بردشان دو برابر شده است از فاصله 50 تا 10 کیلومتر با دشمن درگیر میشوند و در نهایت اگر دشمن توانسته باشد از دو پدافند قبلی عبور کند به سیستم تور ام -۱ برخورد کرده و مسلما شکست خواهد خورد . در ضمن سیستم های پدافند لوله ای تمام اتوماتیکی چون سماوات و توپ های زنجیره ای تمام اتوماتیک ۱۰۰ میلیمتری نیز پوشش نهایی را خواهد داشت.
سامانه پدافند موشکی هاوک (HAWK) :

موشک سطح به هوای میانبرد هاوک (MIM-23 HAWK) ساخت شرکت آمریکایی(Raytheon) است و Hawk مخفف Homing All the Way Killer است . Mim-23c Hawkسامانه پدافند هوایی هاوک این سامانه ستون فقرات پدافند هوایی ایران را تشکیل میدهد تعداد 36 آتشبار هاوک با 1800 موشک در قالب 12 گردان به ارزش 600 میلیون دلار در 1976 وارد یگان پدافند هوایی ایران گردید این سامانه بعد ها به استاندارد I-HAWK ارتقاع یافت که شامل سیستم های ECCM مدرنتر بود در جریان جنگ تنها بر فراز فاو موفق به شکار 70 فروند انواع تجهیزات هوایی گردید. موشک هاوک به شکل استوانه باریک و کشیده با چهار بال دلتایی شکل هستش که از انتها تا میانه های موشک امتداد دارند . موشک هاک ای (MIM-23A) 5.08 متر طول و قطر 37 سانتی متر داره و طول بالها هم 1.21 متر و وزن نمونه ابتدایی موشک هاک 548 کیلوگرم شامل یک سر جنگی54 کیلوگرمی هست و حداقل برد آن 2 کیلومتر و حداکثر برد عملیاتی آن هم ۵۰ کیلومتراست که قابلیت نابود کردن اهدافی با ارتفاع 60 متر تا 11 کیلوکتر از سطح زمین را دارد . موشکهای هاوک بی تا ام (MIM-23 B/C/D/E/F/G/H/J/K/L/M) طول5.03 متر و قطر 37 سانتی متر دارند و وزن آن هم 638 کیلوگرم شامل سر جنگی 75 کیلوگرمی هست و میتوانند اهدافی را در محدوده 1.5 تا 35 کیلومتری در ارتفاع60 متر تا 18 کیلومتر مورد حمله قرار دهند . موشکهای هاوک مدل بی تا ام سرعتی در 500 متر در ثانیه دارند و قابلیت انفجار سر جنگی به وسیله هدایت رادیویی را دارند و مجهز به جستجو گر نیمه فعال هستند و تا 15 جی هم میتوانند فشار را تحمل کنند .

نیروی هوایی ایران اعلام کرده با انجام تغییراتی در موشک هاوک این موشک میتواند توسط هواپیماهای اف 14 به عنوان یک موشک هوا به هوا شلیک شود .البته ابتکارات ایران هنوز تموم نشده و ایران با انجام تغییرات در سامانه زمینی موشک هاوک در قسمت لانچر و سایر قسمتها اعلام کرده که از سیستم موشکی هاوک برای شلیک همزمان موشکهای RIM-66 و AGM-78به همراه موشک هاوک استفاده کند. طبق اطلاعات متقن ایران از خط تولید این موشک بهره برداری کرده و حداقل از ۲۰ گردان این سیستم پدافندی استفاده می کند. (۲۰ گردان تقریبا معادل ۲۵۰ لانچر(پرتابگر) است).
سامانه پدافند موشکی سام- 6 با کد اختصاصی (SA-6) :

SA-6 موشكي است زمين پايه ، برد متوسط ، با پيشران از نوع رامجت ، مخصوص دفاع از صحنه ي عمليات و میانبرد ، طول موشك 5.8 متر ، قطر آن 34 سانتي متر و وزن آن 600 ك.گ. است كه 59 ك.گ. آن مربوط به سرجنگي حاوي مواد منفجره ي شديد(HE) مي باشد. پيشران موشك تركيبي از بوستر سوخت جامد و موتور اصلي از نوع رامجت است. پرتاب اوليه به وسيله ي بوستر سوخت جامد انجام و پس از طي 4.5 ثانيه(زمان توليد نيرو به وسيله ي بوستر) و رسيدن موشك به سرعت 1.5 ماخ ، نازل بوستر جدا شده و همزمان درپوش هاي چهار مدخل ورودي هوا بازشده و موتور اصلي رامجت فعال مي گردد. سيستم كامل SA-6 يا كاب روسي شامل تريلر كششي 2p25 حامل سه سكوي موشك ، خودروي بارگيري مجدد 2T7M سه فروندي باكد و خودروي حامل رادار ردياب يا درگير استرايت فلاش(1S91) مي باشد. خودرو لانچر سه فروندي كششي 7.4 متر طول ، 3.2 متر ارتفاع و ۱۴۰۰۰ ك.گ. وزن دارد.
هر هنگ SA-6 شامل يك خودرو HQ رادار اخطار اوليه ارتفاع ياب و يا آتشبار SA-6 مي باشد. هر آتشبار خود داراي يك رادار ردياب استرايت فلاش است. رادارهاي متعدد كاوش اخطار اوليه «اسكور بورد آ-Score board A» ، «فلت فيس-Flat Face» ،«اسپون رست-Spoon rest»و رادار ارتفاع ياب «تين اسكين-Thin Skin» مي تواند با مجموعه به كار گرفته شود. آنتن پارابوليك مخصوص ارتفاع پايين نيز براي سيستم پيش بيني شده كه مي تواند يك هواپيماي جنگنده ي معمولي نظير اف-4 را در شعاع 55 ك.م. كشف نمايد.
حداقل برد مؤثر موشك سه ك.م. ، حداكثر برد مؤثر آن 25 ك.م.، حداقل ارتفاع عملياتي آن 25 متر و حداكثر سقف درگيري آن 15000 متر مي باشد.

در يك درگيري فرضي ابتدا هدف توسط رادار اخطار اوليه- كه بر روي وسط يك خودرو مستقر در باند A فعال است-مشخص مي شود. با نزديك شدن هدف به سايت ، اطلاعات مربوط به سمت آن به رادار استرايت فلاش منتقل مي گردد. همزمان ارتفاع هدف نيز توسط رادار تين اسكين در اختيار رادار كنترل آتش قرار مي گيرد.
نهايتا با قفل شدن رادار كنترل آتش بر روي هدف مي توان يك يا حداكثر سه موشك به صورت همزمان به سمت هدف شليك نمود.
طول : 5.8 متر
قطر بدنه : 0.34 متر
وزن : 600 ك.گ.
سرجنگي : تركشي حاوي 59 ك.گ. HE
هدايت : دستوري+نيمه فعال راداري
سرعت موشک 2.8 ماخ
پيشران : رامجت
حداكثر برد : 24 الي 28 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 12 الي 14 كيلومتر
وزن كلاهك : 59 كيلوگرم
بازه زماني شليك : 20 ثانيه
سامانه پدافند موشکی سام- 5 با کد اختصاصی (SA-5) معروف به اس -200 :

موشک سام5- گامون٬ 4 بال مثلثی به همراه 4 بالچه کنترلی متحرک به شکل مثلث ناقص در عقب بدنه خود دارد. طول آن 10.6 متر و قطر آن 0.86 متر است. وزن پرتاب موشک 2800 کیلوگرم است که 4 راکت کمکی سوخت جامد آن را نیز در بر می گیرد. راکت های کمکی یاد شده در دور تا دور نیمه عقبی بدنه موشک، میان بالها و بالچه های کنترلی قرار دارند.
طول راکت های کمکی 4.8 متر است. و پس از پرتاب و پایان یافتن سوزش آن ها و رسیدن موتور به شرایط عملیاتی مطلوب، از موشک جدا می گردند. هدایت مرحله میانی به وسیله فرمان رادیویی انجام می گیرد و موشک و هدف به وسیله یک رادار CW باند H (هفت گیگا هرتز) اسکویر پیر ردگیری می شوند. هدایت پایانی نیز به وسیله یک جستجوگری راداری نیمه فعال انجام می گیرد. موتور اصلی موشک برد آن را به 150 کیلومتر می رساند، اما برد اصلی موشک به احتمال زیاد تابع کارایی رادار درگیری اسکویر پیر است. آن گونه که گزارش شده دو نمونه سرجنگی برای آن وجود دارد: سرجنگی متعارف 217 کیلوگرمی انفجاری شدید و سرجنگی هسته ای کوچک با توان 25 کیلوتن TNT که احتمالا دارای فیوز مجاوراتی یا فرمان رادیویی هستند.

موشک سام5 ، موشکی به نسبت سنگین و حجیم است . این موشک برای درگیری در سطوح بسیار بلند طراحی شده است. گمان می رود که سام5 بتواند اهداف غیرمانوری را تا ارتفاع 20 کیلومتر رهگیری کند. موشک روی یک پرتابگر تک ریلی نصب می گردد.
قابل ذکر است که ایران حداقل 6 گردان عملیاتی سام-5 یعنی چیزی حدود 36 پرتابگر در اختیار دارد. این موشکها وظیفه حفاظت از مراکز استراتژیک کشور را بر عهده دارند. ایران با ایجاد تغییرات گسترده بر روی این موشک توانسته خط تولید آن را با نام سام-۲۵۰ به بهره برداری برساند . این موشک با برد و دقت بیشتر همراه با رادار های جدید در اختیار نیروهای پدافندی ما قرار گرفته است.
نکته دیگر در مورد این موشک پدافندی این است که در صورت لزوم می تواند کلاهک هسته ای را برای زدن اهداف بالستیک یا مشابه (هسته ای ) حمل کند !
سامانه پدافند موشکی سام -10 با کد اختصاری (SA-10 ) معروف به اس -300 :

موشك هاي S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.

شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند. چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.

ایران در سال های گذشته چند اسکادران از این سامانه پدافندی پر قدرت را خریداری و به جمع محافظان فضای کشور اضافه کرده است. مدل سامانه در اختیار ایران S-300PMU بوده و گفته می شود از بلارووس و اکراین به صورت محرمانه به ایران انتقال پیدا کرده است.
قرار داد دیگری با کشور روسیه وجود دارد که گمان می رود نسل جدید این پدافند موثر را در اختیار ایران قرار دهد. PMU-2 سیستم به نسبت پیشرفته تری برای مقابله با حملات گسترده موشکی یا هوایی دشمن خواهد بود. در ضمن این نوع موشک ها هم قابلیت حمل کلاهک اتمی را دارا هستند و برای مقابله با حملات موشکی بالستیک و اتمی بسیار کارایی خواهند داشت. این سیستم توسط متخصصین ایرانی تغییرات گسترده ای را تجربه می کند . اخباری مبنی بر تولید این سیستم در داخل به گوش می رسد که با توجه به توان متخصصین وزارت دفاع و دانشگاه های مرتبط این امر به هیچ وجه قابل رد کردن نیست !
ب-درگیری مستقیم و رودر روی جنگنده های نیروی هوایی با مهاجمین .
توضیحی مختصر در مورد توان هوایی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران:
تعداد هواپیماهای جنگی عملیاتی و اعلام شده از طریق منابع رسمی ایران در حال حاضر حدودا 350 فروند است.
60 الی 80 فروند فانتوم از مدلهای D/E/RF-4E که احتمالا همگی مدرنیزه شده و از آیونیک و تجهیزات و تسلیحات جدید استفاده میکنند.
60 الی 80 فروند اف-5 از مدلهای E/F که احتمالا با آیونیک روسی به روز شده اند.
30 الی 50 فروند اف-14 که تغییرات نامعلومی در آیونیک و سیستم تسلیحاتی آنها انجام شده است.

بیش از 30 فروند سوخو-24 که به مدل MK ارتقا یافته و توانایی عملیات در شب و سوختگیری هوایی نیز دارند. خبرهایی از قصد نیروی هوایی برای جایگزینی این هواپیما با فانتومها وجود دارد.

10 الی 30 فروند سوخو-25 مدل K که در اختیار سپاه پاسداران میباشد.
20 فروند میراژ اف-1 که با تهیه قطعات از منابع نامعلوم کاملا عملیاتی شده اند.

30 الی 50 فروند جنگنده اف-7 چینی در اختیار سپاه.
40 الی 50 فروند میگ-29 مدل A/UB که به استاندارد SMT ارتقاع داده شده اند .قابل ذکر است که ایران بعد از خرید این جنگنده ها تغییرات نامعلومی در آیونیک آنها ایجاد کرده است.

به جز موارد فوق سپاه 26 فروند سوخو-27 در سال 2000 سفارش داده بود که از سرنوشت این قرارداد خبری در دست نیست ! اخبار جسته و گریخته از تحویل آنها توسط کشور سازنده حکایت دارد . ارتش نیز در نظر داشت بیش از 50 فروند سوخو-27 به همراه 24 فروند میگ-31 و تعدادی میگ-29 را وارد خدمت کند که معلوم نیست آنها در حال خدمت هستند یا خیر ؟ گرچه مواردی هست که با وجود مشاهده این هوایپماها٬ بودن آنها نیز تصدیق شده و ایران عملا جزء دارندگان این هواپیماهای فوق العاده پیشرفته و مدرن قرار گرفته است.

علاوه بر موارد فوق نیروی هوایی کارهای ذیل را نیز در دست اجرا دارد:
- تعداد 30 فروند جنگنده آذرخش در سال 1998 سفارش داده شده بود احتمالا با گذشت 11 سال مراحل تحویل آنها تمام شده است و آذرخش وارد خدمت شده هر چند بصورت محدود.
- قرار است که حدودا 20 فروند در سال از جنگنده صاعقه تولید شود. این جنگنده که ادامه طرح ساخت جنگنده ای بومی از روی طرح اف-5 و سپس آذرخش است با تجهیزات و تسلیحات مدرن مسلح شده است و احتمالا مدل اصلی آن از راداری ساخت شرکت صاایران استفاده خواهد کرد.

- طبق اعلام مسئولان نیز جنگنده آموزشی رزمی شفق-1 باید از سال 2008 وارد خدمت می گشت.

شفق-1 جت رزمی و تمرینی جدید و پیشرفته نیروی هوایی خواهد بود که در راستای پروژه ساخت جنگنده ای مناسب برای نیروی هوایی طراحی شده است. مدلهای بعدی شفق همگی رزمی بوده و خبرهایی از تولید رادار AWG-9 بصورت مهندسی معکوس جهت نصب در مدل 3 این جنگنده وجود دارد.
- قصد نیروی هوایی برای خرید 50 فروند جنگنده سوخو-30 مدل MKP که برای ایران طراحی شده اند نیز موضوعیت قطعی دارد . روسیه برای هر فروند مبلغ 65 میلیون دلار پیشنهاد داده بود!
- مدرن سازی آیونیک و تجهیزات جنگنده های اف-14 و احتمال استفاده از موتورهای AL-31 ، رادار زاسلون و موشکهای R-37 هم جزء برنامه های نیروی هوایی بوده است.
با توجه به اطلاعات بالا و اطلاعاتی که در مورد توان هوایی نیروهای ائتلاف موجود است دست ایران برای مبازره با آنها نه تنها خالی نیست بلکه در سطح بسیار خوبی قرار دارد.
ج-درگیری یگان های پدافند موشکی برد کوتاه مثل پدافند موشکی تور ام -1 /SA-15) Tor-M1 ) – سیستم پدافند موشکی رپییر ، سیستم رعد با موشک های میثاق 2 ، میثاق های 1 دوش پرتاب :
توضیح مختصر :
پدافند موشكی رپییر ( RAPIER ) :

براي دفاع هوايي در ارتفاع پايين بكار ميرود و ساخت انگليس ميباشد. این سیستم توسط صنایع دفاعی ایران بهینه سازی و مورد بهره برداری قرار گرفته ،هر يك واحد موشكي RAPIER ميتواند محدوده اي با 100 كيلومتر مربع وسعت را پوشش دهد و وسيله خوبي براي مقابله با بمب افكنها و هواپيماهاي شناسايي و كند پرواز ميباشد. این سلاح برای زدن اهدافی چون هواپیماهای F-16A/B-پهباد ها و بالگردها کاملا مناسب و به صرفه است.

مشخصات RAPIER عبارتند از :
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 2.35 متر قطر :۱۳۳ سانتيمتر
وزن : 42 كيلوگرم
حداكثر ارتفاع اثر : 3 كيلومتر
حداكثر برد : 8 كيلومتر
سرعت : +2 ماخ
نوع سيستم هدايتي : Semi Automatic to line Sight
پدافند موشکی تور ام -1 /SA-15) Tor-M1) :

این پدافند واکنش سریع موشکی چند سال پیش از روسیه خریداری و وارد شد ، اهداف هوایی مثل : موشک های کروز (افق پرواز) ، بمب های هدایت شونده ( مثل همین موردی که ذکر شد) ، بالگردها و هواپیماهای با ارتفاع پایین و پهباد ها جزء شکارهای این پدافند موثر قرار می گیرد . سرعت واکنش بسیار بالا، تحرک لانچر ، نوع چینش اسکادرانها ، قدرت هدف یابی بسیار بالا جزء محسنات این پدافند قوی است. گردان های دفاع هوایی Tor M1 روسیه شامل 3-5 گروهان است که هر یک از آنها به 4 دستگاه لانچر متحرک مجهزند. هر یک از این لانچر ها نیز حامل 8 فروند موشک آماده پرتاب هستند که با سیستم های کنترل آتش ، رادارها و بخش فرمان در ارتباطند. این لانچرها به صورت کاملا مستقل عمل کرده و در حالت سکون یا در حال حرکت قادر به شلیک می باشند .
در این سیستم پدافندی، زمان لازم برای سازماندهی و آماده سازی مجموعه برای رهگیری، 3 دقیقه و زمان واکنش از هنگام تشخیص هدف تا پرتاب موشک 8-5 ثانیه است . زمان واکنش در حالت سکون تقریبا 4-3 ثانیه و در هنگام حرکت 10 ثانیه می باشد . هر واحد پرتاب، همزمان امکان پرتاب موشک به دو هدف جداگانه را دارد .
Tor M1 می تواند تا 48 هدف را (با سطح مقطع راداری دست کم برابر با 0.1 متر مربع) در حداکثر فاصله ای معادل 25 کیلومتر تشخیص داده و رهگیری کند و همزمان بر روی دو هدف در فاصله یک تا 12 کیلومتری که با سرعت 700 متر بر ثانیه پرواز می کنند قفل کند.
احتمال اصابت این موشک ها به هدف در فاصله 10 تا 6000 متری، 92% تا 95% ادعا شده است.

پیشرانه این موشک را یک راکت سوخت جامد تک مرحله ای تامین می کند. این موشک ها قابلیت مانور تا شتاب 30g را دارند و حامل سرجنگی 15 کیلوگرمی می باشند که با یک فیوز مجاورتی فعال می شود.
همانطور که اشاره شد این سیستم ها قابلیت رهگیری موشک های کروز را نیز دارا هستند. احتمال اصابت این سیستم در مقابل موشکهای کروز و سلاحهای هدایت شونده بین 0.6 تا 0.9 گزارش شده است. ایران با انعقاد قرار دادی ۲۹ واحد از این سیستم متحرک پدافندی را در سال های پیش خریداری و مورد استفداده قرار داده است.
سیستم پدافندی موشکی رعد (RAAD) مسلح به موشک های میثاق 2 (MISAGH -2) :

تصویر فوق مربوط به پدافند ابتکاری ارتش می باشد .

تصویر مربوط به لانچر (پرتابگر) سامانه پدافندی رعد
سیستم رعد به عنوان بزرگترین قاتل آپاچی های آمریکایی شناخته شده است . گفتنی است این سیستم به صورت اختصاصی تولید بومی داخل بوده و در مانورهای مختلف امتحان خود را پس داده است . بعد از رونمایی از سیستم رعد بالگردهاي موسسه ي هيوي و همچنين نورث گروپ كه درآمريكا فعاليت مي كنند و بهترين بالگردها(ازجمله سوپركبرا)را توليدمي كنند دیگر جای امنی در آسمان نخواهند داشت. موشک دوشپرتاب میثاق-۱ این سیستم درجنگ 33روزه به صورت عملی توسط رزمندگان حزب الله مورد آزمایش قرار گرفت در جنگ تموز بيش از 5 آپاچي 100٪ مدرنيزه شده و 3 بلک هاوک تحويلي از آمريكا در آسمان لبنان خاکستر شدند كه اين كارتوسط موشک های ميثاق انجام گرفت.
موشک های دوش پرتاب میثاق 1 (MISAGH-1) :

این نوع موشک های برای زدن اهداف با ارتفاع پست و در فاصله نزدیک طراحی شده است. این سلاح موثر و قابل حمل توسط نفر برای جنگ های چریکی فوق العاده موثر بوده و می تواند موازنه قوا در صحنه نبرد را به سرعت تغییر دهد.
د-درگیری یگان های برد کوتاه مثل توپ های لوله ای ضد هوایی کالیبر بالا و کالیبر پایین .
توضیح مختصر :
سماوات (SAMAVAT) کابوس موشک های کروز :

یکی از محصولات فوق العاده پیشرفته صنایع دفاعی ایران با قابلیت هدف قرار دادن موشک های کروز ، بالگردها ، هواپیماهای با ارتفاع پایین و پهبادها چند وقتیست که به صورت عملیاتی مورد استفاده نیروهای مسلح ایران قرار گرفته است .
توپ پدافند هوايي 35 ميلي متري سماوات در ارتفاع پايين و به صورت هوشمند، موشكهاي كروز را مورد شناسايي و هدف قرار ميدهد و آنها را تا برد 4 كيلومتري منهدم ميسازد. سماوات داراي نواخت تير بالا بوده و در دقيقه مي تواند 1100 تير را شليك كند. نصب سامانه ي هدفگيري پيشرفته ي بصري علاوه بر رادار هدفگيري لینک شده با سیستم آتش فوق العاده قدرتمند از قابلیت های خاص این پدافند تخصصی است.
سامانه پدافند هوايي 100 ميليمتری
اين سامانه مدرن، هواپيماها و ديگر پرنده هاي هجومي را تا ارتفاع 55 هزار پا (معادل 18 كيلومتر) تحت هدف قرار مي دهد.

در اين سامانه، از فناوري هاي پيشرفته راداري شامل رادارهاي كشف، رديابي و تعقيب كننده اهداف استفاده شده كه تماما ساخت متخصصان كشورمان مي باشد.
علاوه بر اين رادارها، سامانه جديد پدافند هوايي ايران داراي يك واحد مركزي كنترل آتش بار و واحد مركزي هماهنگي اطلاعات است كه اين بخش ها نيز به همت متخصصان وزارت دفاع طراحي و ساخته شده و تاثير بسزايي در ارتقاء بيش از پيش توانمندي هاي دفاعي نيروهاي مسلح كشورمان در بخش هوايي دارد.
از ديگر ويژگي هاي اين سامانه را تنظيم ماسوره به صورت هوشمند برشمرد و افزود چنان چه اگر گلوله اين توپ پدافند هوايي به طور مستقيم به هدف اصابت نكرد، گلوله توپ به طور خودكار در محيط هدف منفجر و تركش هاي آن با حجم مواد انفجاري موجب انهدام هدف مورد نظر مي شود.
از قابليت هاي مهم اين سامانه هوشمند بودن آن است؛ به گونه اي كه با مجموعه رادار و يا اپتيك، هدف را رهگيري و به صورت كاملا هوشمند بدون نياز به خدمه، توانايي شليك به سمت اهداف و نابودی آن را دارد.
اين سامانه براي پوشش هوايي در ارتفاع پست ٬ متوسط و بلند بهره برداري شده است.
قسمت دوم بحث – حمله کاملا غافلگیرانه دشمن و پیامدهای احتمالی آن :
فرض می کنیم تجهیزات لازم بعلاوه این انبوه گسترده از هواپیماها -دور از چشمان تیز بین نیروهای اطلاعاتی برون مرزی ما- از پایگاه های اروپا – آمریکا به منطقه وارد و برای عملیات مورد نظر آماده شوند . باز فرض می کنیم حمله در بی خبری کامل نیروهای ما شروع می شود. اگر کشورهای همسایه عرب ما اجازه (شجاعت) استفاده از حریم هوایی – زمینی – دریایی کشورشان را به دشمن ما بدهند . اگر نیروهای اطلاعاتی برون مرزی ما در خواب غفلت به سر ببرند ، اگر رادارهای فعال و غیر فعال ما خاموش باشند ، گشت های اکتیور هوایی ائم از شکاری رهگیرهای نیروی هوایی و ای وکس های ما ناپدید شده باشند ، پدافند برد بلند و متوسط موشکی و کوتاه لوله ای ما خواب مانده باشد و باز اگر همه چیز بر وفق مراد نیروهای حمله کننده باشد از لحظه پرتاب بمب ها تا ساعت صفر اثابت به اهداف مورد نظر فاصله زمانی وجود خواهد داشت این فاصله زمانی با توجه به وسعت سرزمینی برای وارد و خارج شدن از هر طرف برای نیروهای مهاجم وحشتناک خواهد بود. به زبان ساده تر اگر اصل غافگیری کاملا رعایت شود ،بعد از حمله، نیروهای مهاجم به سرعت شناسایی و منهدم خواهند شد.
در این فرض :
نیروی های آفندی و پدافندی ایران با مهاجمینی رو به رو می شوند که در نقطه بازگشت به پایگاه های خود خواهند بود . اولین اقدام کشف محل این اسکادران ها ست . هدف بعدی تایین سمت حرکت آنی اسکادرانها و در نهایت گشودن درهای جهنم با یورش نیروهای هوایی - پدافندی و در گام بعدی پایگاه ها و کشورهای لانه اسکادرانهای مهاجم شناسایی شده و در اولین دقایق انتقامی بسیار سخت از مهاجمین گرفته خواهد شد. اما حد انتقام ایران در همین حد خواهد بود؟
بخش چهارم (بررسی جواب های احتمالی ایران به حمله فوق الذکر)
حد انتقام حتمی ایران چقدر خواهد بود ؟
این امر بستگی به سطح و نوع تهاجم به تاسیسات ما متغیر خواهد بود . اما آنچه در یک نگاه کلی به نظر می رسد به شرح زیر خواهد بود :
1- شلیک بسیار وسیع و گسترده موشک های برد بلند و کوتاه بعلاوه یگان های توپ خانه ای و راکتی ایران به اهداف احتمالی زیر :

الف-پایگاه های آمریکا در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس
ب-پایگاه های آمریکا و کشورهای ائتلاف در عراق

ج-پایگاه های آمریکا و کشورهای ائتلاف در افغانستان
د-پایگاه های نظامی – اقتصادی – سیاسی و اتمی اسرائیل در سطح بسیار وسیع و گسترده مانند : شهرک های صهیونیست نشین – تلاویو – دیمونا – حیفا – ذکریا و ...


و- در صورت گسترش درگیری از سطح منطقه می توان به پایگاه های آمریکا در اروپا و شاخ آفریقا هم اشاره کرد .(برد موشک های ایران بسیار فراتر از حد اعلام شده است ! )

ه- در صورتی که نقش کشورهای ثالث برای کمک به این حمله مسجل شود پایتخت – مراکز اصلی نظامی – اقتصادی – سیاسی که از مهمترین آنها به پایگاه های نفتی این کشورها می توان اشاره کرد مورد هدف قرار خواهند گرفت. دنیای غرب به خوبی می داند ذخایر استراتژیک سوختش بیش از ۲ ماه نیست!

2- هدف قرار دادن تجهیزات فضایی گروه ائتلاف به وسیله راکت ها یا موشک های ماهواره بر که ایران چندیست از وجود آنها بهره می برد.

توضیح : تغییر ماهیت یک راکت کاوشگر یا یک موشک مخصوص حمل ماهواره از غیر نظامی به نظامی کار چندان سختی نخواهد بود . کافیست به جای یک محموله غیر نظامی مثل ماهواره یک کلاهک با قابلیت پخش امواج گسترده الکترومغناطیسی یا یک کلاهک با قدرت انفجار بالا ( اتمی ) به فرای جو فرستاده شود آنگاه شبکه ماهواره ای دشمن با بزرگترین چالش قرن مواجه خواهد بود.( در این مورد و موارد مشابه این٬ مانند : بستن تنگه هرمز یا تحریم سنگین و ... ضرب المثل جالبی در ادبیات ما به وجود آمده به این مضمون : دیگی که برا ما نمی جوشه ... آره ! )

3- بستن تنگه استراتژیک هرمز به وسیله مین گذاری وسیع در سطح خلیج فارس و دریای عمان از دیگر اقدامات احتمالی خواهد بود. این حرکت شریان اقتصادی جهان را به شدت دچار مشکل خواهد کرد. نا گفته نماند این تنها بخش کوچکی از جنگ دریایی احتمالی علیه دشمنان منطقه ای و فرا منطقه ای خواهد بود .

4-هدف قرار دادن شناورهای نظامی و لجستیکی دشمن در شعاع برد موشک های سطح به دریای ایران ( شعاع برد موشک های سطح به دریای ایران از جنوبی و شرقی ترین نقطه کشور براحتی شمال اقیانوس هند را پوشش می دهد . خلیج فارس و دریای عمان که دیگه هیچ !)

با توجه به اینکه دشمن قبل از حمله قطعا شناورهای خود را از خلیج فارس و دریای عمان خارج خواهد کرد مطمئنا ایران شمال اقیانوس هند را نیز در تیرس موشک های خود نگاه خواهد داشت.
5- استفاده از ظرفیت گسترده نیروهای حامی ایران اسلامی در سایر کشورها از جمله پاکستان ، افغانستان ، عراق و لبنان ، فلسطین و سایر کشورهای آفریقایی تا قلب اروپا و حتی خاک ایالات متحده آمریکا ، برای زدن اهداف مورد نظر قابل پیش بینی خواهد بود. گفتنی است وسعت این درگیرها برای دشمن بر عکس ما غیر قابل پیش بینی خواهد بود ! نمونه کوچک این وضعیت دشوار در چند روز گذشته برای گروه ائتلاف قابل درک بود ، در عرض 3 روز 6 بالگرد نظامی + 26 نظامی بعلاوه چند فرمانده بلند پایه پاکستان ... ٬ هدف قرار گرفتن مقر سازمان سیا در کربلا ٬ هدف قرار گرفتن مرکز جذب نیروهای ارتش در نیویورک و ... حد انتقام ایران بسیار وحشتناک خواهد بود !!!

5-ایران بدون شک از پیمان بی خاصیت ام پی تی خارج شده و مطمئنا اقدامات پیش گیرانه هسته ای برای امنیت بخشیدن به وضعیت عمومی کشور را مد نظر قرار خواهد داد. (در حال حاضر کشور ما زیر پوشش چتر وحشت کشورهای اتمی که متاسفانه با ما روابط خصمانه ای دارند قرار دارد.)

و حرف آخر
آنچه از تجربه این سالها برای کشورهایی چون ایران باقی مانده نشان می دهد غرب علی الخصوص ایالات متحده بدون مشخص بودن 2 مقوله وارد هیچ جنگی نخواهد شد :
1-هزینه درگیری فوق
2- زمان و وسعت درگیری
پس می توان به راحتی متوجه شد چرا غرب متوحش با داشتن هزاران کلاهک اتمی و بیولوژیک به ایران حمله نکرده و فقط به این جمله بسنده می کند " همه گزینه ها روی میز است " !
با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی دنیای امروز علی الخصوص غرب موارد مورد اشاره در حد همین فروض باقی خواهد ماند ، گرچه در صورت حماقت دنیای غرب ما با تمام توان آماده زدن آخرین میخ بر تابوت غرب سکولار هستیم.
با تشکر فراوان از همه عزیزان سایت میلیتاری و رجانیوز علی الخصوص مدیر سایت میلیتاری آقا سعید گل و همه شمایی که این مقاله بلند و طولانی را مطالعه کردید.
به امید ایرانی آباد - قدرتمند و پیشرفته
وسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی ها مرتب این سوال را از ما می کردند این لباس شخصی هایی که با اسلحه های کمری مردم را در تظاهرات مورد هدف قرار می دادند چه کسانی بودند ؟ آیا غیر از این است که آنها بسیجی یا سپاهی هستند؟

از آنجا که خدا نمی گذارد حقیقت زیر ابر تیره دروغ پنهان بماند همگان دیدند چه کسانی هفت تیر به دست در یک نمایشگاه رسانه ای تیر اندازی کردند و اگر بر همین منوال عمل کرده باشند از کجا معلوم این ها جزء جوخه های ترور آن دسته و گروه فتنه گر نباشند ؟!
یگان خاصی در سپاه پاسداران وجود دارد به نام انصارالمهدی ٬ این یگان وظیفه تامین حفظ جان شخصیت های نظام را بر عهده دارد. از آنجا که افرادی چون آقای کروبی ٬ خاتمی یا موسوی فاقد مسئولیت خاصی در نظام می باشند و اصولا سپاه حفظ جان این جرثومه های فساد را بر عهده نمی گیرد یک سوال بزرگ در اذهان ملت نقش می بندد : این لباس شخصی های هفت تیر کش چه کسانی هستند ؟ با چه مجوزی سلاح حمل می کنند ؟ از چه منبعی تامین مالی و اطلاعاتی می شوند و در نهایت با چه اجازه ای در یک نمایشگاه رسانه ای که کلکسیون فرهنگ سیاسی و متمدن یک جامعه آزاد مانند ایران است این گونه دست به اسلحه برده و مردم را با شوک الکتریکی و گاز اشک آور مجروح و مصدوم می سازند ؟ تصاویر بهتر از کلمات سخن می گویند !
این مطلب هم بسیار خواندنی و افشاکننده بعضی حرکات کودتاگران است :
ماجرای چماقدارهای آقای کروبی در بنیاد
بسم الله القاصم الجبارین
وقتی خبر شهادت جمعی از فرماندهان سپاه بعلاوه تعدادی از ریش سفیدان سیستان و بولچستان و مردم منطقه رو شنیدم شکه شدم. دلم به حال مظلومیت این قطعه از ایران سوخت ٬ دلم به حال مظلومیت سرداران بی نام و نشان سپاه آتش گرفت و به حال مردم بی پناه و قانع آن خاک گلگون خاکستر شد.

چند سوال ساده اما دردناک به ذهنم رسید :
۱- چه کسانی از ترور این اسطوره های وحدت نفع می برد؟
۲-چه کسانی داد وحدت را سر می دهند اما عامل انشقاق هستند ؟
۳-کسانی که برای یک دختر نوازنده تهرانی (ندا) تمام وجود خودشان را پاره پاره کردند چرا الان به اشک ها و غم ملت با سکوت معنادارشان نگاه می کنند ؟
۴-چه کسانی از تضعیف سپاه به عنوان بزرگترین حافظ انقلاب نفع می برند ؟
۵- چه کسانی در این مدت بیشترین تحرکات را برای تضعیف سپاه داشتتند ؟
۶- تا کی ملت شریف ایران باید شاهد این حوادث خونبار باشند ؟
۷- تا کی باید این عزیان گل گون کفن مثل شمع های روی کیک کودتاگران یکی یکی خاموش شوند و آیا آنها نمی فهمند خورشید خاموش شدنی نیست ؟
ایالات متحده آمریکا بعلاوه سرویس های غربی از آنچه آنها رژیم چینج در ایران می نامیدند به کلی نا امید شده بودند تا اینکه عوامل داخلی آنها تیر آخر دشمنان قسم خورده ایران شدند و شد آنچه نباید می شد . امنیت ملی به خطر افتاد ٬ نظام دچار چالش در قلب سیاسی خود شد . عوامل خارجی با استفاده ا ز فرصت و خلاء پیش آمده سیل کمک های مالی و لجستیکی خود را به طرف عوامل مزدور خود سرازیر کردند .
مهمترین عامل خدشه دار شده پس از انتخابات وحدت ملی بود . با کمک سرداران بی نام و نشان سپاه این خلاء به اشکال مختلف در حال پر شدن بود . ضربه زدن های دشمن هم بی امان تر از گذشته ادامه پیدا کرد . کردستان اولین هدف بود و بعد دومین استان سنی نشین ایران سیستان و بلوچستان مظلوم و محروم ٬ دشمن به طور خاص این دو هدف عمده و راهبردی را در داخل و خارج مرزها دنبال می کند:
۱- ترور دقیق و برنامه ریزی شده مهمترین مانع برای فتح سنگر به سنگر نظام در جبه های داخلی و خارجی به وسیله مزدوران قلم بدست با سردمداری کودتاگردان لجنی در داخل .
۲- ترور سخت افزاری فرماندهان سپاه توسط عوامل خودفروخته با کمک تسلیحاتی - اطلاعاتی سرویس های آمریکا ٬ انگلیس و علی الخصوص موساد .
هدف اول با قوت در این ماه های اخیر دنبال شد . حمله های وحشیانه سران لجنی کودتاگر به واسطه روزنامه ها و سایت های اینترنتی اتفاق افتاد این در حالی بود که دشمن دقیقا می دانست سپاه بود که قائله تیر و خرداد ۸۸ را جمع کرد پس انتقام سخت از این ارگان حیاطی و شریان اصلی انقلاب باید به شکلی گرفته می شد. اما بخش دوم قسمت اول پازل ترور نرم سپاه را تکمیل می کرد. نکته دردناک بی توجهی قوای قضائی - امنیتی برای بریدن زبان های زهر آگین قلم های متوحش کودتاگران است. قسمت دردآور بعدی برخورد نکردن قاطعانه قوای مسلح کشور با تروریست ها در آنسوی مرز است.
در حالی که اسرائیل غاصب و متوحش به بهانه ربودن چند سرباز و هلاکت چند نفر دیگر کشور لبنان را طی سی و سه روز شخم زد و هزاران زن و مرد و کودک را به خون بهای آن چند ملعون به خاک و خون کشیدند. کشور ترکیه به خاطر کشته شدن چند سرباز مرزبان در جنوب کشورش گروه پژاک را تا عمق صد کیلومتری شمال عراق تعقیب و بسیاری از آنها را به هلاکت رساند گرچه همه شورای امنیت سازمان به اصطلاح ملل با این حرکت مخالفت کردند . اما در ایران ما منتظر برخورد پاکستان و افغانستان بی در و پیکر با این وحشی های مزدوریم غافل از اینکه اگر آنها می توانستند با طالبانی که در پایتخت آنها عملیات می کند بر خورد می کردند ! نمی دانم باید تا کی شاهد پرپر شدن این سروهای بلند قامت سپاه اسلام باشیم؟
اما در آخر از خداوند بزرگ علو درجات این عزیزان را خواستاریم و از این عزیزان خواهانیم در روز واپسین جزء شفیعان ما جامانده های بی لیاقت باشند.
الهی صبر جمیلت را نصیب خانواده های عزیز و بزرگشان فرما.
انشاالله .
بسم الله الرحمن الرحیم
انگار همین دیروز بود. محل قرارمون لانه جاسوسی بود .

