

براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
اللهم عجل الویک الفرج - والعافیه و النصر - وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه - والمستشهدین بین یدیه - خدایا آرزوی دو رکعت نماز در مسجد الاقصی بعد از آزادیش رو به دلمون نگذار - برحمتک یا ارحم الراحمین.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . شاید از خودتون بپرسید سوپرشیعه چه اسمیه ؟ ابرمرد شیعه نامیست که فقط مختص شیعه بوده و دیگر قهرمان های پوشالی لایق چنین اسمی نیستند اما در اینترنت پیشوند ابر یا فوق العاده برای شیعه وجود نداشت لذا تصمیم گرفتم این خلا را پر کنم
.
:: (پست ثابت)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل الولیک الفرج - والعافیه والنصر - وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه - والمستشهدین بین یدیه

این پوستر با کیفیت بالا - کلیک کنید.
قسمت سمت چپ و انتهای وبلاگ ( آرشیو ) مطالب گذشته است اگر تمایل داشتید می توانید دیگر پست های این وبلاگ را در آنجا مشاهده کنید.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

********************
علی سمیعی مدیریت وبلاگ سوپرشیعه
*******************
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی وقت ها دلم به حال بعضی آدم ها می سوزه ، اصولا عقده حقارت از اون دسته غده ها ی لاعلاج و بدخیمه که نه یکی دو ساله به وجود میاد نه بدون معجزه از بین میره ، بعضی آدم ها دچار این عقده هستند و خودشون خبر ندارند . اگر کمی به اطرافتون با دقت بیشتری نگاه کنید این دسته موجودات رو به راحتی پیدا می کنید. موجوداتی که از خود و خودی بیگانه و با دشمن ، دوست گرمابه و گلستانند. دست آوردهای ملی برای اونها خار چشم و استخوان در حلقومه ، البته حلقوم به این گشادی چه طور تاب این استخوان رو ندارد خودش جای سوال است! یا استخوان خیلی درشت است یا حلقوم اینها به این دست آوردها آلرژی دارد ! اما باز جای سوال است که چطور ٬حلقوم گشاد این افراد به مال حرام بیگانه حساسیت ندارد ؟ بگذریم ، بعد از چند وقتی سری به سایت تابنده آینده و عصر ایران زدم ، تیترها مثل همیشه بوی نامطبوعی را میداد اما یک خط خبری بدجوری اعصابم رو به هم ریخت :
سنگین ترین بمب دنیا در شرکت بوئینگ ساخته می شود: 13 هزار و 608 کیلوگرم!
http://asriran.com/fa/pages/?cid=87475
بزرگترین سلاح غیرهسته ای آمریكا برای سایت فردوی قم!
http://www.ayandenews.com/news/13918
حمله اسراییل به ایران هوایی نخواهد بود ؛ کماندوها می آیند!
http://asriran.com/fa/pages/?cid=87281
این تیتر خبری با آب و تاب به نقل از روزنامه های صهیونیستی غرب نقل شده و در صدر اخبار این سایت های به اصطلاح مستقل قرار گرفته بود. با خودم فکر کردم جوابی بنویسم برای این خبر یا نه ، با کلی کلنجار رفتن با خودم ٬دلم تاب نیاورد و مجبور شدم این پست را برای شما عزیزان بر روی سایت ارسال کنم امید است افکار عمومی کمی در مورد این جریانات تامل کنند گرچه افکار عمومی نظر خود را در 22 خرداد به وضوح نشان داد، اما این نوشتار تلاشی است مضاعف برای رفع تشویش از اذهان ملت عزیز ایران اسلامی .
علی سمیعی
این مقاله درارای 4 بخش است :
1-بررسی اختصاری اخبار سایت های عامل دشمن
2-بررسی احتمال و امکان سنجی حمله سخت دشمن خارجی
3- بررسی چگونگی تهاجم حمله کنندگان
4- بررسی جواب های احتمالی ایران به حمله فوق الذکر.
* بخش اول (بررسی اختصاری خبر سایت های عامل دشمن)
در تیتر خبر این گونه آمده است : بزرگترین سلاح غیر هسته ای آمریکا برای سایت فردوی قم !
هر کسی با دیدن این تیتر به فکر فرو می رود و سوالات بسیاری در ذهنش ناخودآگاه نقش می بندد از جمله :
1- مگر قرار است به ایران حمله شود ؟
2-این سلاح برای حمله به سایت های هسته ای ایران و علی الخصوص فردو طراحی شده است ؟
3- مگر سایت فردو امن ترین سایت هسته ای ایران نام نگرفته بود ؟
4- پس گفتگو های دو طرفه و چند طرفه در ژنو و بسته پیشنهادی ایران چه شد ؟
و در نهایت تشویش افکار عمومی نتیجه مطلوب این دست مقاله های زیبا و دشمن شاد کن خواهد بود !
اما آنچه حائز اهمیت است اینکه با فروکش کردن طب جنگ روانی حمله اسرائیل به ایران آن هم پس از سلسله اقدامات بازدارنده جمهوری اسلامی ایران مانند : رزمایش موشکی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ، افشای وجود یک سایت فوق امنیتی در عمق کوهستان های مرکز کشور (سایت فردو) ، مذاکرات ژنو با شش کشور از جمله آمریکا و ... گویا دنباله های داخلی آن دشمنان هنوز دست از کوبیدن به طبل جنگ بر نمی دارند و به قول معروف نان خود را در بزرگ نمایی دشمن فرضی و بی ثبات نشاندن فضای پیرامون کشور می بینند ، اما چرا ؟ طبق یک بررسی کاملا ساده مشخص می شود این حرکت از دو حالت خارج نیست :