نه اشتباه نشه منظورم روز تسخیر لانه جاسوسی نیست. نزدیک به 110 روز پیش بود . راهپیمایی دشمن شاد کن 25 خرداد با تمام شکوه و عظمتش تازه گذشته بود قرار بود اون روز جنبش سبز توی میدان امام خمینی (ره) – توپ خونه – تجمع مسالمت آمیز داشته باشند ! رفتیم لانه جاسوسی ، بسیج دانشجویی کشور با هدف کنترل اوضاع تشکیل جلسه محرمانه ای داده بود. ساعت 2 گذشته بود که رسیدم . سیب زمینی ها تموم شده بود و پسته هم که به ما نمی دادند. جاتون خالی یک پرس چلوکباب یخ کرده با روغن ماسیده و گوجه فیریز شده زدیم توی رگ ! به یکی از عزیزانم گفتم : اگه آمریکایی ها توی خواب هم میدیدند یه روزی سی سال بعد یه عده بچه حزب اللهی قراره توی قرارگاه خاورمیانه اون ها چلوکباب بخورن سکته می کرند.
اما توی دلم به خودم می گفتم تاریخ چقدر جالب تکرار میشه ، یه روز حق بیرون این لانه در جوش و خروشه و یه روز دیگه حق در این حصار گرفتار عده ای گمراه گول خرده همان شیطان بزرگ .
۱۳ آبان و روز قدس (آخرین جمعه ماه مبارک رمضان) دو نماد خروش ضد استکباری ملت انقلابی شریف ایران بوده و در این سی سال به خوبی پاس داشته می شد. اما امسال همه چیز به شکل دیگری نمود پیدا می کند ، روز قدس شاهکار عزیزان سبز بود.

من درست بر عکس کسانی که می خواهند خودشون رو گول بزنند و بگن اینا چند صد نفر بیشتر نبودند با شجاعت اعتراف می کنم تعداد این عزیزان خیلی خیلی بیشتر بود ، وقتی در اوج انقلاب مخملی سبز پرز و باراک ، شائول موفاز و تیزیپی لیونی و ... تمام قد پشت سر اونها قرار گرفتند نامردی بود اگز این دین بر گردن جنبش وحدت بخش سبز می موند ، راه حل خیلی ساده بود ، نه غزه نه لبنان – جانم فدای خاخام ! روز قدس ادای دینی بود که باید پس داده میشد .

حالا نوبت روز ۱۳ آبان شده – روز مبارزه با شیطان بزرگ ، روزی که ملت انقلابی ایران اون رو پاس میداشتند و متاسفانه در این سال ها کمی بی جون شده بود ولی اگر حساب کتاب کنیم به ارزش جنبش سبز پی خواهیم برد اونجا که هر جا اونها باشند ما هم خواهیم بود ! این یک رزمایش بسیار بزرگ و با ارزشه که نباید مثل روز قدس به لجن کشیده بشه اگر شده به هر قیمتی ! سوالات فراوانی برای من و امثال من پیش میاد که دوستان سبز بیان و پاسخ بدهند بد نیست !
۱-چه کس یا کسانی قبل از انقلاب ایران رو ایالت 51 خود می نامیدند و هزاران مستشار نظامی و جاسوس در ایران داشتند ؟
الف) آمریکا
ب)شیطان بزرگ
ج)خودتون
د) خودشون
و) خودمون
۲- چه کس یا کسانی توسط امام راحل و امام حاضر شیطان بزرگ و ام الفساد نامیده شدند ؟
الف) آمریکا
ب) ایالات متحده
ج) همون ابلیس بزرگ
د) منافقین جدید !
۳- چه کس یا کسانی در دو ساله اول انقلاب بیشترین حجم توطئه و کودتا رو بر ملت ایران تحمیل کرد ؟
الف) ...
ب) الشیطان اکبر
ج) آمریکا
د) منافین قدیم
۴- چه کس یا کسانی عراق و رژیم بعث رو برای جنگ با ما مسلح و تحریک کردند ؟
الف) آمریکا
ب) اتحادیه اروپا
ج) روسیه و چین
د) همه موارد
۵- چه کس یا کسانی در اواخر جنگ تحمیلی مستقیم وارد فاز نظامی بر ضد ما شدند و 290 زن و بچه و مرد را که هر کدام یک ندا بودند را در آسمان خلیج نیل گون فارس خاکستر کردند؟
الف) فقط ژنرال راجرز
ب) کاخ سفید
ج) کاخ سیاه
د) مدال شجاعت پنتاگون
۶- چه کس یا کسانی ما را ۳۰ ساله تحت شدیدترین تحریم ها قرار داده اند و بیشترین حجم توطئه علیه ما را رقم زده اند ؟
دیگه الف و ب و جیم نداره ٬خودتون کلاتون رو قاضی کنید !
۷- چه کس یا کسانی مریم و مسعود رجوی – پ ک ک – جدایی طلبان عرب (الهواز) – طالبان- القائده – ربع پهلوی – مرکل – سارکوزی – براون- پرز – باراک – یزید اوباما و ... را با هم بر ضد ما متحد کردند و برای چه کسانی هورا می کشند ؟

تو رو خدا از این خواب مصنوعی بیدار بشین ! ببینید کیا براتون دست می زنند و هورا می کشند ، به وی ویکتوری اونها چرا توجه نمی کنید ؟ چرا نمی بینید این قاتلان ملت انقلابی دوست نیستند بلکه بدترین دشمن شما هستند که اگر روزی خدای نکرده به شما دست پیدا کنند به هیچ کدومتون رحم نخواهند کرد.
عراق رو ببینید ، یک میلیون کشته ، پنج میلیون آواره ، یک میلیون معلول ، پنج میلیون بی سرپرست و یتیم٬ از این ملت چی باقی مونده ، یادتون باشه خیلی از این ساده لوح ها وقت ورود آمریکایی ها شتر و گاو قربانی کردند !
یک اشتباه رو صدبار تکرار نکنید !
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از هوار روز که فضای وب از دستم نفس راحت می کشید باز برگشتم تا دل نوشته های قلبم رو براتون بنویسم.
۵ ماه گذشت. حماسه ای که به لجن کشیده شد. بزرگترین سکوی پرتاب این ۳۰ سال به یکباره به دره ای عمیق و بی انتها تبدیل شد. خون با گناه و بی گناه ریخته شد. عملیات شکاف دره با موفقیت ضربه کاری را به حیثیت ملت شریف ایران وارد کرد. بعضی ناخوداگاه وارد زمین دشمن شدند . نه به قصد تصرف مراکز دشمن خونی ملت ایران ٬ بلکه برای تسهیل کار آنها برای براندازی نظام ٬ فریب خوردگان بی بصیرت خط خود را همچنان ادامه می دهند در حالی که قوه قضائیه ما فقط حرف می زند . حرف حرف حرف ٬ دریغ از اپسیلونی عمل ٬ ژنرال های دشمن همچنان در حال فتنه گری و مسئولین ما در خواب خرگوشی ٬ باز جای شکرش باقیست که همان عده محدود بیدار و با بصیرت چشم فتنه را بستند ٬ اما کاش این چشم کور میشد و از حدقه بیرون می آمد . کاش !

متاسفانه این فتنه آتش زیر خاکستر شد. با احمال و خیانت برخی دشمنان دوست نما با ژنرال ها برخورد قاطع و مکفی نشد . فلانی که استوانه نظام است ٬ اون یکی هم که نخست وزیر هشت ساله امام بوده ٬ این یکی هم که رئیس جمهور هشت ساله بوده ٬ بهمانی هم که رئیس مجلس بوده ! خوب به درک لا اقل با فرزندان خاطی آنها برخورد کنید ! نه آقا مگه میشه آبروی نظام میرود ! با نفرات دست دوم برخورد کنید ! عجب حرفی میزنید الان وضعیت قرمز است نمیشه ! حالا هم بعد ۵ ماه جواب اینه که بابا دم قضیه رو ببرید ! نکشید این افسار شیطانی را ! تازه اوضاع آرام شده مگر شما مریض هستید که همش دنبال درگیری و اغتشاشید ! چرا شما بچه مثبت ها نمی رید مسجد محلتون و نمازتون رو نمی خونید ! برید ندبه و کمیلتون رو بخونید . بی خیال این سیاست بی پدر و مادر بشید دیگه ! اصلا شما ضد وحدت هستید ! پس جامعه باید کی روی آرامش را ببیند ! بگذارید مردم نفس بکشند ! کم مردم رو کشتید ؟!

البته راست هم میگن مقصر ما هستیم که چوب دو سر طلای این سیاست بازهای بی حیثیت شدیم . تا دیروز که گروه فشار و لباس شخصی بودیم حالا هم عامل ضد وحدت ! خوبه دیگه . از همه طرف داریم می خوریم . نمیدونم شاید برای همینه که همیشه هشتمون گرو نهمونه ! برای همینه که بعضی ها تا سرحد انفجار می خورن و بعدشم میشن عامل وحدت و ما هم که ...
به سیب آمریکایی گیر میدن اما به لکسوس های هایکلاس- فول آپشن وارداتی کسی نگاه چپ نمیکنه ٬ دلیلشم خیلی سادست ٬ شاید اون سیب توی حلقوم ماها گیر کنه اما اون لکسوس ها برای خیلی ها آب و نون و قبله آرزوست.
حرف زیاده ٬ دل پر از غصه دوستان و حماقت دشمنان ٬ بیرونی ها حیثییت کشور رو میبرن و داخلی ها مال و حق و آبرو را !
به سلامتی دادگاه فرمایشی قرص خورده ها هم ختم به خیر شد . طبق معمول یکسری مفلوک دست صدم قربانی شمع های تولد بعضی ها شدند .

تولدت مبارک عزیزم .
وقتی شمعت رو فوت میکنی مواظب باش ریشت رو نگیره ! میدونی که اون خط سیاه زیبای مش شده ریشت بیشتر از خون ده ها نفر هموطن بیچاره و فریب خورده ما می ارزه ! فوت کن این آتش زیر خاکستر را ! این ۳۳+۳۳ سالگیته ! ۳۳ عددی فراموش نشدنی برای ملت ما خواهد بود.
فوت کن !
بسم الله الرحمن الرحیم

29 خرداد بود ، نماز جمعه ای بسیار حزن انگیز با امامت ولی امر مسلمین جهان ، سیل اشک ها بر چهره های مومنین و مومنات سرازیر ، گله ای در دل وجود داشت که چرا ضربه نهایی وارد نشد ؟ چرا ولی امر مسلمین جهان این خس و خاشاک را با ضربه ای به قعر جهنمی که از آن بر خواسته بودند نفرستاد ؟ اما مصلحت صلح حدیبیه را می طلبید و ما چه می دانیم مصلحت اندیشی ولی امر با ما چقدر فرق می کند .
20 شهریور بود ، قند در دل مومنین و مومنات آب می شد ، با پایان هر جمله ولی امر مسلمین جهان فریاد های تکبیر حاضران فضای پر از شور و عشق علوی را پر می کرد ، نمی دانم کسی به این موضوع فکر کرد که از آن روز پر از حزن و غم تا این روز پر از شور و عشق چه اتفاقاتی افتاد که فتح مکه به صلح حدیبیه پایان داد ؟
بعد از روز تاریخی 25 خرداد معاویه و ابوسفیان های زمان با غروری وصف ناشدنی جشن انقلاب رنگی خود را جشن می گرفتند و چنان سر مست از وارد کردن این همه طرفدار به میدان بودند که یادشان رفت این علی هم طومار عیششان را به زودی در هم خواهد پیچید ، گذشت ، روزهای تلخ و تاریک گذشت ، زمان به سرعت اما با تلختی گذشت تا با روشنگری های نظام ، طرفداران سینه چاکشان یکی بعد از دیگری از آن ها جدا شدند تا اینکه خودشان ماندن و لژ لندنشان ! حالا که نه آبرویی دارند نه قدرتی ، نه پشتوانه ای نه ابهتی ، دنیایی از دروغ و پلشتی کوله بار شانه هایشان است ، ننگ ابدی برپیشانی پر از نحوستشان زده شده ، همفرکان و ایدئولوژیست هایشان هم یکی بعد از دیگری استعفا می دهند ، دیگر چه جایی برای ماندن مانده یا چه حرفی برای زدن باقیست تا بتوان سر مردم را با یک دروغ دیگر شیره مالید و به خیابانشان کشید ؟! مثل همیشه حق ماندنی بود و باطل نابود شدنی " و قل جاء الحق و زهق الباطل ، ان الباطل کان زهوقا " ، اکنون دیگر فرصت مدارا تمام شده ، ذولفقار مولا از نیام برآمده تا این جرثومه های فساد را به جایگاه حقشان که همان دوزخ است بفرستد ، از قوه قضائیه انتظار می رود ذولفقار مولا شود ، ضربه را وارد سازد و این بندگان شیطان را به آتش قهر الهی بفرستند که آن جایگاه ابدیشان است .
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای توکلی شما دیگر چرا ؟

بعد از افشاگری های دکتر محمود احمدی نژاد در مناظره تاریخی با میر حسین موسوی سایت وابسته به احمد توکلی " الف " سیلی از تهمت و تخریب را به طرف رئیس جمهور منتخب روانه داشت . این وضعیت با پیروزی عظیم ایشان در صحنه انتخابات چند برابر شد و همه چیز متوجه افشاگری ایشان پیرامون وضعیت تاسف بار مافیای آقازاده ها در ایران بود. اختاپوس مافیایی چنان وضعیت را بر دکتر احمدی نژاد تنگ و دشوار کرد که در سخنرانی پیش از بررسی وزیران کابینه دهم در مجلس ایشان با حالتی بسیار ناراحت کننده فریاد زدند " مگر من چه کرده ام که باید سپر بلا شوم ؟ این همه توهین ، این همه تحقیر برای چیست ؟ " در این میان سایت وابسته به دکتر توکلی هر روز با درج یک مقاله پیرامون موضوع افشاگری دکتر احمدی نژاد و آقا زاده ها ایشان را آماج انواع اتهامات از جمله تهمت اثبات نشده در دادگاه و چرایی این حرکت ، در حکم وکیل مدافع آقازاده ها وارد معرکه میشد . کار به جایی رسید که آنچه سایت الف به نام شکاف بین خانواده ها بر اثر مناظره مورد نظر مینامید به لیست سیاه تهمت ها علیه رئیس جمهور منتخب اضافه شد و ایشان عملا به اختلاف افکنی در بین خانواده ها متهم شدند . این در حالی بود که میر حسین موسوی به عنوان بزرگترین ناکام انتخابات دهم ریاست جمهوری قبل از مناظره های مورد نظر یا حتی تبلیغات رسمی از صدا و سیما این تهمت را به ایشان میزدند گرچه بعد ها معلوم شد هر چه قرار بود عملیاتی شود با پروپاگاندای تبلیغاتی آنها به مردم تلقین میشد .
این مقدمه طولانی نگاشته شد تا به موضوعی جالب توجه شود. احمد توکلی در برنامه " این شب ها " با مجری گری " علی درستکار " فرزندان آقای هاشمی و کروبی را به صورت کاملا آشکار مورد تمهمت قرار داد. این در حالیست که هیچ دادگاهی صحت این ادعاها را تایید نکرده و ایشان همان کاری را انجام داد که به آن بیش ترین حجم انتقاد را وارد کرده و عملا در این مدت چند ماهه به وکیل مدافع آن آقازاده ها تبدیل شده بود. اما چرایی این حرکت می تواند به موضوعات زیر باز گردد :
۱- آقای توکلی با مونیتور افکار عمومی این را به خوبی در یافته که مطالبه اصلی مردم به موضوع بر خورد با آقازاده ها و دانه درشت های فاسد بر می گردد . پس ایستادن در مقابل این موج اصلا کار عقلانی نیست .
۲-ایشان با سوء استفاده از فضای روانی حاکم بر جامعه مبنی بر برخورد قاطعانه با آقازاده ها به نوعی رای خود در مجلس بعدی را تضمین کرد و با این تفکر که این یک حربه خوب برای گرفتن رای خواهد بود این موضوع را چنین آشکار در سیما جار میزنند .
۳-حدث دیگری که می توان زد این است که ایشان با بر آورد مقبولیت چهره خودشان که بر اثر لجاجت و لج بازی و ضدیت با رئیس جمهور منتخب به شدت مخدوش شده ، خواسته اند این چهره پر اعوجاج را به نوعی بازسازی کنند .
۴- آقای توکلی با تیز بینی خاصی این را متوجه شده اند که بر خورد قاطعانه نظام با این عمل الفساد های داخلی به زودی تحقق خواهد یافت و به قول معروف اگر دیر و زود داشته باشد ، سوخت و سوز ندارد ! پس بهترین کار اظهار تبری از این افراد و چهره های متصل به آنهاست که با نوعی فرافکنی بسیار جالب ، ایشان با فرار به جلو خواستار برخورد با این افراد شده اند !
۵- در نهایت به نظر میرسد جناب توکلی با ضربه مهلک 18 وزیر تایید شده توسط دوستان خود و پیش تر رای ۲۵میلیونی به حریف ایشان به خوبی دریافته اند فعلا جو ، جو آقازاده کشی است پس باید جو را دریافت تا وقتی که دوباره زمینه انتقاد (بخوانید تخریب و توهین) به دولت دهم و شخص رئیس جمهور آماده شود.
در خواست توکلی برای محاکمه فرزندان کروبی و هاشمی
در نهایت با خوش بینی به این اظهار نظر انقلابی امیدواریم این خط مشی تداوم داشته باشد و اگر باد از طرفی دیگر وزیدن گرفت دوباره آش و کاسه قبلی بر دست نقد خیز ایشان برنگردد !
انشاء الله
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات ، اختشاشات ، التهابات ، افتضاحات ، اقتضاعات ، اشتباهات ، ابتکارات و ...
همه چیز بارها و بارها مرور میشه ، خاصیت تاریخ در همین مرور شدنه ، اگر مرور نکنیم دچار اشتباهات گذشته می شویم ، گذشته ، حال ، آینده ٬ یکی یکی مثل دانه های تسبیح مادر به هم متصلند .

پیرامون فضای قبل ، حین و بعد از انتخابات سخن های زیادی گفته شده ، مقالات متعدد منتشر و سخرنانی های فراوان اتفاق افتاده ، اما آیا در این میان نکته ای مغفول مانده است که جای تامل بیشتر داشته باشد ؟
جواب مثل همیشه تکراریست ، بله !

در انتخاباتی پر از شور و هیجان ، گرچه پر از بحث و جدل ، یک نفر ، تنها یک نفر منتخب اکثریت قاطع ملت شد ، دقیقا ۲۴ میلیون ۵۲۷ هزار و ۵۱۶ رای در سبد منتخب ملت ریخته شد – بدون احتساب آن آرایی که در بازشماری آراء به این آمار اضافه شد - بالاترین نصاب رای به یک رئیس جمهور در کل دوران جمهوریت در ایران ، ۸۵ % حائزین شرایط در انتخابات شرکت کردند و عملا ایران به قطب مردم سالاری دنیا تبدیل شد ، کشوری متمدن با پشتوانه بی نظیر به یک رئیس جمهور اعتماد کرد ، شاید از مظلوم های این دوره تلخ ٬ جمهوریت نظام باشد ، آنکه اگر نبود ، کجا رای آن بی سواد دهاتی با این خوش نشین دکتری ! یک وزن در صندوق شمارش می شد ؟! همه چیز به خوبی پیش میرفت که ناگهان زمینه سازان فتنه ، ضربه نهایی را وارد کردند ، علاوه بر چهره متمدن و با فرهنگ ایران اسلامی قلوب میلیون ها مسلمان پشتیبان و طرفدار ما (ایران اسلامی) هم شکست ، رای قریب به 25 میلیونی رئیس جمهرر ، نصاب ۸۵درصدی همه و همه به باد فنا رفت . چهره جمهوری اسلامی مخدوش شد ، خون ها حق و ناحق به زمین ریخته شد ، قلب رهبری که آینه قلب حضرت حجت (عج الله تعالی فرجه الشریف ) است شکست ، چهره ایران و ایرانی از یک نماد غنی فرهنگ به آشوب گرانی قانون گریز تبدیل شد و این ها نبود مگر غفلت و بی بصیرتی خواص و عوام ، تنها به دلیل یک ادعا ! ادعای تقلب ، همه چیز در آتش جهل و تعصب سوخت و خاکستر شد . تقلبی که به گفته همه تحلیل گران در حد یک بهانه برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی بود . همان رمز آشوبی که توسط فتنه گران از ماه ها پیش تعیین و تصویب شده بود.

التهابات فرو نشست ، عقده ها خالی شد ، جامعه به روال عادی و روزمره قبل از انتخابات رجعت کرد ، دروغ شاخدار موسوی برملا شد ، گرچه دم این قضیه همچنان روی زمین ولو مانده و کسی این دم شیطانی را قطع نمی کند . این همان دمی است که گه گاه به بریتانیا ، آمریکا و اسرائیل سرک کشیده ، هوای کمی تا قسمتی خاک آلود همراه با مقدار قابل توجهی خس و خاشاک را به فضای نمیه آرام ایران روانه می سازد ! اما جمعیت چند صدهزار نفری طرفدار او دیگر تمایلی به ادامه همراهی با وی نداشتند ، دست ها رو شده بود ، طرفدارن سینه چاکش ، همانان که آتش فشان سوزان درون سینه هایشان قلب ایران را چند روزی سیاه و تاریک کرد او را تنها گذاشتند تا او و هم پیمانانش بدانند مردم ایران ، مردم ایرانند نه فرزند ناخلف BBC و VOA !

در این میان آنچه مغفول واقع شد عده ای بودند که در چهار سال گذشته بیشترین ضربه را از تورم و گرانی کالهای ضروری خورده بودند ، همان طبقه محرومی که همیشه حکم سپر بلای نظام را ایفا می کنند و بر عکس همه تحلیل ها هیچ گاه نظامشان را فدای متامع دیگران نکرده اند، مردم مظلومی که پیش از این چند سال ، طبقه محروم ، جامعه ضعیف ، انگل اجتماع و در برخی موارد آدم خوار و متحجر نامیده میشد ، انسان هایی که به بعض روشنفکرنماهای اصلاحاتی طبقه درجه چندم نامیده میشدند و نظریه میدادند که اگر اینها خود را بالا نکشند محکوم به نابودی و فنا هستند ! و این تمام درون مایه اقتصاد لیبرال غرب بود که بر دوش این امت ستم کشیده گذاشته می شد .

اما با دست همین طبقه محروم فردی از همان قشر بر مسند حاکمیت تکیه زد ، اما نه طولانی مدت ، اصولا طبقه زیر دست عادت به کاخ نشینی ندارد ، چهار سال سختی شروع شد ، کار ، تلاش و خدمت خستگی ناپذیر در مقابل صدها سال کاستی و تحقیر ، اما مردم دوباره مورد توهین واقع میشدند ، دلفین ، روباه ، لشگر قابلمه به دست ، گدا و دولت گدا پرور ، قربتی های پاپتی ، ملت سیب زمینی و دولت سیب زمینی و ... ملت گوش کرد و به خاطر انقلاب هیچ جوابی نداد تا موقع جواب دادن بزرگ فرارسید ، جوابی بسیار دندان شکن به وسعت ۲۴۵۲۷۵۱۶ مشت آهنی ، ضربه هولناک بود ، دنیای بی تمدن و متوحش غرب بعلاوه دنباله هایشان شکه شدند ، اما همیشه عده ای غافل وجود دارد که به خاطر چند کیلو پسته حاظر است شرف و حیثیت میهنش را به دست اجنبی بسپارد ، توهین ها اینبار محدود به زبان زهراگین یا قلم های مزدور نبود ، چماق ، اسید ٬ سنگ و اسلحه گرم هم اینبار به کمک اوباش آمد تا دموکراسی را با استخوان های آن دختر محجبه یا آن پیرمرد با محاسن سپید نشان دهند ، متوحش تر از هر حیوانی رفتار کردند، از غارت اموال عمومی تا آتش زدن خیابان های مرکز حکومت اسلامی ، صبر امت حزب الله به مرحله نابهنجاری رسید ، گدازه های کوه های آتش فشان اینبار نه از قلوب مریض و خبیث مزدوران مغز پسته ای بلکه از قلوب مومینین در حال فوران بود ، اما رهبر امت حزب الله آبی بر این آتش ریخت ، آبی که هنوز از خنکای آن در حیرتیم ، اما بعد از این همه روز باز توهین ها به مردم و منتخبشان ادامه دارد ، هیچ کس فکر نمی کند اگر چند اوباش سوسول توانستند ده روز کشور را به آشوب بکشند اگر ۲۵ میلیون انسانی که هر لحظه تحقیر می شوند دست به اقدام عملی بر ضد این شجره خبیثه بزنند آیا اثری از آنها باقی خواهد ماند یا خیر ؟! ۲۵ میلیونی که مرتب انکار می شوند ، روان های مضطرب ، دل های پر خون ، چشم های گریان ، چهره های پر چین چروک ، دست های کوچک ، نگاه های پر از غیض و ناراحتی که وجودشان در نظر توهم زده ها انکار می شود همچون اقیانوسی از آتشند که اگر به حرکت درآید سونامی وحشت تمام جهان متوحش غرب را فرا خواهد گرفت و مطمئنا اولین ضربه بر پیکره عمال داخلی آنها وارد خواهد آمد. البته برکه ها و مرداب های پر از لجن چه می دانند کهکشان قلوب پر از کینه این امت چه ها که در دل ندارد از دست این بی بته های اجنبی پرست !؟
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم

در نهایت حیرت به سیمای سه (شبکه) خیره شده ام ! پوزخندهای مکرر روی صورت کریه المنظرشان نقش میبندد . به چه می خندند ؟! به حیثیت لکه دار شده این کشور ؟ به مردمی که به جان هم انداختند و کینه هایی که در دلها ماند ؟ به قلب های شکسته و چشم های گریان مردم ؟ به ریش رئیس دادگاه ؟ شاید هم به آینده بسیار نزدیک مورد تصورشان ؟!

بعد از گذشت آن اتفاقات تاسف انگیز که پس از انتخابات به وقع پیوست ٬ تعدادی از عوامل این فتنه به بند کشیده شدند . عوامل اصلی در مصونیت پولادین در لانه های کثیفشان همچنان در حال کشیدن نقشه برای زدن ضربه بعدی هستند .

اگر در تیر ۷۸ با عوامل اصلی برخورد مناسب می شد آیا خرداد و تیر ۸۸ این حوادث دهشتناک اتفاق می افتاد ؟! بدتر از همه آن که این دادگاه نصفه و نیمه محمل پوزخندهای این آشوب گران شده ! در حالی که تا چند روز آینده تاسیس تشکیلات (راه سبز امید – رسا ) به صورت رسمی اعلان می شود نفرات دسته دوم و دسته سوم آشوب در انتظار روزهای آینده هستند تا هر چه زودتر عید فطر بیاید و عفو و عطوفت اسلامی نصیبشان شود ٬ همان عفو و رحمتی که آنها از یک امت دریغ کردند .

دریغ و صد دریغ از برخورد قاطع در این دستگاه فشل و بی بخار قضائیه که توانایی بر خورد با همین عوامل دست چندم را هم ندارد . اینها بارها گفتند و به قول خودشان اعتراف کرد ه اند که ما مجری بودیم و فرمانبردار ، آقای فلانی و بهمانی همه کاره اند ، بروید آنها را دستگیر کنید !

این دندان فاسد در حال عفونی شدن است اگر هر چه زودتر دندان پزشک علاجی برایش نکند کار از کپسول و قرص مسکن گذشته و کار به ناراحتی های شدید قلبی خواهد کشید ! مردمی که در طی این مدت و البته سال های قبل از این به بدترین شکل مورد بی حرمتی قرار گرفته اند هم ، تحملشان حد و اندازه ای دارد ! اگر به شما بگویند گدا و به منتخبتان بگویند گدا پرور ٬ به شما بگویند لشگر قابلمه به دست ٬ یک رای یک سیب زمین ! ٬ روباه ٬ دلفین ٬ آدمخوار ٬شهروند درجه دو - درجه سه ! ٬کسانی که چون BBC و VOA مهر شناسنامه شان را نزده اند وجود خارجی ندارند ! و ... چه حالی به شما دست می داد ؟! اگر به منتخبتان بگویند حرامزاده و ... اگر شرف و حیثیت 25 میلیونی رای شما و هم طیفانتان را به موج لجنی صهیونیستی دهند چه حالی می شوید ؟! اگر با قلدری و آشوب بخواهند شمار را از حق تان محروم کنند چه حسی به شما دست می دهد ؟ این ها همه یک طرف پوزخندهای ملیح ! این ها هم یک طرف ! زدن تشکیلات و نهادینه کردن دیکاتوری هم همان طرف !
آیا مطالبه به حق مردم از قوه قضائیه به سرانجام مطلوب خواهد رسید ؟ آیا پرونده های خس و خاشاک خورده مفسیدن اقتصادی و سیاسی به جریان می افتند؟ اگر چنین نشود این شکاف عمیق که اکنون در جای جای ایران به گسلی فعال تبدیل شده به زودی کشور را می لرزاند ! این موضوع اجتناب ناپذیر است !!!

با دیدی بی طرفانه می توان تحلیل کرد خرج انفجاری این بمب : بیکاری ، گرانی اقلام اصلی زندگی ، نداشتن بنیه کافی مردم برای خرید یک واحد خانه ، اجاره سنگین واحد های استیجاری ، بالا رفتن سن ازدواج ٬ وجود حس تحقیر شدن از سوی متمولین بالا دست و صدها عامل دیگر (که حتما نباید به دولت احمدی نژاد مربوط باشد و میراث گرانقدر همان عزیزان است ) ، چاشنی فعال کننده آن هم دامن زدن به این مشکلات با حربه توهم تغییر موثر با ایجاد بحران و آشوب خواهد بود که در بازه زمان انتخابات ۸۴ تا ۸۸ با میلیون ها میلیون دلار بودجه کشورهای معاند به وجود آمد . شرایط پیش روی علی الخصوص موضوع تحریم های شدیدتر غرب از جمله بنزین و یا حتی نفت و موج روانی (دقت کنید موج روانی ) حاصل از این حرکت می تواند زمینه بروز دوباره آشوب را رقم بزند ! شب های قدر – هفدهم شهریور – روز قدس – بازگشایی دانشگاه ها و ... بستری کاملا مناسب برای ایجاد جو روانی مناسب و بازگرداندن آشوب در سطح خیابان های تهران باشد. بهتر است قبل از اینکه تشکیلات سبز امید موسوی زمینه های این تحرکات گسترده را دوباره فراهم کند با وی و عوامل اصلی چون خاتمی ، کروبی ، هاشمی و فرزندان گرامیش و ... برخورد قاطعی صورت پذیرد وگرنه گسل ها را فعال کرده و ایران را به سرزمین دره ها تبدیل خواهند کرد !
فردا خیلی دیر است ، ثانیه ها را دریابید !
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
در پی انتصابات امروز رئیس قوه قضائیه ٬ هاله ای از ابهام در مورد آینده این دستگاه با اهمیت پدید آمده است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي قوه قضائيه، آيت الله صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه با صدور احكامي جداگانه رئيس ديوان عالي كشور و دادستان كل كشور را منصوب كرد.
براساس اصل 162 قانون اساسي و پيرو جلسه مشورتي روز گذشته آيت الله صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه با قضات ديوانعالي كشور، آيتالله محسني گرکاني به سمت رياست ديوان عالي كشور و حجتالاسلام و المسلمين محسني اژهاي به سمت دادستان كل كشور منصوب شدند.
همچنين آيتالله مفيد رئيس سابق ديوانعالي كشور و آيتالله درينجفآبادي دادستان سابق كل كشور به سمت مشاوران عالي رئيس قوه قضائيه منصوب شدند.

این انتصابات در حالی صورت می گیرد که افراد مذکور پرونده چندان روشنی در تعامل با دولت نداشته و به نوعی جزء مخالفین دولت محسوب می شوند . ذکر این نکته ضروری است که رئیس جمهور با حکمی محسنی اژه ای را از سمت وزارت اطلاعات عزل و خود به عنوان سرپرست ٬ این وزارت خانه حساس را به صورت موقت اداره می کند. انتقادات صریح و شفاف دکتر احمدی نژاد از وزیر معزول در مصاحبه اخیر ایشان بازتاب گسترده ای پیدا کرد و شایعات مطرح شده پیرامون موضوع عزل ایشان به خاطر انتصاب مشایی را از بین برد.

اما آیت الله محسنی گرکانی کارنامه درخشانی ندارد . ایشان فردی دانشمند و عالم بوده اما متاسفانه از بصیرت لازم بر خوردار نیستند . مردم شریف استان مرکزی و علی الخصوص شهر اراک که ایشان امام جمعه موقت آن است گذشته مطلوبی را از ایشان سراغ ندارند . اقدامات و حرف های نسنجیده ایشان در دفاع از دولت اصلاحات بعلاوه سخنرانی های ایشان بعد از اختشاشات اخیر همگی بیان کننده تفکر متمایل به جناح هاشمی را نشان می دهد .
لازم به ذکر است ایشان در جلسه ای خصوصی گفته بودند " اینها زورشان به شخص اول کشور نمی رسد٬ فرزندانش را مورد تهمت قرار می دهند " اشاره صریح ایشان به سخنان افشاگرانه رئیس جمهور در مناظره تاریخی با موسوی بوده است. این سخنان در حالی مطرح میشود که گرکانی مقدمه بلندبالایی از راه کارهای منافقین و هدف مشخص آنها یعنی ضربه زدن به ولایت فقیه بیان کرده بودند اما در نهایت مشخص میشود روی سخنان ایشان به شخص رئیس جمهور بوده است.
امیدواریم این روند انتصابات به سمتی نرود که از قوه قضائیه مجلس هشتمی دیگر ساخته شود!
بسم الله الرحمن الرحیم
مسیر صحیح بازگشت به خود را انتخاب کنید
بخش خبری سوپرشیعه
2/6/1388
علی سمیعی به احمد توکلی نامه نوشت
به گزارش سوپرشیعه از خودش نه خبرگزاری مهر آمده است :
برادر ارجمند جناب آقای احمد توکلی
با سلام و احترام
طی چهار سال و اندی که از انتخابات میگذرد جنابعالی و سایت محترمتان مطالب و موضعگیریهای متعددی داشتهاید که لحن و ادبیات آن با سوابق شما ناسازگار است و بیشترین نفع آن را تاکنون دشمنان امام (رحمه الله علیه) ، دشمنان مقام معظم رهبری (دامه برکاته ) ، دشمنان رئیس جمهور مردمی و دشمنان ملت ایران بردهاند. مطالبی که بعضا بیمحابا مطرح میکنید و چنانکه نگفتهاید اما از راهی که می روید مشخص است قصد ادامه دادن دارید ، مرا بر آن داشت که به عنوان برادری که نمی شناسیدش اما او شما را خوب میشناسد و چندان هم بی انصافش نخواهید یافت مواردی را تذکر دهم که «ان الذکری تنفع المومنین».
از فردای روز رایگیری انتخابات سال 84 ، به جای آنکه از حق قانونی ملت در انتخابشان تبعیت کنید و اگر نقد یا نظری دارید از مجاری قانونی و به روش قانونی، پیگیر باشید ، بخشی از مردم را با تصورات و لج بازی های کودکانه تان به عداوت با دولت بر انگیختید و شد آنچه نباید می شد ، چه حرکات مثبت ، خدمات بی سابقه و آبروهایی که آسیب ندید. حالا مدتها تلاش مدبرانه از جمله تعقیب و مجازات تهمت زنندگان (از هر طیف و در هر مقام و لباسی) باید صورت گیرد تا شاید بخشی از آبروی رفته اشخاص یا لطمه دیدن برنامه ها به جوی بازگردد .
تاسفبارتر آنکه در مواجه با اقدامات ناصواب خویش که شاید برخی از آنها را باید جنایت نامید، راه نادرستی برگزیدهاید (اینجانب نیز به عنوان یک مسلمان انقلابی و نماینده مردم در عرصه رسانه در حد ضرورت از طریق مجاری رسانه ای محدود خود به این قبیل اقدامات غیر قابل تحمل اعتراض کردم و چندین برابر آن را به شفافترین وجه، از طریق مراجع مسوول و بدون کار تبلیغاتی دنبال کردهام) شما در این صحنه در حال فرو رفتن به چاه ویلی هستید که فقط لطف الهی و بازگشت به مبانی رفتاری گذشتهتان میتواند شما را از آن نجات بخشد.
در سخنان و نوشتههای خود تعابیر تند و گزندهای به کار میبرید که هر کدام تیری است که از چله کمان شما به سوی آبروی نظام ـ برخاسته از زحمات امام ، رهبری و رئیس جمهور متکی به رای مردم ـ رها میشود. لحظاتی با خدا و وجدان خود خلوت بفرمایید تا ببینید آب به آسیاب چه کسانی میریزید. من نه میخواهم و نه شاید بتوانم بر سر اینکه گفتهاید به قصد نقد و برای دفاع از نظام و امام(ره) چنین میکنید با شما محاجَه کنم. اما نتیجه رفتار و موضعگیریهای شما در این مدت نه چندان کوتاه ، بهترین سلاح را برای حمله به جمهوری اسلامی به دست دشمنان داده است.
وااسفاء از اینکه احمد توکلی انقلابی و منشا خدمات ارزنده، به سمتی برود که سرکردگان ناتوی ، نظامی ، فرهنگی و رسانه ای که دستشان تا مرفق به خون هزاران مرد و زن و کودک این کشور آلوده است به تجلیل از او بپردازند و حرفهای این دکتر انقلابی ! را به عنوان بهترین سند اباطیل خویش ارایه کنند و البته گفتن این حرفها را به زعم پلید خودشان ، کفاره گناهان دیروز توکلی بشمارند! باید خون گریه کرد و از غصه جان داد.
آقای دکتر توکلی !!!
فکر نمیکنید شما با ادعای خط امام و رهبری بر امام ، رهبر معظم انقلاب ، رئیس جمهوری مردمی و مکتبی ، ظلم روا داشتهاید؟ آیا امام(ره) نفرمود: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیب نرسد». بنده و شما در قبال رهبری ، مردم و نماینده قانونی شان مسوولیم و یک وجه این مسوولیت نیز اعتراض موثر به کژتابیهای رسانه ای و لابی های درون گروهی تشکیل شده در حکومت است ولی اعلان ختم نقد منصفانه وظیفه دیگری است. با این تصور موهوم که دولت بر آمده از آرای مردم غیر قانونی است، نمیتوانیم به روشهای نظام برکن، دولت مکتبی و مردمی را از انحراف به راه صحیح برگردانیم!
جنابعالی در قضایای دولت آقای هاشمی و خاتمی به حق در صف اول موضعگیری علیه سیاهنماییهای صورت گرفته علیه نظام اسلامی، پشت سر رهبر معظم انقلاب قرار داشتید. اکنون چه شده است که به همان بلیه گرفتار آمده اید؟ و ناخواسته هیزم به تنور دشمنان زخم خورده امام ، رهبری و رئیس جمهور مردمی میافکنید؟ به راستی حدس میزنید که اگر امام(ره) امروز در قید حیات بود، با شما چگونه برخورد میکرد؟
جناب آقای دکتر توکلی !!!
میدانید که در این نقد خیرخواهانه در صدد تنزیه تندرویهای ناصواب شما یا نادیده گرفتن اندک دلسوزی شما برای دولت و نظام نیستم ولی عرض میکنم نقش خویش را در این چند سال با چشم خیرخواهانه بیطرف هم ببینید. اینجانب و بسیاری از دلسوزان اسلام، مردم، انقلاب و ایران، امیدواریم شما در رویکرد امروزتان که بر خلاف مبانی و رویکرد دیروزتان است، تجدید نظر بفرمایید بدون آنکه در استیفای حقوق مردم لحظهای سستی به خرج دهید، مشروط بر آنکه روشی برگزینید که اولاً به استیفای حق کمک کند و ثانیاً دشمنان همین مردم، فرصت بهرهگیری نیابند و نقشههایشان در شکست وحدت ملی نقش برآب شود، نه آنکه خدای ناخواسته به مثل «یکی بر سر شاخه بن میبرید» مصداق یابد.
به امید وحدت و پیروزی مردم ایران اسلامی
علی سمیعی
مطلب مرتبط : وقتی قامت یار الف خم می شود
بسم الله الرحمن الرحیم
شاید کمتر کسی باشد که ماجری کردان و آن بلوا را به خاطر نیاورد . همان بلوایی که در نهایت با اخطار شدید مقام معظم رهبری مبنی بر بی بند و باری در رسانه ها نسبت به دولت ختم شد اما همین بی بند و باری در نهایت زمینه ساز عذابی شد که ظالم و مظلوم را در خود خاکستر کرد و متاسفانه کماکان ادامه دارد. کردان همان کافری که سنگسار شد و بعد از مدت ها لب به سخن گشود و ماه قبل مصاحبه ای جنجالی با یک سایت انجام داد . این مصاحبه حاوی نکات بسیار حساسی است پس بدون هیچ سانسوری در اختیار شما خوانندگان عزیز قرار می گیرد .
نکته قابل توجه مظلومیت احمدی نژاد است . هر کس به وی نزدیک شود باید ترور شود این یک قانون نانوشته در میان مخالفان دولت است و رد خور ندارد.

این ماجرا گذشت تا اینکه نوبت پس دادن مکافات عاملان این بی اخلاقی رسید . دادگاه عدل الهی در نهایت قدرت بدون هیچ تساهل و تسامحی حلقه مفقوده این ماجرا را به بند مجازات گرفتار کرد.
بدون هیچ دخل و تصرفی شما را به سایت های مربوط پیوست می کنم تا خودتان از ماجرا با خبر شوید. نکته مهم این است که صفحات لینک شده را به همان ترتیب قرار گیری از بالا به پایین مطالعه کنید تا از ماجرا بهتر لذت ببرید.

ماجرا از آن جا شروع شد که زخم خردگان دولت در انتخابات اخیر برای ضربه زدن به دولت خیزی دوباره برداشتند و هدف گرفتن بیشترین تعداد وزیر از احمدی نژاد در مجلس بود که سایت وابسته به رحیمی معاون پارلمانی دولت ضربه اول را به توکلی شیخ المنتقدین وارد کرد :
عنوان این مطلب بود که سایت الف و خود آقای الف را بر آشفت ! سایت الف با انجام مصاحبه ای جالب حامیان رسانه ای دولت را متهم به دروغ گویی و ... کرد. در این باره از سایت الف می خوانید :
سه مطلب وارده/ پاسخی به پروژه سر و سقفی برخی مدعیان حمایت از دولت
در این مطلب به شبهات وارد شده به وی از زبان خوانندگان ! و خود وی پاسخ داده شده است.
در مطلب دیگری توکلی با فرافکنی از اتهامات وارد شده به وی موضوع را وارونه نمایش می دهد تا شاید بتواند از این افتضاح فرار کند .
اما سایت بولتن نیوز با حرکتی غیر قابل پیش بینی اسناد مربوط به ادعای خود را بر روی سایتش منتشر کرد که با سکوت معنادار سایت الف مواجهه شد. عنوان مطلب این است :
با نگاهی اجمالی به این دادگاه بدون تساهل و تسامح باید با امیدواری منتظر اجرای قانون الهی در مورد سایر دشمنان حق و حقیقت باشیم که یکی بعد از دیگری مفتضح می شوند. انشاالله
بسم الله الرحمن الرحیم
طبق معمول در حال وبگردی برای یافتن آخرین اخبار و اطلاعات بودم . خبر ها از هر در و پنجره و دیواری وجود داشت اما یک نامه در میان این همه نامه توجهم رو جلب کرد. این نامه نه نامه کروبی بود نه جوابیه لاریجانی ، بلکه یک نامه فسیل شده از زمان های دور بود که امروز به قصد خاصی روی تلکس خبرگزاری هاشمی رفسنجانی قرار گرفته بود. نامه به ابوعلی سینای عزیزم !

چند نکته در این نامه وجود دارد ک به نظرم مهمتر رسید :
۱- در شرایطی این نامه نگاشته شده که هر دو طرف ( نگارنده و گیرنده ) در مسیر حق ( واقعا یا به ظاهر) قرار داشته اند . پس اگر ملاک حال فعلی افراد باشد که حتما هست ، این نامه هیچ دلیلی بر بی گناهی مهدی امروز یا پدر بزرگوارش نیست ! دلیل ساده ای هم وجود دارد و آن اینکه این پدر و پسر به صورت علمی و عملی در خدمت اسلام قدم بر نمی دارند و متاسفانه جبهه حق و باطل برایشان مشتبه شده !

۲- وقتی نامه ایشان نسبت به فرزند کوچکشان در این مقطع پخش می شود حاوی پیام های مختلفی می تواند باشد :
الف- به نوعی اعلام خطر به کسانی است که خواستار پیگیری تخلفات گسترده ضد امنیتی این خانواده در جریان اختشاشات اخیر هستند.
ب- از باب تاثیر گذاری روی افکار عمومی نسبت به رفع اتهام از این فرزندان معصوم و بیگناه نامه منتشر شده که در نوع خود این حرکت بسیار مضحک به نظر می رسد .
۳- در نامه به نذر و نیاز مادر آقا مهدی و ماجرای سفر زیارتی ایشان و چگونگی نام گذاری ایشان اشاره شده ، بدون هیچ گونه قضاوتی در مورد صحت یا عدم صحت مطلب ذکر شده میزان حال فعلی ایشان را به خوانندگان محترم متذکر می شوم . وقتی نائب امام زمانمان همه ما را از بلندگوی بیگانه شدن باز می دارد و همه را به حفظ آرامش دعوت می کند آیا سزاوار است ایشان در روز رای گیری در حالی که هیچ چیز هنوز مشخص نیست مردم را به اختشاش دعوت می کند ؟! آیا این رفتار نشانگر خط فکری خانوادگی آنها در طی سالیان اخیر است ؟!
۴- با مطالعه نامه فوق به یاد نامه اخیر ایشان به رهبر معظم انقلاب افتادم (نامه هاشمی + روانکاوی نامه) که ولی امر مسلمین جهان را با بی ادبانه ترین شکل مورد خطاب قرار دادند و در نهایت با تهدید نسبت به اتفاقات بعد از 22 خرداد فال شومی گرفتند که همه شواهد حاکی از زمینه چینی همین ابوعلی سیناها و فائزه بانوها داشت !!!
۵- در این قسمت شما عزیزان را به این قسمت از نامه فوق الذکر متوجه می سازم . قطعه ای که اگر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام – رئیس مجلس خبرگان رهبری و ... به همین قطعه از بیانات خودشان رجوع کرده و آن را سر لوحه رفتار خویش قرار دهند تمام مشکل نظام با ایشان تمام شده و عملا ایشان همان استوانه سابق باقی می ماند گرچه بازگشتن از این مسیر پا گذاشتن روی نفس و گذشتن از آبرو را هزینه می خواهد و ایشان باید " نوح وار " از فرزندان ناخلف خود ابراز برائت کنند نه اینکه با گور شکافی از صفحات تاریخ گذشته روی تخلفات گسترده و عمیق خانواده شان سر پوش بی قانونی بگذارند ! و آن قطعه طلایی از نامه این است :
ایشان نام مسئولانی را به فرزندشان گوشزد می کنند که فرزندان خود را به جبهه های حق علیه باطل گسیل داشته تا در کنار سایر مردم با دشمن ستیز کنند و در ادامه چنین می نگارند " و اگر مسئولان کشور چنین نبودند ، توده ملت ما اینگونه مقاوم و فداکار و شهادت طلب نبودند و همین است که ملت ما به تنهایی ، قدرت مقاومت در مقابل قدرت های جهنمی شرق و غرب و ارتجاع و صهیونسم پیدا کرده و این پیروزهای عظیم را در تاریخ ثبت کرده و تا این روحیه ها باقی باشد و فساد و توجه به مادیات و شهوات در سردمداران کشور نفوذ نکند ، عظمت انقلاب روز افزون است و راه انقلاب اسلامی از همین مسیر مقدس و با ایثار و فداکاری هموار شده و خواهد شد ."

۶- مهمترین رکن در ابو علی سینا هوش و نبوغ وی بود. اصولا خانواده هاشمی مثل خودش نابغه تشریف دارند و اگر غیر این بود چگونه میشود کانتینر سلاح گرم و بمب های دست ساز از فرانسه به کشور وارد کرد و راست راست در تهران قدم زد ؟! چگونه میشود میلیاردها میلیارد از بیت المال به جیب زد و از دست قانون گریخت ؟ چگونه می شود جوخه ترور داشت تا هر کس نطق زد در دم به دیار باقی فرستاد !؟ چگونه میشود برای پنجمین سال متمادی از شرکت نفت مرخصی گرفت ؟ چگونه میشود با این همه نبوغ او را ابو علی سینا ننامید ؟ بی چاره ابو علی سینا !

۷ - در نهایت این سوال از نگارنده نامه پرسیده می شود : چه کرده اید که قدرت های جهنمی شرق و غرب و ارتجاع و صهیونیسم برای خطابه های شما در نماز جمعه سر و دست می شکنند و با تمام توان طرفدار شما و فرزندان گرامتان شده اند ؟ آیا هنوز در مسیر حق علیه باطل قرار دارید ؟
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
و مکرو و مکرالله والله خیر الماکرین
در مدت چهار سال گذشته حوادث فراوانی اتفاق افتاد ، حوادثی که روند حرکت جمهوری اسلامی را دگرگون کرد ، دگرگونی از آن جهت که مسیر بی راه رفته بعضی دولت ها را به باند اصلی که همان صراط مستقیم است بازگرداند. می توان به جرات گفت خطیر ترین زمان در این مدت دو ماه گذشته است ، دو ماهی که در هفته آخر خرداد ٬به وضعیتی غیر قابل تصور برای ایران تبدیل شد ، در این میان اکثریت جامعه به ضرر و زیان های میلیاردی به اموال عمومی یا خون های ریخته شده توجه می کنند و نعمات این برهه از زمان در پس گرد و غبار ناشی از این وضعیت پنهان می ماند ، نعماتی که در بطن حادثه فراموش شد و کسی از آنها یاد نمی کند ، گرچه آن نعمات جاری و ثاری خواهند بود .
مقدمه:
با طلوع خورشید آخرین منجی از مشرق زمین ، آخرین آیین الهی به مردم غوطه ور در جهل و عقب افتادگی هدیه شد ، هدیه ای که آن مردم پست را به تمدن ساز ترین مردم جهان تبدیل کرد . با غروب خورشید زندگی دنیوی پیامبر آخر که روح و جانمان فدایش باد٬ نزدیکترین افراد به پیامبر بر علیه جانشین بر حقش کودتا کرده و او را از حق مسلمش محروم ساختند ، بهتر آنکه بگوییم مردم بی لیاقت آن زمان ، خود را از چنین خورشیدی محروم ساختند ، حرکت دین الهی زیر زمینی شد ، عظیم ترین شبکه امنیتی جهان پایه گذاری شد تا دین ناب محمدی (صل الله علیه و آله ) از گزند تحریف کنندگان آن در امان بماند ، این حرکت ادامه یافت ، امامی بعد از امام دیگر آمد و توسط مردم شیطان صفت به شهادت رسید تا خداوند سبحان دوازدهمین نور برگزیده اش را از بی لیاقتان دریغ کرد ، توبیخی به بزرگی هزار و چند سال ، زمین در فساد کبیر گرفتار آمد ، حرکت زیر زمینی ادامه داشت اما از چشم دشمنان پنهان بود ، نواب چهار گانه ، نواب مخفی٬ تا اینکه مردم یک خطه از زمین لیاقت آن را پیدا کردند و با تغییر در احوالات خویش انقلابی بزرگ را رقم زدند ، انقلابی که توسط معمارش به انفجار نور معروف شد . دشمنان در طی سال ها از درون و بیرون سعی کردند این نهال نو پا را ریشه کن کنند اما آنها نمیدانستند با چه نهالی طرف هستند ، نهالی که ریشه اش ازلیست و در این مکان جوانه زده ، با گذشت سال ها اتفاقی شوم در درون انقلاب به وقوع پیوست ، یاران امام (ره) بعد از وفاتش به بیراهه رفتند ، حب دنیا ، قدرت و ثروت ، آنها را از مسیر اصلی دور ساخت و بعد از گذشتن سال ها وضعیت نا امید کننده ای در انقلاب به وقوع پیوست ، انقلاب در حال استحاله شدن بود ، ارزش ها یکی پس از دیگری به فراموشی سپرده میشدند ، دشمنان سر از پا نمی شناختند ، لشگر کشی عظیمی به مرزهای ما صورت گرفت ، افغانستان و عراق سقوط کردند ، حکام صهیونیست دشداشه پوش عرب ، کشورشان را به پایگاه نظامی و اقتصادی غرب تبدیل می کردند ، ناگهان انقلاب دیگری به وقوع پیوست ، 3 تیر 84 مردم ایران اسلامی ، انقلاب را به مسیر اصلی خود بازگرداند ، دشمنان داخلی و خارجی جنگ احزاب را به راه انداختند ، نقشه بسیار فوق العاده ای کشیده شده بود ، همان حیله قدیمی اما هنوز کاربردی ، تفرقه بیانداز و حکومت کن ، مردم را به جان منتخبشان انداختند ، سیل تهمت و تخریب فضایی بسیار مسموم فراهم آورد تا دشمنان قسم خورده نظام اسلامی زمینه کودتای مخملین دیگری را در ایران فراهم سازند ، انقلابی که در 18 تیر 78 به وقوع نپیوست ، همه چیز طبق برنامه ریزی مغزهای سرطانی بروکینگز و آمریکن اینتر پرایز انستیتو به پیش می رفت ، رنگ کودتا سبز و زمان آن در بازه فضای انتخابات صورت می گرفت ، هدف برد – برد یا باخت - باخت بود : برد – برد : همه شواهد و قرائن نشان دهنده این موضوع است که در صورت پیروزی یا شکست تجدیدنظرطلبان (کودتاچیان) پروژه آشوب گسترده در این ایران به انجام می رسید ، ستادهای انتخاباتی به ستادهای لجستیک آشوب تغییر ماهیت می داد . باخت – باخت : در صورت رای نیاوردن جناح کودتاگر و شکست قطعی و محتوم ، منتخب مردم باید به هر شکلی سرنگون می شد ، اولین قدم بی حیثیت کردن آرای وی و قدم بعدی فلج کردنش به واسطه دولت ضعیف با بر هم زدن توازن کابینه بود ، البته این طرح ها هنوز در دست اقدام هستند و دشمن هرگز از پای نمی نشیند . اما این مقدمه بسیار طولانی برای ذکر نعمات مغفول مانده این دوره پر مخاطره بود و اکنون به بعضی از این نعمات می پردازیم :
1- به باور اکثر کارشناسان داخلی و خارجی این انتخابات تنها نمونه بی بدیل از مردم سالاری دینی بود که بعد از رفراندوم جمهوری اسلامی، با مشارکت 85 % مردم حائز شرایط رای دادن ٬ رئیس جمهوری با اکثریت قاطع 63 % انتخاب شد و از طرف دیگر تنها موقیتی بود که بیش از 2 میلیون نفر در سطح شهر تهران بعد از انقلاب کبیر اسلامی بر ضد حاکمیت!!! دست به تظاهرات می زدند ، جمعیتی که از دل آنها آشوب و هرج و مرج تراوش میشد و بعد از هر راهپیمایی در سطح خیابان ها چهارشنبه سوری به راه می افتاد اما همه این حرکات و اغتشاش ها نه دولت را ساقط کرد نه نظام اسلامی به لرزه افتاد ، همگان به عمق و عقبه عظیم انقلاب پی بردند و به وضوح دست امام صاحب این ملک را در پس این فضای پر التهاب مشاهده کردند.
2- حرکت آشوب طلبانه بعضی احزاب و چهره های خاص مانند چریک های سیاسی بود ، افرادی که در مردم رسوخ میکنند و در میان آنها پنهان می گردند تا در موقعیت مناسب به هدف مقابل خود ضربه موثر را بزنند ، تنها راه به دام انداختن چریک آن هم از نوع سیاسیش ، بیرون کشیدن این مارماهی از آب زلال ملت بوده و هست ، بعد از حوادث اخیر چهره های شناخته شده هرج و مرج طلب و یا گاها عامل کودتا به راحتی شناسایی و با مدرک به دست فرزندان ملت گرفتار شدند ، گرفتاری که خلاصی در آن متصور نیست ، فقط فرض کنید این کودتاچیان با اقدام گام به گام طبق برنامه پیش می رفتند و به قول عوامل بیرونی انقلاب مخملین را جوان مرگ نمی کردند ، آن وقت معلوم نبود چه بر سر کشور در 4 سال آینده می آمد !
3- مردم ایران علی الخصوص تهران چند سالی بود در امنیت کامل زندگی می کردند و این نعمت به فراموشی سپرده شده بود اما با وقوع این حوادث قدر نعمت امنیت به خوبی مشاهده شد و بعد از چند روز آشوب و درگیری تهرانی ها بیشتر و بهتر قدر امنیت قوطه ور در آن را فهمیدند .
4- بعد از روی کار آمدن باراک یزید اوباما ایران چالشی جدید را تجربه میکرد ، پیشنهادهای متواتر گفتگو و مذاکره از طرف ایلات متحده بدون هیچ پیش شرطی ، نخبگان سیاسی به خوبی این کلک و فریب را می شناختنتد اما بعضی از توده های نا آگاه فریب این حرف ها را خورده و عمل حال و گذشته این قدرت ها را به فراموشی سپرده بودند ، شاید دل رحم ترین و بی کینه ترین مردم جهان در ایران زندگی کنند اما نباید فراموش می کردند بدنه و عقبه دولت آمریکا همان صهیونیست ها هستند و این رنگ رئیس جمهورست که عوض شده نه مواضع و منویات درونیش ! اما بعد از این اغتشاشات مردم به خوبی دست چدنی آنها را از پس دستکش مخملین مشاهده کردند و این حنا برای ملت ما دیگر رنگی نخواهد داشت.
5- از برکات دیگر این چهار سال و این چند هفته افتادن نقاب از چهره دشمنان دوست نمای ملت و دولت بود ، کسانی که چهره واقعیشان برای خواص به وضوح قابل مشاهده بود اما عوام از خباثت و چهره منافقانه شان چیز زیادی نمی دانستند ، آنهایی که بر صندلی های سبز تکیه زده و در کاخ های سبز کوچک پایین شهر (رهنی یا اجاره ای) چای سبز می نوشند . نمیدانم غیر از مغز باکتری زده شان (سبز) رنگ لجن استخرهایشان هم سبز شده یا مرداب دنیا پرستی و مال حرام گوشی و هوشی برایشان گذاشته تا فهم کنند سخنان گهر بار مقتدای امت اسلامی در همراهی با دولت را یا خیر !
6- شاید یکی از مهمترین اتفاق های خوش یومن این بازه زمانی شکسته شدن هیمنه و ابهت پوشالی رهبران قدرت و ثروت ( مافیا) بود ، رهبرانی که در پس همه حوادث تلخ این دو دهه یا حتی بیشتر و پیشتر قرار داشتند اما قوه مقننه به عنوان ناظر و قوه قضائیه به عنوان ضابط قانونی نظام وجود و جرات برخورد با این عوامل پست و خبیث را نداشته و متاسفانه ندارند ، عمده دلیل این عدم برخورد هم به آلوده بودن سفره های مسئولین و بدنه موریانه خورده شان بر می گردد اما بعد از مناظره تاریخی در آن شب باشکوه بت بزرگ شکسته شد و به تبع آن این موج مثل قطعات دومینو حرکت کرده و بت های کوچکتر هم یکی پس از دیگری خورد خواهند شد ، البته وظیفه و مسئولیت قوه مجریه از همه سنگین ترست زیر با رای 25 میلیونی نباید با کسی مدارا کند یا مصلحت اندیشانه از وظیفه ذاتی و مغفول مانده دو قوه دیگر بگذرد!
7- اگر امثال موسوی ، خاتمی ، لاریجانی ، کروبی ، قالیباف ، رضایی ، توکلی و ... در انتخابات 92 شرکت می کردند چه تضمینی وجود داشت ملت فریب آنها را نخورده به آنها رایی مثل رای 23 میلیونی خاتمی در دور دوم ریاست جمهوریش نمی دادند ؟! اما از برکات این چند سال و این دو هفته رو شدن دست این افراد برای توده مردم بود و حالا آنها به مهره های سوخته ای تبدیل شده اند که دیگر امیدی به رای آوردنشان نیست .
8- سال هاست که غرب دموکراسیش را به رخ جهان میکشد و گوش فلک از نعره های آنها کر شده ، اما در نبرد میان مردم سالاری دینی انقلاب نوپای ایران در مقابل دموکراسی آنها ٬ این مردم سالاری دینی بود که با مشارکت 85% مردم پیروز شد .
9- واقع صفین و آن حسرت تاریخی در زدن ریشه فتنه بر دل هر شیعه ای سنگینی می کرد تا اینکه صفین دیگری بر پا شد ، به جای قرآن شال سبز قاسطین بر سر دست رفت ، انتساب اجدادی به ائمه اطهار دست آویز این قاسطین جدید بود ، همه دنیای ثروت و قدرت پشت سر این حرکت موزی قرار گرفتند ، بوق های تبلیغاتی شبانه روز نواختند اما مردم ما در روز 22 خرداد نشان دادند لیاقت حکومت کریمه حضرت ولی عصر (عج الله ) را دارند ، اگر ایشان ظهور کنند با توده ای نا آگاه رو به رو نخواهند بود ، دیگر کسی قرآن و حق ناطق را به شال و ورق پاره ای رها نمی کند ، گرچه هنوز هم غافلین و فریب خوردگان کم نیستند.
10- بر طبق همه اسناد و مدارک موجود در تاریخ چنین آشوب هایی فقط با تلفات زیاد انسانی و با ورود نیروهای سنگین پیاده ارتش یا گارد ملی قابل خاموش شدن بود اما ایران به دنیا نشان داد با قدرت یگان پاسداران ناجا و همراهی و همکاری نیروی مقاومت بسیج می تواند چنین سیل خروشانی را کنترل کند در حالی که کمترین تلفات و خسارات بر جای باقی مانده باشد.
11- در حالی اتحادیه اروپا و آمریکا آشوب طلبان را به هرشکل ممکن یاری می کردند که از ایران توقع حل مسائل و مشکلاتشان در منطقه علی الخصوص عراق و افغانستان را خواهان بودند ، اما حال با این حرکت ابلهانه غرب دست ایران برای تلافی باز است و با فروکش کردن این بلوا نوبت ایران رسیده تا عوض بی گله را به آنها دیکته کند !
12- شاید یکی از آرزوهای تاریخی ایران قطع رابطه با پیر استعمارگر جهان ، انگلیس بود ، خبیث ترین دولتی که بشر به خود دیده ، هیولایی که روزی در قلمرو شیطانیش خورشید غروب نمی کرد اما حال به یک جزیره کوچک تبدیل شده و با دنباله روی از قدرت های بزرگتر به فتنه گریش ادامه میدهد ، بعد از خورد شدن ابهت این کفتار پیر در قضیه جاسوسان انگلیسی این ضربه ( دستگیری کارکنان محلی و اخراج کارکنان اجنبی ) سنگین ترین ضربه حیثیتی به آن دولت شیطانی بود.
13- بعد از طب و تاب اولیه اغتشاش گران در سطح شهر تهران و برخی دیگر از شهرستانها ٬ نظام مقدس جمهوری اسلامی چهره واقعی اغتشاش گران و لیدرهای آنها را به مردم نشان داد و این میسر نمیشد مگر با حماقت بعضی عوامل افراطی خود آن گروه که با آتش زدن اموال عمومی و خصوص ، تعرض به مردم عادی ، آتش زدن خانه امن الهی و ... این حرکت را تسهیل کردند و در روزهای بعد از این حوادث شاهد فروکش کردن همراهی بدنه جامعه با آنها بودیم جایی که روز 30 تیر جمعیت آشوب طلب در میان انقلاب و آزادی به چند هزار نفر هم نمی رسیدند این در حالی بود که روزهای قبل به صورت میلیونی در تظاهرات آنها را همراهی می کردند.
14- به طور قطع و یقین این تنها انتخاباتی بود که فضای کشور و علی الخصوص عموم مردم را دو قطبی کرد ، سفید و سیاه ، خاکستری در این میان بی معنا بود ، بعد از انخابات این فضا تشدید شد تا جایی که بسیاری از خانواده ها از هم بریدند و قطع رابطه میان بسیاری دوستان صمیمی صورت گرفت ، اگر اشل بسیار بزرگتر این حرکت را در انقلاب جهانی حضرت حجت علیه السلام ببینیم (انشا الله) آن وقت متوجه خواهیم شد کدام طرف سفید بوده و کدام طرف سیاه ، چه کس یا کسانی اشتباه کردند و چه کسانی راه درست را انتخاب نمودند ، تنها فرق میان این زمان با آن زمان اتمام حجت آن حضرت با مردم خواهد بود و مطمئنا مثل حضرت آقا ( امام خامنه ای (مد ظله ) با چشمان گریان صلح حدیبیه برای حفظ نظام را به طرفدرارنش دیکته نخواهد کرد بلکه با زبانی دیگر با عوامل شیطان سخن خواهند گفت .
15- شاید شاخص ترین بخش برای محک عدالت طلبی در این دوره اتفاق افتاد ، فرق میان یک فرد معمولی با یک مرجع زمانی مشخص می شود که ایشان به خاطر عدالت از همه چیز خود از جمله فرزندش و آبرویش بگذرد و چه خوب این امتحان برای بعض چون آیت الله خزعلی ها رقم خورد و چه بد برای کسانی که بعد از گذشت سه روز از آشوب گری ها و فتنه ها با ارسال نامه و اعلامیه به رهبری و مردم٬ این انتخابات را تبریک گفتند و حتی اسم رئیس جمهور را نیاوردند چه برسد به اینکه انتخاب مجدد ایشان را تبریک بگویند ! چهره واقعی این حضرات نمایان نمی شد مگر با شمشیر عدالت بر گردن بعضی اطرافیان ! که الحمد لله نقاب افتاد !
16- دشمنان نظام اسلامی در این مدت به قدرت ایران پی بردند و اما دوستان منطقه ای و فرا منطقه ای به خوبی دریافتند تکیه گاهی به مستحکمی ایران انقلابی و اسلامی نخواهند داشت ، ایرانی که با سخت ترین طوفان ها حتی خم به ابرو نمی آورد ، ایرانی که سنگین ترین چالش های درونی را به راحتی ودر کمترین زمان حل می کند ، پس الگو شدن ایران در آینده نه چندان طولانی ، دور از انتظار نیست .
17- از آنجا که سرمایه ترسو است و سرمایه گزار به دنبال امنیت پایدار در محل سرمایه گذاریش می گردد ، همگان به قدرت اقتصادی ایران واقف شدند آنجا که با سونامی اقتصادی غرب غرق نشد و بروس ارواق بهادار تهران بالاتر از نزدک و داوجونز و ... در صدر بورس های جهانی قرار گرفت ، حتی بلوا و آشوب های گسترده سیاسی هم به نوعی قدرت ایران در حل چالش ها را به سرمایه های ترسو ثابت کرد تا در آینده بستری گرم و نرم برای آنها فراهم شود .
18- در این مدت شکافی که بین بدنه اصولگرایان واقعی چه مردم چه جناح ها و قوا به وجود آمده بود پر شد و اتحاد و همدلی جایش را به انشقاق و دو دستگی داد ، قوای امنیتی و انتظامی با کمک و اتحاد بسیج غائله را به سر انجام مطلوب رساند و این به یمن حرکت ابلهانه دشمن بود !
19- تیم رسانه ای کشور متوجه چیزی غیر از تبلیغ چیپس و پفک و چند صدایی بعضی ها شد و همگی متوجه شدند در مقابل این دشمن مسلح به زبان تصویر باید چگونه ایسادگی کرد و همیشه آماده بود.
20- قدرت ولایت فقیه در ایران تثبیت شده بوده ٬خاص و عام میدانند ولایت مطلقه فقیه یعنی فصل الخطاب همه جنجال ها ، اما در این مدت جهان به این نقش برجسته به خوبی پی برد و دشمنان و دوستان همگی بر این قدرت الهی صحه گذاشتند.
21- اما راحل (رحمه الله علیه) با بیکفایتی بعضی نخبگان که ورد زباشنان ما نمی توانیم بود جام زهر را نوشید ، آنجا که فرمانده سپاه وقت ( مارلبرو !) ، رئیس مجلس وقت (پدرخوانده مافیا) و نخست وزیر وقت (عالی جناب سبز پوش) به امام گفتند که ایران دیگر نمی تواند ، سلاح نداریم ، پول نداریم و ... نمی توانیم ، این ماجرا گذشت تا اینکه در شب سالگرد رحلت ایشان انتقام و وعده الهی فرارسید ، مهلک ترین ضربه به این جناح ما نمی تواینم توسط یک شاگرد کوچک این مکتب وارد شد ، پوزه جناح عامل استکبار به خاک مالیده شد و وعده حق الهی مبنی بر انتقام از ستمکاران فرا رسید و شد آنچه دیدید.
22- شمشیر داموکلس یا پتک اکثریت خاموش همیشه بالای سر نظام و دولت غوطه ور بود ، عده ای که از نظر بعضی ها با رای خاموش خود اعتراض به نظام را نشان میدادند به یکباره به صحنه آمدند تا خواب بی تعبیر کودتاگران را برآشوبند و با رای 25 میلیونی به رئیس جمهور منتخب آخرین میخ تابوت اصلاحات آمریکایی را بکوبند . اکثریت خاموش تکلیف کودتاگران را برای همیشه روشن کرد.
23- در حالی که اکثریت قریب به اتفاق مرفحین جامعه پشت سر یک نامزد قرار گرفتند رای اکثریت و بدنه اصلی جامعه به نامزد دیگری بود ، فقر و غنا در مقابل هم صف کشیدند و در این میان حق به حق دار رسید ، کسانی که به تقدیم جان و مال و فرزند و آبرویشان نظام اسلامی را استوار و مقاوم نگه داشته اند و زالوهای جامعه نتوانستند دیکتاتوری اقلیت خود را بر آنها تحمیل کنند.
24- کسانی که شعار قانون و قانون گرایی شان گوش فلک را کر می کرد با رفتار خود نشان دادند به هیچ قانونی که مخالف شان باشد اعتقاد ندارند و متاسفانه بالاترین رکورد نقض قانون را دارا هستند .
25- و در آخر ایران اسلامی و انقلابی در حالی وارد دهه چهارم که دهه عدالت و پیشرفت نامیده میشود وارد شد که با پشتوانه عظیم مردمی به افقی بسسیار دور چشم دوخته ، افقی که مطمئنا زمین به اقلیت مستضعف تعلق خواهد گرفت.
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
ندای در خون خفته

صحنه دلخراش جان باختن او را بارها مشاهده کردم ، احساسات چشم را میبندد و توانی برای تجزیه و تحلیل نمی گذارد اما باز دیدم و دیدم تا به نتایجی جالب دست پیدا کردم ، اکنون آن را برای شما می نگرام شاید مسببین اصلی آن را بهتر بشناسید:
1- ندا صالحی آقا سلطان به همراه دوست یا استاد یا هر کس دیگری در ترافیک امیر آباد شمالی گیر می کنند ، با توجه به جو جمعیت او هم بیرون می آید و به دور دست نگاه می کند ، چند مرد بلند قامت تر از او جلویش ایستاده اند ، دوربین فیلم برداری با کیفیت ( دی وی کم) در حال دنبال کردن حرکات نداست !اکثرا تصویر بی کیفیتی دیدید ٬ دلیل اون هم پایین آوردن کیفیت تصویر برای آپلود روی اینترنته ! ندا اینور و آنور میرود اما از کادر شکارچی خارج نمی شود ! بعد یکباره نقش زمین می شود ، هیچ کس با شنیدن یا نشنیدن صدای تیر بر زمین نمی خوابد ، فیلمبردار هم با خونسردی کارش را ادامه میدهد ، چند مرد اطرافش با کمال آرامش به دور او حلقه زده و منتظر مرگش میشوند ، فیلم برداری تا لحظه خونریزی شدید وی ادامه دارد .
2- در حالی که در امیرآباد شمالی هیچ درگیری یا تجمعی وجود نداشت ندا ما بین چند مرد مورد هدف قرار می گیرد ، صدای تیری وجود ندارد که کسی را بترساند ، یا افراد حاضر در صحنه از هدف قرار نگرفتن خودشان مطمئن هستند ، هدف یک دختر معصوم ، به نظر تحصیل کرده و جوان است .