الف- این خبرگزاری ها عامل مستقیم دشمن بوده و در راستای تامین منافع آنها این گونه اخبار بی ارزش را بزرگ نمایی کرده و با شانتاژ تبلیغاتی سعی در مشوش کردن اذهان عمومی مردم دارند تا با خدشه دار کردن منافع ملی و بی ثبات سازی اذهان مردم زمینه ساز حرکات بعدی دشمنان از خارج باشند.
ب- این رسانه ها با بی بصیرتی تمام ، دولت اصولگرای منتخب ملت را بر نمی تابند لذا سعی می کنند با تشویش اذهان عمومی و بی ثبات نشان دادن وضعیت عمومی کشور، سیاست های داخلی و خارجی دولت را زیر سوال برده تا به نوعی حرف جناح مطبوع خویش را بر کرسی بی عقلی خود بنشانند .
در هر صورت این عمل با منافع ملی کشور در تعارض جدی قرار می گیرد و باید توسط دستگاه های ذیربط مورد مطالعه ، تحقیق و در صورت لزوم برخورد قانونی قرار گیرد.
اما باز این سوال وجود دارد که آیا این حرکت مذبوحانه طبق نص صریح قانون اساسی تشویش اذهان عمومی نیست ؟ آیا فقط کسی که با سلاح گرم وسرد در معابر عمومی مردم را به وحشت می اندازد سزوار محاکمه است ؟ گرچه همان هم با رافت بی جای برخی مسئولین لوث شده و متاسفانه ژنرال های این جریان در حال تدارک آشوب بعدی می باشند!
در متن خبر سایت آینده رسانه منتصب به فرزند یکی از مسئولان عالی نظام و رئیس یکی از ارگان های قانون گذاری کشور چنین آمده است :
(AP) آسوشیتدپرس می نویسد :
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد: پنتاگون تولید و تحویل یك بمب بسیار بزرگ كه قدرت نفوذ در زیر زمین را دارد را به سرعت دنبال می كند كه این بمب می تواند در پناهگاه هایی كه با 10000 پوند سیمان تقویت شده نفوذ كرده و آنها را نابود كند.
AP می گوید: این طرح به "طرح بی" برای مقابله با ایران نامگذاری شده است كه برای مقابله با یك سایت ایران كه در منطقه قم در زیر كوهها ساخته شده است، به كار گرفته می شود.
بمب 15 تنی نیرومند كه "نفوذ كننده عظیم نظامی" یا M.O.P نامیده می شود، بزرگترین سلاح غیرهسته ای آمریكاست كه در تجهیزات نظامی این كشور مورد استفاده قرار می گیرد و قدرت حمل 5300 پوند مواد انفجاری را دارد و قدرت آن ده برابر سلاحهایی است كه برای جانشینی آن مورد نظر قرار گرفته اند.
هم اكنون پنتاگون یك قرارداد 52 میلیون دلاری برای سرعت بخشیدن به تولید این بمب و جاسازی آن روی بمب افكنهای بی-2 استیلث منعقد كرده است.
پنتاگون از ارائه این مطلب كه آنها این بمب را برای تجهیزات ایران یا كره شمالی می سازند امتناع ورزیده است.
جوف مورال، سخنگوی پنتاگون گفت: این فقط یك امكان است كه ما فكر می كنیم بتواند برایمان در آینده كارایی داشته باشد. این تغییر و تحولات بعد از اینكه پنتاگون به كنگره آمریكا برای در اختیار قراردادن بودجه برای تولید این بمب مراجعه كرده، شرایط جدیدی به خود گرفته است .
بمب های كه به هدایت شده معروف هستند قابلیت سوراخ كردن زمین را داشته و در نتیجه توانایی رسیدن به پناهگاهها را دارند.
پایان خبر آینده .
توضیح مختصر ( هر پوند معادل 453 گرم است )
در متن خبر تاکید بسیاری بر تیتر اصلی این متن یعنی رسیدن بمب به پناه گاه های زیر زمینی وجود دارد که این امر متاسفانه نشان دهنده نیت سوء گرداننگان سایت مورد اشاره است که دلایل آن در قسمت بالا ذکر شد.
*بخش دوم(بررسی احتمال و امکان سنجی حمله سخت دشمن خارجی)
اما قسمت دوم این مقاله به صورت اختصار به فرضیه چماق بزرگ غرب علی الخصوص آمریکا و رژیم صهیونیستی واحتمالات حمله موثر به ایران اختصاص می باید .
قبل از هر چیز باید فرضیه حمله محتمل را بپذیریم (مثلا حرفا ! ) بعد طبق این فرض تقریبا محال ٬گزینه های احتمالی را بررسی کنیم.
اگر فرض کنیم آمریکا یا احیانا رژیم صهیونیستی در جهت کند کردن برنامه هسته ای ایران دست به اقدامی جنون آمیز بزنند فرقی نخواهد کرد اسرائیل شروع کننده باشد یا آمریکا بلکه آنچه مهم خواهد بود این است که در صورت بروز این سطح از درگیری طرف دوم(آمریکا یا اسرائیل) بدون کوچکترین شک وارد نبردی جهنمی ٬ وسیع و طولانی مدت خواهند شد.
در صورتی که اسرائیل بخواهد دست به چنین اقدام جنون آمیزی بزند نیروی هوایی این رژیم باید از چند کشور (حریم هوایی) مشخص عبور کرده و به قتلگاه خود پا بگذارند . این امر امکان پذیر نخواهد بود مگر با همکاری کشورهای منطقه علی الخصوص همسایگان هم مرز با کشور ما که سال هاست پایگاه های متعددی در اختیار دشمن فرامنطقه ای ایران و ملت های منطقه قرار داده اند . اما در این صورت کشورهایی که به دشمن ما حریم داده اند خود خواسته وارد این جنگ خواهند شد و تبعات آن را هم باید بپذیرند ، پس لاجرم دایره جنگ به گستردگی یک منطقه بسیار وسیع خواهد بود .