3- هر کسی که کمترین تعلیمات نظامی را دیده باشد به خوبی میداند اصل هدف قرار دادن افراد با مجوز قانونی دارای مراحل سختی است ، تهدید شدن در حد بسیار بالا ، ترس از خلع سلاح شدن ، تیراندازی از طرف مقابل یا ... در این صورت باید به طرف مقابل اخطار داده شود و بعد از آن با مجوز شلیک، از کمر به پایین مورد هدف قرار بگیرند ! در آموزش های تخصصی دوره معروف به کد ، به همه کار آموزان تذکر اکید داده میشود جمعیت شورشی را با نهایت آرامش با کمترین تحریک متفرق کنند و در صورتیکه مجبور به استفاده از سلاح سرد اعم از باتوم ، گاز یا شوکر ، یا احیانا سلاح گرم شدند کمترین هزینه روانی را برای تحریک جمعیت در نظر بگیرند به زبان ساده تر در میان چند مرد قوی هیکل یک زن کوچک اندام را هدف قرار ندهند !
4- نکته بعدی نوع فشنگ استخراج شده از بدن مرحومه مقتوله است ، کسانی که دستی بر آتش دارند به خوبی میدانند مرمی های فشنگ در سازمان های نظامی ، دارای کد رهگیری هستند ، نوعی بارکد که برای چنین مواقعی بکار می آید ! اما مرمی خارج شده از بدن مقتوله از هیچ سازمان نظامی نبوده و جزء فشنگ های قاچاق محسوب میشود .در ضمن کالیبر آن اسلحه ۶ یا ۷ میلیمتری اعلام شد که جز اسلح های سبک و خارج نظام یگان های ضد شورش است!
5- با توجه به اینکه محل اصابت گلوله قلب ندا بوده می توان با بازسازی صحنه جرم زاویه شلیک را پیدا کرد ، در این صورت به وضوح مشخص میشود گلوله از چه فاصله ای و با چه زاویه ای به ندا شلیک شده ! و باز مشخص میشود این گلوله جهنمی از کدامین لوله به طرف ندا نشانه رفته و قلبش را شکافته است. نکته مهم اثابت گلوله از پشت به قلب نداست که خود بر معمای قتل او گره ای دیگر می افزاید!
6 نکته آخر : اگر اینگونه فرض کنیم که روز سی تیر صدها نفر به خاک و خون کشیده شده اند این سوال وجود دارد که آیا خون ندا با بقیه فرقی میکرد ؟ فرق این خون با دیگر خون ها در مخابره فوق العاده سریع آن در رسانه های خارجی بود ! خوراک ضد تبلیغاتی که تا روزها دل هر بیننده ای را پر از درد می کند ، صحنه ای فجیع و وحشت آفرین که حافظه ما را تا مدت ها رنج میدهد . قاتل یا قاتلان بالاخره به دام می افتند اما مسببین اصلی این فجایع چطور ؟ آیا مقصرین اصلی که مباشرین و معاونین در قتل ها محسوب میشوند به دادگاه کشیده خواهند شد تا جوابگوی این حرکات غیر انسانی خود باشند ؟!
الله اعلم
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
خون نوشته های یک ایرانی
در حالی ایران وارد دومین هفته اغتشاشات پس از انتخابات می شود که رهبر معظم انقلاب ، در جمعه ای سیاه برای عاشقان ولایت ، جام زهر دیگری نوشید. صلح حدیبیه آغازی بود بر تلخ ترین سخنرانی آقای پس از وقایع ۱۸تیر ۷۸، گویا هر ده سال و یا هر ۳۰سال باید حادثه ای که در خرداد و نزدیک تیر است ایران را متشنج کند. گویا این دو ماه در سرنوشت ملت ایران تاثیر گذار تر از بقیه ماه های سال هستند.
سال گذشته (۸۷) مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران حج ، ملت و مطبوعات را از بلایی سخت و عذابی محیط بیم دادند ، بلایی که ظالم و مظلوم را در بر خواهد گرفت ! طبق این فرمایش امت همیشه در صحنه احساس خطر کردند و در انتخاباتی پر شور رای بی نظیری به حساب نظام و رهبری و رئیس جمهور مکتبی ریختند. این حرکت قدرتمند زنگ خطری بود برای اجانب و دشمنان داخلی ، لذا با تمام قدرت همه توان داخلی و خارجی خود را به صحنه آوردند و عوامل داخلی نقشی بسیار موثرتر بازی کردند ، کمیته معروف به ایکس با بسیج تمام امکانات و تجهیزات ، جرقه آتش را بر انبار باروت تهیه شده از ۴ سال پیش عموما و ۳ ماه پیش خصوصا زدند ! جهنمی بر پا شد که امیدی به خاموشی آن با تساهل و تسامح نیست ! اصولا ارذل و اوباش با زبان آدمی آشنایی ندارند و اینگونه مماشات کردن برایشان بی گانه است. در این میان خونین ترین روز برای ملت شریف ایران و علی الخصوص تهران روز ۳۰خرداد بود. درست یک روز پس از سخنان تاریخی رهبر انقلاب ، عوامل داخلی برانداز در سالگرد دست به اسلحه شده منافقین ، دوباره دست به سلاح برده و در حرکتی هماهنگ با کمیته ایکس دست به جنایاتی کم نظیر در تاریخ ایران زدند ، آتش زدن حرم امن الهی و شهید کردن پناهندگان به آن ، بمب گزاری انتهاری در حرم امام راحل (ره) و به خاک و خون کشیدن مردم بی گناه ، خسارت میلیاردی به اموال عمومی و خصوصی تنها مشتی از خروار این حرکت وحشیانه بود. در این میان برخی از سران فتنه گر توسط ماموارن امنیتی دستگیر میشوند که از قضا هر ۵ نفر ٬جزء نزدیکترین افراد به خانواده مافیایی هاشمی هستند٬ اما اعمال فشار از طرف مقامات وابسته به مافیا آزادی آنها را تنها پس از ساعتی رقم میزند ، البته توجیح حفظ جان آنها به قدری مزحک است که پسر فائزه هاشمی در مصاحبه با بی بی سی آن را انکار کرده و بر دستگیری مادرش به خاطر اقدامات ضد امنیتی اعتراف می کند. در این میان نقش عوامل حادثه ساز ، ستاد مرکزی اغتشاش ، کمیته ایکس یا هر چیزی که اسمش را میگذاریم پر اهمیت تر از عوامل مسلح متوحش در خیابان است. چشم فتنه یا مرکز فرماندهی اغتشاش برای همگان مثل روز روشن و واضح است ، کسانی که در جواب عفو و گذشت بی نظیر مقام عظمی ولایت نمکدان شکستند و با بی اعتنایی تمام مردم رابه خاک و خون کشیدند اکنون منفور تر از هر روز دیگری هستند ، حافظه تاریخی ملت باهوش ایران اسلامی همه این حوادث را در خود ثبت و ضبط میکند و از دستگاه قضایی و رئیس جمهور ۲۴میلیون و ۵۲۷هزار رایی خود توقع برخورد قاطع با این جرثومه های فساد سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را دارد ، کما اینکه رای قشر عظیمی از مردم به ایشان برای اجرای عدالت در محاق مانده بوده و بعد از این حوادث این توقع بسیار بیشتر شده است.
ایران پس از این اغتشاشات
چهره ایران اسلامی بعد از این انتخابات و اغتشاشات شکل دیگری خواهد گرفت ، مردم فهیم و باهوش ایران ، رای نزدیک به چهل میلیونی را در تایید نظام اسلامی به صندوقچه تاریخ گهربار جمهوری اسلامی ریختند و در یک رفراندوم بی نظیر چشم دشمنان را کور و چشم دوستان را پر نور کردند ، رای اکثریت مردم به فردی تعلق گرفت که امیدوارترین نامزدها به آینده ایران اسلامی بود ، فردی که در مقابل اجانب چون کوه پر قدرت و مقتدر و در مقابل دشمنان چون شیر پر ابهت مینمود ، مالک اشتر زمان ما ، فردی که با مفسدان اقتصادی و خاندان مافیایی آنها هیچ رابطه نداشت و بیشترین ضدیت را با آنها نشان داده و میدهد ، فردی که اسامی رهبران فساد سیاسی و اقتصادی را با شجاعت بر زبان آورد و جانش را در طبق خدمت و اخلاص به مردم ایران هدیه داد. مافیای ایران در انتخابات ریاست جمهوری بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان هزینه تبلیغات و ضد تبلیغات بر علیه رقیب کرد ، رمز گشایی این مسئله توسط مامور سیا در یک مصاحبه و افشاگری آشکار اتفاق می افتد جایی که وی از سرمایه گزاری ۴۰۰ میلیون دلاری دولت و کنگره آمریکا برای ایجاد اغتشاش پس از انتخبابات ایران پرده بر میدارد.
شواهد و مستندات فراوانی وجود دارد که نشان میدهد بعضی از مهره های اصلی انقلاب که با عنوان هایی چون استوانه و مخروط و ... از دیگران متمایض میشوند جزء مهره های اصلی عجانب هستند ، البته این حرف برای بسیاری قابل هضم نیست ، اما تاریخ نشان میدهد این امر کاملا امکان پذیر است ، اگر ماجرای مستر همفر انگلیسی را به یاد بیاوریم (جاسوس انگلیس در قرن ۱۸میلادی ) و اینکه وی از سن ۱۵ یا ۱۶سالگی در بلاد اسلامی نفوذ داده شد و بعد از گذراندن دوره های علمی سخت در حوزه های علمیه و تسلط بر سه زبان ترکی استانبولی ، عربی و فارسی زمینه های فروپاشی امپراطوری عثمانی ها را فراهم کرد و در شکل گرفتن فرقه وهابیت نقش ماثری داشت ، دیگر از این موضوع بهت زده نخواهید شد ، علی الخصوص اگر سابقه تاریخی این چهره را قبل ، حین و بعد از انقلاب مورد بررسی دقیق قرار دهیم و از زوایای تاریک تاریخ پرده برداری شود به وضوح نقش منفی و در بعضی موارد دشمنانه اش را مشاهده میکنید ، جایی که به کمک نخست وزیر وقت (آقای چیز) ، رئیس جمهور خودخوانده ( فرمانده سپاه وقت) و خود ایشان جام زهر را به امام راحل (ره) نوشاندند و بعد از امام (ره) راه شاهان را ادامه دادند و با نفوذ دادن عناصر نامطلوب به دامن کشور و انقلاب زمینه استحاله نظام را فراهم کردند ، این نقش وقتی بهتر بروز کرد که از آستین این دولت اژدهایی به نام اصلاحات آمریکایی سر برآورد ، بدنه سیاسی و مدیران همان قبلی ها بودند اما ترفند پلیس بد و خوب موثر افتاد و مردم گول پلیس خوب را خوردند و با رای ۲۰میلیونی به فردی که آزادی را فریاد میزد به دوره ای جدید پا گذاشتند ، دوره ای که در هر روزش شش شبه به دین وارد میشد ، اصول و مبانی اساسی کشور زیر سوال میرفت و نسلی پرورش پیدا میکرد که در فضای بی بند و باری سیاسی و فرهنگی با نان قرض گرفته شده از بانک های صهیونیستی قد میکشید و با این فضا خو میگرفت ، نسلی که اکنون یک روسری صد گرمی را بر نمی تابد و حاضر نیست قانون را فصل الخطاب قرار دهد فلذا کف خیابان ها و سطل آشغال های شهر باید جوابگوی آتش خشم آنها باشد ، در مدت 16 سال اصلاحات و سازندگی و صد البته زمان هشت ساله آقای چیز فردی دیگر زمام امور را به دست داشت و پشت پرده این نظام استوانه آن بود ، مقام عظمی ولایت هم در یک حرکت بسیار مدبرانه ماجرای صلح حدیبیه و حذف اسم رحمان و رحیم خداوند را با وضعیت کنونی پیوست داده و در کلمات آخر خطبه خطاب به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه به ما نشان دادند تعریف از آقای هاشمی و امثال آقای ناطق به چه معناست ! ایشان سال قبل از این ماجرا (۸۷) در دفاع از دولت مطالبی را عنوان کردند که بهت نخبگان سیاسی را به دنبال داشت ، نقل به مضمون : بعضی از اول دلشان با این انقلاب نبود ! آن دوران سیاه با ورود آقای احمدی نژاد به حد نهایی خود رسید ، به یکباره ارکان نظام استحاله شده در هم شکست و فضایی جدید در دیدگان مردم نمایان شد ، فضایی که آزادی را به معنای واقعی می چشیدیم ، قدرت را درک می کردیم ، اقتدار و قانون گرایی را در کنار هم می دیدیم . اما مافیا قدرت و ثروت دست بردار نبود ، از همان فردای پیروزی احمدی نژاد طرح های براندازی شروع شد ، کما اینکه این موضوع در سطح کلان تر وجود داشت ! یک نمه از دریای این توطئه های وسیع در مناظره تاریخی احمدی نژاد مشخص شد جایی که وی از پیام آقای هاشمی به یک شیخ حاشیه خلیج فارس پرده برداشت ، بی شک مقام عظمی ولایت از جنایات این افراد در لوای مستر همفر قرن ما خبر دارند و تنها امری که موجب شد ایشان ضربه نهایی را در جمعه سیاه وارد نسازند خون مردم بود ، خونی که برای کمیته آشوب و آقای ایکس به پشیزی نمی ارزیده و نخواهد ارزید ! شاهد مثال این موضوع خون مردم بی گناه ٬ بر سنگ فرش خیابان های تهران و دیگر شهرستان ها در یک هفته اخیر است. خرابکاری در شبکه ریلی کشور ، انفجار در یکی از مراکز نظامی تهران ( همان انفجار کپسول های گاز) ، بستن قرارداد با سی ان ان و بی بی سی ، آن هم روز هشت تا ده ساعت برنامه مستقل ، وارد کردن محموله های سنگین سلاح به کشور ، تهدید به ایجاد آشوب های گسترده تر و اعتصابات در دستگاه هایی که مورد نفوذ آنهاست ٬ همه و همه نشان میدهد مصلحت اینگونه ایجاد میکرد که حضرت آقا کوتاه بیایند و فرجه ای کوتاه به عوامل پشت پرده بدهند . نکته مهم اینکه چشم فتنه حاضر به قبول رهبری و نظام نیست . مشکل رهبری و احمدی نژاد نیست بلکه مشکل افتادن نقاب تزویر از روی این جرثومه های فساد و تباهیست . عاملان اجانب رای بالای مردم به نظام را بر نمی تابند و تا آخر ایستاده اند زیرا چاره ای جز این برای خود باقی نگذاشته اند ! این عوامل بیگانه به خوبی میدانند حیاطشان در سایه آشوب و بلواست و اگر این التهابات فروکش کند به ناچار بساط آنها هم برچیده خواهد شد ، آنها و اربابان خبیثشان به خوبی دریافته اند ایران پس از ۲۲خرداد یک ابر قدرت تمام به عیار است و انرژی آزاد شده در انتخبات با هیچ انرژی دیگری حتی انرژی هسته ای قابل مقایسه نیست ، بحران های مالی و اقتصادی وحشتناک دامن گیر غرب به زودی به مرز نهایی خود رسیده و از هم پاشیدگی گسترده ای در نظام سرمایه داری لیبرال صورت می پذیرد به عبارت ساده تر اگر ایران از داخل آسوده خیال شود مانند شیری است که از قفس رهایی پیدا کرده و دیگر کسی جلودارش نخواهد بود فلذا این بحران باید ادامه پیدا کند ، حتی به قیمت ریخته شدن خون هزاران بی گناه ! ساده انگارانه است اگر تصور کنیم ماجرا تمام شده و دیگر حادثه ای رخ نخواهد داد زیرا تا چشم فتنه کور و از جا کنده نشود این آش و آن کاسه٬ همچنان داغ داغ خواهند ماند.
جهان پس از این انتخبات
اگر نویسنده را به خیال پردازی متهم نکنید ، اعتقاد شخصی بنده بر این است که اگر فتنه ایجاد شده با عوامل اصلی آن به طور کامل سرکوب شوند و دولت جدید بدون این عوامل بیگانه وارد صحنه اداره کشور شود دشمنان خارجی بی کار ننشسته و فاز بعدی برای منکوب کردن شروع میشود ، از نظر من دو حالت بیشتر متصور نیست : 1- با ایران کنار بیایند و وارد مرحله سازش کوتاه مدت و بر اندازی بلند مدت بعدی شوند ، که بی شک همان کلک قدیمی اسب تروا خواهد بود.
2- با بهانه انرژی هسته ای یا حقوق بشر یا یک بهانه همچون 11 سپتامبر با ایران در سطح گسترده وارد جنگ شوند ، این فرض از نظر من بسیار به واقعیت نزدیکتر است زیرا آنها میدانند انقلاب اسلامی ما بعد از ۳۰سال دوباره زنده شده و در پشت مرزهای خود نخواهد ماند ، پس بهترین دفاع حمله است ! در ثانی آخر خط تقابل ایران اسلامی و غرب ملحد جز درگیری نخواهد بود و اگر آنها با ایران ۳۰ساله ابر قدرت منطقه وارد جنگ شوند بهتر است تا اینکه با ایران ۵۰ساله ابر قدرت جهانی وارد تعامل یا درگیری شوند و این امر بسیار دور از عقلانیت خواهد بود پس بهترین راه همان درگیری نزدیک خواهد بود.
وظیفه ما
شاید آیندگان درباره ما نظرات مختلفی داشته باشند اما امری که هیچ کسی آن را انکار نخواهد کرد ایستادگی در برابر ظلم و استکبار پس از سی سال است ، سی سال پر از حادثه ، سی سال پر از تحریم و تهاجم نرم و سخت و البته ماندن در خط ولایت تنها راه پیروزی و دادن پرچم این انقلاب ازلی به صاحب ابدی آن است .
تکلیفی که مردم همیشه در صحنه ما با وجود همه سختی ها به جان خریده اند ، تکلیفی که خود هدف است نه نتیجه نهایی که بدست آیندگان و صاحب الزمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف) رقم خواهد خورد ، مردم ما نشان دادند سطح لیاقتشان به آن دولت کریمه بسیار نزدیک شده است . دولتی که جهانی خواهد بود ، دولتی که با مستکبرین و منافقین و کفار با زبان شمشیر سخن خواهد گفت .
والعاقبه للمتقین
علی سمیعی
بسم الله الرحمن الرحیم
یک ماه است هر شب با پریشانی می خوابم و با اضطراب بر می خیزم . آیا یک نصف روز شادی هم سهم ما نبود؟

ّهر کس مقابل قانون بایستد دیکتاتور است. امام خمینی (ره)
اصولا دیکتاتوری به معنای حاکمیت خشونت بار عده ای اقلیت بر اکثریت است. اکنون همه فهمیدند ما اقلیت نیستیم و آرای خاموش هم روشن شد !
پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری ٬ جناح شکست خورده دست به کار شد و از همان فردای انتخابات درگیری را شروع کرد ٬ یک حرکت خزنده و البته کاملا حساب شده در سطح مطبوعات و رسانه های تاثیر گذار به راه افتاد ٬ چهار سال توهین ٬ افترا ٬ دروغ و تهمت ٬ چهار سال سیاه نمایی و فحاشی ٬ چهار سال سم پاشی اذهان ملت را آماده پذیرش موج سبز موسوی کرد ٬ سوپرمنی که با ردای بلند غیبت ۲۰ ساله اش آمده بود تا همه را از قانون گریزی احمدی نژاد نجات دهد ٬ آمده بود تا امنیت را برقرار کند و اغتشاش را سرکوب کند ٬ اما موج سبز با تلنگر مناظره آن شب به یاد ماندنی به مردابی مرده پر از خز و جلبک و لجن تبدیل شد ٬ نکته قابل توجه اینکه این موج برای پیروزی نیامده بود و از همان اول در تدارک اغتشاش پس از شسکت قطعی برنامه ریزی می کرد ٬ جناب آقای موسوی ۳ هفته مانده به انتخابات در مصاحبه با خبرنگار روزنامه تایمز گافی تامل برانگیز میدهد و در پاسخ به سوال خبرنگار که از وی در مورد رابطه با آمریکا سوال میکند و میگوید : شما میگویید رباطه با آمریکا باید توسط رهبری تبیین شود ٬ پس چگونه به دنبال این موضوع هستید ؟ که ایشان می فرمایند : وقتی رهبری تظاهرات میلیونی مردم در خیابان را ببیند عقب نشینی خواهد کرد ! این حرف به خوبی نشان دهنده برنامه این گروه برای فردای پس از انتخابات بوده و مصاحبه مطبوعاتی ایشان یک ساعت پس از پایان رای گیری و اعلام پیروزی یک حرکت برنامه ریزی شده برای تهییج هر چه بیشتر طرفداران افراطی ایشان بوده است.

نامه بدون سلام و والسلام اکبر هاشمی به مقام معظم رهبری هم دلیلی دیگر بر این مدعاست که این معرکه از قبل برنامه ریزی شده بود! شبی که جلوی صدا و سیما برای افشاگری های احمدی نژاد از اعماق وجود فریاد میزدیم و اشکهای شوقمان مثل رود جاری بود مطمئن بودیم این حرکت جرقه ای است بر انبار باروت خاندان آقای ایکس ! مطمئن بودیم انقلابی که امام (ره) وعده داه بود در حال محقق شدن است و صد البته این تحول بدون هزینه امکان پذیر نخواهد بود. اما نکته ای که از آن غافل بودیم سطح این درگیری ها بود ٬ هرگز در مخیله مان نمی گذشت از پسر شاه لعین مخلوع تا عبدالمالک ریگی و رجوی پشت سر این جریان قرار بگیرد و چنین بلوایی به راه بیافتد ! بلوایی که شهر تهران را به شهر آفتاب و مهتاب تبدیل کرده است. میلیون ها نفر روز به میدان های اصلی شهر می آیند و درود بر احمدی نژاد را فریاد می زنند و شیرینی و شکلات پخش میکنند و در مقابل جمعیت دیگری با تاریکی شب به همان خیابان ها قدم گذاشته ٬مرگ بر دیکتاتور سر میدهند ! کسانی که چون خفاش ٬ کفتار یا ای بسا مثل جغد بر بام ها فریاد میزنند و به مردم چاقو و اسید و گلوله هدیه میدهند ! هر شب تهران شده است چهار شنبه سوری ! فراخوان منافقین و سلطنت طلبان و محاربان نظام به پایتخت بعلاوه شب های پر از آشوب تهران بهترین خوراک برای اخبار رسانه های جهان تبدیل شده ٬ ۶۰۰ خبرگزاری که آمده بودند تا بعد از یک هفته بازگردند اما با این وضعیت دیگر قصد بازگشت ندارند و حق هم دارند ! دامنه این بلوا به شهرهای دیگر هم کشیده شده و خدا میداند این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد؟ ۲۶ نفر را بازداشت میکنند و در عرض ۲۴ ساعت آزاد میکنند! با این وضعیت تهران به زودی به پادگانی متروکه تبدیل خواهد شد که فقط شعار زنده باد مرده باد را فریاد خواهد زد ! مراجع بزرگوار تقلید بعد از سه روز روزه سکوت را شکستند و بعد از تبریک حماسه ۲۲ خرداد به رهبری ! آشوب ها و آشوب طلب ها را محکوم کرده اند ! بیچاره احمدی نژاد که با رای ۲۴۵۰۰۰۰۰میلیونی مردم رئیس جمهور شده است و به اندازه یک رئیس مجمع قرب ندارد ! و بیچاره و مظلوم امثال ما که به او رای دادیم و پس از یک ماه کار شبانه روزی برای تبلیغ دولتش اکنون به اندازه یک نیم روز شادی نصیبمان نمی شود ! صداو سیمای ضرغامی هم وکیل مدافع آشوب طلب ها شده است .

در پایان چند سوال به ذهنم رسیده که جوابی برایش ندارم:
۱- چه کسی به لشگر لجن پوش مجوز راهپیمایی داده یا میدهد ؟
۲- در چند اجتماع عظیم و میلیونی طرفدارن احمدی نژاد مانند : اجتماع حامیان در مصلی ٬ دانشگاه شریف و دوبار در میدان ولی عصر (عج) یک قطره خون از دماغ کسی نیامد اما در هر اجتماع طرفدران آقای موسوی بلواهای عظیم به پا شده و متاسفانه تا این لحظه ۱۳۸۸.۳.۲۵ هفت نفر کشته و صدها نفر زخمی شده اند و این بدون احتساب میلیاردها تومان زیان وارد آمده به اموال عمومی است. اگر روح و روان پر از تشویش مردم را در نظر بگیریم و یاد شعار امنیت برای مردم افتادیم آن را از چه کسی مطالبه کنیم؟ آیا این همان امنیتی بود که به مردم وعده میدادند؟ چه کسی جوابگوی خون آن مادر و دختر شهید در میدان آزادیست ؟ آقای موسوی چرا همه رسانه های بیگانه بعلاوه محاربین نظام از شما طرفداری میکنند ؟ تنها رنگی که بسیار دوست داشتم سبز بود اما حالا این رنگ هم به سرنوشت خط امام(ره) ٬ واژه مقدس سازندگی و اصلاحات و آزادی و ... پیوسته و از آن فقط خاطره ای تلخ در ذهن من و هزارن چون من باقی مانده و می ماند! اسرائیل نام پیامبر خداوند بود اما وقتی نماد و اسم یک رژیم منفور میشود سزاوار واژه مرگ میشود ٬تکلیف امثال زده که مشخص است !
۳-آقای موسوی فرض محال ٬محال نیست ! تا به حال نمیدانستید در میان طرفداران شما این عناصر متوحش پنهان شده اند ! اما حال که میدانید چرا جلوی این طرفداران را نمی گیرید! توصیه رهبری به کنار به فکر امنیت مردم باشید !
۴-چرا نهاد های امنیتی با عوامل اصلی آشوب برخورد نمی کنند؟ آیا ۴ سال آینده باید این وضع را تحمل کنیم و اصلا این شدنیست؟! کمیته ایکس : مهدی هاشمی - یاسر هاشمی - نبوی - تاجزاده و ... تا کی باید روزی ۳۰ هزار تومان به این عوامل پول پرداخت کنند و ما باید تا چه زمانی صبر کنیم شاید پول این جماعت ته بکشد و این آشوب بخوابد ؟
الههم عجل الولیک الفرج .
بسم الله الرحمن الرحیم
همانطور که پیش بینی میشد دکتر احمدی نژاد بخش بسیار کوچکی از مفسدین کشور را اعلام کردند ٬ بماند که طرف مقابل فقط چیز چیز کرد و جوابی جز چیز نداشت اما مهم افشای جنایات کسانی بود که هیچ مقام قضائی ٬ اجرائی یا ... جرات بر زبان آوردن نام آنها را نداشت ! به قول معروف تابو شکسته شد و مردم هم به این حرکت به خوبی واکنش نشان دادند ٬ استقبال کم نظیر مردم اصفهان ٬ نایاب شدن پسترهای دکتر ٬ فریادهای فرو خفته مردم در خفقان لجن مال شده این روزها ٬ همگی نشان دهنده این موضوع است که دکتر مثل همیشه گل کاشت . این حرکت موجب جنگی شد که صدای آن بعد از حماسه ۲۲ خرداد گوش جهان را کر خواهد کرد .
موضوع وقتی قابل توجه می شود که بدانیم این حرکت بدون بازگشت است و اگر کوچکترین سستی از طرف ایشان صورت بپذیرد کشور دچار بحرانی غیر قابل کنترل می گردد ٬ حال که دست لیدر اصلی مافیا رو شده آنها با تمام ظرفیت در مقابل عدالت می ایستند و در صورتی که قوه محترم قضائیه مانند گذشته احمال کاری کندنتنها مورد عتاب مردم قرار خواهد گرفت بلکه موجب میشود تا آنها دست به جنایات سازمان یافته دیگری نیز بزنند٬ همه مسئولین نظام از صدر تا ذیل بدون هیچ مصلحتی باید تکلیف خود را روشن کنند ٬ یا با مافیا هستند یا مردم ! و این تحقق نمی یابد مگر با اعلام موضع ٬ زیرا سکوت به معنی پشتیبانی از مافیاست ! دکتر هم باید این روند را با قدرت ادامه داده و به عنوان مدعی العموم حق مردم را از این جنایتکاران طلب کنند و آنها را به دادگاه های صلاحیت دار بکشند.
تازه شروع کار است ٬ همه مردم عزیز هم باید با اعلام حمایت قاطع از ایشان موقعیت حساس کنونی را به خوبی پشت سر بگذارند و در این امتحان سخت الهی نمره قبولی بیگرند ٬ سکوت بالاترین گناه در این بازه زمانیست ٬ مافیای قدرت و ثروت به مرحله نابودی خود پا گذاشته و اگر ضربه نهایی به موقع وارد نشود صفین تکرار خواهد شد که این امر جزء محالات است زیرا مردم ما نشان داده اند تا پای جان پیرو خط حق در مقابل باطل هستند و اگر این نبود صدها هزار شهید و جانباز و جاوید الاثر تقدیم این راه نمی کردند و امروز انقلاب دیگری در راه است ٬ انقلابی بسیار عظیم تر از انقلاب اول و دوم (فتح لانه جاسوسی) ٬ حماسه ای که با تک رای های من و شما می تواند روند تاریخ بشریت را تغییر دهد ٬ روندنی که تا به حال در مسیر باطل رقم خورده و انقلاب اول و دوم با شکل گرفتن مافیا در آنها به انحراف کشیده شد ٬ غفلت موجب پشیمانی و سکوت مایه ننگ ابدی در پیشگاه خداوند باری عالی و ائمه علیها سلام است ٬ حق را حمایت کنید تا باطل نابود شود .
ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم : خدواند را یاری کنید تا او شما را یاری کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
موسی زمانه عصا را رها کن !
به یقین جادویی که امروز رسانه های دیداری و نوشتاری برای فریب افکار عمومی به کار می برند قابل مقایسه با هیچ دوره ای از تاریخ مکتوب و مستند گذشته در طول حیات بشری نیست.
همان طور که در مقالات مربوط به سینما بحث شد اساس این به اصطلاح هنر، دروغ و فریب افکار عمومی در جهت تامین اهداف صاحبانش است و اگر این صلاح تاثیر گذار در دست نااهل قرار بگیرد تاثیراتی مخرب تر از بمب های بیولوژیکی و شیمیایی به جا می گذارد . بعد از فضایی که آن را به اصطلاح دوران سازندگی می نامند جو عمومی جامعه آماده پذیرش نگرشی دیگر از نوع غربی شد . رفرمیست ها همچون سربازی فداکار به صحنه انتخابات آمدند و در نهایت در دوم خرداد 76 بر مسند حکومت تکیه زدند ، متعاقب این حرکت فضای دنگالی در بخش فرهنگی جامعه رقم خورد و در کمتر از 8 سال تمامی ارزش های مقدس جامعه زیر سوال رفت ، امام (ره)، شهدا ، رهبری ، دفاع مقدس و ... این مهم به وقوع نمی پیوست مگر با سکوت یا فضای خفقان در نیروهای ارزشی جامعه ، همان هایی که صاحبان اصلی انقلاب بودند اما در خفقان فضای گشاد سیاسی به کنج تنهایی خود رفته و از همه بریده بودند ، 3 تیر 84 پیده ای غیر قابل پیش بینی اتفاق افتاد ، یک حرکت عمومی در جهت اصلاح واقعی ساختار های از هم پاشیده نظام اسلامی در بطن جامعه رخ داد ، حرکتی که با زدن تیر خلاص به دشمنان نظام اسلامی نوید ایجاد جامعه ای سالم تر را به ما نشان می داد. 4 سال توفانی و سخت گذشت ، دشمنان با تمام توان جنگ احزاب را به راه انداختند تا این حرکت را از بین ببرند یا حد اقل کند کنند اما به حول و قوه الهی این حرکت همچنان ادامه دارد ، اما این روزها دشمنان در اوج فتنه گری خویش به سر می برند ، تمام تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری را به خدمت گرفته اند شاید بتوانند آن حرکت را از مسیر خود منحرف کنند ، تهمت ها و افتراها ، تخریب ها به اوج خود رسیده و رئیس جمهور محترم همچنان با شوخی از کنار این حرکت های بچه گانه میگذرد ، شاید مصلحت این باشد اما از نظر نویسنده بهتر آن است که یکبار برای همیشه دست فتنه را رو کنند تا مردم تکلیف آنها را برای همیشه کف دستشان بگذارند و این قصه تمام شود ، مصلحت اندیشی تا جایی مجاز است که دفع فساد و درگیری کند اما اگر وضعیت شبیه امروز شد باید آن را کنار گذاشت تا این همه توهین و دروغ پردازی با یک بارقه از واقعیت پاره پاره شده و از بین برود ، قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا ! تحمل این توهین ها به شخص ایشان بر میگردد اما توهین به طرفداران ایشان که میلیون ها نفر هستند مجاز نیست ، مسلما آخر این خط تقابل است و گریزی هم از آن نیست ، یا باید با فتنه گران و مافیا ساخت یا اینکه درصدد نابودی آنها شمشیر حقیقت را کشید ، لذا از رئیس جمهور محترم خواهشمندیم مصلحت را کنار بگذارید و دست شیاطین را رو کنید تا همگان بدانند این 4 سال چه کشیدید و چه دیدید! مصلحت اندیشی بس است !!!
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از دیدن فیلم تبلیغاتی آقای موسوی عمیقا به فکر فرو رفتم . این همه دروغ در رنگ و لعاب جادوی تصاویر به ذهن مخاطب القا شد. خدایا نکند مردم گول این دروغ ها را بخورند ! نکنمد عقل مردم در چشمشان باشد ! نکند ... دست مریزاد آقای مجیدی !
وقتی دکتر اعلام کرد من ستاد انتخابات ندارم خیلی ها متوجه عمق این حرکت نشدند درست مثل بسیاری دیگر از حرکت های دکتر که استراتژیک است و فکرهای کوتاه توانایی درک آن را ندارند. نمی خواهم قبل از پایان انتخابات و رای گیری یکسری مسائل را افشا کنم اما مطمئنا بعد از انتخابات قصه پر غصه این انتخابات را برایتان مستند بیان خواهم کرد.
در طول چهار سال گذشته خطی که توسط مردم ترد شد با حرکتی موزیانه سعی در تطهیر چهره پلید خود کرد ، مطمئنا بزرگترین گوهری که مردم به نمایندگان منتخب خود می دهند اعتماد است که در عرصه ای چون ریاست جمهوری و مجلس می شود اعتماد ملی ، در جنگ روانی و علم روانشناسی اصلی به نام تکرار و تلقین وجود دارد ، شما با تکرار یک موضوع به آن رنگ واقعیت می دهید ، دروغ یا راست فرقی نمی کند مهم این است که چگونه آن موضوع تکرار و تلقین شود و رسانه شما چه باشد و برد آن رسانه در سطح افکار عمومی چقدر باشد ، مهم تر از همه این است که شما چگونه دروغی را را راست یا راستی را دروغ کنید ! بعد از اینکه مردم گوهر اعتماد خود را از رفرمیست ها پس گرفتند و بعد از انتخابات شورای شهر و مجلس هفتم و دولت نهم آن را به اصولگرایان سپردند جناح مخالف هیچ چاره ای جز بدست آوردن آن گوهر نداشت لذا با تلقین دو واژه اعتماد و اعتماد ملی و این روزها دولت اعتماد ، خواست این مهم را به واقعیت بدل کند . بدل زدن از صدر تاریخ بشریت جزء لاینفک سپاه کفر بوده و همیشه شیطان خود را در جلد فرشته و انسان غالب کرده و با برآورد گام به گام انسان را استحاله کرده و میکند ، این موضوع تا جایی جدیست که بسیاری چون تلحه الخیر یا سیف السلام (زبیر) با پیامبر صل الله بر ضد کفار شمشیر زدند اما پس از رحلت آن دردانه عالم با جانشین خلف ایشان دشمنی ها کردند و در نهایت در صفین تکلیف کار روشن شد ! نه امام خمینی (ره) پیامبر بود (معاذالله) نه حضرت آقا علی ابن ابی طالب (علیه السلام ) نه آقای هاشمی تلحه یا زبیر ! به قول معروف در مثل جای مناقشه نیست اما کار کرد تاریخ برای گرفتن عبرت از گذشته بوده و هست و اصولا ما بدون مرور اشتباهات تاریخی چون صفین یا استحاله تلحه و زبیر نمی توانیم درک درستی از ماوقع داشته باشیم. استفاده ابزاری از نام امام (ره) بدون ذکری از جانشین خلف ایشان و استفاده از عکس مقام معظم رهبری بدون توجه کردن به کلام ایشان هر دو یک خط را دنبال می کنند !
تبعات جدی این موضوع می تواند بلایی باشد که مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران حج در سال 87 بیان فرموردند و ما را از بلایی که ظالم و مظلوم را با هم خواهد سوازند بیم دادند ! این بار جنود شیطان به نام پیامبر ، ائمه ، امام و مقام معظم رهبری بسنده نکرده و با به میدان آوردن نمادهای مقدسی چون رنگ سبز یا منصوب کردن خود به ائمه اطهار قصد تکرار تاریخ صفین را دارند. شاید تلخ ترین موضوع بعد از غصب ولایت امیر المومنین علی ابن ابی طالب ( علیه السلام) ناکامی سپاه ساده لوح ایشان در صفین بود آنجا که خط ها گم شد ، ظاهر بر باطن چیره گشت و ورق های بی ارزش با قرآن ناطق و حی اشتباه گرفته شد ، آنجا که مالک سردار سپاه حضرت علی علیه السلام به چند قدمی خیمه باطل رسید و شیطان در تکاپو افتاد تا آخرین مکر خود را به کار ببندد و در نهایت موفق هم شد .
حال که بعد از چهار سال جنگ و جدال طاقت فرسا در دو جبهه بیرونی و درونی (جنگ احزاب : مقام معظم رهبری) کار شیطان مجسمی چون مافیای داخلی یا آمریکای و اسرائیل جناایت کار در خارج از مرزها به انتها نزدیک شده و بارقه های طلوع صبح به وضوح نمایان است ، نکند جبهه شیطان با این حیله نخ نما وتکراری حسرتی مثل صفین بر دل ما بنشاند !
قصه حق و تباهی تا قیامت پا بجاست قلب ما شکر الهی مملو از نور خداست
انتخابات دهم ای شیعیان صفین ماست شال سبز قاسطین ، قرآن روی نیزه هاست
بسم الله الرحمن الرحیم
سالی که نکوست از بهارش پیداست
من هم مثل بسیاری دیگر از مردم ساعت 21:45 پای سیما – شبکه یک نشستم تا ببینم آقای میر حسین موسوی چه برنامه برای ارائه به مردم دارد و حرفش برای انتخابات چیست؟ اما بعد از گذشت چند ثانیه متوجه شدم چیزی جز فحاشی نخواهم شنید و خودم را برای این نوع اظهار نظر آماده کردم. میر حسین موسوی از برنج و چای شروع کرد و با نقل خاطره ای جالب از امام (ره) درباره گران نکردن یا کردن سیگار صحبت های خودش را ادامه داد ، حیرت آور بود ، برای چند لحظه فکر کردم در حال تماشای تلویزیون های ماهواره ای اپوزوسیون های خارج نشین هستم ! بیش از چندین بار از بیکاری جوانان ، سفره پروری (گداپروی سابق ) و امثالهم دم زدند ولی حتی یک عدد و رقم هم ارائه نکردند ! این حجم از تخریب دولت غیر قابل باور بود ، با اینکه مقام معظم رهبری بارها در سفر چند روز پیش خود نامزدهای انتخابات را از تخریب منع کرده بودند اما در کمال تعجب باز هم این موضوع اتفاق افتاد ! تخریب و فحاشی بدون ارائه یک عدد یا رقم یا آمار رسمی!!! مهمترین قسمی که مورد اشاره ایشان واقع شد بحث همراهی و وصل بودن ایشان به عالی جنابان هاشمی و خاتمی در دو دوره گذشته بود ! یک جریان موزیانه که قرار است انتخابات را به در دوم بکشاند یا حداقل کمترین رای را برای دکتر رقم بزند !
موجی که قرار است در هفته آخر شروع شود ، نا آرامی های خیابانی یا ترورهای ساختگی به همراه مظلوم نمایی و متهم کردن یک جریان خاص ، آگاهی عمومی می تواند این نقشه های شوم را برملا کرده و در کم اثر شدن آن تاثیر گذار باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
ناله را هرچند میخواهم که پنهانی کشم
سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن
عدالت در محاق تساهل

این روزها رئیس قوه قضائیه به تکاپو افتاده ، از کره جنوبی ! تا دادگاه خانواده و دیدار های مردمی ، با توجه به اینکه تا آخرین روزها تصدی ایشان بر قوه محترم قضائیه چیزی نمانده همه شواهد و قرائن نشان دهنده میل زیاد ایشان به تمدید 5 ساله ریاستشان بر آن قوه است. با هم نگاهی اجمالی به پرونده های جنجالی این چند سال اخیر می اندازیم و رویکرد آن قوه را مورد بررسی قرار میدهیم شاید بعضی چیزها یادمان رفته باشد!