اما در این حالت آمریکا به صورت ائتلافی با کشور ما درگیر خواهد شد لذا وضعیت برای ما کمی تغییر خواهد کرد. از آنجا که در بررسی معادلات جنگی توان حداکثری دشمن مورد بررسی قرار می گیرد بهتر و کاملتر آن است که فرض حمله یکجانبه اسرائیل یا ایالات متحده را در این بحث حذف کنیم پس به طبع نیروهای مهاجم فرضی به ایران ائتلافی فرض خواهند شد. این فرض عقلانی و قابل تصورتر خواهد بود.
بخش سوم (بررسی چگونگی تهاجم حمله کنندگان)
فرض حمله به ایران را محتمل در نظر گرفتیم پس موارد زیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت :
از آنجا که حمله زمینی یا دریایی به ایران عملا در شرایط کنونی دشمن، غیر ممکن خواهد بود حمله هوایی مد نظر قرار گرفته و مورد بررسی قرار خواهد گرفت .
با توجه به توضیح بالا فرض بر این قرار می گیرد نیروهای ائتلافی با اسکادرانهای زیاد برای هدف قرار دادن مراکز هسته ای – نظامی – اقتصادی و احیانا سیاسی وارد عمل خواهند شد . همانطور که به وضوح روشن است هواپیمای جنگی، بدون بمب یا موشک از تفنگ بی فشنگ بی خاصیت تر است . اگر قرار باشد ابر بمب غیر هسته ای آمریکا یا هر بمبی ( حتی بمب های مینیاتوری هسته ای نسل جدید"3- 4- 5 ") به سایت های هسته ای یا نظامی زیر زمینی ما نفوذ کند باید این نکته مورد بررسی قرار بگیرد که یک بمب کوچک یا بزرگ مثل همین بمب 15000 کیلوگرمی با چه وسیله ای ، از چه مسیری و در چه سطحی مورد استفاده قرار خواهد گرفت ؟
با توجه به ابعاد این حمله استفاده گروه اعتلاف از ظرفیت موشکی هم محتمل خواهد بود اما یک حمله تاثیر گذار احتیاج به امری فراتر از موشک باران از راه دور خواهد اشت.
توضیحی مختصر پیرامون ابر بمب غیر هسته ای آمریکا و برخی بمب های هسته ای نسل جدید:
MOAB يا مادر تمام بمب ها (Mother of all Bombs) :

در اولین تست MOAB در ایالات متحده به سال 2003 از تریتونال استفاده شد (TNT 80% Al20%) در این بمب از 8200 کیلو ماده منفجره استفاده شده که با یک مکانیزم خاص بازده انفجار به 11,000کیلوگرم TNT میرسید.
بمب 15 تنی نفوذ كننده عظیم نظامی یا M.O.A.P نسل جدیدی از بمب های غیر هسته ای است که در ظاهر برای زدن قرارگاه های زیر زمینی نفوذ ناپذیر طراحی شده ، شاید جالب ترین نکته در مورد این بمب آن باشد که بزرگترین ویژگی این بمب (وزن بالا) در عین حال بزرگترین عیب آن نیز هست . گفتنی است که روسیه در رقابتی تنگاتنگ با ایالات متحده بمبی با نام ( F.O.A.B :father of all bombs) پدر همه بمب ها با قدرت انفجاری چند برابر آزمایش کرد. در این بمب از 7100 کیلوگرم ماده منفجره استفاده شده بود ولی بازده انفجار معادل 44,000 کیلوگرم TNT بود.
اما در ادامه بررسی این مقاله به مابقی سوالات بالا جواب می دهیم :
این بمب ها قرار است با چه وسیله ای حمل شود و به سایتی مثل فردو برسد ؟
همانطور که بهتر می دانید هر حمله موثر هوایی باید به صورت بمباران نقطه ای ، دقیق و برنامه ریزی شده انجام شود تا بتوان نتیجه مطلوب را بدست آورد ، در دکترین نیروهای نظامی غرب سیطره هوایی حرف اول و آخر را می زند ، یعنی در این چند سال به وضوح دیده شده کشور مورد هدف تا روزها با حجم بسیار زیاد بمباران می شود (تاکتیک زمین سوخته) و بعد نیروهای دیگر عمل کننده ، ائم از چترباز، گاردهای خط شکن (آونگارد) تکاور و سایر نیروهای مثل نیروهای زرهی به عمق استراتژِک کشور مورد نظر حمله کرده و کار را تمام می کنند! (مثل عراق یا افغانستان !!!)
برای بمباران دقیق باید در فاصله نه چندان زیاد از منطقه مورد هدف قرار گرفت تا بتوان عملیات بمباران را با موفقیت به انجام رساند ، بمباران سایت های ایران با توجه به محل قرار گیری آنها (نقاطق مرکزی کشور) و نحوه چینش استراتژیک آن ها (بیش از صد سایت هسته ای و هزاران سایت نظامی یا اقتصادی ) برای یک اسکادران کوچک با تعداد بمب های محدود بسیار دشوار و غیر ممکن می نماید اما اگر دشمن از بمب های کوچک هسته ای نسل جدید بهره گیری کند وضع متفاوتی به وجود خواهد آمد.