سوفور میلیاردر
سال ها پیش یک سوفوری بود که وضع مالی بدی داشت تا اینکه شد شهردار تهران ، این سوفور دل نازک برای اینکه بقیه رو هم به نان و نوایی برساند از پژو 405 تا زمین و ملک و ویلا و ... ما بین همکارانش تقسیم کرد تا بقیه سوفورها هم طعم خوش مایه داری رو بچشن ، این وسط با شورای شهر و جاهای دیگه درگیر شد تا حق رو به حق دار بروسونه ، مردم از اون به عنوان یک اسطوره یاد میکردند ، کسی که یک شبه تهران رو گلستان کرد ، از درست کردن پل و رد کردن تریلی روی خانواده مهندس سازنده پل که زیر پل قرار داشتند (چی گفتم) تا کمک برای بورسیه شدن دختر خانومش توی کانادا! بعد از مدتی گند کار در اومد ایشون به دادگاه کشیده شد. یک سریال طنز 90 قسمتی با قسمت پایانی جذاب و تماشایی ! تیغ عدالت کند و زنگ زده و بی اثر بود . ایشون الان بعد از چند سال هنوز جزء میلیاردر های شهر محسوب میشه! روزنامه ای منتشر کرد که بسته شد و الان هم سودای مقام های عالیه در دولت آقای کاف رو داره! البته خیلی ها ایشون رو اسب تروا در اردودگاه آقای کاف میدونند اما چیزی که مهمه عدالته! البته بانک منتصب به ایشان بیشترین سود رو به مردم میده و میگیره.

سمبوسه فروش میلیاردر
گفته میشود فردی با نام ش-ج دستگیر شده ! وی یک سوم مجلس ششم را با پول خریده ، به دفتر ریاست جمهوری و ریاست مجلس ششم پول های کلانی داده ، تقریبا جایی نیست که وی او را نخریده باشد! حیرت آور است که ایشان در نهایت به هتل اوین منتقل میشوند ! گفته میشود دو خط تلفن ثابت به ایشان داده شده است ، آقای جیم در زندان مجددا تجدید فراش کرده و صبح تا ظهر به یک بنگاه در یکی از خیابان های بالا شهر برده میشود و از تجربه ایشان در امور خطیر اقتصادی کمک به عمل می آید! همه چیز خوب بود تا اینکه خدا میزند پس کله این آقای جیم و در نهایت ایشان به یک کشور عربی فرار میکنند اما بعد از چند روزی به دست نیروهای امنیتی ایران بازداشت شده به تهران برگردانده میشود. بعد از چند روز تعدادی از افراد طراز اول قوه قضائیه برکنار شده وهرگز مشخص نمی شود جزایری را چه کس یا کسانی فراری دادند! یا اینکه چرا به ایشان دوباره مرخصی داده میشود. البته از سرنوشت وی اطلاع خاصی در دست نبود تا اینکه این چند روز دوباره سوژه رسانه ها میشود. نمیدانم آیا جزایری از هتل فعلی خودش ناراضی است یا اینکه دوباره بعضی ستادهای انتخاباتی به بی پولی خورده که ایشان باید مساعدت فرمایند با توجه به اینکه صدها میلیارد وثیقه فراهم کرده تا به مرخصی برود!

ابوذر خانه نشین
دکتر حسن عباسی به عنوان مغز استراتزیک نظام ، کسی که دکترین های وی را در دانشگاه های جهان درس میدهند و رسانه های غربی وی را کیسینجر اسلام مینماند بعد از یک سلسله سخنرانی افشاگرانه به علت ناراحت کردن سی آی ای سرویس جاسوسی آمریکا با شکایت وزرات اطلاعات وقت ممنوع التصویر ، ممنوع التدریس و ممنوع الصوت میشوند که کس دیگری جرات حرکت های مشابه را نداشته باشد.

بارقه های امید
مردم خسته از ظلم و فساد و تبعیض به کسی رای دادند که از جنس خودشان بود ، کسی که نه مالی برای خود میخواست نه باغ پسته ای داشت که در آن انقلاب شده باشد و ادعای ارث بر آن داشته باشد. تمام هم و غمش عدلات بود ، همان عدالتی که مردم با شندینش خنده ای میکردند که گریه در مقابلش کم می آورد، نیامده تیغ ها بلند شد ، بعضی وزرایش را رد میکردند بعضی برایش التیماتوم شش ماهه میگذاشتند ، عده ای به اجنبی جماعت توصیه صدور قطعنامه میدادند و به جنگ ترغیب میکردند ، بعضی دیگر با انتقال سرمایه های خود از بورس مردم را به خاک سیاه نشاندند و خلاصه همه جور همکاری با ایشان برای تحقق عدالت نمودند. وقتی ایشان در آغازین روزهای حضور خود در مجلس هفتم لیست دویست نفری را که مشکل ایجاد میکردند آوردند و نخواندند ، بعضی ها تا پای سکته رفتند و برگشتند . شاید کمتر کسی فهمید چرا آن دوست دکتر خواندن لیست را به صلاح کشور ندانسته بود اما بعضی خبرهای درگوشی حکایت از این دارد که مقام معظم رهبری اجازه این کار را ندادند. شاید شما هم مثل من تعجب کنید که چرا چنین کاری کردند . پاسخ این سوال را باید در جای دیگری جستجو کرد .

در گیری فلسیطنیان و اسرائیلیان در قلب تهران
یادم است بعد از درگیری دکتر با حکومت خودمختار آقای جیم(دروغ سه کلمه ای) ایشان در جلسه ای فرمودند با بالا گرفتن قضیه هسته ای فیتیله برخورد با دانشگاه( آ) را پایین کشیدیم ! شما سی و چند کشور معاند نظام با آن همه تجهیزات جنگی را یک طرف قضیه در نظر بگیرید و حکومت خودمختار آقای جیم را هم یکطرف !

بعد از مدتی فیلمی مستند در مورد تخلفات یا بهتر است بگویم جنایات آقای جیم و اطرافیانش بین مردم پخش شد. صحنه هایی تکان دهنده از ضبح عدالت بر محاق فساد جریانات نفوذی در ارکان انقلاب ، وحشتناک بود صحنه ای که دختری به خاطر دفاع از ملک پدریش بی آبرو میشود ! از آن وحشتناکتر بی تفاوتی یا بهتر است بگویم همکاری قوه قضائیه و پلیس با این افراد بود!

با پشتیبانی دولت پرونده به جریان افتاد و آقای ثلیمی نمین سپر بلا شد تا حقوق یک حقوق دان برجسته کشور به او بازگردد ، کسی که از لحاظ مالی یا وجه اجتماعی جزء مردان طراز اول انقلاب به حساب می آمد. اما بعد از مدتی چنان بلایی بر سر ثلیمی نمین آمد که ایشان برای همه درس عبرت شود و کسی دیگر جرات برخورد با باند مافیای نوین را نداشته باشد.
فردای پس از مصونیت
در واپسین روز عمر مجلس هفتم تحقیق و تفحص ناقصی که از قوه قضائیه به عمل آمده بود به صحن مجلس آمد. برخورد قوه عادله بسیار حیرت آور بود . درست کمتر از یک هفته نمایندگان مسئول این تحقیق و تفحص مورد هتک حرمت قرار گرفتند ، سه نفر بازداشت شدند و بقیه هم با تفتیش از خانه شان فهمیدند چه اشتباه فاحشی کردند!
مرتبط :بر خورد نزدیک از نوع آخر

رئیس جمهوری با سیگار مارلبرو
رئیس جمهور احمدی نژاد که دیگر تحمل بعضی مسائل را ندارد در سفر خود به قم در جوار بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها به یک افشاگری بزرگ دست میزند. از فشارهای پیداو پنهان دست های الوده بر دولت می گوید و در اوج این افشاگری ها به فردی اشاهر میکند که در یک مجمع مدیر است و به قاچاق سیگار دست میزند . حیرت آوترین قضیه آن است که این قاچاقچی قرار است تا در انتخابات دهم ریاست جمهوری کاندیدا شود!

طلبه عدالت خواه: شکرالله معاسیک!
خبرهای رسیده حاکیست که یک طلبه جوان و عدالت طلب در مقابل باندی عظیم در سیرجان علم مبارزه را بر دست گرفته ، ایشان مورد حجمه عجیبی قرار میگیرد و امنیتش هم به پای عدالت طلبیش به باد میرود، دستگیر و بی آبرو میشود ، با حکم مستقیم مقام عظمی ولایت آزاد میشود. اما مگر خواسته اش برآورده شده که از پا بنشیند ! دوباره وارد درگیری میشود ، یک کله و یک گله ! به هر جایی چنگ میزند تا حرفش را بگوید اما کسی جرات درگیری با باند مافیای نوین را ندارد! به دفتر ریاست جمهوری و آقای داوود احمدی نژاد شکایت میبرد اما جوابی در خور دریافت نمیکند ، ایشان میگویند امضاء جمع کن ! اما در هنگامی که تعداد امضاها به بیش از سه هزار رسیده بود دستگیر میشود ! از پا نمینشیند و اینبار با پیاده روی تا تهران اعتراض خود را اعلام میکند. اما در کیلومتر سیصد و شصتم دستگیر میشود ! به جرم حرکت مغایر با شئون روحانیت و تشویش اذهان عمومی با حکم دادگاه ویژه روحاتیت شیراز به زندان می افتد تا بداند عدالت یعنی چی! بگذریم چه بر او و خانواده اش گذشت تا اینکه این موضوع به گوش مقام معظم رهبری رسید و ایشان برای بار دوم با حکمی وی را آزاد کردند. حکمی که نشان میداد عدالت در هر جایی هست غیراز قوه اجرایی آن!
دژ نرال ها
یک شهرک آرام و معمولی در قلب تهران وجود دارد. همه چیز عادی و طبق روال میگذشت تا اینکه قیمت زمین در تهران به یکباره چندین برابر شد. عده ای فرصت طلب زمین خوار با زد و بند، قطعات زیادی زمین و ملک با نام یک تعاونی برای خود و خانواده هایشان تصرف کردند و این شهرک را به دژی نظامی تبدیل کرده اند . یک دژ نظامی برای بعضی ژنرال ها و فرزندانشان ، اهالی محترم این شهرک به یکباره با غریبه هایی مواجه میشوند که مثل مریخی ها بر سرشان فرود آمدند!مردم شهرک به آسمان و زمین متوسل میشوند اما فرجی نمیشود. تقریبا جایی نیست که محل اعتراض این افراد رنج دیده نباشد. اما گردن این ژنرال ها آنقدر کلفت است که کسی جرات درگیری با آنها را ندارد . لذا فریاد عدالت بی جواب مانده و می ماند. از مجلس تا دفتر ریاست جمهوری ، از قوه قضائیه تا دفتر مقام معظم رهبری ، خلاصه همه جا را آماج فریادهای خود قرار میدهند اما مگر کسی جرات درگیری با تعاونی ... را دارد؟! مسئول مستقیم این قضیه قوه محترم قضائیه به عنوان بازوی اجرایی عدالت در کشور است . جالب آنکه بعضی از قضات این قوه در این شهرک هستند!

حیثیت یک جاسوس
جنجالی عظیم به پا میشود ! موسویان دستگیر شده ! هیچ کس باور نمیکند این اتفاق افتاده باشد اما واقعیت دارد . رئیس جمهور و وزیر اطلاعات او را جاسوس میخوانند و مدارک مستدلی هم می آوردند .از خانه وی ده ها سند بکلی سری و فوق محرمانه بدست آمده ، شنود مکالمات ایشان با سفارت خانه های انگلیس و ژاپن شک ها را تبدیل به یقین میکند ! اما یک خبر شک آور دیگر پخش میشود . موسویان آزاد شد . وزارت اطلاعات و ریاست جمهوری هم در حیرتند ! مدت ها میگذرد تا حکم ایشان می آید . بی گناه !!! رئیس جمهور جنجال میکند و این بی عدالتی محض را فریاد میزند اما صدای او بر گوش سنگین بعضی ها رسا نمی آید . پرونده موسویان دوباره توسط مرتضوی دادستان تهران به بررسی مجدد توسط افراد دیگری سپرده میشود . اما نتیجه از پیش معلوم است!

امین مجلس یا مفسد فی الارض
شایعاتی پراکنده و مبهم مبنی بر سخنرانی فردی به نام پالیزدار شنیده میشود. او بسیاری را متهم به رانت خواری کرده ، یک لیست بلند بالا از مسئولین طراز اول ، بعد از سخنرانی دوم بلافاصله عادلیه به حرکت در می آید و در عرض سه سوت وی را به سیاه چال می اندازند ، چنان آلودگی اطلاعاتی در کشور به وجور می آورند که موضوع اصلی به محاق میرود ! بعد از مدت های طولانی هنوز ملت در انتظار دادگاه وی هستند که مطمئنا غیر علنی خواهد بود!
حرف آخر:
نه به اندازه احالی دژ نظامی قائم در شهرک محلاتی زیاد هستیم ، نه به اندازه احمدی نژاد و طلبه سیرجانی محب ، نه به اندازه حادوی از قانون و مقررات سر در می آوریم نه به اندازه وزیر اطلاعات، اطلاعات در دستمان است ،متاسفانه مصونیت سیاسی مجلسیان را هم نداریم ، به نظر شما چگونه میتوان عدالت را طلب کرد و نابود نشد !
چگونه میتوان از نمک خواست که نگندد ؟ چطور میشود از عدالت سخن به میان آورد و مضحکه نشد ؟ چگونه میشود حرف حق زد و مورد ترور شخصیت قرار نگرفت؟
این سوالیست که شما باید جواب بدهید :
بسم الله الرحمن الرحیم
آندلسیزاسیون ایران ( رعد و برق های شیطانی )
در قسمت های قبلی این مقاله پیرامون خطر استحاله فرهنگی و پوسیدگی جامعه از درون قلم زدیم ٬ در این قسمت پیرامون خطر استحاله فرهنگی به وسیله امواج ماهواره ای برون مرزی تحلیلی هر چند ضعیف ارائه خواهم کرد. همواره جنبش های اجتماعی مانند سونامی در طول و عرض زیاد به صورتی کاملا نامحسوس ساحل نشینان خوابزده را غافلگیر میکند. زمانی جامعه از خواب برمیخیزد که دیگر دیر شده ٫ معمولا اولین گروهی که دچار شک و در موارد زیادی دچار غرق میشوند سطح پر شور و احساساتی آن جامعه هستند ٬ جوانان نه تنها به عنوان اولین هدف٬ سیبل این امواج قرار میگرند بلکه از آنها به عنوان سپر انسانی در مقابل سونامی تهاجم فرهنگی استفاده میشود ٬ خطر استحاله فرهنگی درست همینجاست ٬ شما با امواجی طرف خواهید بود که از بدنه غرق شده جامعه استفاده کرده و یک درگیری داخلی در ارکان اجتماعی روی میدهد ٬ اگر روزی با از دست دادن یک جوان در هشت سال دفاع مقدس وی را شهید یا در صورت مجروحیت شهید زنده یا جانباز مینامیدیم امروز به جوان های از دست رفته در جنگ فرهنگی چه نام و لقبی میدهیم ؟ کسانی که به تبع از دست رفتن آرمان ها و آرزوهایشان بیشتر شبیه مرده های متحرک هستند تا جوان ! معضلاتی چون بیکاری ٬ ازدواج و ... آنها را یک به یک از پای در می آورد ٬ در صورتی که کوچکترین پیش زمینه ناهنجاری در خانواده او باشد دیگر جای گله ای باقی نمی ماند که چرا او معتاد یا لااوبالی شده است.
موج ٬ توهمی که جوان را در گهواره دروغ و قدرت کاذب به فضای مورد نظر دشمن میبرد. این موج مانند سونامی در عمق و با عرض بسیار زیاد حرکت میکند ، نشانه های آن زمانی پدیدار میشود که دیگر دیر شده است ، درست همانطور که اکنون شاهد ناهنجاری های بسیاری در سطح جامعه هستیم که ناشی از غفلت مسئولین امر بوده و متاسفانه در مواردی هم که برخورد صورت گرفته یک برخورد سطحی و انفعالی بوده، ابو علی سینا حکیم بزرگ ایرانی میگوید : اگر کار طبابت یک بیمار به جراحی بی انجامد دیگر نه آن درمان است نه آن پزشک ، پزشک !

روند تحولات تکنولوژیک در سطح جهانی٬ آنچنان شتابی دارد که هیچ کس توان درک کاملی از آن را نخواهد داشت ، اینترنت تنها بیست سال است که پا به عرصه جهان گذاشته که البته اگر استفاده عمومی و گسترده آن را نظر بگیریم این مدت بسیار کوتاه تر می شود. عصر ماهواره ها ی دیجیتال هم مانند اینترنت عمر زیادی ندارد اما نکته قابل توجه نقش این پدیده ها در زندگی روزمره ماست. دیگر نمی توان جلوی این امواج را گرفت ، امواجی که مانند سونامی در دست اربابان خود زندگی مردم جهان را تحت تاثیر خود قرار میدهند ، این عصر با نام عصر اطلاعات مزین شده است و نکته قابل توجه اینکه اطلاعات باید از یک منبع منتشر شود و سایر رسانه ها آن را تحت پوشش قرار میدهند حال اگر این منبع در درج خبر نگاه مشخص شده توسط مدیرانش را اعمال کند خبر زاویه دار پخش میشود و ممکن است بعد از مدت کمی خبر درست مقابل واقیعت خود قرار بگیرد.

این مهم نیست که چه اتفاقی می افتد مهم این است که بنگاه خبرپراکنی آن چه طرز نگاهی دارد ، از عرصه خبر که بگذریم مهمترین قسمتی که توسط ارباب رسانه مورد توجه ویژه قرار گرفته الگو سازی در همه سطوح است ، جامعه ای که از لحاظ تکنولوژی به سطحی بالا دست یافته باشد ناگذیر فرهنگ و منش زندگی خود را الگوی دیگر جوامع قرار داده سعی میکند خود را به دیگران تحمیل کند و مهمترین ابزار برای این امر خطیر رسانه است.

رشد وحشتناک شبکه های ماهواره ای و تمایل به جهانی شدن در چند سال اخیر نشان دهنده این واقعیت است که جنگ از سطح فیزیکی و سخت به جنگ فرهنگی و نرم تبدیل شده ، همان طور که امام راحل در سال 68 در اولین سالگرد پایان دفاع مقدس در بیانیه ای که آخرین آن در زمان خودش بود به هنرمندان فرمودند: جنگ سخت تمام شده و نوبت شماست که این جنگ را در دست بگیرید ، بعد از رحلت این ابر مرد (سوپرشیعه) آیت الله سید علی خامنه ای رهبری جامعه اسلامی را بر عهده گرفتند تا بار این مسئولیت سنگین بر دوش ایشان باشد ، ایشان هم در هر فرصتی نسبت به شبیخون فرهنگی ، تهاجم فرهنگی و غفلت از مقوله فرهنگ سخن به میان آوردند که با بی توجهی عمدی یا سهوی مسئولین امر کلام متبرکشان مانند کلام نورانی قرآن بر سطور طلایی نقش بست و غفلت از اصل موضوع موجب از دست رفتن یک نسل از فرزندان کشور شد ، آن نسلی که امروزه در یک بحران هویت و دوگانگی انتخاب الگو به دام افتاده ، کسانی که در سطوح مختلف سنی به نوعی گرفتار این مشکل است ، از پایین ترین آنها که خود را با مواد مخدر یا الکلی ، اکس پارتی ها و ولگردی های شبانه سرگرم کرده و انرژی سرشار و سازنده شان را به هدر میدهند تا بالاترین آنها که با گرفتن مدارج بالای آکادمیک ، تبر جهل ناشی از علم وارداتی را بر ریشه فرهنگ و آیین خود میزند تا با روشن فکر خواندن خود خلاء ناشی از آن بحران را به نوعی پر کند.

مهمترین بخشی که باید در این زمینه اقدام ضربتی و موثر را انجام بدهد سیما به عنوان عظیم ترین و تاثیرگذارترین رسانه کشور و بعد از آن سینما ، تئاتر ، موسیقی و سایر مسئولین فرهنگ ساز در کشور است ، متاسفانه در این خواب غفلت ، رسانه های قدرتمند و مدرن دشمن که از آخرین تکنولوژی روز بهره میبرند با فرصت طلبی نبض فرهنگ جامعه ما را در دست میگیرند و میشود آنچه نباید ، اما اگر بخواهیم از کلی گویی دوری کرده و به صورت مصداقی مسئله را واکاوی کنیم باید به یک جریان خزنده و خبیث اشاره کنیم که در چند سال اخیر نقش لیدر جریان ناتوی فرهنگی در ایران را بر عهده داشته است.

درست یکسال قبل از تشکیل دولت مردمی احمدی نژاد شبکه ای در فضای ماهواره ای پا بر عرصه وجود گذاشت ، شبکه ای که با حمایت مالی و سیاسی برخی از جریانات ترد شده از مجلس ششم تشکیل شد ، شبکه" ام آی تی وی" ( شبکه مهاجر ) یک شبکه غیر دولتی و به نوعی غیر انتفاعی ، غیر دولتی بود که با گرفتن مجوز از وزرات ارشاد وقت دفتری را در یکی از خیابان های خوش نشین شهر تاسیس کرد ، در اوایل کار این شبکه با همکاری عوامل خود که در کلن آلمان دفتری دیگر را تاسیس کرده بودند شروع به پخش برنامه های خود که شامل نماهنگ های شو مانند که در تهران تولید شده بودند کرد .

آقایان" عزیز زاده و آرپناهی "دو مدیر این شبکه با تلاش های مرموزانه خود توانستند در مدت کمی تعداد نسبتا زیادی آگهی از بخش تجاری درون کشور جذب کنند ، اقدام گام به گام و مرحله ای شبکه از پخش شو های بی مسئله یا کم مسئله شروع و با جذب جوانان جویای نام و پخش شوی آنها به سرعت توسعه پیدا کرد، ابتدا مدل آرایش آقایان و خانم های مجری یا بازیگر در شوها نسبتا خوب و متناسب با فضای داخلی بود ، اما بعد از اینکه مدیران شبکه دیدند جای پایشان در نزد بینندگان سفت و محکم شده قدم به قدم نوع آرایش یا نماهنگ ها را به مدل های آن طرف آبی نزدیک کرده و با توسعه سطح کیفی و کمی استودیو ها توانستند بخش عظیم و زیادی از بینندگان دیگر شبکه های ماهواره ای را جذب کنند ، دلیل این امر بسیار ساده و مشخص بوده و هست .

در این شبکه نه سیخ میسوخت نه کباب ، نه از صحنه های مبتذل آن ور آبی خبری بود نه از خشکی ها و نمایش گل و بوته در زمان پخش آهنگ ، این حرکت خزنده و پر شتاب ادامه داشت تا زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم ، درست زمانی که انتخابات به دور دوم کشیده شده بود و مدیران شبکه عمر دردانه خود را رو به پایان میدیدند آقای کلهر در بخش مصاحبه مردمی با آرپناهی که در کسوت مجری برنامه اجرا میکرد حرف هایی به زبان راند که حیرت مدیر شبکه را در پی داشت این حیرت و بهت تا جایی بود که وی در قسمتی از صحبت هایش با کلهر مشاور هنری احمدی نژاد گفت (مضمون) : آقا ما ترسیدیم گفتیم کارمون تمومه ، بیچاره شدیم ، اما این جوری که شما میگید خیالمون راحت شد ! آقای کلهر هم با سخن راندن از بازگرداندن شادمهر عقیلی و دیگر هنرمندان٬ اعتماد هر چه بیشتر مدیران این شبکه را جلب کرد ، اگر این حرکت را نوعی ترفند برای بالا بردن رای احمدی نژاد بدانیم نباید به ایشان خرده ای گرفت ، الالخصوص که موج تخریب احمدی نژاد در این شبکه هم تاثیر زیادی گذاشته بود و به نوعی آنها از هاشمی حمایت میکردند ، بعد از اینکه دولت احمدی نژاد با رای مردم توانست ضمام امور را دست بگیرد ، مدیران ارشد وزرات فرهنگ و ارشاد مجوز یکساله این شبکه را تمدید نکردند اما به نوعی چراغ سبز ادامه فعالیت آنها وجود داشت ، نماهنگ های شبکه با استقبال گسترده نسل متمایل به شهرت ،از نظر کیفی و کمی با روند سعودی و از نظر تمایل به حفظ عفاف روندی رو به زوال را دنبال میکرد، خواننده های بی شمار و کم سابقه به سرعت توانستند کوریدر پخش این شبکه را با ترافیک سنگین مواجه کرده و در کمترین زمان ممکن بیشترین سود را در جیب مدیرانش سرازیر کنند ، با حساس شدن بخش فرهنگی کشور نسبت به این حرکت دفتر شبکه در تهران بسته شد اما ساخت شوها با قوت هرچه بیشتر در مناطق مختلف ادامه داشت و متاسفانه دارد.

از کاخ های بالای شهر تا مناطق بدون سکنه و کم جمعیت ، از ویلاها و پارک های شمال کشور تا لنچ های جنوب و بیابان های کویر شرق کشور ، تقریبا جایی نبود که این عزیزان به عنوان دکور استفاده نکنند ، حضور برخی مجریان و بازیگران داخلی آمار بازدید شبکه را با روندی شتابان افزایش میداد ، ژست های ضد امپریالیستی و ضد اسرائیلی مجریان یا برخی افراد سازنده برنامه بقدری تابلو و زننده بود که ترجیح داده شد اصلا حذف شود ، اکنون که حدود پنج سال از تاسیس شبکه مهاجر میگذرد یک شبکه به سه شبکه مهاجر ، ایران بیوتی (زیبایی) و ایران موزیک تبدیل شده و خبری از حفظ عفاف یا حجاب زمان تاسیس شبکه نیست .

دفتر این شبکه در دبی به عنوان اصلی ترین عامل جذب آگهی از کشورهای حاشیه خلیج فارس عمل میکند ، نماهنگ ها به صورت بیست و چهارساعته با کیفیتی غیر قابل باور پخش میشود ، خواننده های بی شمار حاصل دسترنج چند ساله این عزیزان و خواب مسئولین امر به عنوان الگوی جوانان جامعه ایفای نقش میکنند ، رپرهای بی ادب ، مانکن های خیابانی ، بازیگران و مجریان ترد شده از رسانه ملی ، استودیوهای زیر زمینی ، شوهای تبلیغ فشن (نمایش لباس) و... همه و همه ابزاری شده اند تا جوانان ما را بدون الگو نگذارند ، حضور این افراد در شبکه به یک امر عادی تبدیل شده ، به عنوان مثال حسین رضازاده با فروختن خود به چند درهم برای املاک رابینسون تبیلغ میکند ، آقای حسینیان به عنوان مجری در شبکه جایی ثابت دارد ، در این بازار شلوغ هیچ کسی نیست که با این خواننده ها یا رقاصه ها برخورد کند ، آنانی که برای ساخت یک کیلیپ ده ها میلیون خرج میکنند و صحنه ساخت آن جایی خارج از ایران نیست !

از آنجا که برخورد ریشه ای با مسائل کاری بسیار جدی و پر دردسر است نیروی انتظامی ترجیح میدهد با شاخ ها و برگ های این درخت ها برخورد کند غافل از اینکه شاخه های اصلی در جای دیگر ریشه زده در جای دیگرند . الگو سازی برای جوان پر شور شر ایران زمین نباید در دست نااهلان بی افتد وگرنه میشود آنچه می بینید .

سال گذشته مصادیق بدحجابی در فصل زمستان پوشیدن چکمه ساق بلند با شلوار چسبان ، پالتوهای کوتاه و گذاشتن کلاه کوتاه و ... مشخص شد ، امسال تهران زمستانی پر از چکمه و شلوار چسبان و پالتوهای کوتاه را تجربه کرد و گشت های ارشاد تنها نظاره گر این ماجرا بودند ، اگر قرار بود این تعداد بدحجاب ارشاد شوند باید ناوگان اتبوسرانی تهران در خدمت پلیس در می آمد !

شورای عالی انقلاب فرهنگی هم طبق معمول در خواب نزاع های بی فایده جناحی روزگار میگزراند . ترس من از این است که بشویم حکایت آن مردی که در شهر گل ها به دنیا آمد اما به خاطر یک مشکل مجبور شد به شهر دیگری سفر کرده و سالها به کار پاک کردن فاضلاب مشغول باشد ، تنها چیزی که نمیگذاشت او ناامید شود خاطره آن باغ های گل و بوی عطر آنها بود ، بعد از سالها به شهرش برگشت و در ورود به یک باغ نزدیک شد و گلی را بو کرد ، به ناگاه حالش عوض شد و به حالت بی هوشی بر زمین افتاد ، حکیمی با درایت که از آنجا میگذشت از حال وی سوال پرسید و نهایت به این نتیجه رسید که یک مشت از فضولات برای وی بیاورند ودر جلوی بینی او بگذارند ، این کار را کردند و حال مرد خوب شد . میترسم به این وضعیت چنان عادت کنیم که دیگر نشود سره را از ناسره تشخیص داد و حکایت مرد شهر گل ها برایمان به وجود آید!
اندلسیزاسیون ایران(سینما و استعمار قلب ها)
ادامه ندارد!
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای نجف زاده از شما توقعی دیگر داشتیم!

وقتی بخش خبری 20:30 روی آنتن شبکه دو رفت منتظر شنیدن خبرهای انتخاباتی نبودم اما بسته انتخاباتی این بخش من را پای سیما میخکوب نشاند تا ببینم اینبار قرار است چه دسته گلی به آب بدهند! آقای نجف زاده در یک گزارش٬ نگاه رهبر معظم انقلاب را به مقوله انتخابات به تصویر کشید. گزارش خوبی شده بود اما ناگهان بعد از سخنان رهبری در مورد عدم حمایت از دولت گزارش قطع و سخنان ایشان به صورت ناجوانمردانه ای سانسور شد! این در حالیست که سخنان ایشان در حمایت مجدد از دولت بدون هیچ مکثی بعد از جمله فوق بود.
در عجبم که چگونه سخنان رهبری به گوش بعضی ها وارونه شنیده میشود ! اقای رضایی یکجور تفسیر میکنند ، آقای هاشمی جور دیگر و سیمای ضرغامی هم مثل هاشمی و دیگر دوستان دولت! از آن همه پند و اندرز فقط همین یک جمله به گوش بعضی ها صدا میکند و بقیه حرف های ایشان با تحریف و سانسور به فراموشی سپرده میشود ! بد نیست قسمت هایی از این سخنان را با هم مرور کنیم:
حضرت آیتالله خامنهای در بحث انتخابات نکاتی را نیز به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری خاطر نشان کردند.
ایشان خطاب به نامزدهای فعلی و آتی انتخابات افزودند: توجه کنید که انتخابات فقط ابزاری برای در دست گرفتن قدرت نیست بلکه وسیله ای است برای ارتقای توان کشور، افزایش اقتدار ملی و آبرومند کردن ملت، بنابراین در تبلیغات و رفتار خود به این مسائل اهمیت دهید و مبادا کسی در فعالیت انتخاباتی خود به گونه ای حرف بزند و رفتار کند که دشمن را به طمع بیاندازد.
رقابت و نقد منصفانه از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب به نامزدهای دهمین انتخابات ریاست جمهوری توصیه کردند و افزودند: هر یک از شما حتماً حرفی دارید و طبعاً حرف فرد مقابل را رد می کنید اما در این روند از جاده انصاف خارج نشوید و به کتمان حقایق نپردازید.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین با اشاره به باز بودن میدان حضور درعرصه انتخابات ریاست جمهوری برای همه خاطر نشان کردند نامزدها خود را به مردم عرضه کنند تا مردم با هوشیاری هر گونه که تشخیص می دهند، عمل کنند.
ایشان با انتقاد از برخی که بیهوده تلاش می کنند از هم اکنون انتخابات 22 خرداد ریاست جمهوری را در ذهن مردم خدشه دار کنند، افزودند: تاکنون حدود 30 انتخابات در کشور برگزار شده و مسئولان وقت رسماً سلامت و صحت انتخابات را تضمین کرده اند و به همین علت مردم تحت تاثیر حرفهایی که تلاش می کنند انتخابات ریاست جمهوری را از هم اکنون متزلزل وخدشه دار جلوه دهند، قرار نمی گیرند.
آیت الله خامنهای افزودند: بنده نیز به مسئولان تاکید می کنم که حتماً انتخابات را سالم و با امانت داری کامل برگزار کنند و بهگونه ای عمل شود که دست نامزدها باز باشد و مردم نیز با حضور پر شور خود، هر که را خواستند آزادانه انتخاب کنند.
رهبر انقلاب اسلامی درباره موضع رهبری در انتخابات خاطر نشان کردند: همیشه گمانه زنیها و شایعاتی در این زمینه بوده و خواهد بود اما بنده یک رأی دارم که در صندوق می اندازم و به هیچ کس هم نمی گویم که به چه کسی رأی بدهد یا ندهد، چرا که تشخیص این مسئله برعهده خود مردم است.
ایشان در قسمتی از سخنان مهم خود اینگونه فرمودند: گاهی که از دولت دفاع و حمایت می کنم برخی معنایی ناصحیح برای این مسئله جعل می کنند در حالی که من براساس وظیفه همیشه از دولتها و خدمتگزاران کشور حمایت کرده ام، بهخصوص هنگامی که می بینم دولتی بیشتر به محرومان رسیدگی می کند و در مقابل ظلم و استکبار می ایستد و مورد تهاجم غیر منصفانه نیزقرار می گیرد، اما این سخنان و رفتار بنده ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست.
آقای نجف زاده تاکید شما بر بعضی جملات گزینش شده از کلام رهبری نشان میدهد گزارشی سفارشی تهیه کرده اید . سابقه نسبتا خوبتان را به خاطر یک لقمه نان و خوشایند برخی ها به باد فنا نداهید. اینکه مدام جلوی چشم باشید مهم نیست٬ مهم این است که در قلب مردم بمانید .
این ها می آیند و می روند . خودتان را آلوده این سفارش ها نکنید!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم علی علی بن موسی الرضا المرتضی

22 خرداد 88 یک روز خاص و به یاد ماندنی خواهد بود. همه گروه های سیاسی مخالف و موافق دولت در یک صف بندی کم نظیر و واحد خود را به تیغ تیز و برنده رای مردم خواهند سپرد تا بدانند و بدانیم انتخاب احمدی نژاد نه تصادفی بوده نه فرمایشی! در پی کارشکنی های بعضی از نمایندگان منتخب مردم مستضعف در تصویب لایحه هدفمند کردن یارانه ها، محمود احمدی نژاد در نامه ای به مجلس از لغو طرح تحول اقتصادی به شکل غیر نقدی خبر داد. خبری که باعث دلگیری مردم از این موضوع شد و مطمئنا در آینده این دلگیری به شکلی نمود پیدا خواهد کرد . زیرا تاریخ نشان داده حافظه ملت ایران بسیار قوی و غیر قابل تصور است.

وقتی که محمود احمدی نژاد از تدوین طرحی برای جراحی اقتصاد کشور با متد های اسلامی-ایرانی سخن به میان آورد ، غوغاسالاران مخالف دولت با ایجاد فضایی سمی و ناجوانمرانه خواستند این حرکت اصولی و کارشناسی را به شکست بکشانند. این در حالی بود که رئیس جمهور منتخب بارها و بارها از کارشناسی بودن و عقبه سنگین تحقیقاتی در سه سال گذشته نسبت به این طرح خبر میداد و مردم را به آینده اقتصادی کشور امیدوار میکرد . در یک رفراندم بی نظیر حدود 60 میلیون ایرانی در ارائه اطلاعات خود در این مورد به دولت رای آری دادند.مخالفان این طرح بعد از این آری بزرگ هدف خود را در جوسازی علیه آن بکار بردند و با ارائه آمار و ارقام دروغ و بی اساس سعی در مخدوش نشان دادن آن کردند . اعضای محترم مجلس هشتم که داعیه خدمت به مردم و پشتیبانی از دولت را یدک میشکند با احساس مسئولیت کم نظیر و یا حتی بی نظیرشان، از دولت خواستند تا این طرح را به صورت یک لایحه به مجلس محترم ارائه دهد تا بر روی آن کار کارشناسی بیشتری انجام شود. از همان ابتدای کار مخالفین این طرح آن را تورم زا و غیر معقول خواندند و با ابراز تردید در متناسب بودن آن با وضع اقتصادی کشور سعی در تغییرش به شکل مطلوب و البته کارشناسی خود کردند. چه جای شک به خدوم بدون این نمایندگان باقی می ماند وقتی این بندگان ضعیف و مستحق خدا تنها در پایین شهر با یک ودیعه بسیار ناچیز 100 میلیونی کرایه نشین هستند.

مطمئنا آنها از تبعیض موجود در جامعه خبردارند ولی چیزی که موجب مخالفت آنها با اجرای این طرح بوده و هست توهم تورم بسیار بالاست. البته اگر این طرح اجرایی میشد تورمی کم نظیر در میان 3 دهک بالای جامعه اتفاق می افتاد و همه باید این نکته را درک کنند که 3 دهک بالای جامعه ما٫ گلوبول های قرمز خونشان نسبت به شهروندان دیگر بیشتر است. قشر سرمایه داری که در این سی سال مثل سی سال قبل از آن در جامعه ترک تازی کرده و میکند . این قشر عزیز و محبوب جامعه در بهبه انقلاب اسلامی سرمایه های خود را برداشته و با جان گذشتگی کم نظیر خود نشان دادند تا چه میزان پشتیبان انقلاب هستند. در سالهای دفاع مقدس هم با نثار شهدای بسیار زیاد از کیان کشور دفاع کردند و بعد از جنگ هم با ایجا اشتغال و کار آفرینی از جامعه محرومیت زدایی نمودند.اصلا فکر نکنید این اتفاقات بدست مستضعفین انجام شده و جنگ واقعی جنگ بین فقر و غناست! حتی به فکرتان هم نرسد که آن عزیزان به فکر جیب های کوچک و تنگ خود بوده اند ! احمدی نژادی که جزء آن طبقه عزیز نبوده و نیست به چه حقی میخواست قلک کوچک و حقیر این عزیزان را سبک تر کند و این سرمایه های کم نظیر را دوباره فراری دهد. این سوالیست که آن قشر عزیز در این مدت از خود میپرسیدند و با داد و فغان از طرح تحول یاد میکردند. بعضی وقت ها به این همه ایثار و جوانردی قبطه میخورم! نمایندگان عزیز مردم هم در پشتیبانی از آن سرمایه های انقلاب این طرح را به باد انتقاد و تخریب گرفتند و یادشان رفت رای خود را هم از این پا برهنه ها دارند نه از کسانی که در بیشتر انتخابات آنرا تحریم کرده و به باد تمسخر میگیرند! کاش آن نمایندگان عزیز و محترم صد میلیونی نگاهی به پایین شهر می انداختند تا بدانند پشتوانه های همیشگی انقلاب ، همان پابرهنه ها ، همان ها که از نظر امام راحل ولی نعمت مسئولین هستند چگونه در این تبعیض فاحش و ناجوانمردانه تحت فشار و عذابند. البته پایین شهر مورد اشاره ما ، نه آن پایین شهر آقای لاریجانی که برای رهن یک خانه کوچک صد میلیون پول میخواهند! ما ازکسانی سخن میگوییم که در این سی سال با تمام وجود خود از انقلاب دفاع کردند ،آنهایی که انقلاب را با خون پاک خود و عزیزانشان به ثمر رساندند ، همان هایی که در جنگ هشت ساله با ایثار کم نظیر خود ، با آن صبر پایداریشان در مقابل دنیای ظلم ایستادند و از بذل جان و مال دریغ نکردند ، همان کسانی که در تمام راهپیمایی ها از 22 بهمن تا روز قدس و هر تجمع انقلابی دیگر با حضور پر شکوه خود برگ برگ تاریخ میهنشان را زرین و درخشان کردند ، مردمی که در تمام انتخابات شرکت کردند و همواره با صبر کم نظیر و ستودنیشان به انجام وظیفه خودشان می اندیشند و در پی نتیجه نبوده و نیستند . همان هایی که در هر حرکت انقلابی که به نفع نظام است جلودار و خط شکن بوده و هستند و انشاالله خواهند بود.


مردمی که صبرشان مثال زدنی و حلمشان ستودنیست . برای مثال بخشی از توهین های مدعیان اصلاحات را در اینجا ذکر میکنم تا شاهد مثال باشد: آقای آغاجری مردم را که مقلد مراجع تقلید خود هستند به میمون تشبیه میکند! مسیح علی نژاد که اکنون در به در اروپاست حمایت مردم از منتخبشان را به بالا و پایین پریدن دلفین ها ، زمانی که صاحب سیرک به آنها غذا میدهد تشبیه کرد ! سروش مردم شریف و غیور خطه لرستان را آدم خوار نامید ! در این مدت سه سال و نیمه در یک حرکت هماهنگ بعضی آقایان مردم را گدا ، لشگر قبلمه به دست و .. خواندند و دولت را به گدا پروری متهم نمودند! همان هایی که گفتند مردم در صورت دادن سم موش هم صف میبندند! خدا را شاکریم که عقل فردی و جمعی این قشر همیشه در صحنه، به افراد کاری ندارد و همیشه پایبند اصول خود بوده و هست ، که اگر چنین نبود اصلا انقلابی صورت نمیگرفت و تجاوزی دفع نمیشد.
کاش آن نمایندگان به لقب خود که "نماینده" است توجه میکردند تا بدانند در چه جایی نشسته اند و چه وظیفه ای در قبال رای دهندگان به خود دارند!
بسم الله نور السموات و الارضین
مقدمه: بعد از گذشت حدود ۵ سال از انتصاب آقای ضرغامی به پست ریاست سازمان صدا و سیما اینجانب به عنوان یک جوان جویای عدالت و حقیقت از ایشان خواستارم برای تنویر افکار عمومی به ادعاهای شخصی من که در متن زیر آمده جوابی در خور شان خویش بدهند تا رسوا شود هر که در او غش باشد!

بعد از اینکه مقام معظم رهبری آقای سید عزت الله ضرغامی را به عنوان رئیس جدید سازمان حساس صدا و سیما برگزیدند این اعتقاد وجود داشت که ایشان رویه آقای لاریجانی را ادامه خواهد داد و با حرکت کردن در مسیر توسعه کیفی و کمی صدا و سیما سیاست های کلی این بخش مهم که از نظر امام راحل دانشگاه محسوب میشد را ادامه دهد٫ اما اولین اقدام ایشان در دعوت از آقای خاتمی در واپسین روزهای عمر دولتش و گرفتن مراسم باشکوه و تعمل برانگیز برای ایشان همه را به شک واداشت که سیاست ایشان در اداره سازمان در آینده چه خواهد بود؟ شروع مشکوک ایشان با اعلام سیاست چند صدایی در صدا و سیما شک ها را تبدیل به یقین کرد که اگر ایشان با مخالف ما نیست با ما هم نخواهد بود.البته منتظر نشستیم تا ببینیم در آینده چه اتفاقی برای صدا وسیما خواهد افتاد؟! در دوران انتخابات ریاست جمهوری و اطلاع رسانی های حین و بعد از آن سیاست چند صدایی صدا و سیما وضع را به نفع رقبای دکتر احمدی نژاد سنگین و در تخریب ایشان سنگ تمام میگذاشت . هیچگاه آن شب فراموش نشدنی صدا و سیما را از یاد نخواهیم برد که در میزگرد ۲۲:۳۰ آقای به اصطلاح طرفدار هاشمی تا ساعت ۲ بامداد هر چه به ذهن مبارکش رسید از فحش و ناسزا نثار دکتر احمدی نژاد کرد و معلوم نبود چه کس یا کسانی برنامه را تا ساعت ۲ بامداد تمدید کردند؟ ماجرایی که در اجرای امنیت اجتماعی با بازیگردانی فرزاد حسنی در تخریب نیروی انتظامی تکرار شد و البته در موارد بعدی هم این قضایا تمام ناشدنی می نمود٫ بی ادبی های بی مثال در برنامه های مختلف مانند مثلث شیشه ای و موارد مشابه همگی دلیلی بود بر اینکه دولت باید بدون رسانه ملی کار خود را به پیش ببرد ٫ اما این تنها آغاز ماجرا بود ! هر چه دولت در مبارزه با مفاسد لجام گسیخته و جا مانده از دولت های قبل جلوتر میرفت صدای ترمیناتورهای مخالفش از حلقوم چند صدایی صدا و سیما بیشتر تنوره میکشید . خوش خیال های ما فکر میکردند این نوعی سوپاپ اطمینان است که ضرغامی به واسطه آن می خواهد موج مخرب مخالفان دولت را بشکند اما همه شواهد موجود موضوعی غیر از این را ثابت میکرد . وقتی سازمان نامبرده کوچکترین مشکلات که همیشه عادی و در دولت قبلی نقطه قوت طلقی میشد به شکلی وحشتناک مطرح میکرد و با ایجا تنش ما بین موافقان و مخالفان دولت ژست بی طرفی میگرفت دیگر شکی باقی نماند این چند صدایی همان چند صدایی کذایی اصلاحات است که با چاشنی فضای باز سیاسی به خورد جامعه میدادند و در این خیال بودند که مردم باید نان و روزنامه بخورند و با بستن ۴۰ روزنامه منتقد دولت نشان دادند آن فضای باز سیاسی چقدر باز بوده؟! در جایی صدای رئیس جمهور هم از این ماجراها در آمد و اینگونه اعتراض خود را اعلام کردند: در ماشین نشسته بودیم که دیدم مجری رادیو داره میگه آقا بدو سکه ۲۰۰ هزار تومن ! نبود ؟ ۲۱۰۰۰۰ تومان !!! شاید بتوان به جرات گفت سیمای چند حلقوم ضرغامی بیشترین میزان سانسور سخنان رئیس جمهور را در کارنامه خود ثبت کرده باشد و احتمالا بتوان آن را در کتاب رکوردهای آزادی بیان و فضای باز سیاسی لیدرهای ایشان ثبت کرد! یکی از بارزترین این سانسورها در قضیه حذف اسرائیل از نقشه جهان بود که رئیس جمهور محترم فرمایش امام راحل رحمه الله علیه و تاکیدات مقام معظم رهبری را بازگو کردند اما سیمای چند حلقوم ضرغامی تاب و تحمل نظرات بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران را نداشت وگرنه این سخن بارها و بارها به اشکال مختلف از زبان های متفاوت نقل شده و جای تعجب بود که چرا باید با سانسور مواجه شود؟!!! البته این سانسورها فقط متوجه ایشان نشد و در ماجرای سخنرانی آقا و طرفداری ایشان در یکی از شهرستانها این موضوع به بدترین شکل سانسور شد! مقام معظم رهبری در آن بیانات تاریخی از رسانه هایی صحبت به میان آوردند که علیه دولت لجن پراکنی میکنند و در بیانات بسیار زیاد دیگرشان علی الخصوص نوروز سال قبل بر حمایت ویژه از دولت تاکید فراوان کردند. یک موضوع قابل توضیح برای شما عزیزان : در جهان امروز حذف و یا سانسور یک خبر به اشکال متفاوتی صورت میگیرد مثلا در یک بخش خبری به صورت مختصر بیانات مقام معظم رهبری را بیان میکنند و در بخش های دیگر خبری آن قسمت به خصوص و مد نظر را حذف میکنند یا اینکه با پر رنگ کردن یک قسمت طرف دیگر و مورد نظر خودشان را سانسور میکنند درست همان کاری که هر روز و هر شب انجام میدهند! شما از صبح تا به شب از یک دیدار ایشان خبر میشنوید و در آخر با ارضای اطلاعات و اطمینان از میزان آگاهی خود نسبت به رویداد امروز دیگر سخنرانی کامل ایشان را که شب بعد از خبر ۲۱ پخش میشود نگاه نمیکنید یا اینکه چون به طور عمد این برنامه سخنرانی با یک برنامه یا سریال پر مخاطب همزمان میشود شما نمی توانید خبر اصلی و به قول معروف گل سخنرانی را دریافت کنید! از این گونه اقدامات در حافظه من و شما بسیار است اما در جریان سریال سازی همه این موضوع را قبول دارند که سیما با یک روند افول مواجه شده است با روی کار آمدن ایشان فاتحه ۹۰ قسمتی ها خوانده شد و اگر چیزی هم به نمایش در آمد با مشکلات جدی رو به رو بود ٫ مثلا سریال چهار خانه که به شکل وقیحی برادران افاغنه ما را که حدود ۶ میلیون از آنها در کنارمان زندگی میکنند به تمسخر گرفت و این درحالی بود که آن سال از طرف مقام معظم رهبری به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی مزین شده بود! و چقدر خوب صدا وسیما این اتحاد اسلامی را تبیین کرد.

درست در زمانی که نیروی انتظامی طرح ارتقای امنیت اجتماعی را با قدرت اجرا میکرد کسی مثل فرزاد حسنی با چراغ سبز مدیران بالا دستی یک سردار کشور را به باد فحش و ناسزا گرفت و از آن جالبت تر اینکه مدت زمان این برنامه ها که معادل عمر قسمت پخش سازمان است با دست و دل بازی بیست دقیقه تمدید شد! درست در زمانی که جهان متحیر شجاعت و درایت ایران در قضیه هسته ای بود و روزی که قرار بود رسیدن به چرخه کامل فرآوری غنی سازی در نطنز جشن گرفته شود صدا و سیما نقش اپوزوسیون را بازی میکرد و بغض مدیران آن رسانه در حدی بود که حاضر نشدند صحنه گریه احمدی نژاد را حتی برای یک بار بعد از پخش مستقیم تکرار کنند تا مبادا کسانی که با رفتار بچه گانه خود از آن ماجرا خبرداده بودند تا خبر ویژه رئیس جمهور را سوخت کنند ناراحت شوند! هر از چند گاهی هم خبرهایی عجیبتر از عجیب در بخش های خبری سیما پخش میشد که با هیچ تعریف و منشی قابل دفاع نبود ٫ مثلا : امروز آقای خاتمی از فلان کوچه در فلان کشور گذشتند!!!!!!!! وقتی گند ماجرا درآمد و قضیه ایتالیای خاتمی برملاشد تنها حرکت زیبای سیما لال شدن بود! درست همان کاری که در زمان آتش زدن عکس رئیس جمهور در امیر کبیر انجام دادند . ۲۰:۳۰ با جمله :بدون شرح خودتون ببینید٫ برای مخالفین احمدی نژاد سنگ تمام گذاشت! ۲۰:۳۰ که دیگر فقط نامی از آن مانده! ۲۰:۳۰ که در انتخابات شوراهای شهر و مجلس برای مخالفین دکتر سنگ تمام گذاشت و با تشویش اذهان مردم همه را گیج کرد و با یک شگرد کثیف رسانه ای توانست آراء طرفداران دکتر را بشکند و همه را سردرگم کند که رایحه خوش خدمت حامیان احمدی نژاد هستند یا لیستی که خود را حامیان دولت احمدی نژاد می خوانند؟ شبکه خبر با دست و دلبازی سخنرانی احمدی نژاد به قم را پخش کرد ٫ همان سخنرانی معروف که پته قاچاقچیان سیگار و مافیاهای اقتصادی را روی آب ریخت! درست بعد از پایان سخنرانی دکتر٫ اخبار ساعت ۱۳ شبکه خبر که جزء بخش های مهم خبری دنیاست پخش شد و تمام سخنرانی ۳ ساعته دکتر احمدی نژاد در کمتر ۳۰ ثانیه خلاصه شد ! مجری از احمدی نژاد نقل قول کرد که : شهر قم شهر معنویت و مراجع و حرم حضرت معصومه سلام الله علیهاست!!! بعد گوینده اشاره کرد که احمدی نژاد در ادامه سخنانش از وجود یک رودخانه خشک در این شهر خبر داد و... نمیدونستم بخندم یا گریه کنم؟! مضحک بود! در قضیه دانشگاه آزاد که هنوز هم ماجرای روز است صدا و سیما برای دولت خودمختار جاسبی سنگ تمام گذاشت ٫ درست در زمانی که احمدی نژاد جاسبی را تحت فشار قرار داده بود صدا و سیمای ضرغامی در یک هفته سه بار آقای جاسبی را در سه شبکه به سیما دعوت کرد . به یاد دارم جاسبی در قطعه ای از فرمایشات گوهربارشون فرمودند: در زمان بنی صدر هم او بر ضد ما سخنرانی میکرد ما به امام شکایت کردیم و امام فرمودند شما فقط سکوت کنید!!!! باز ماجرایی و بهتر است بگویم قائله دیگری که به خاطرم می آید توهین یک سایت منتقد و نه حامی دولت نسبت به نوه امام بود که با سردمداری صدا و سیما به یک عزای عمومی تبدیل شد و بعد از مرگ آیت الله توسلی٫ دولت شد قاتل ایشان و چقدر جالب تاریخ تکرار میشود ٫نا خواسته یاد پیراهن عثمان افتادم و مظلومیت همیشگی عدالت ! نمیدانم برنامه جامعی که توسط شخص آقای ضرغامی برای هدفمند کردن موسیقی تدوین شده همین چیزی است که صبح های جمعه از برنامه ریتمیک فیتیله پخش میشود ا؟ یعنی گذاشتن یک دستگاه اورگ کنار استودیو و نواختن موسیقی هایی که برای رقص است از همان برنامه کذایی ایشان نشات گرفته یا جای دیگر؟ من زیاد اهل رادیو نیستم ولی در بعضی اوقات ناخواسته این صدای اسلامی را میشنوم و گاها خجالت میکشم وقتی میبینم طرز حرف زدن مجری اتفاقا خانم آن٫ شبیه اراذل و اوباش سر کوچه مان است!در ماجراهای مشابه بسیاری که در کارنامه ضرغامی وجود دارد چیزی جز همان مدیریت خاتمی در دولت اصلاحات به چشم نمی خورد ! تساهل و تسامحی که نقابی برای فریب افکار عموم است و در بطن ماجرا جریان دیگری در کار است ! شب های دهه مبارک فجر امسال هم که تبدیل به یک شوی انتخاباتی زودرس برای مخالفین و معاندین احمدی نژاد شده بود! جالبتر آنکه این روزها هم ماجرا کماکان ادامه دارد! باور نمی کنید خود شما این رسانه چند حلقوم را زیر نظر بگیرید . ببینید چه کسی در این روزها بیشترین مخالفت را با احمدی نژاد میکند . بعد در بخش های مختلف سیما منتظر حضور ایشان باشید تا متوجه شوید چند صدایی یعنی چی!
حرف آخر: دوستان یادشان باشد در انتخابات ۸۸ تنهاییم همانطور که در ۸۴ تنها بودیم فقط فرقش اینجاست که وقتی قرار باشد اصلاحات هم به سرنوشت منافقین دچار شود ممکن است همان وضعیت ناآرامی ها هم به وقوع بپیوندد.
شاهد مثال های بالا :بودجه و توکلی و ...
به قول بعضی ها بدون شرح!

بسم الله الرحمن الرحیم

نمای اول:
سوم تیر ماه 84 ، همه جناح ها بر روی یک کاندیدا ائتلاف کرده اند. حتی رسانه های معاند نظام مردم را در انتخاب بین بد و بدتر به سمت گزینه مخالف احمدی نژاد سوق میدهند. تبلیغات گسترده ای برای تخریب احمدی نژاد شروع شده بود . از کتک زدن مردم توسط موتور سوارانی که خود را طرفدار وی میدانستند تا شب نامه های میلیونی برای لجن مال کردن یک فرد که نه نام پر آوازه ای دارد نه نشانی برای تخریب ٫اما وقتی سوژه نباشد باید برای او سوژه ساخت . اتهام تیر خلاص زدن در زندان در اوایل انقلاب تا عوض کردن نام سمند به ... . اما مردم فهیم و آگاه این سرزمین با درک شرایط کشور دست به اقدامی تاریخی زدند و با یک نه بزرگ و سرنوشت ساز مسیر حرکت انقلاب را به جاده اصلی خودش تغییر دادند. هیچکس منکر این قضیه نبود که آینده ای سخت و دشوار در عرصه های سیاسی و اقتصادی پیش روست ، بلکه همه به عزت از دست رفته ایران فکر میکردند و حاضر بودند هر هزینه ای برای آن بدهند.
نمای دوم:
با شروع به کار دولت موج جدید تخریب با تشکیل دولت در سایه توسط ائتلاف ضد احمدی نژاد شروع به کار کرد. دروغ و افترا و تهمت تنها دست مایه های آنها نبود و هر پدیده ای که وجود داشت و میتوانست بر ضد او رخ بنماید مورد استفاده قرار میگرفت. از همان ابتدا مجلس با ناسازگاری غیر قابل باور وزرای کلیدی او را رد کرد و در ادامه به هر شکلی با او و یارانش سر ناسازگاری میگذاشت. البته مردم با انتخاب افرادی که خود را در جناح رئیس جمهور میدانستند برگ زرین دیگری در کارنامه 30 سال حضور خود ثبت کردند اما بعد از انتخابات مجلس هشتم هندوانه سربسته نمایی دیگر به خود گرفت و همگان فهمیدند نفاق از دشمن نیست بلکه از قلب دوست نمایان است! از تغییر غیر کارشناسی ساعت به حالت متغیر تا ماجرای کردان و ... همگی در کارنامه مجلس هشتم ثبت شد و حافظه مردم هم این موضوعات را برای انتخابات آینده مد نظر قرار خواهند داد. اما آن چیزی که مهم بوده و هست عناد و دشمنی زیر پوستی بعضی قوا و مسئولین آنها در مقابل احمدی نژاد در مبارزه با فساد اقتصادی بود که باز هم در حافظه تاریخ ضبط شده و بالاخره از جایی و در زمانی فوران خواهد کرد. احمدی نژاد در طول سالهای کوتاه عمر دولتش خدمات بی شماری برای کشور انجام داده و از هیچ کوششی دریغ نمی کند اما دشمنان وی هنوز در پی تخریبش هستند. این ماجرا چنان بالا گرفت که رهبر معظم انقلاب از آن به بی بندباری در اظهار نظر علیه دولت یاد کردند و به مردم فرمودند : خداوند با مردم ایران خویشاوندی ندارد و اگر کفران نعمت کنید بلایی بر سرتان نازل میشود که ظالم و مظلوم را با هم خواهد سوزاند. البته صدا وسیمای ضرغامی یا تریبون ها متوحش دشمن کارشان از این چیز ها گذشته بود و فردای آن روز فقط پیروزی اوباما سر تیتر اخبارشان بود ، گویی پنبه های درون گوششان از جنس نفاق است که با شندین این پند و اندرزها باز بر سر کار خود در عناد با دولت اصرار می ورزند! عناد در چشمان شیطانی خبیثشان موج میزند و ماجرا کماکان ادامه دارد.

نمای سوم:
سید محمد خاتمی به عنوان نماد دولت اصلاحات بعد از یک دوره غیبت می خواهد در انتخابات شرکت کند و به قول خودش کشور را نجات دهد اما هیچ کس نمی گوید و نمی نویسد نجات از دست که یا چه ؟ طرفداران ایشان با تدراکاتی وسیع که معلوم نیست از جیب چه کسانی هزینه میشود ستاد های 88 را تشکیل داده اند و لابد توقع دارند مردم به خاتمی 30 میلیون رای بدهند! به قول معروف زهی خیال باطل!
نمای چهارم:
روز بیست و دوم بهمن در راهپیمایی با شکوه کشور انقلابی بعضی چهره ها برای گرفتن عکس و فیلم یادگاری وارد توده های انقلابی مردم میشوند و با طرحی از پیش تعیین شده عده ای از دوستان خود را مامور دادن شعار درود بر ... رئیس جمهور آینده و امثالهم میکنند. ملتی که از ظلم و توحش گروه مخالف احمدی نژاد به تنگ آمده با دیدن این وضعیت تاب تحمل از دست میدهند و با شعار : مرگ بر ضد ولایت فقیه ، مرگ بر منافق به آنها می فهمانند عرصه برای شما تا زمانی باز است که دوباره ما را وسیله اهداف خود نکنید ! پیر زنی که دست نوه ی خود را گرفته دوان دوان به طرف خاتمی میرود ولی وقتی میبیند به او نمی رسد با نثار کفش خود به سمت محافظین وی او را منافق خوانده و این نکته را با تکرار های مکرر به نوه اش گوش زد میکند تا او بداند منافق شاخ و دم ندارد ! نمیدانم شاید او هم مثل بسیاری دیگر در سال 80 رای به خاتمی داده بود ولی حالا دیگر وضع فرق می کند . او هم میداند خاتمی پرچمدار ولایت نیست و فقط برای شکستن رای احمدی نژاد آمده ، رای مردمی که اینبار به دنیا ثابت میکند تا آخرین نفس بر سر آرمان هایش ایستاده و حاضر به پرداخت هر هزینه ای در این راه است. به یاری خداوند دشمن های داخلی و خارجی بار دیگر عظمت مت ایران را با بغض و غیض مشاهده خواهند کرد.
نمای چهارم:
کسانی که خود را با زنده باد مخالف من معروف کردند چنان از بازخورد حضور خاتمی در میان توده انقلابی مردم حیران شده اند که فقط با متهم کردن مردم به گروه فشار یا بسیجی بودن میتوانند به نوعی از زیر آوار این حادثه کمر راست کنند ، البته تازه این شروع کار است و آنها باید این نکته را مورد توجه و عنایت قرار دهند که مردم فهیم و آگاه هر کجا منافقی را ببینند بدون هیچ ترسی او را معرفی میکنند و انتقام سال های عقب افتادگی و ذلت ایران را از آنها خواهند گرفت.

نمای آخر :
همه باید این نکته را آویزه گوش خود کنند که باید از از جان خاتمی محافظت کرد نه بدلیل محبوبیت و یا جایگاه نداشته اش بلکه او به عنوان نماد مخالفان احمدی نژاد هدف خوبی برای تحریک احساسات عمومی مردم است. نکته پایانی اینکه مواظب کفش های حاضرین در جلسات ایشان هم باشید زیرا این لنگه کفش ها سندی زنده از 8 سال جامعه مدنی و فضای باز سیاسی ایشان است ، هیچگاه توده مردم و خرد جمعی آنها را دست پایین نگیرید . مردم در صدد ترور او نیستند ولی این نکته را میدانیم کسانی مثل آمریکا و اسرائیل یا حتی گروه های رقیب او میتوانند این کار را به راحتی انجام دهند تا شاید با درگیر کردن احساسات مردم بتوانند رای آنها را هم بدست آورند ! این یک واقیت انکار ناپذیر است که اگر تاریخ مصرف دست نشانده هایشان تمام شود مثل رفیق حریری یا بی نظیر بوتو به راحتی و در راستای رسیدن به هدف جدید حذف و از دور بازی های آنها کنار گذاشته خواهند شد.
بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از چندین ماه بازی موش و گربه و عشوه های سید همیشه خندان بالاخره محمد خاتمی برای کاندیداتوری در دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ اعلام آمادگی کرد. اینکه تکلیف موسوی یا کروبی و حتی روحانی با حضور خاتمی منتفی میشود یا خیر باید منتظر نشست و دید که در فراز و نشیب عرصه سیاست درون حزبی اصلاح طلبان جایی برای کسی جز خاتمی باقی می ماند یا این بار قرار است واقعا ائتلافی واقعی ما بین اردوگاه آنها بر سر یک نفر اتخاذ شود. رویه معمول اصلاح طلبان انشقاق بوده و در انتخابات مختلف گذشته این امر بر همگان ثابت شده و جای شکی باقی نمی ماند که حضور کروبی قطعیست و اگر هاشمی میانداری نکند ایشان بر تعهد خود مبنی بر ماندن عمل خواهند کرد . اما چیزی که در این مدت جالب بود کپی برداری خاتمی و حامیانش از هاشمی بود که با همین آمدن و نیامدن ها می خواست بازار گرمی کرده و تنور سرد طرفدارنش را کمی گرم کند که با جواب قاطع ملت فهیم در ۳ تیر ۸۴ درسی فراموش ناشدنی دریافت کرد .البته جای تاسف دارد که چرا سرمایه های انقلاب باید اینگونه با تناب پوسیده اطرافیانشان منزوی شوند و آبروی خود را با وارد شدن به عرصه ای مثل انتخابات یکشبه به باد فنا و فراموشی بدهند تا ما هر بار از این جمله امام استفاده کنیم که میزان حال فعلی افراد است! البته موقعیت خاتمی با هاشمی بسیار متفاوت است از این لحاظ که در دوران هاشمی بازسازی های گسترده ای انجام گرفت و قبل از اینکه اطرافیان ایشان به مافیا تبدیل شوند ٬کشور در عرصه سازندگی گام های خوبی برداشت٬ اما در دوران ۸ ساله خاتمی کشور چه از لحاظ فرهنگی چه اقتصادی و سیاسی به طبع سیاست های منفعلانه و بی هویت تیم ایشان به منجلاب محاصره نظامی افتاد و شد آنچه همگان دیدند ٬ از در محور شرارت قرار گرفتن تا پلمپ تاسیسات مهم و حیاتی هسته ای تا قرار دادها و ننگ نامه های ثبت شده در دوران زمامداری ایشان تا شبه کودتاهای ۱۸ تیر و حرکت های مخربی چون قتل های زنجیره ای همه و همه مشتی از خروار دست آوردهای ایشان در ۸ سال حکومتشان بوده و البته وجه کشوری که با این همه ویرانی به دست احمدی نژاد سپرده شد قابل باور نبود ٬ از صندق ذخیره کشور که فقط یک حساب خالی بود تا نارسایی هایی که در همه بخش ها به وضعیت بسیار حاد رسیده بود و اگر نبود پشتوانه خدا از ایشان مطمعنا همان اتفاقی می افتاد که دشمنان در آروزی آن بودند . احمدی نژادی که از دور دوم انتخابات ۸۴ با موج عظیم و عجیبی از تخریب رو به رو شد و هر آنکس که به ایشان نزدیک میشد لاجرم باید مقداری از ترکش های بمباران مخالفان را تحمل میکرد گرچه این موضوع برای بسیاری قابل تحمل نبود و سنگ معیار اصولگرایی آنها با همراهی کردن یا نکردن با احمدی نژاد محک خورد و دیدیم بسیاری از مدعیان چگونه وقتی تیغ عدالت را دیدند امام و انقلاب و رهبری را پشت سر گذاشته و رفتند به ناکجا آبادی که فقط خودشان میدانند کجاست! اولین چیزی که به عنوان نقد از طرف مقام معظم رهبری نسبت به دولت مطرح شد اطلاع رسانی بود ولی آیا طرف حرف ایشان فقط دولت بود یا طرف دیگر حرف ایشان رسانه های نداشته دولت بود. صدا و سیمایی که بعد زعامت ضرغامی بر آن برای رفتن خاتمی جشن خداحافظی گرفت و برای هر حرکت ایشان بعد از ریاست جمهوریشان یک خبر ویژه در بخش های خبری اصلی در نظر میگرفت که مثلا امروز حجت الاسلام و المسلمین خاتمی از فلان کوچه در سوییس یا پاریس عبور کردند ولی در طرف مقابل سخنرانی های احمدی نژاد را بشدت سانسور میکرد و البته میکند و این پارادوکس را هرگز برای ما حل نکرد که چرا چند صدایی ایشان تعریف نمیشود تا بدانیم آیا به دشمنان ملت تریبون دادن یعنی سیاست یا اینکه اگر صدای خودی ها را خفه کنند می توان آن را چند صدایی نامید؟! در انتخابات مجلس یا قبل از آن در شوراهای شهرها هیچ عاملی مثل رپرتاژ خبری صدا و سیما باعث شکستن رای اصولگرایان نشد و البته در این دهه مبارک که فجر می خوانیمش احمدی نژاد و احمدی نژادی ها مورد لطف کم نظیر صدا وسیما قرار گرفتند و تنها کسی که از او یادی نشد و در هیچ مجموعه مستندی نام او به عنوان زنده کننده شعارهای انقلاب نیامد احمدی نژاد بود و تنها تصاویر مکرر خاتمی و هاشمی به عنوان روسای جمهور قبلی تزئین کننده هر بخش خبری سیما بود. از نطق های زیبای کروبی تا رفسنجانی و ناطق نوری تا نجفی و هاشمی همه و همه نشان داد نباید روی صدا و سیمای ضرغامی برای انتخابات حسابی باز کرد و اگر قرار است حسابی باز شود باید برای خنثی کردن حملات رسانه به اصطلاح ملی نسبت به دولت باشد که احتمالا هر چه به انتخابات نزدیک شویم آتش تهیه آنها هم بیشتر و تیزتر خواهد شد و سیاست چند صدایی هم چنان ادامه پیدا خواهد کرد . اینجا ایران است و انقلاب اسلامی این حق را به مردم داده که هر کسی را که دلشان می خواهد به ریاست یا خدمت خود در آورند. اگر اصول و قواعد اجتماعی و روانشناسی با نرم جهانی خود پیش رود و سم پاشی های سه سال و نیم گذشته را حساب کنیم باید به مانند طرفداران خاتمی برای انتخابات لحظه شماری کنیم اما نکته مغفول مانده اینست که ملت هوشیار و شریف ایران هرگز در هیچ نرمی تعریف نیمشوند چون اینجا ایران است . آنها خادم را از خائن و ظالم را از مظلوم تشخیص میدهند و با رای خود نشان خواهند داد که هیچ چیز نمی تواند آنها را از ولایت و انقلاب و زنده کننده های یاد انقلاب و امامشان جدا کند حتی اگر تمام جهان پشت آن کس باشد!
انشاالله.
اینم یک شوخی با آقای خاتمی به عنوان تبریک به ایشون برای ورودشون به عرصه انتخابات.

امیدوارم ناراحت نشن.
بسم الله الرحمن الرحیم
صحنه تئاتر سیاسی ایران طی سه دهه گذشته شاهد وقوع حوادثی متفاوت و بعضی اوقات شگفت انگیز بوده است. بسیاری آمده اند و رفته اند و حتی یادی از آنان باقی نمانده اما در عوض بسیاری دیگر با بر جای گذاشتن آثاری ماندگار خود را در اذهان مردم تا سالها و بلکه تا اعصار بسیار طولانی جاودان کرده اند. از کسانی که با تحمل زندان ها و شکنجه ها باعث پیروزی انقلاب اسلامی شدند اما در ادامه راه و در مبارزه با غول قدرت و ثروت خود را آسان فروختند و هزار فامیل راه انداختند٬ تا کسانی که با سوء استفاده از آن اوضاع خود را منجی آزادی نامیدند٬ با رای های چندین میلیونی خود را بر مسند قدرت بنشاندند و همان راه گذشته را با سبک و سیاقی به مراتب بدتر ادامه دادند. اما همین مردم با دیدن آن همه سوء استفاده ها و رانت بازی ها کارد فضای باز سیاسی و آزادی غربی را تا استخوان خود حس کردند و قبل از اینکه کار از کار بگذرد در حماسه ای به متن و جاده اصلی انقلاب تغییر مسیر دادند .
با هزار شوق و ذوق رفته بودیم دانشگاه تهران – هدف اول جشن گرفتن برای ملتی بود که در طی بیست و دو روز با تمام وجود در مقابل جهان آزاد به قول لیوونی ایستاد و نگذاشت این آزادی کاردی شود که به استخوانشان برسد آنوقت تغییر مسیر دهند! هدف بعدی تجدید دیدار با رئیس جمهور محبوب و خدوم بود . هدف اول الحمدلله تحقق پیدا کرد و ما هم مثل یک قطره کوچک در اقیانوس بزرگ دانشجویان بسیجی از ملت مظلوم و تنهای فلسطین حمایت و به حامیان اندک آنان گل تقدیر و تشکر اهدا کردیم. ساعت از 2 بعد از ظهر گذشت و مجری برنامه خبر کسالت چندباره دکتر احمدی نژاد را اعلام کرد و به جای ایشان آقای هاشمی ثمره تشریف آوردند. این برای چندمین بار است که دکتر به خاطر کار و فعالیت بیش از حد دچار این مشکلات جسمی میشود. البته ایشان به این حرف ها گوش نمیدهد و تا ساعت های آخر شب در محل کار خود میماند تا مشکلات انبار شده این چند ساله را تنها حل کند که البته این یک امر غیر ممکن است . کم کاری ها و کج روی هایی که در طی بیش از 16 سال گذشته در این کشور اتفاق افتاده هرگز با یک سال و دو سال و چهار سال درست نمیشود مگر همه در این قضیه یار و مددکار ایشان باشند. یادم می آید در کسالت قبلی ایشان شبکه های فاکس و سی ان ان و سایر شبکه ها٬ کسالت ایشان را جدی دانستند و با ذوق و شوقی وصف ناشدنی و در حماقتی تمام به عیار این امر را ناشی از کار بیست ساعته ایشان دانستند البته جای سوال باقی است که چرا ما این جمله را باید از رسانه های معاند بشنویم و در رسانه ملی تنها سانسور نصیب ایشان شود! محافظین ایشان در جمعی خصوصی به مقام معظم رهبری از دست آقای دکتر شکایت کرده بودند و از اینکه ایشان بیش از حد کار میکنند و باعث ناراحتی و خسستگی برای محافظانشان میشوند گله کرده بودند که آقا به ایشان فرموده بودند که از لحاظ شرعی هم این کار درستی نیست که مثلا بعد از ساعت 9 شب در محل کار خود بمانید که البته با واکنش ایشان تعدادی از این محافظان استعفا کرده و محافظ اشخاص دیگری شدند . اما چیزی که قلب انسان را به درد می آورد این بی بند و باری در اظهار نظر های مغرضانه و بی سند و مدرک است که تا دو ماه پیش تعداد این سیاه نمایی ها به 40000 چهل هزار مورد رسیده بود و البته این نوک کوه یخی است که مقام معظم رهبری را چنان ناراحت و عصبانی کرده بود که ایشان مردم را ٬ دقت کنید٬مردم را از این گونه اظهار نظر ها بر حذر داشتند و فرمودند که خداوند با ما قوم و خویشی ندارد و با اظهار ناراحتی شدید از این وضعیت فرمودند که خداوند از این اشخاص نخواهد گذشت. ایشان در یک جمله تاریخی و کم نظیر مردم و این افراد مغرض را از بلایی بر حذر داشتند که در صورت اتفاق افتادن ظالم و مظلوم را با هم در بر خواهد گرفت. از ائمه اطهار سلام الله علیها نقل شده که ایشان هم مردم زمان خودشان را از این بلا بر حذر داشتند٬برای آنها هم این حرف سنگین و غیر قابل درک بود و به حضرت عرضه کردند : فرمودید اگر ما نعمات الهی را شکر نکنیم بلایی بر سر ما می آید که ظالم و مظلوممان را با هم در بر خواهد گرفت آن بلا چیست؟ حضرت فرمودند: خداوند در برابر این ناشکری و ناسپاسی اشقیا و ظالمان قومتان را بر شما مسلط خواهد کرد. البته کینه و عداوت غیر قابل باور در وجود این افراد چنان ریشه دوانده که با این موعظه ها تغییری در وجودشان اتفاق نمی افتد٬ که این نتیجه طبیعی آن حرام خواری هاست! باز نقل شده روزی اصحاب جهنم دیدند که عذاب از روی آنها برداشته شد و حال راحتی بر آنها چیره گشت در آن حال از ماموران عذاب پرسیدند چه شده که دیگر عذاب نمیشویم؟ پاسخ داده شد پیامبر رحمت از اینجا عبور میکنند. آن اشقیا فریاد زدند در جهنم را ببندید که روی او را نبینیم!!! حال این افراد هم درست مثل آن اصحاب جهنم است که از شدت حسادت و عداوت٬ رحمت واسعه خدا را هم تحمل نمیکنند. کسانی که به خاطر نابود کردن تمام اعتماد مردم نام اعتماد و اعتماد ملی را بر خود نهادند تا با تکرار هزاران باره این واژه در ذهن و چشم مخاطب آن دوران سیاه را از اذهان پاک کرده و آن نعمتی را که حرام کرده بودند باز به هزار کلک به دست بیاورند که هنوز موفق نشده اند. الحمدلله.