در هر صورت تعداد قابل توجهی بمب افکن نیاز است تا سایت های ایران بمباران شود. با توجه به این موضوع بخش بعدی مقاله در بررسی بمب افکن هایی که توانایی حمل بمب های حجیم (مثل بمب M.O.A.B یا بمب های هسته ای سنگر شکن ) را دارند اختصاص می یابد.
- بررسی بمب افکن های استراتژیک حمال بمب های فوق سنگین و سنگر شکن
تنها یک بمب افکن شناخته شده در نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا به عنوان قوی ترین عضو پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) قابلیت حمل این هیولاهای ویرانگر را داراست و آن بمب افکن رادارگریز-پنهانکار( استلیث ) بی 2 (B-2 ) معروف به روح (SPIRIT ) است . خوب چگونگی حمل این بمب های مشخص شد. اما توضیحات مختصری درباره این بمب افکن استراتژیک - روح ، بی- 2 :

شرکت نورثروپ گرومن ، بوئینگ ، گروه سیستم های راداری هاگز و شرکت موتورسازی جنرال الکتریک به اتفاق هم یک هدف مشترک را دنبال کردند و آن ساخت هواپیمای غول پیکر و بسیار مدرنی به نام روح یا spirit بود . هواپیمای بمب افکن چندمنظوره سنگین بی - 2 ملقب به شبح توانایی حمل تسلیحات اتمی و غیراتمی سنگین را تا فواصل بسیار طولانی داراست.

این هواپیما که بیشتر شبیه یک بال پرنده است توانایی پرواز تا ارتفاع پنجاه هزار پایی و قابلیت سوختگیری در آسمان را نیز دارا می باشد . این بمب افکن با یک بار سوختگیری می تواند شش هزار مایل دریایی یعنی حدود ۹۶۰۰ کیلومتر را طی کند و این امر قدرت رسیدن به هر نقطه ای از این کره خاکی را به او تنها در چندساعت اهدا می کند. این هواپیما از بالا حالت دبلیو شکلی دارد.
توضیح : (یک مایل دریایی برابر با ۱۸۵۲ متر است).
این هواپیما توسط چهار موتور قدرتمند توربوفن شرکت جنرال الکتریک با مدل اف - 118 - جی ای 100تجهیز شده که تمامی موتورها به صورت دو به دو در داخل بدنه جای داده شده اند. هرکدام از موتورهای بی- 2 ۱۷۳۰۰ نیوتن نیرو فراهم می کنند و با چنین نیروی بالاییست که سرعتی نزدیک سرعت صوت(نه سرعت مافوق صوت ! ) به دست می آید. این موتورها مجهز به سیستم کنترل حرارت هستند تا کمترین حرارت را از خود نشان دهند و رادارهای حساس حرارتی نتوانند آنها را به آسانی رهگیری کنند.
نخستین عملیات اجرایی نظامی بی- 2 عملیاتی در خاک صربستان بود . این شبح آلیاژین عملیات پروازی ای را که با هدف تخریب خاک صربستان انجام شد با موفقیت کامل به اتمام رساند و سالم به خاک آمریکا بازگشت.این عملیات عملیاتی بدون توقف از پایگاه میسوری آمریکا به کزوو و دوباره بازگشت به پایگاه میسوری بود که با موفقیت کامل به انجام رسید . طولانی ترین عملیات B-2 از پایگاه وایتمن در میسوری تا افغانستان به ثبت رسیده است. در عملیاتی دیگر یک هواپیمای بی-2 آمریکا که از پایگاه خود در میسوری برخاسته بود تا سفر رفت و برگشت بدون وقفه 34 ساعته به عراق را طی کند، حدود 80 بمب حدودا 250 کیلوگرمی بر یک پایگاه نظامی عراق تخلیه کرد.


پايگاههاي شناخته شده / B-2
تا اوائل سال 2003، پايگاه نيروي هوايي ايالات متحده به نام وايتمن واقع در ميسوري، مركز اصلي عملياتي بمبافكنهاي B-2 محسوب ميشد. سپس تاسيسات ويژه تعمير و نگهداري B-2 ها در پايگاه نظامي مشترك بريتانيا و ايالات متحده به نام ديگوگارسيا واقع در اقيانوس هند ساخته شد. به دنبال آن و در سال 2005، اين تاسيسات در جزيره گوآم نيز استقرار يافتند. تجهيزات ويژه اين تاسيسات، در پايگاه نيروي هوايي بريتانيا به نام Fairford در Gloucestershire انگلستان ساخته شدند.
مشخصات فنی بی- 2
طول: ۶۹ فوت (20.9 متر)
ارتفاع: ۱۶ فوت (5.1 متر)
فاصله بین دو سربال: ۱۶۲ فوت (52.12 متر)
مساحت سطح بال: 5.۴۶۴ متر مربع
محصول : شرکت نورثروپ گرومن ایالات متحده امریکا با همکاری شرکتهای بوئینگ، گروه سیستم های راداری هاگز ، موسسه آموزشی هاگز ، شرکت موتورسازی جنرال الکتریک ، شرکت راکول کالینز با همکاری نیروی هوایی ایالات متحده .
قابليتها
حداكثر سرعت: 764 كيلومتر بر ساعت = 475 مايل بر ساعت = 410 نات بر ساعت
برد: 12000 كيلومتر = 6500 مايل = 5600 ناتيكال مايل
سقف پرواز خدمتي: 15000 متر = 50000 فوت
وزن بارگذاري بال: 329 كيلوگرم بر مترمربع = 67.3 پاوند بر فوت مربع
نسبت كشش به وزن: 0.205
شناسنامه كلي
نوع هواپيما: بمبافكن استيلث (مخفي از رادار)
سازنده: نورثروپ – گرومن
اولين پرواز: 17 / 07 / 1989
ورود به خدمت: آوريل 1997
وضعيت: عملياتي
كاربر: نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا
تعداد ساخته شده: 21 فروند
قيمت: 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار (در سال 1998)
اما سوال بعدی اینجا هنوز باقی است :
روح مثلا 2/1 میلیارد ! (به ارقام زیاد توجه نکنید این یانکی ها مزخرف زیاد میگن ! )دلاری چگونه باید وارد حریم سرزمینی ایران اسلامی شود ؟
طبق اطلاعاتی که درباره این بمب افکن غول پیکر وجود دارد بزرگترین شاخصه آن که رادارگریز بودنش است زیاد جنبه قطعی نداشته و می توان به اشکال مختلفی آن را تحت شناسایی قرار داد. این مسئله در ادامه مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

یک بمب افکن بی- 2 بدون اسکورت هواپیماهای جنگنده مثل یک کودک بی پناه خواهد بود. به خوبی میدانید که در این نوع بمب افکن ها و اختصاصا این بمب هدایت شونده(M.O.A.B) ، لازم نیست بمب افکن درست بر روی سایت مورد هدف قرار بگیرد بلکه این بمب ها از فاصله زیاد قابل پرتاب و با هدایت ماهواره ای به نقطه انفجار خواهد رسید. اما این فاصله دارای محدوده ای است که با توجه به محل قرار گیری تاسیسات اصلی هسته ای ایران از جمله نطنز ، فردو ، یو سی اف اصفهان ، راکتور اراک و ... بمب افکن های مورد نظر باید حتما وارد حریم هوایی ایران شده و قابلیت پرتاب بمب خارج از محدوده سرزمینی ایران با توجه به نوع حمله (وسیع) امکان پذیر نخواهد بود.

پس تا اینجا مشخص شد تعداد زیادی بمب افکن بعلاوه اسکورت هایشان باید وارد حریم سرزمین ما شوند. اما سوال دیگری پیش می آید این حجم از عدوات هوایی از چه مکان هایی قابلیت پرواز برای بمباران مراکز هسته ای یا نظامی ایران را خواهند داشت ؟
پایگاه های نیروهای آمریکایی و ائتلاف در منطقه آنچنان هم که گفته می شود ناشناخته نیستند و همگی آنها زیر چتر اطلاعاتی و اگر لازم باشد عملیاتی ایران اسلامی قرار دارند با توجه به برخی مسائل تنها کمی از اطلاعات بدون رده بندی امنیتی در مورد این پایگاه ها به اختصار پیش روی شما قرار خواهد گرفت :