روی سخن با رئیس جمهوریست که خود را خادم مردم میداند و خود را از تمام لذت های زندگی شخصیش محروم کرده تا رضایت خداوند را به دست آورد . ایشان باید به این نکته هم توجه کنند که اگر قرار باشد با این وضع از بدن خود کار بکشند این بدن بعید است که بتواند 4 سال دیگر اینگونه دوام بیاورد. مگر اینکه بدن ایشان از آهن ساخته شده باشد.
یک آدم آهنی مهربان.
بسم الله الرحمن الرحیم
سفیر کشورمان به وزارت امور خارجه فرانسه فراخوانده شد تا در مورد نقض حقوق بشر در کشورمان توضیح دهد. دلیل آن هم تعطیلی دفتر غیر قانونی کانون مدافعان حقوق بشر در تهران بوده است. دفتری که ۶ سال است به صورت غیر قانونی توسط افرادی اداره میشد که مسئول ایجادانقلاب رنگین در ایران بودند و با پنهان کردن خود پشت واژه های مثل حقوق زنان میخواستند آنان را از قید حیا و عفت رها کرده و به قولی شبیه خود کنند. آنها با تحرکات گسترده و خطرناک خود دست به اقداماتی از جمله کمپین یک میلیون امضا زدند.
شیرین عبادی فرزند رئیس وقت اداره ثبت احوال همدان ۶ سال پس از اخذ مدرک کارشناسی حقوق قضائی خود با استفاده از رانت و بند پ آن به ریاست شعبه ۲۴ دادگاه شهرستان تهران رسید (۱۳۵۴)٬ ایشان در آن زمان ریاست کمیته زنان دادگستری را هم به عهده داشتند ٬ البته این کمیته تحت نفوذ مهناز افخمی مشاور بهایی وزیر بود که اکنون هم رئیس بنیاد اشرف پهلوی را عهده دار است. خانم عبادی در ۲ بهمن ماه ۱۳۵۶ ٬ سالی که به کشتارهای وحشیانه رژیم ستم شاهی معروف بود با جمع کردن جمعی از زنان سلطنت طلب در تالار اجتماعات کاخ دادگستری تهران در مراسم بزرگداشت انقلاب شاه و ملت(انقلاب سفید) اظهارات جالبی داشتند که اکنون برای ایشان مایه دردسر شده است. ایشان قیام های مردم انقلابی ایران را شورش های مشتی آشوب طلب اجیر دست بیگانگان دانسته و آن را ارتجاع سیاه نامیدند! ایشان با ابراز انزجار از این تحرکات خود را آماده برای دفاع از شاهنشاه آریامهر دانسته و جمله تاریخی خود را بیان فرمودند : من برای جانبازی در راه شاهنشاه آریامهر ابراز آمادگی میکنم!!! که خبرگزاری پارس (پانا) این جانفشانی را در خروجی خبرگزاری خود گذاشت. حال که یکی از مراکز انقلاب های مخملین در تهران بسته شده فریاد ارباب ایشان درآمده و به صورت جالبی ابراز میشود.اما زمانی ایشان مشهور شدند که در دسامبر ۲۰۰۳ برنده جایزه نوبل صلح شدند ! همان جایزه ای که رئیسان و نخست وزیران رژیم صهیونیستی هم گرفته اند.

در حالی که غزه در خون و آتش است فرانسه و آمریکا ایران را ناقض حقوق بشر میدانند . از اینجا میفهمیم حقوق بشر از نگاه آنها تنها برای جاسوسان و عواملشان صدق میکند و مردم مظلوم فلسطین را شامل نمیشود. عجیب اینجاست که این جاسوسان و عوامل انقلابهای رنگین در ایران چگونه آزدانه قدم میزنند و برای خود دفتر و دستک به راه می اندازند و هیچ کس هم متعرض آنها نمیشود؟! مگر آزادی بیان برای شما ملاک دموکراتیک بودن یک نظام نیست؟ پس چرا اگر چند بسیجی در جلوی خانه کسی مثل شیرین عبادی اجتماع کنند اینچنین برآشفته میشوید؟ به واقع حقوق بشر چیست و برای کیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
منتظر الزیدی شیعه ای که پوز جرج بوش را به خاک مالید.
در حالی که جلاد تاریخ معاصر جهان جرج دبلیو سی بوش داشت از حقوق بشر و دموکراسی در عراق تعریف و تمجید میکرد این شیعه قهرمان با تنها سلاح در دسترس خود پوز این وایکینگ آدم خوار را به خاک ذلت مالید تا رئیس جمهور ایالات متحده بداند شیعه کیست؟



منتظر عزیز ٬ ما جوانان مسلمان و شیعه سرزمین ایران به تو برادر مسلمان و شیعه عراقی افتخار میکنیم . کاش یک لنگه از آن کفشها به پوز آن حیوان میخورد تا قیافه آن ملعون تاریخی تر میشد! همان ملعونی که از ملعونهای اولی و دومی و سومی و ... در ایران به عنوان اصلاح طلبان و آزادی خواهان و فعالین حقوق بشر طرفداری و حمایت میکند. البته ملعونین وطنی ما مدتهاست که به جسد های متحرک تبدیل شده اند ٬ مومیایی های خوابگردی که از خود بیانیه میدهند! طومار امضا میکنند! کمپینگ میزنند و همایش می گذارند٬ اما تنها چیزی که باعث میشود اینها موقعیت خود را درک نکنند آن باندهایی است که به دورشان پیچیدند تا نفهمند که مدتهاست پوسیده شده اند و بوی تعفنشان فقط برای مشام خودشان قابل شنیدن نیست! چندی نخواهد گذشت که اینها هم به سرنوشت گنجی٬سروش٬سلمان رشدی و منافقین دچار خواهند شد و به زباله دانی تاریخ خواهند پیوست. البته این آینده زیاد دور نیست.
صبح نزدیک است.
زنده باد شیعه.
بسم الله الرحمن الرحیم
تئاتر شهر در حالی سوژه بعضی ها برای خراب کردن احمدی نژاد شده است که سوء مدیریت آن عزیزان حافظ شیراز را هم بی خبر نگذاشته ٬ بله تئاتر شهر بدجوری ترک خورده ٬ البته این ترک ربطی به آقای قالیباف ندارد و مربوط به سال های قبل میشود!

این روزها خبرهای زیادی در مورد تئاتر شهر شنیده میشود و اظهار نظرها هم به تبع آن زیاد است اما آیا تهران مشکل دیگری جز یک سالن قدیمی و تقریبا بی مصرف ندارد؟ قبلا وقتی توی شهر رانندگی میکردیم با یکسری دست انداز مواجه بودیم و بعضی وقت ها چنان اعصاب مردم از این مردم آزار ها خورد میشد که هر چیزی از دهانشان می آمد نثار باعث و بانی آن میکردند ٬ بعد از تشکیل ستاد ۱۳۷ همه فکر کردند وضعیت تغییر اساسی خواهد کرد ٬ اما الان وقتی توی شهر رانندگی میکنیم با تعدادی چاله مواجهیم که فقط اسمشان چاله است!

در واقع بیشتر شبیه سیاه چاله یا تله شیر و پلنگ هستند تا چاله یا دست انداز! کسانی که در تهران راننده شده اند خوب این موضوع را میدانند که باید در زمان رانندگی چشمانشان سه ردیف جلوتر را دید بزند که یکوقت درون یک سیاه چاله٬ تمام آنچه که جلو بندی نامیده میشود پایین نیاید! حالا بگذریم از اینکه اگر یک موتوری بیچاره و بدبخت توی شب یا همان روز برود توی این چاله ها دیگر چیزی جز مرگ منتظرش نیست! البته اگر یک چرخ محترم ماشین مسئولی هم میرفت توی این چاله ها آنوقت شاید وضعیت بهتر میشد! البته این حرف و تذکر تنها برای مردم نیست ! این اخطار برای برادر قالبیاف هم هست که بعضی وقتها به یاد دوران جوانی هوس تک چرخ زدن به سرشان میزند و از موتور استفاده میکنند!


اما موضوع تئاتر شهر چرا مهم است و چرا مهم نیست؟ از این نظر مهم است ٬ چون چیزی به انتخابات نمانده و این ترک وقت نشناس میتواند بسان یک چاله هوایی بنای بلند خلبان های انتخاباتی را دچار مشکل اساسی کرده و خدای نکرده باعث سقوط شود! از این نظر مهم نیست چون مردم با این وضعیت تئاتر و سینما رقبتی برای هدر دادن پولهایشان ندارند! پولهایی که به زحمت و مشقت در این ترافیک بدست می آید٬ ترافیکی که به قول دکتر٬ صاحب ندارد!


برادر محترم و ارجمند٬مهندس٬سردار٬ سرلشگر٬ دکتر٬ شهردار٬ خلبان پاریس رفته قالیباف بهتر است به فکر ترافیک و چاله چوله های آسفالتهای خیابان های پایتخت باشند٬ چون واقعا وضعیت این ها اسفبار شده! البته اگر از بودجه صاحب دار چیزی مانده باشد ! سنگ فرش های ارزان و بی قیمت و ماندگار که به همراه آبنماهای موزیکال٬ بالای شهر را شبیه خیابان های پاریس کرده اند و اکثر مردم خطه پایین شهر را به این فکر وا میدارد که مگر خون آن عزیزان از ما رنگین ترست یا واژه از ما بهترون هنوز هم معنی خود را حفظ کرده است؟! البته شما آن پایین شهری که برادر دکتر لاریجانی توضیح داد را اصلا مد نظر نگیرید چون آن پاین شهر الحمد لله وجود خارجی ندارد و شاید در سند چشم انداز سال ۱۴۰۴مد نظر گرفته شده باشد وگرنه پایین شهر فعلی با ۸۰ میلیون یک خانه آبرومند و ٬۷۰ ۸۰ متری قابل خریدن است٬ درست همان چیزی که برای بسیاری آرزو شده٬ همان هایی که پشتوانه نظام محسوب میشوند و فقط در زمان انتخابات و تظاهرات ها و رای گیری ها سرور و سالار و ولی نعمت میشوند و بعد از آن همان مردم طبقه سه هستند ! راستی مگر از نظر اسلام تقوا ملاک درجه بندگان آن هم فقط در محضر خداوند به شمار نمی آید ؟ پس چرا مسوئلین مردم را طبقه ۱ و ۲ و۳ کرده اند؟ البته جواب سوالم برای خودم روشن است! کسانی که مردم را میمون٬ لشگر گدا و قابلمه بدست و این آخری ها دلفین نامیدند طبقه بندی کردن مردم برایشان یک امر عادی و شاید حتمی و الزام آور باشد ٬ هر چه نباشد بالاخره نمود جامعه مدنی و دموکراسی و آزدی و حقوق بشر باید به شکلی برای مردم عزیزمان معنی شود یا خیر؟ از گل کاری و چمن کاری و سنگ فرش های ارزان بالا شهر تا خیابان های پر چاله چوله و کثیف پایین شهر نشان دهنده این موضع مهم است که برادر قالیباف باید کمی بیشتر از سیاسی بازی های غیر موجهشان کم کنند و به کار بدون منت و در راه خدا رو بیاورند٬ درست همان کاری که احمدی نژاد کرد و مردم هم جواب این خدمت را با رای های خود به ایشان دادند تا فرصت خدمتی بزرگتر و بالاتر به ایشان داده شود ! البته اگر ایشان به این سمت به چشم یک پله برای پرش نگاه کنند چیزی نخواهد گذشت که مثل تایمرهای برج میلاد ٬روزها و هفته ها و ساعت ها و دقایق و ثانیه ها بیایند و بروند و آن آرزو هنوز ناتمام بماند و عمر گرانقدر هم مثل بیت المال بی زبان به باد فنا رفته باشد و فقط از آن روزگار پر فرصت یک جشن گران مانده باشد که در روز واپسین آتشی سوزان به گردن تلف کننده اش است ٬البته اگر این یک صاحبی داشته باشد؟!
یاد آن پیر فرزانه به خیر که بعد از جنگ گفت : اکنون جنگ شما جنگ فقر و غناست و چقدر خوب مسئولین این جنگ را مغلوبه کردند!
بسم الله الرحمن الرحیم
در حالی که امروز رفسنجانی با آب و تاب از طرح دولت وحد ملی و مطرح شدن آن توسط اصولگرایان صحبت میکرد زمان زیادی نگذشت که طراحان این طرح از پیش شکست خورده پشت ایشان را خالی کردند تا رفسنجانی بداند در میان دوستان خویش هم تنهاست و اگر قرار باشد بین او و احمدی نژاد رقابتی برقرار شود دوستان غار ایشان هم مصلحت اندیش شده و پای ایشان نمی مانند! در پایان همایش بررسی سیاست های اصل ۴۴ که توسط بسیج دانشجویی برگزار شد٬ یکی از خبرنگاران ناخواسته سوالی را مطرح کرد که طی چند ساعت خوراک خبری اول خبرگزاری ها شد.

سوال در مورد دولت وحدت ملی و اصلاح طلبان بود. رفسنجانی هم طراح و بانی اصلی این طرح را ناطق نوری دانست و از چهره های پشتیبان این طرح نام برد و با افتخار این طرح را متعلق به اصولگرایان دانست٬ از عسگر اولادی تا لاریجانی و باهنر و عزیزان عتیقه دیگر با پاپس کشیدن از این موضوع به قول معروف پشت رفسنجانی را خالی کرده و آقای رفسنجانی ماند و آن یک دست اسلحه ٬ البته آن اسلحه که ناطق نوری باشد هم زنگ زده و گرچه خود به عتیقه بودنش اعتراف نمی کند اما واقعیت قضیه چیز دیگری نشان میدهد .اما این سوال پیش می آید چگونه بعد از چند روز همه عزیزان عتیقه از آن طرح کم نظیر پا پس کشیدند!؟ جواب این سوال را باید در حضور نیافتن رئیس جمهور محترم در همایش پیدا کرد ٬ رئیس جمهوری که خودش را از هیچ حزبی نمیداند و وقت خود را برای بازی های سیاسی تلف نکرده و از لحظه لحظه وقتش برای خدمت استفاده می کند! تعدادی از آزاد اندیشان مجلس هم با حضور نیافتن در این همایش اعتراض خود را مطرح کردند که این حرکت قابل تقدیر است. بازخوردهای این همایش در میان مردم هم در نوع خود جالب است٬ در حالی که احزاب رو به یک سمت در مخالفت با احمدی نژاد (مردم) قدم میگذاشتند ٬ یک هفته از آن همایش کذایی نگذشت که مخالفت ها و ناراحتی های مردم سر باز کرد و در جمع های خصوصی و محفل های مذهبی این امر را به خوبی نمایان کرد که مردم هنوز پای رئیس جمهور خود ایستاده ند ! البته این بازخورد چنان سریع در گوش عتیقه ها پیچید که تنها چند روز پس از آن اجلاس همه منکر هر طرحی برای دولت وحدت ملی شدند. البته کار بچه های بیست و سی هم در نوع خود کم نظیر بود .

حالا باید دید این مومیایی های خوابگرد کی به تابوت خود بازمیگردند و رئیس جمهور خدوم و مردمی را به حال خود وامیگذارند تا فرصت بیشتری برای خدمت داشته باشد!؟؟؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم
پریزیدنت جورج دبلیو سی بوش در یکی از آخرین نطق های رادیویی پیش از پایان ریاست جمهوری خویش مسائل مهمی را مطرح کردند که با ذکر بعضی جزئیات و توضیحات قابل ذکر است.
بوش کیست؟ جرج دبلیو سی بوش پسر در سال ۲۰۰۱ میلادی با رای صهیونیست های آمریکا به دنیای سیاست در سطح بین ملل پا گذاشت. او یک مسیحی صهیونیست و پسر یک جنگ افروز بزرگ بود. در اولین اقدام تیم ایشان با کشتن هزاران هزار نفر از مردم ایالات متحده دنیا را در یک شک بزرگ فرو برد و نقشه های شوم و پلید صیهونیستی خود را به عمل در آورد و با حمله به افغانستان و پس از آن حمله به عراق کارنامه بسیار ننگینی از خود به جا گذاشت. البته اعمال ایشان همیشه مورد تایید شارون ٬ پرز و این آخری ها اولمرت بود ٬ هم پالانی های ایشان هم مثل بلر در انگلیس و بعد از او سارکوزی در فرانسه مشخص و شناخته شده اند. ایشان در سال های گذشته از اصلاح طلبان دفاع جانانه ای کردند و در مقطع انتخابات هم پیش گویی های جالبی داشتند که بیشتر به آرزوی های ایشان شبیه بود تا پیشگویی! جنایات بی شمار این فرد وحشی و خونخوار بسیار زیاد و قلم ما از نوشتن این جنایات قاصر است. اینقدر این آش شور شده که سرویس گوگل در هنگام جستجوی کلمه صدام بعد اسم صدام ٬ هیتلر ٬ کلمه بوش را هم ضمیمه سر برگ جستجوی خویش می کند!

البته این موضوع در غرب رایج است که وقتی می خواهند موضوع بزرگ تری را از مردم مخفی کنند یک فرد ٬ گروه یا اقلیت ٬ دین یا... را سیبل اتهامات قرار داده و به این موضوع آنچنان میپردازند که دیگر به خاطر کسی نرسد جرج بوش جزئی از این تشکیلات مخوف است نه همه کاره آن! در ایران خودمان قضایا وارونه اتفاق می افتد و هر مشکلی به پایه کل و نظام زده میشود و کسی با جزء کاری ندارد! این دوگانگی جای تعجب ندارد چون این رسانه ها هستند که افکار عمومی٬ این ابر قدرت جدید را کنترل و هدایت میکنند. در ایران هم مثل آمریکا حرفهای آقای جرج بوش درست و حسابی تفسیر نمی شود و با گفتن یک تیر کوچک از کنار چنین مسئله مهمی میگذرند٬ گو اینکه نقد بی رحمانه از نظر ضرغامی فقط برای دولت است نه دوستان قدیم!

اصلاح طلب ها چه کسانی هستند؟
اول از همه بگم از من توقع نداشته باشید اصلاحات رو تعریف کنم چون خود اصلاحاتی ها هم الان بعد از ۱۰ -۱۲ سال هنوز تعریفی برای اون پیدا نکرده اند و سر این قضیه هنوز که هنوز است دعوا و سر و صداست! بهتر بگویم خودشان هم نمیدانند چه کسانی هستند تا به ما برسد که بدانیم ؟ البته این سوال پیش می آید که با چه تعریفی این ۸ سال رو سر کردند با چه شعاری مردم رو فریب دادند ؟ خوب این سوال بسیار بجاست ولی برید از خودشون بپرسید بعد از این همه سال شما هنوز از خودتون یک تعریف ندارید؟!
در دوم خرداد سال ۷۶ ملت خسته از هزار فامیل هاشمی و استبداد ایشان و دار و دسته محترم شان از چاله به چاه افتاد و دکتر سید محمد خاتمی به عرصه سیاسی ایران در سطح ریاست جمهوری پا گذاشت. از شاهکارهای ایشان هر چه بگوییم کم گفته ایم! آنچه امروز در عرصه فرهنگ شاهد آن هستیم نتیجه آن دوران پر از هیاهو و جنجال و اضطراب بوده و هست! در دور دوم انتخابات تیم ایشان با رای بیشتری روی کار آمدند که مجال دلایل آن نیست فقط همین قدر بدانید این انتخاب هم مثل رای بیشتر مردم به جرج بوش در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود. خلاصه دوران چهار ساله دوم اصلاحات بسیار وحشتناکتر از دوران اول گذشت. از قتلهای زنجیره ای تا ۱۸ تیر ها و تعلیق فعالیتهای هسته ای و... نوشتن این همه خدمت هم از قلم ما بر نمی آید! خلاصه آن دروان هم تمام شد و اینک در دوره خدمت هستیم و خادمان بر اریکه قدرت تکیه زده اند.
پریزیدنت بوش در سخنرانی خود با گفتن جمله : امید ما در منطقه خاورمیانه به اصلاح طلب ها ٬ فعالان حقوق بشر و آزادی خواهان است. برگ زرین دیگری را در کارنامه اصلاحات رقم زدند! ایشان در ادامه سخنان خود با یاد کردن از دوران خوش قبل از احمدی نژاد آن دوران را تایید و آن اقدامات را گام های مثبت خواندند و دوره پس از احمدی نژاد را نپسندیدند! چقدر این واژگان آشنا و گوش آشناست! سوال اینجاست که یک صفاک و یزید زمان چه کاری می توانسته بکند و نکرده که برایش آرزو شده و حالا امید دارد این آروزیش توسط چه کسانی به تحقق بپوندد! چرا آقای خاتمی هرگز نفرمودند با خانم ابتکار در جمع سران صهیونیسم جهان چه گفتند که هنوز بعد از سالها از ایشان این چنین دفاع میکنند؟ در بیلدربرگ در جمع لژ های ماسون جهان چگونه طرح گفتگوی تمدن ها را تشریح کردید که با استقبال کم سابقه آنها رو به رو شد و کمتر از دو سال بعد در سطح جهانی مطرح و مورد تایید سازمان ملل قرار گرفت! آقای خاتمی من از شما سوال میکنم آیا دیگر شکی در آمدن به انتخابات دهم ریاست جمهوری دارید؟ دهان پر از چرک و خون صهیونسم جهانی که اینک در جلد جرج بوش ظاهر شده با دعوت از شما خواستار آمدنتان به عرصه انتخابات شده! شما که نمی خواهید امید این یاران غار را نا امید کنید! راستی آن نامه حکیمانه و عزت مندانه شما به جرج بوش قبل از جنگ عراق را به خاطر دارید؟ آن نامه ای که به بوش تضمین میداد برنامه هسته ای را متوقف خواهیم کرد ٬ حزب الله را خلع صلاح و از تروریستها حمایت نمیکنیم یادتان هست؟
در این روزها اصلاحات توسط بوش و آقای خاتمی برای دوره جدیدی بازتعریف شد.
مدال افتخاری که از دست و دهان بوش گرفتید مبارکتان باشد. به راستی که لایق این مدال افتخار هستید!
:: اراذل سیاسی
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما خوانندگان عزیز و محترم.
طبق عهدی که کرده بودم فیلم آقای تاجزاده که در آن به صورت علنی به آقای جنتی توهین کردند رو برای شما آپلود کردم . البته در این میان با مشکلاتی هم مواجه شدم که من رو مجبور کرد از کیفیت بالای فیلم کم کنم تا شما بهتر و راحت تر بتونید فیلم رو دانلود کنید. این فیلم با فرمت ۳ جی پی هست و در نرم افزارهای پخش کلیپ موبایل به راحتی قابل پخش هست. خلاصه به خاطر کیفیت کم فیلم من رو ببخشید. اگر این فیلم براتون خیلی مهمه یا اینکه به هر دلیلی کیفیت بالای اون رو می خواهید برام پیام خصوصی بگذارید تا بالاخره به یک شکلی اون رو براتون بفرستم.

آقای تاجزاده در حضور پر برکتشون در نمایشگاه امسال اصلاح طلبی رو مثل آقای خاتمی بعد از ۱۱ شایدم ۱۲ سال معنی کردند. البته اینکه ایشان در ۱۲ سال گذشته با چه تعریفی پرچم دار اصلاح طلبی بودند خدا میداند و خودشان ٬ از این موضوع که بگذریم آقای تاجزاده به عنوان یکی از اعضای اصلی حزب مشارکت و آزادی هستند. سوالی که مطرح است این است که آیا ایشان هم مثل بسیاری دیگر تبدیل به عتیقه شده اند یا خواهند شد را هم باید از حضرت استوانه پرسید ٬ ولی در همین حد بدانید که ایشان در نمایشگاه از همجنس بازی طرفداری کردند٬ به کیهان لقب طالبان دادند و ... اما به خاطر اینکه هیچکدام از این حرف ها ثبت نشد قابل استناد هم نیست. اما آقای تاجزاده در این کلیپ به طور علنی آقای جنتی رو مورد هتک حرمت قرار داده که میتوانید خودتان آن را ببنید! این عکس هایی که در پایین قرار دارد کسانی هستند که از آقای تاجزاده سوالاتی میکنند و جالب اینکه آنها جزء مسئولین غرفه اعتماد بودند و به قصد بازار گرمی جای مردم را در سول کردن میگرفتند. توضیح اضافه نمیدهم تا خودتان ببینید!
فیلم توهین
منتظر نظرات شما عزیزان هستم.
بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها برای مردم باریکه شلوغ و خاموش غزه بسیار سخت میگذرد همانطور که برای بچه حزب اللهی های وطنی میگذرد٬ ولی چرا؟ جواب این سوال خیلی هم سخت نیست! دلیل این مسئله به حکامی بر میگردد که دست در دست دشمن گذاشته و به قولی بر سر شاخه نشسته و آن را میبرند. دلیلش حکام مرتجعی هستند که برای دوستی با اسرائیل همایش ها میگذارند و سفرها میکنند و پول ها خرج میکنند. با دشمن دوستی کرده و از پشت خنجر میزنند . شاید آنها هم مثل بعضی ها زمانی فکر میکردند کلید حل مشکلاتشان درخارج است.شاید هم برای اصلاح کردن جامعه دست به هر کاری زدند از جمله فروختن غیرت و آزادگی شان به دشمن خونخواری چون یهود! نمیدانم ٬ فقط از بلایی که ظالم و مظلوم رو با هم در بر میگیرد میترسم و نمی خواهم این روز مره گی ها گرد فراموشی بر بیانات مولایم بنشاند. فرمایشی که باید چراغ راه میشد و نشد. بی بند و باری در حرف ها و نظرها در سطح جامعه ! از خواص که بگذریم متاسفانه سم پاشی ها و سیاه نمایی ها دارد کار خودش را میکند و سخن هایی شنیده میشود که آدم را از بلا و عقوبت خدا میترساند!

شاید شما هم مثل من ناراحت شوید وقتی بین دو یا چند نفر قرار میگیرد که یکدیگر را به تمسخر دکتر خطاب میکنند! یادمان نرود که بسیاری از پیامبران با مردم ناآگاه و گمراه طرف بودند و خبری از پادشاهان ستمگر نبود. یادمان نرود مردمی که با فراموشی رای شان در دام دشمنان قسم خورده خود بیوفتند سرنوشتی جز تباهی در برابرشان نیست! بلا شاید همین باشد!!! دشمنانی که آنها را لشگر قابلمه بدست و میمون و این آخری ها با کمی لطف دلفین خطاب کردند! دشمنانی که سالها با فامیل بازی این مردم را در خفه قان نگاه داشته و حالا که یکی از خود این مردم در صدر کار است آن را چنان میکوبند که مایه عبرت بقیه شود! براستی اگر احمدی نژاد به هر دلیلی رای نیاورد یا از صحنه انتخابات حذف شود ٬ چه سرنوشت شومی در انتظار کشور خواهد بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا آن دعاها و نماز ها و نذورات قبل از انتخابات یادمان رفته؟! این نعمتی که خدا به ما ارزانی داشت را بسیار بد و ناجوانمردانه سلاخی میکینم. گوشهایمان از شنیدن سخن حق سنگین شده ٬ چنان بر این نعمت خدا ناشکری میکینم که گویی از آن سیر شده ایم! به نظر شما رهبر انقلاب حرف ژورنالیستی زدند؟ آیا ایشان برای حمایت از انقلاب مردم را از بلا ترساندند یا حمایت از احمدی نژاد؟من تنها این را میدانم که اگر این روند در تخریب و بهتر است بگویم ناشکری ادامه داشته باشد مطمئن باشیم خدا این نعمت را از ما خواهد گرفت و بلا به جای نعمت نازل خواهد شد!!!!!!!!!!!!!!!
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
بسم الله الرحمن الرحیم

پانزدهمین جشنواره و نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها امسال حال و هوای دیگری داشت.دلیل آن هم میتوانست سخنان رهبر معظم انقلاب باشد که چند روز قبل از شروع نمایشگاه در جمع کارگزاران حج امسال زده شد. رهبر معظم انقلاب نارضایتی شدید خود را از این روند بی بندباری در اظهار نظر علیه خادمان ملت اظهار کردند و همه را از این گونه سخن گفتن و قلم زدن برحذر داشتند و ما را از بلایی خبر دادند که ظالم و مظلوم در آتش آن خواهند سوخت ٬ خلاصه اینکه مطبوعات و خبرگزاریهای عزیز و انقلابی ما این پند و اندرز را آویزه گوششان نکردند و آن روند شوم همچنان ادامه دارد! این گونه نمایشگاه ها حاشیه هایی پر رنگتر از متن دارند که من از آن به حاشیه های بدون متن تعبیر کردم. وقتی وارد فضای مصلی میشدیم یک ماشین ون منتظر بود تا به صورت رایگان بازدیدکنندگان را به سالن مخصوص نمایشگاه برساند از حق نگذریم وزارت ارشاد نمایشگاه خوبی ترتیب داده بود.خلاصه اینکه وقتی از درب مخصوص بازدیدکنندگان وارد سالن میشدید اولین چیزی که توجه شما رو به خودش جلب میکرد چند مجسمه بود که ملبس به روزنامه بودند. یکی توی زمین و یکی درحال بیرون آمدن و دیگری بیرون آمده بود! اولین غرفه ای که جلب توجه میکرد روزنامه وطن امروز بود که با سر و صدای زیاد توجه بازدیدکنندگان را به خودش جلب میکرد. بالاخره بند (پ) برای خودی ها اینجا اجرا شده بود! همان اول سالن و سمت راست روزنامه هموطن امروز٬ عزیزان اعتماد ٬ اعتماد ملی و دیگر دوستان دولت در حال تبلیغات گسترده برای مطبوعه خود بودند. چیزی که توجه هر کسی را جلب میکرد محافل کوچکی بود که جلوی غرفه های موافق و مخالف دولت تشکیل شده بود . جمع های کوچک ولی بسیار داغ و پر سر و صدا ! بعضی وقتها صدای داد و هوار موافقین و مخالفین تا چند ده متری شنیده میشد! البته بعدا فهمیدم تعداد زیادی از این غوغاچی ها خبرنگاران روزنامه ها و یا خبرگزاری های حریف هستند که میخواهند مخالف خود را با اینگونه کارها محکوم کرده یا به نوعی فضای غرفه حریف را به هم بریزند! بعضی هم با خود زنی های کاملا مشخص میخواستند مشتری جلب کنند! خبرگزاری فارس ٬ ایران و کیهان هم به قول معروف ترکونده بودند! لحظه ای نبود که این خبرگزاری ها خالی از چهره های معروف باشند. همین جور که به وسط سالن نزدیک میشدم توجهم به جمعی جلب شد که در حال داد و فریاد بودند و اون وسط هم یک عمامه سفید دیده میشد٬ حاج آقای محترمی که که با لب خندان و صدای رسا اما آرام و با ادب جواب سوالات بعضا بی ربط را میداد. به سردر این خبرگزاری نگاه کردم و متوجه شدم پرتو سخن هفته نامه آیت الله مصباح یزدی هست ٬ کلی خوشحال شدم که میتونستم بچه های پرتو و آیت الله مصباح رو ببینم . رفتم جلو و ناخواسته وارد بحث شدم و در مقابل چند نفر موضع گرفتم و خدا رو شکر کم نیاوردم. بچه های پرتو هم با روی باز و گشاده از من استقبال کردند بندگان خدا از بس تنهایی در مقابل چند نفر بحث کرده بودند صدایشان در نمی آمد. به خبرگزاری های دیگر که میخواستم ببینمشون هم رفتم ٬ مثل رجا ٬ برنا و والفجر ٬ خلاصه کلی از دوستان مجازی رو تونستم از نزدیک و رو در رو ببینم . روز بعد که به نمایشگاه رفتم دیگر فضا برایم غریبه و نا آشنا نبود و کلی دوست پیدا کرده بودم. هدف من از رفتن دوباره به نمایشگاه دیدن دبیر سیاسی هفته نامه پرتو سخن حاج آقا روانبخش بود که در به در دنبالشون میگشتم هر بار که به غرفه پرتو میرفتم و از ایشان سراغ میگرفتم با جواب اینکه ایشان در سالن هست مواجه میشدم. خلاصه تا نزدیک ظهر ایشان را پیدا نکردم تا اینکه رفتم پیش بچه های رجا تا ببینم چه کسی اونجا آمده . بعد از اینکه رسیدم انتهای سالن یک روحانی با محاسنی نسبتا سفید و با رویی آرام داشت با برنایی ها مصاحبه میکرد ٬ آخه غرفه برنا روبه روی رجا بود.

توی آسمون دنبالشون میگشتم روی زمین پیداشون کردم ٬ بله خود حاج آقا روانبخش بودند.از ایشان اجازه گرفتم تا با هم توی غرفه ها بچرخیم و من هم از صحبتهای دلنشین ایشان استفاده کنم. چند جا به بچه های حزب الله سر زدیم و رفتیم به غرفه خودمون یعنی پرتو ٬ بحث ها خیلی خیلی داغ بود. تیتر یک پرتو این بود: ۱۰ سوال از آقای هاشمی! ٬ همین کافی بود تا کسانی که با فرزندان مصباح مشکل داشتند مثل یک گلوله آتیش به ما حمله کنند. بحثها اغلب غیر منطقی و بی ربط بود البته جواب در حد وسع و اندازه آنها داده میشد. آقای روانبخش شگرد خاصی در جواب دادن به سوالات داشتند.ایشان هیچگاه صدای خود را در مقابل بیخردان بالا نمیبردند و با حوصله جواب کامل و جامع را به آنها میدادند ٬ در دام حریف هم گرفتار نمیشدند و بحث را از زاویه مورد نظر خودشان دنبال میکردند ٬ با مدرک حرف هایشان را ثابت میکردند. حرف بدون سند برای ایشان معنی نداشت. جالب بود در کیف دستی ایشان مدارک و اسناد گفته هایشان بود و هر وقت کسی سند میخواست با ارائه سند مخالفان را ساکت و شرمنده میکردند. بعد از ظهر هر چه هوا تاریکتر میشد تعداد بازدیدکنندگان بیشتر و بیشتر میشد و متقابلا بحثها هم داغ و گاهی سوزان میشد. حضور مداوم چهرهای سرشناس هم بر داغی بحثها و حضور بازدیکنندگان می افزود .

میشه گفت غرفه ما از همه شلوغتر بود. خلاصه اینکه از مصاحبت با ایشان بسیار لذت بردم و به قول خودمون کلی حال کردیم! در آخر هم با مترو رفتیم و در یک ایستگاه اجبارا از هم جدا شدیم. برای من جالب بود که ایشان ماشین نداشت و از قم با ماشین های عمومی به تهران آمده بود. در طول حضورم در نمایشگاه اتفاقات جالبی برایم افتاد که نمیخواهم با جزئی گویی وقت شما را تلف کنم همین قدر بدانید که با آقایان کروبی٬ پورمحمدی٬ معین٬ ابطحی٬ تاجزاده٬ دکتر زاهدی ٬خانم رجبی ٬آقای توکلی٬ آقای نادران ٬ آقای ثلیمی نمین٬ مدیران پرسپولیس و استقلال ٬ بچه های وزارت دفاع در غرفه جنگ افزار٬ خانم ابتکار ٬آقای کوچکزاده٬ آقای عطریانفر٬ خامنه ای ٬ مایلی کهن و افخمی و تعداد بسیار زیادی از آقایان هنر پیشه و خانم های هنر پیشه ٬ افراد و چهر های سرشناس رو به رو شدم و بعضا در مواردی از آنها سوال کردم ٬ بعضی جواب ندادند ٬ بعضی جوابی نداشتند که بدهند ٬ بعضی دیگر با ما برخورد کردند ٬ بعضی ها هم با ما دعوا کردند٬ تعداد کمی هم با من وارد بحث چالشی و طولانی شدند! بعضی از این بحثها و برخورد ها را هم با دوربین همراهم ضبط کردم تا برایم یادگاری بماند.