در عکس فوق پایگاه های دیگری نمایش داده شده که ما از ماهیت آنها با خبر نیستیم .
(به زبان ساده تر : عکس تزئینی می باشد ! )
1) سر فرمرماندهي مركزي پنجم نيروهاي دريايي آمريكا در منامه ( بحرين)
2) سر فرماندهي مركزي نيروهاي هوايي آمریکا در منطقه اسكان ( عربستان سعودي)
3) سر فرماندهي مركزي ارتش آمریکا ( كويت)
4) تيپ تجهيزات سنگين زميني آمریکا ( كويت و قطر )
5) تيپ تجهيزات نيروي هوايي معروف به { عقاب} در منطقه ( سيب /عمان)
6)پايگاه سوخت رساني نیروی هوايي آمریکا ( امارات متحده عربي)
7) ستاد فرماندهي نيروهاي مشترك در (كابل افغانستان) كه با نيروهاي ناتو همكاري ميكنند .
8) لشگر 76 در (افغانستان) كه مسئوليت اجراي عمليات هجومي در سرتاسر افغانستان را بر عهده دارد. 9)لشگر عمليات مشترك در (شاخ آفريقا) كشور ( جيبوتي)
10) لشگر عمليات مشترك با شماره 150 - كه شامل فرماندهي چند مليتي در (منامه) است كه فعلا 9 ناو را براي محافظت ( شما بخونيد صدور نا امني ) از درياي سرخ و اقيانوس هند در خود جاي داده است.
11) ستاد فرماندهي نيروهاي مشترك نيروي هوايي ایلات متحده علاوه بر مركز عمليات هوايي . در "عديد" (قطر).
12)مقر نيروهاي مركزي در اردوگاه "السيلية" (قطر).
13)مقر فرماندهي مركزي عمليات ويژه (قطر).
14)نيروهاي چند مليتي در 14 پایگاه مستقل (عراق).
15)فرماندهي آموزش نيروهاي امنيت ملي، مقر نيروهاي چند مليتي."اعتلاف" (مشترکا افغانستان – عراق ).
16)هيئت نظامي ناتو براي آموزش كه بر روي آموزش افسران عراقي متمركز است.(بغداد-عراق)

17)ستاد فرماندهي نيروهاي همپيمان زميني (كويت).
18)فرماندهي مركزي نشر و توزيع وزرات دفاع (كويت).
19)واحد اطلاعاتي، مراقبتي و نظرسنجي در پايگاه هوايي "الظفرة" (امارات متحده عربي).
20)پايگاه هوايي نيروهاي آمریكايي در شمال كابل با نام " بگرام" ( افغانستان).
21)پايگاه هوايي در "قندهار" ( افغانستان).
22)پايگاهي امدادرساني و انتقال تجهيزات در شمال بغداد منطقه " البلد " (عراق).
23)يكي از بزرگترين مراكز نظامي هوايي و امداد رساني اصلي براي نيروهاي موجود در "الانبار" با نام "الاسد" (عراق).
24)پايگاه هوايي "التليل" در جنوب (عراق).
25)اردوگاه "التاجي" در 20 مايلي "شمال غرب بغداد" (عراق).
26)پايگاه ارتش عراق در نزديكي شهر "نومي" ( عراق)
27)پايگاه "الكسيك" در شمال "موصل"( عراق).
28)پايگاه بسيار استراتژيك نیروی هوایی آمریکا " انجرليك " ( تركيه).
29) پايگاه هوايي در جزيره استراتژيك ديوگوگارسيا ( بمب افکن های ایالات متحده از این پایگاه برای بمباران افغانستان استفاده کردند) جزيره ديگوگارسيا " Diego Garcia "یکی از مستعمرات بريتانيا ميباشد و در اقيانوس هند – حدود 1600 كيلومتري جنوب هندوستان - واقع است. اين جزيره از جنوبي ترين ساحل ايران، فاصله اي در حدود 3400 كيلومتر دارد.
30) پایگاه نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا در (جزيره گوآم " "Guam) که در غرب اقيانوس آرام قرار دارد.
31) یکی دیگر از پایگاه های هوایی آمریکا ( گلوسترشر " Gloucestershire " :شهري در جنوب غربي انگلستان است.)
اطلاعات فوق متعلق به یک سال و نیم پیش می باشد !
سوال دیگری که مطرح خواهد شد این است که مگر می توان استیلث ها را شناسایی کرد ؟ و سوال بعدی در صورت شناسایی با چه ابزرای می توان مورد هدف قرار داد ؟
-بمب افکن های بی 2 دارای 3 نقطه ضعف عمده شناخته شده هستند :
۱- از پشت استیلث نیستند . در واقع از پشت مثل یک لکه بزرگ بر سطح هر رادار درپیتی(بنجلی) دیده می شوند. همانطور که می دانید اگر رادار جسمی را شناسایی کند زدن این جسم با موشک های هاوک هم قابل انجام است چه برسد به اس -200 و اس-300 های پدافند ملی با برد بسیار زیاد ! (ایران از رادار های غیر فعال و آرایه های فازی هم بهره می برد .)