هرگز فکر نمیکردم با این همه چهره و شخصیت رو به رو شوم. شب از بس بحث کرده بودم سرم درد میکرد. جالب اینکه توی خواب هم داشتم بحث میکردم. از آقایون دکتر روانشناس تا فوق لیسانسهای اقتصاد و یا خانم های محترم دانشجو ٬ خبرنگاران مخالف ٬ دانشجویان اخراجی و مشکل دار تحکیم وحدتی ٬ با ما بحث کردند٬ شایدم ما با اونها بحث کردیم ٬ بیچاره من٬ که شده بودم کاسه داغتر از آش ! بدون اینکه در هیچکدارم از این خبرگزاری ها مسئولیتی داشته باشم یا اینکه نفع مادی ببرم شده بودم سبیل٬ یک نفر که قانع میشد و یا محکوم میشد یا به قول خودمون کم می آورد٬ نفر بعدی با پیش کشیدن یک بحث دیگه جرقه شروع بحث جدید رو میزد! به یک نکته کاملا جالب پی بردم و فهمیدم حق مثل همان آبی است که در قرآن از آن نام برده شده و باطل مثل کف روی آب ٬ کف هرچقدر هم زور بزند در نهایت از یک حباب یا یکسری حباب بیشتر نیست! حق ماندنی و باطل نابود شدنیست. شاید تلخ ترین بحثم با تاجزاده بود . البته در روزنامه اعتماد هم بحث سنگینی بین من و یکی از خبرنگارهای حوزه سیاسی آنها در گرفت که در انتهای بحث اینجانب از جلوی غرفه به صورت رسمی بیرون شدم که فیلمش رو هم که نزدیک به بیست دقیقست دارم!

در اوایل بحث من بودم و ایشون و چند نفر دیگه از هم حزبیهای ایشون ٬ وقتی میخواستم برگردم و برم سمت راه روی اصلی سالن به یکباره وحشت کردم ٬ در مدتی که داشتم بحث میکردم ده ها نفر پشت سرم جمع شده بودند . وقتی با تعداد نامشخصی آدم بحث میکنید وضع برای شما بسیار بد و گاهی افتضاح میشود٬ موج ناجوانمردانه تهدید و تهمت و به قول معروف بی بند و باری در سخن گفتن شما را در بر میگیرد و قبل از اینکه یک موضوع را روشن کنید ده ها موضوع دیگر مطرح شده و شما فقط می توانید به نظاره بنشینید که چگونه یک انقلاب از درون کرم خورده شده است! البته وقتی شما می روید و دستتون رو میکنید توی لونه زنبور نباید توقع داشته باشید تن شما زخم نخوره! زخم هایی که برای به درگیری فیزیکی نکشیده شدن بحث باید بخورید و تحمل کنید! شایدبراتون سوال پیش بیاد سر چه موضوعاتی بحث کردید؟در طول سه روز حضورم در نمایشگاه با تعداد قابل توجهی طیف های مختلف جامعه از خواص تا عوام بحث کردم ٬ موضوعات بحث رو براتون میگم و خودتون حدث بزنید اونجا چه رینگی بوده! موضوعاتی در مورد آقای کردان٬ آقای محصولی٬ آمدن یا نیامدن آقای خاتمی٬ طرح امنیت اجتماعی٬ تقلب در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم ٬ حرف های خانم رجبی در مورد خاندان هاشمی٬ آقای جزایری٬ پرونده زهرا کاظمی ٬ مجلس و تعاملش با دولت ٬ قوه عادله قضائیه ٬ پرونده موسویان و شکایتش از سایتها و خبرگزاری های دولت ٬ نامه های حلالیت برادر توکلی ٬ شهروند امروز و چرایی توقیفش ٬ آزادی مطبوعات و رسانه ها ٬ طرح تحول اقتصادی ٬ بعضی جاها باید توضیح میدادیم چرا با اسرائیل و آمریکا دشمنیم در جای دیگه باید جواب حرف های آقای مشایی رو میدادیم٬ جایی باید از نامه آقای احمدی نژاد دفاع میکردیم در جای دیگه باید نامه منتشر شده آقای خاتمی با آمریکا رو با این نامه مقایسه میکردیم تا طرف مقابل ساکت بشه که هیچوقت اینطور نمیشد! این وسط اتفاقات خنده داری هم برام پیش اومد که بعضی ها رو براتون مینویسم ٬ آقای ابطحی با دخترهای محترمشون توی سالنها میچرخید و کسی به ایشون محل نمیگذاشت! البته اگر بعضی ها رو فاکتور بگیریم! این وسط یک آدم موقعیت نشناس به ایشان گفته بود ( بامشاد ) ! بنده خدا کلی ناراحت شده بود! برادر عطریانفر هم به سوالات ما با سر جواب میداد که گاهی باعث خنده ما میشد! بی ادبی آقای تاجزاده هم که٬ گریه دار بود هم خنده دار! جواب های کوبنده خانم رجبی هم آدم رو ذوق زده میکرد . توی بحثهای بارها و بارها از ما سوال شد که کسانی که کفن پوش به خیابانها می آمدند کجا هستند؟ البته این سوال با حرفهای گاها تمسخر آمیز ما به سر و صدا و داد و هوار اونها تبدیل میشد! جواب ما یا بهتره بگم من این بود که کفن پوش میخواهید چکار؟ جوابشون٬ حرف های آقای مشایی بود! من جواب دادم چرا توقع زیادی دارید! از بس کفن پوشیدیم خسته شدیم ٬ لطف کنید و یکبار هم که شده شما کفن بپوشید و جلو بیوفتید تا ماهم پشت سر شما بیاییم! بعد هم اضافه کردم اگر خواستید کفن هم داریم ولی جیب نداره ! فکر کنم بتونید تصور کنید جواب اونها چی بود! یا در جای دیگه به بزگترهاشون میگفتیم این هم جزئی از دست آوردهای دولت آقای احمدی نژاد است که شما اینچنین مدافع دنیای اسلام شدید! شمایی که برای خلع سلاح حزب الله به بوش نامه دادید و با ۱۴ مارس در لبنان بر ضد حزب الله به توافق رسیدید! وای که چقدر قیافه هاشون دیدنی بود.

البته برخوردهای بی ادبانه محافظ های شخصی آقای کروبی حسابی ناراحتم کرد. البته حق هم داشتند ٬ اگر به من هم میگفتند یک ساعت خوابیدی ببین مملکت چی شد؟ شاید من هم قاطی میکردم! این وسط هم یکسری از عزیزان وقت گیر آورده بودند و شماره موبایل میخواستند! حال شماره مبایلم رو میخواستند چکار خدا میداند! خلاصه کلی خوش گذشت و جای دوستان رو خالی کردیم. از جمله چهره های پر حاشیه این بحثها آقای تاجزاده بود که انشا الله در پست بعدی با ارائه فیلم توهین ایشان به مردم ٬ آقای احمدی نژاد و توهین لفظی ایشان به آقای جنتی ماهیت واقعی اینگونه اشخاص را برایتان به نمایش در می آورم تا ببیند کشور ما در زمان ایشان چرا دچار شبه کودتای ۱۸ تیر و ... شد!
البته این موضوع رو هم اضافه کنم که در بحثهای چالشی من با بعضی از این بزرگوران شاید بی ادبی از طرف من صورت گرفته باشه که از اون عزیزان معذرت می خواهم.
ضریب کثیفی سیاست:
پایان کار کردان در روز تاریخی مجلس

رای قاطع مجلس به برکناری وزیر کشور

مجلس٬ قاطع و اصولگرا

رای مثبت نمایندگان مجلس به استیضاح کردان
پایان سه ماه التهاب سیاسی.
و...
اینها بخشی از تیترهای روزنامه ها بعد استضاح کردان است که مشاهده میکنید.
خوب حال این تیترها را بعد از سخنان رهبر معظم انقلاب مشاهده کنید:
همان روزنامه ها ولی بعضی لجوج و مستحق همان فتنه و عذاب وعده داده شده و بعضی پشیمان و ...

او با ما مهمتر است؟

سانسور بیانات مقام معظم رهبری به راحتی مشهود است!

ارگان اصلی رسانه ملی در مطبوعات هم جزئی از حلقه تبلیغاتچیان برای او با ما بود !
گویی رهبر معظم انقلاب هیچ حرف و مسئله ای را در مورد فضای رسانه ای مطرح نکرده!

بعضی ها هم تازه فمیدند که از رهبری جلو افتاده اند .

چهره آقا کاملا گرفته و غم آلود؟
این تیتر یا تیترهایی شبیه به این رو در این چند روز به وفور دیدید. مجلس در یک کار سیاسی تمام به عیار با وارد شدن در مسیری نادرست آقای کردان را از مقام خود برکنار کرد تا به قول بعضی ها " هیچ لکه سیاهی در کارنامه اصولگرایی باقی نماند". بعضی ها که تا دیروز در لباس دوست ظاهر میشدند امروز با برداشتن نقاب٬ چهره زشت و پر از نفرت خود را نشان دادند. بعد از جلسه استیضاح خواستم در دفاع از دولت مطلب بزنم ولی اینقدر حالم خراب بود که ترسیدم هر چیزی دهنم بیاد به این کفتارهای روباه صفت بگم برای همین بیخیال شدم. امروز در مواجه با مردم کوچه و خیابان کمی حالم بهتر شد. مردم از ناراحتی رئیس جمهور ناراحت بودند و پشت سر آن هم از استیضاح سیاسی کردان . اما نکته جالب اینکه بسیاری از خبرگزاری های به اصطلاح طرفدار دولت هم ٬ قیافه واقعی خودشون رو نشون دادند و معلوم شد این طرفداری ها فقط و فقط در جهت اهداف خودشونه نه دولت! تا اینکه امروز رهبر عزیز و فرزانه انقلاب با همان بیان روشن و شیرین خودشون کام تلخ دوستان دولت رو شیرین کردند و معلوم شد آنهایی که دم از اصولگرایی میزدند نتنها از احمدی نژاد بلکه از رهبری هم عبور کرده اند و خود خبر ندارند! اما چند نکته در فرمایشات مقام معظم رهبری جای تامل بسیار دارد.
مقام معظم رهبري روز چهارشنبه در ديدار کارگزاران فرهنگي و اجرايي حج فرمودند: "اين فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسائلي نيست که خداوند به آساني از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهي تا زماني است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد. برخي کارها و ظلم ها، فتنه اي به پا مي کند که دامن همه، اعم از ظالم و غيرظالم را مي گيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند."
با شنیدن این قطعه آخر صحبتهای ایشان تنم لرزید! منظور نائب امام عصر از فتنه ای که دامن ظالم و مظلوم را میسوزاند چیست؟ در اینجا مظلوم ها هم به نوعی خطاکار محسوب میشوند چراکه با سکوت خود موجب ظلم بیشتر ظالم میشوند! اما در قسمت اول صحبتهای ایشان از مسببان این بلا و فته صحبت شده و آنها را کسانی میداند که با نادیده گرفتن این رحمت الهی(دولت خدمتگزار) موجبات خشم خداوند و نزول بلا را سبب میشوند. کسانی که با فتنه گری ٬ دروغ و تهمت ٬ نادیده گرفتن زحمات بیشمار دولت و شخص رئیس جمهور تنها با تخریب و افترا می خواهند هدف های شیطانی خود را دنبال کرده و به قدرت برسند . همان قدرتی که با رای مردم از آنها گرفته شد.
مقام معظم رهبري در اعتراض به فضاي مسموم تبليغاتي کشور عليه دولت به نوعی اعتراض شدید خود را نسبت به این فضا نشان دادند و برای چندمین بار از دولت طرفداری خاص کردند. اما به قولی : کو گوش شنوا؟ یکبار دیگر به این جمله ایشان توجه کنید: فضای مسموم تبلیغاتی کشور . این یعنی فضای غالب نه همه . اما همین مقدار نشان دهنده اوج بصیرت و تسلط بالای ایشان در فضای مطبوعاتی کشور است. اما اینجا نامی از مطبوعات برده نشده! خوب اینجاست که باید بگوییم آقای ضرغامی موفق شدی خود را لایق مدال افتخار کنی! البته این مدال از آن مدالهاست که هیچکس خواستار گرفتن آن نیست غیر از کسانی که حاضرند برای قدرت هر کاری بکنند. شاید دوستان بگویند که چرا اینقدر دقیق و جزئی گفتار ایشان را تفصیر میکنی؟ جواب من خیلی ساده است چون آقا بنا به طبع بسیار روان و زیبایشان هیچ وقت به این وضوح از حرکت مخالفان انتقاد نکرده بودند! ایشان که خدای نکرده ژورنالیست نیستند که بخواهند حرف ژورنالیستی یا از روی باند بازی بزنند . حرف ایشان کاملا واضح و آشاکار زده شد و من فقط آن را پر رنگ تر نشان میدهم تا مانند بقیه حرف های ایشان در غوغای تبلیغات مسموم گم نشود! وقتی سخنان آقا را میشنیدم بی اختیار یاد جلسه ایشان با بسیجیان بعد از حادثه کوی دانشگاه افتادم! وای بر ما چه کردیم که رهبرمان اینقدر ناراحت و دلگیر شده؟ آیا مجلس هشتم میخواهد در خطی دیگر مانند مجلس ششم رفتار کند؟

وقتی یاد حرکات تعجب آور نوباوه میفتم یا میبینم بعضی از به اصطلاح اصولگرایان اینگونه قلب رهبر انقلاب را بدرد آوردند هیچ حرفی برای گفتن به آنها پیدا نمیکم . فقط میگویم : خوب امانتدار امام و انقلاب شدید! همان قدر که ولی امرتان از شما راضی و خشنود است امام زمانتان هم از شما راضی و خشنود است! اگر به جای شما باشم در پیشگاه ملت از مقام معظم رهبری و ملت شریف ایران و آن مومنی که آبرویی برایش باقی نگذاشتید طلب عفو و بخشش میکنم. بماند که اول باید در پیشگاه خداوند بزرگ توبه کنید! البته اگر دینی برای شما باقی مانده باشد!
هر جایی دیدید عده ای دختر قرتی جمع شده اند و فریاد ، کجایی آزادیشان بلند است.هرجایی که اراذل و اوباش مورد مهرورزی قرار میگرفتند.هرجایی احمدی نژاد و احمدی نژادیها مورد فحاشی قرار میگرفتند.هرجایی خاتمی و کروبی و ... مخصوصا این سه نقطه مهمه مورد چاپلوسی افراطی قرار میگرفتند.هرجایی اصول انقلاب زیر پا له شد.هرجایی آره هرجایی بهترین لغت برای این فرده!
در تازه ترین حتاکی این افریطه به ساحت آقای شریعت مداری مدیر مسئول انقلابی و عزیز روزنامه کیهان میخوانید :


بسم الله الرحمن الرحیم
کودتای خاموش - ترور زنجیره ای شخصیت ها!
در هفته های اخیر موج جدید توهین به مراجع به اوج خود رسیده و همگان را به این سوال اساسی رسانده که چرا باید چنین بی حرمتی هایی به آستان مقدس مراجع تقلید در کشور انقلابی و اسلامی ایران صورت بپزیرد ؟ شاید با نگاهی اجمالی به تاریخ و خط دهی ستاد تخریب مدافعان دین بتوان بسیاری از شبهات را رفع کرد تا افکار عمومی هرچه بهتر و بیشتر بتواند ماهیت این گروها و سازمانهای مخوف را درک کند. از این جهت بر آن شدم تا با استناد به برخی مطالب درج شده در آن خبرگزاری ها و مقایسه آنها با وضع کنونی شاکله این جریانات معاند را روشن گردانم چند ماه پیش آقای محتشمی پور در مراسم سالگرد ارتحال امام در یک حرکت بسیار نابخردانه و کم سابقه آیت الله مصباح یزدی را مورد هتاکی قرار داد.

علی اکبر محتشمی پور به بهانه سخنرانی در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) در حسینیه اعظم اصفهان شخصیت و سوابق آیت الله مصباح یزدی را برای چندمین بار مورد هتاکی قرار داد در خبری که سایت خبری یاران باران وابسته به اصلاح طلبان اصفهان منتشر کرد ، محتشمیپور ضمن حملات مکرر به آیت الله مصباح یزدی در یک هتاکی بی سابقه از تفکرات این عالم دینی به فرقه مصباحیه یاد و ادعا کرد این فرقه هیچ فرقی با طالبان و جاهلان صدر اسلام ندارد.

البته این هتاکی ها برای آیت الله مصباح تکراری وبی ارزش تلقی میشد اما برای عموم جامعه رسانه ملی و مراجعی که این هتاکی به آنها هم باز میگشت هم بی معنا به نظر میرسید ؟ این سوالیست که اکنون جواب آن را به وضوح در پیش چشمانمان میبینیم و باز هم صدایی از قلب تپنده اطلاع رسانی کشور یعنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بر نمیخیزد! و این امر باعث هرچه وخیمتر شدن اوضاع میشود ولی سوال اصلی اینجاست قوه قضاییه به عنوان مدعی العموم چه نقشی در برخورد با این گروه ها داراست? این هم از آن سوال هایی است که پاسخ آن روشن و آشکار در ادامه اوضاع وخیم هتاکی بدون هزینه نمود پیدا کرده و در صورت ادامه این وضعیت پایانی برآن دیده نمیشود .البته این نوع تخریبها در مورد رییس جمهور دیگر عادی و یک مسعله معمولی تلقی میشد چراکه این دولت قبل از روی کار آمدن مورد حجمه و بدترین نوع تخریبها قرار میگرفت و وضع در زمامداری حکومت بعد روی کار آمدنش کاملا واضح و به قول بعضی ها تابلو بود. اما این هتاکی دروغ پردازی ها و افترا ها با حرکت منتجب نیا وارد فاز جدیدی شد که در کل تاریخ ایران بی نظیر مینمود که به شخص دوم کشور از لحاظ قانونی چنین بی حرمتی های عجیبی صورت گیرد که در ادامه متن قسمتی از این مزخرفات برای شما نگاشته خواهد شد:

هنوز یک هفته از هتاکی کم سابقه روزنامه تهران امروز علیه رئیس جمهور در سالروز سومین سال انتخاب تاریخی ملت ایران نگذشته بود که روزنامه اعتمادملی به قلم رسول منتجب نیا قائم مقام این حزب بی سابقه ترین تهمت ها و دروغ پردازی ها علیه احمدی نژاد را درج کرد درج این یادداشت هتاکانه در روزنامه اعتمادملی در اولین روزی صورت می گیرد که مهدی کروبی دبیرکل این حزب به عربستان سفر کرده بود و به نظر می رسد این اقدام نوعی کودتا علیه وی باشد منتجب نیا با ذکر تهمت ها و شایعات زیر از رئیس جمهور خواسته است، پاسخ بگوید:
الف: در سال اول رياستجمهوري آقاي احمدينژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعدههاي دهها ميليارد توماني به هر شهر داده ميشود، گفته است: نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور ميكند و همه مشكلات را حل ميكند
ب: نمايندهاي از شوراي اسلامي، نقل ميكرد روزي در ملاقات رئيسجمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفتهاند و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: ايشان تصور ميكند من رئيسجمهور او هستم، من رئيسجمهور امام زمان(عج) ميباشم
ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلاس سازمان ملل، در ملاقات با آيتالله جواديآملي، اظهار كرده است هنگام سخنراني هالهاي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند كه مورد انتقاد و بياعتنايي آيتالله جواديآملي قرار گرفت و سيدي اين ملاقات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است!
د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار ميكنند اين براي آقا امام زمان است!
هـ : شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيسجمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجادهاي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف ميآورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است!!!!!!!!!!!!!!!!!
و: اخيراً بارها در اظهارات رئيسجمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار ميرود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره ميفرمايد. و موارد فراوان ديگر.
ز: در روزهاي گذشته آقاي رئيسجمهور كساني را كه هاله نور را انكار ميكنند به مخدوش بودن عقيده متهم كرده است و مشاور رئيسجمهور در امور روحانيت طي مصاحبهاي، از تقدير و تشكر مراجع عظام و علما و روحانيون از رئيسجمهور در خصوص مورد عنايت ولي عصر(عج) بودن و استقبال فضلااز سخنان رئيسجمهوري، حكايت كرده و منتقدان را به <مشكل داشتن در اصل مهدويت> و <ترديد در اعتقاد به ولي عصر (عج>) متهم كرده و دستور داده است كه بايد در اعتقادات خود تجديدنظر كنند در همین ماههای اخیر نیز این روزنامه مردم را به دلفین هایی تشبیه کرده بود که در سفرهای استانی برای احمدی نژاد بالا و پایین می پرند. اعتمادملی همچنین پس از انتشار اظهارات هتاکانه علی اکبر محتشمی پور علیه آیت الله مصباح که از ایشان و شاگردانش به "فرقه مصباحیه" تعبیر و ادعا کرده بود "هیچ تفاوتی میان آنها با طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد"، تنها روزنامه ای بود که این هتاکی ها را به طور کامل منتشر کرد جالب اینجاست که اتهاماتی که در این نوشته به احمدی نژاد وارد شده آنقدر مسخره است که تصور آن موجب تصدیق کذب بودن آن می شود ولی با این حال دکتر احمدی نژاد به برخی از همین شایعات نیز در یادداشت 20 روز قبل از آن پاسخ مبسوط و مبنایی داده بود برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با وسعتی عجیب و تحریف هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می چیند!
احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است!
احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است و این در حالی بود که من چند بار گفته ام که برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می گیرند متأسفانه آنانکه مسئول رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز ، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می شوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را هم شعاری و عوام فریبی می دانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست، و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا عراق و ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع می شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن این هاله های نور است که عجیب وعیب است. آری، حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در زمین است و حضرت، این انقلاب را و شیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد کرد آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده ، اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می کند و مفهوم ولایت تکوینی اولیای الهی، همین است جنس تهمت هایی که منتجب نیا وارد کرده است، دقیقاً از همان جنس تخریب هایی است که در یک هفته آخر منتهی به انتخابات 84 علیه احمدی نژاد وارد شد و حتی این ادعاها از سوی نمایندگان کاندیدای رقیب در سیمای جمهوری اسلامی نیز مطرح شد!!!


چرا كسي از احمدينژاد دفاع نكرد؟
پيشنهادي براي بازگشت آرامش به فضاي کشور
كد خبر: ۱۳۴۹۱ تاريخ انتشار: ۱۰:۳۴ - ۱۸ تير ۱۳۸۷

با گذشت يك هفته از انتشار يادداشت تند قائممقام حزب اعتماد ملي در روزنامه ارگان اين حزب، هنوز شاهد واكنش قابل توجهي از چهرههاي سياسي و مذهبي كشور در دفاع از دكتر احمدينژاد نبودهايم و واكنشها منحصر به چند مقام دولتي يا چند رسانه وابسته به دولت نهم و حداكثر منتقدان فرمايشي و رسانههاي نور چشمي دولت شده است مقايسه اين سطح از واكنشها با محكوميت گسترده هجمه چند ماه قبل به حجتالاسلام سيدحسن خميني كه مورد اجماع جناحهاي سياسي، روحانيت و مسئولين كشور قرار گرفت، نشان ميدهد كه اگرچه هجمه صورتگرفته به نوه امام به لحاظ محتوايي و لحن بسيار ملايمتر و محدودتر از توهين صورتگرفته به رئيسجمهور بود،اما جامعه سياسي و مذهبي كشور به سادگي از كنار آن نگذشت قائممقام حزب اعتماد ملي در نوشته خود با رديف كردن شايعاتي كه به صورت غيرمستقيم، چهبسا قرار بود به آنها رنگ واقعيت داده شود و برخي از آنها صراحتا توسط رئيسجمهور و سخنگوي دولت تكذيب شده و برخي ديگر همانند سخنان دكتر احمدينژاد در ديدار با آيتالله جوادي آملي تحريف شده بود، عملا رئيسجمهور را مدعي ارتباط با امام زمان جلوه داده و وي را در رديف كساني برشمرد كه به شدت در فقه شيعه نكوهش و طرد شدهاند به ويژه به دليل آنكه در نوشته قائم مقام حزب اعتماد ملي، علما و مراجع مخاطب بودند و با توجه به خدشهها و اشكالات متعددي كه در اين نوشته وجود داشت، دفاع حوزه از رئيسجمهور طبيعي و قابل انتظار بود، اما اين اتفاق نيفتاد و به رغم تفاوت شديد جايگاه دومين مقام رسمي كشور با نوه امام خميني و شديدتر بودن لحن هجمه به رئيسجمهور، كسي در دفاع از احمدينژاد برنخاست به نظر ميرسد مختصر واكنشي هم که از هيأت نظارت بر مطبوعات، كه نهادي دولتي است، و دادستاني تهران بروز يافت، صرفا شكلي و براي رفع و رجوع كردن موضوع بود اما علت اصلي اين سكوت و بي تفاوتي چيست؟ آيا ريشه آن در فضاي حاكم بر جامعه در يكي، دو سال اخير نيست؟ باب شدن هتك حرمت، توهين و افترا نسبت به بزرگان ديني و سياسي و مسئولان گذشته و حال كشور، آن هم در تريبونهاي رسمي و توسط چهرههاي مسئول و مورد حمايت مسئولان در سالهاي اخير، فضايي است كه دست كم طي 27 سال اخير بيسابقه بوده است اين سيل تهمتها و افتراها كه نمونه آخر آن با نام جريان پاليزدار مشهور شده است و طي آن بيش از چهل نفر از چهرههاي مذهبي و سياسي كشور- تنها در يك جلسه سخنراني و توسط فردي كه دفاع جانانهاي از دولت نهم و رئيس آن كرده- متهم به فساد شدهاند، همان نوع عملكرديست كه پيش از اين توسط همسر سخنگوي دولت نيز ـ البته نه با ذكر اسم كارخانه و معدن ـ به كار ميرفت و تا حدي مشمئزكننده و ناپسند جلوه كرده است كه حتي آيتالله جنتي، كه پيش از اين عموما با جريانات حامي دولت نهم همراه و نسبت به انتقاد از ساير دولتها سکوت ميکرد، در خطبههاي اين هفته نماز جمعه تهران، با سکوت نسبت به هجمه به رئيسجمهور، با وجود گذشت دو ماه از جريان پاليزدار، به شدت عليه آن واكنش نشان داد گرچه ممکن است برخي گروهها و افراد که طي ساليان اخير از سوي مقامات دولتي يا رسانه هاي حامي آنان مورد تخريب وهتک حرمت قرارگرفته باشند، از اين وضعيت خشنود باشند و هتک حرمت رئيسجمهور را به نوعي انتقام و اجراي عدالت بدانند، اما بايد توجه کرد كه هزينههاي چنين رويهاي و ايجاد فضاي حرمتشكني و اتهامزني در جامعه سياسي و مذهبي كشور بسيار سنگينتر از آن است كه براي دلشاد شدن گروهي و تسلاي دل آنان بتوان از كنارش گذشت همانگونه كه در دوران اقتدار اصلاحطلبان، برخي مقامات دولتي و چهرههاي برجسته اين جناح و مطبوعات پرشمارشان عليه هر شخصيت و چهره غيرهمراه يكهتازي كردند، پيشكسوتان جهاد و شهادت را عنوان «چكمهپوش» دادند و شخصيتهاي برجسته انقلاب را به عاليجناب سرخپوش و سياهپوش ملقب کردند و هر جريان مستقل سياسي و غيرهمراه با خود را متحجر، فاشيست، مرتجع و طالبان خواندند، اما رهبران اصلاحات به ويژه سيدمحمد خاتمي و سيدمحمد موسوي خوئينيها كه داراي محبوبيت گستردهاي حتي در ميان نيروهاي تندرو اين جناح بودند، آنگونه كه بايد در مديريت تندرويها و مهار تخريب هتك حرمت اقدام نكردند و امروز شاهديم گروه جديدي پيدا ميشوند كه حتي روي افراطيون اصلاحطلب را در هتك حرمت و تخريب سفيد كرده و علاوه بر حمله به اصلاحطلبان، دايره اهانت و هتك حرمت را به حيطه علما و شخصيتهاي مذهبي نيز كشيدهاند و البته همانند افراطيون اصلاحطلب در حمله به پيشكسوتان جهاد و شهادت نيز انرژي فراواني صرف ميكنند القاب مورد استفاده گروه جديد براي رقبايشان به جاي «چكمهپوش، فاشيست، مرتجع و طالبان»، «جاسوس، مزدور، مافيا و دزد» است و همانگونه كه گروه قبل در استفاده از اين القاب بيواهمه و سخاوتمندانه عمل ميكرد، اين گروه نيز بدون كمترين تحقيق و تأملي براي از ميدان بيرون كردن رقباي سياسي يا داغ كردن محافل سخنراني و منحرف كردن افكار عمومي از مشكلات اقتصادي، به سادگي به ابزار اتهامسازي روي ميآورند اما آيا اين پايان كار است؟ مسلما پاسخ به اين سؤال منفي است و همانگونه كه سكوت و كمتوجهي رهبران اصلاحات به تخريب ديگران شرايط ديروز را رقم زد كه بيشتر علما شخصيتهاي سياسي و روحاني كشور از جمله اصلاحطلبان آماج تيرهاي زهرآگين افترا و تخريب شدند، سكوت امروز در برابر توهين به رئيسجمهور نيز آيندهاي تاريكتر را رقم خواهد زد و چه بهتر كه امروز بر دور باطل توهين و افترا نقطه پايان گذاشته شود و ايده آل آنكه اين نقطه پايان دوجانبه باشد يعني از يكسو رئيسجمهور به نمايندگي از دولت نهم، از تمامي چهرههاي سياسي و مذهبي كه طي سه سال گذشته توسط مسئولان دولتي يا رسانههاي حامي دولت مورد تخريب، هتك حرمت، توهين و تهمت قرار گرفتهاند، عذرخواهي و دلجويي كند و رسما اعلام كند كه از اين پس اگر از زاويه دولت و يا با موضع حمايت از دولت حرمتشكني صورت گيرد، شخصا با فرد يا رسانه خاطي برخورد ميكند و از سوي ديگر، رهبران و عناصر مسئول جريانات و رسانههاي منتقد دولت، با مردود دانستن توهين به رئيسجمهور، نقد سازنده و ارزيابي عملكرد دولت نهم را از توهين و حرمتشكني رئيسجمهور و ديگر مسئولان دولتي تفكيك كرده و از عناصر متخلف، تبري جويند همه ما بايد بدانيم در صورت عدم توقف اين جريان، قطعا در آينده جريان تخريب و توهين متقابل وارد حريم مرجعيت و ولايت نيز خواهد شد و در پس اين فحاشيها و تنها نتيجه اين حرمتشكنيها، قرباني شدن مقدسات و اعتقادات مردم است كه كسي صداي آن را نميشنود. بار رواني سنگيني كه اين اتهامسازيها در نيروهاي هوادار سطح پايين جريانات سياسي تحميل ميكند، حتي ممكن است به اقدامات خودسرانهاي نظير ترورهاي سال 1378 منجر شود و يا آنكه فاجعهاي مهيبتر نظير ترورهاي ابتداي انقلاب و از دست رفتن امثال مطهريها و بهشتيها و رجاييها بر جاي گذارد يكي از بركات حادثه هفتم تير و شهادت شهيد بهشتي، اثبات حقانيت وي و بياساس بودن تخريبها عليه ايشان بود اما آيا بايد امروز هم بي تفاوت بمانيم و براي رسيدن به اين نتيجه که به سادگي و با تدبير عقلاي قوم، تحقق آن ممكن است، چنان بهاي سنگيني بپردازيم؟

هر آدم با انصاف و با شعوری به راحتی تشخیص میدهد هدف از این مقاله در هم کوبیدن بیشتر دولت و پشتوانه های آن است این سایت که افراد گرداننده آن جز کثیفترین و خبیث ترین گروهای سیاسی وابسته به جناح معلوم الحال مافیا و باجگیران اینترنتی هستند پس از انتخابات دور نهم ریاست جمهوری به یکباره با تغییر جهت و سمت و سوی سیاسی خود تمام هم وغم خود را برای مخدوش کردن چهره دولت بکار بردند ولی این تهمتها و لجن پراکنی ها وقتی به اوج خود رسید که رییس جمهور در سخنرانی جنجالی قم دست محسن رضایی و باندش را رو کرد و پرده از مساعلی برداشت که مشخص میکرد هزینه یک میلیاردی هر ماهه سایت تابناک فعلی و بازتاب قبلی و تبلیغات ریاست جمهوری ایشان از کجا تامین شده و میشود . قاچاق سیگار از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس.
اما در مورد مسعله پالییز دار به وضوح مشخص شد این مسعله برای خراب کردن وجه دولت و اختلاف اندازی میان دولت و مراجع وشخصیت های نظام صورت گرفته بود اما چیزی که هرگز مشخص نشد این بود که تکلیف حرفهای پالییزدار چه شد؟ اما قسمت بعدی که سایت عصفناک یا تا بانک مورد توجه قرار داده قضیه جاسوسی برای بیگانه توسط موسویان بود که با دخالت آشکارافراد پر نفوذ و بی عرضگی قوه به اصطلاح قضاییه به سرنوشت ماجرای شهرام جزایری و کرباسچی تبدیل شد. با فرق اینکه اینبار رییس جمهور و وزیر اطلاعات هم بعلاوه ملت ضایع شدند و راه برای اینگونه کارها بازتر از قبل شد و نمونه آن را قبل از انتخابات مجلس در رفت و آمدهای پر معنی به سفارتخانه های غربی و معاند نظام میدیدم و البته اینبار ترسی در کار نبود چراکه پشتوانه ای چون مجمع تشخیص مصلحت ... پشتوانه حرکت آنها بود.

البته به نظر من ملت به خوبی دریافت مافیا و جاسوس دزد در قصه ها نیست بلکه در ارکان نظام خفته و بدون هیچ دقدقه ای به مکیدن خون ملت ادامه میدهد تاکی ؟خدا میداند؟
جالب ترین قسمت مقاله بالا پیش بینی ادامه این توهین ها به مراجع حتی مقام معظم رهبری و شاید نوعی تهدید به ترورهای زنجیره ای و حتی ترور مقامات عالی کشور در حد رجایی(رییس جمهور) و بهشتی ها و غیره است که این سایت مزدور و قلم به مزدهای آن با پر رویی خاصی مطرح و در واقع تهدید میکند! و جالب اینکه هیچ صدایی از کسی در نمی آید !!! البته باید دریافته باشید اینکه صدایی از کسی در نمی آید دیگر جالب نیست بلکه عادی و وضعیت نرمال است!!!

در این میان مقام معظم رهبری بارها و بارها با حمایت جدی و قاطع خود از دولت به دهان بد گویان خاک پاشیده ولی باز شاهد برپا شدن قاعله دیگری بودیم .
با فرمایشات گهر بار حضرت آیت الله حجت السلام و المسلیمن ٬ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ٬ رییس مجلس خبرگان رهبری ٬ صاحب انقلاب ٬ آیه کریمه قرآن ٬ هاشمی رفسنجانی بهرمانی بودیم که در جمع فعالان اقتصادی استان خراسان رضوی استارت حمله مجدد به دولت را رقم زدند :

هاشمی رفسنجانی که چندی بود شخصاً در فضای انتقادی تند علیه دولت ورود نمی کرد، در جمع فعالان اقتصادي استان خراسان رضوي در اتاق بازرگاني، صنايع و معادن مشهد، این روند را به روال سابق تغيير داد و از زاویه ای که پیش از این نیز حداقل 3 بار در مجامع عمومی دولت را مورد انتقاد قرار داده بود، ادعا کرد خصوصيسازي انجامشده، با نظر مجمع مطابق نيست. بر این اساس، هاشمی آنچنانکه در سال 83 نیز عمل کرد تا دقیقه 90 حضور قطعی خود در انتخابات را مبهم خواهد گذاشت اما در این فاصله 10 ماهه بر حجم دیدارها و اظهارنظرهای انتقادآمیز درخصوص مسائل روزمره خواهد افزود. البته اگر بتوان این گونه تخریبها را انتقاد نامید. افزایش دیدارهای اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اقشار گوناگون و بازدیدهایی مانند بازدید از تونل در حال احداث متروی تهران، پوشیدن لباس ایمنی کارگران در حال بازدید و انتشار عکس های این بازدید را جزء تاکتیک های تبلیغاتی این نامزد احتمالی قلمداد می کنند.
با این حال، هاشمي در سخنان اخیر خود در مشهد در شرایطی وضعیت خصوصی سازی در دولت نهم را زیر سؤال برده و حتی ادعا کرد ٬ رهبر انقلاب به ما دستور داده بودند که با دولت مدارا کنیم و در این 3 سال مدارا کردیم. اما میتوانیم بگوییم این مدت تمام شده است.
رئیس مجمع تشخیص نظام با انتقاد از سیاستهای دولت در بخش اقتصادی کشور گفت : ما در این سه ساله با قوه مجریه مدارا کردیم .
به گزارش مهر، آیت الله هاشمی رفسنجانی در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی در اتاق بازرگانی این استان ضمن تشریح برنامه های مجمع در حمایت و توسعه از اقتصاد کشور به ویژه در بخش خصوصی تصریح کرد : امروز دولت به کارفرمای بزرگی تبدیل شده است که در بسیاری از حوزه های اقتصادی که اجازه ورود نداشته وارد شده و با دولتی شدن اقتصاد کشور با مشکلات زیادی مواجه شد.
وی عنوان کرد: طبق زمانبن