۲-هر راداری اگر امواجش فوق (بالای) این بمب افکن قرار بگیرد به راحتی این غول را شناسایی خواهد کرد. به زبان ساده تر یک هواپیمای شناسایی ای وکس می تواند این غول شکست ناپذیر را به آهن پاره ای تکه تکه شده تبدیل کند فقط کافی است مشخصات دقیق محل حرکت این بمب افکن به پایگاه های آفندی و پدافندی داده شود . (نیروهی هوایی ایران از این رادارهای پرنده برد بلند(ایوکس) بهره می برد).

۳- این بمب افکن در لحظه پرتاب بمب یا موشک از حالت استیلث (پنهاکاری و رادارگریزی) خارج شده و قابل رهگیری خواهد بود.

با این وضعیت باز فرصت زیادی برای زدن این بمب افکن ها و عیضا بمب ها و موشک هایشان وجود خواهد داشت .
به تاريخ 2 سپتامبر 1996، در يك بحث جنجالي، صنايع هوافضاي بريتانيا (BAe) يك فيلم ويدئويي به نمايش درآورد. در آن فيلم نشان داده ميشد كه بمبافكن رادارگريز B-2 كه در ارتفاع كم در حال پرواز بود، توسط سيستم دفاع هوايي بسيار قديمي رپير (Rapier SAM system) در محل پايگاه هوايي فارنبرو (Farnborough) مورد رهگيري و شناسايي قرار گرفته است. اين سيستم قديمي رپير، به تازگي مورد بهينهسازي رادار و سيستمهاي شناسايي قرار گرفته است و بر طبق ادعا و مستندات مقامات Bae، ميتواند چنين هواپيماهايي را به راحتي مورد شناسايي و رهگيري قرار دهد.
اما همانطور که گفته شد بی-2 باید اسکورت شود.
در مورد اسکورت ها می توان گفت این اسکورت ها طبق یک قائده کاملا مشخص از دایره چند جنگنده شناخته شده خارج نخواهند بود. این قائده خدشه ناپذیر بسیار ساده است ، اسکورت های بی- 2 باید مثل خود بمب افکن بی- 2 ، استیلث (رادار گریز) باشند وگرنه فعل استفاده از بی- 2 بی معنی خواهد بود .
جنگنده های استیلث عملیاتی مفروض به شرح زیر هستند :
1- اف -117 ( این جنگنده در جنگ بالکان در مقابل یک میگ 19 نیروهای صرب با یک موشک هوا به هوا سرنگون شد ! در بخشی مجزا قسمتی از نیروهای هوایی ایران را برای شما معرفی خواهیم کرد.)


2-اف-22
این هواپیمای فوق العاده پیشرفته ! برای ایجاد امواج ضد راداری و جنگ الکترونیک ٬ قبل از اسکادران اصلی وارد خاک کشور هدف خواهند شد تا با ایجاد اختلال در سیستم راداری دشمن راه را برای ورود ناوگان اصلی هموار کنند . به احتمال زیاد این هواپیماها با موشک های ضد رادار تجهیز خواهند شد.

3-اف-35
استفاده از این هواپیما در جنگ نزدیک قابل تصور نیست زیرا هنوز به صورت گسترده عملیاتی نشده است .

این هواپیماها با توجه به قابلیت های مختلف از جمله رادارگریزی و استفاده از تکنولوژی های پیشرفته مانند جنگ الکترونیک می توانند گزینه های احتمالی باشند . در ضمن این جنگنده ها می توانند در موقع لزوم نقش بمب افکن های ثانوی را هم برای اسکادران مهاجم بازی کنند .
با توجه به اینکه ایران در زمینه جنگ الکترونیک و تجهیزات ضد جنگ الکترونیک به پیشرفت های شگرفی دست پیدا کرده نگرانی خاصی از این بابت وجود ندارد . به عبارت ساده تر اگر هواپیماهای آونگارد(خط شکن) با توانایی از کار انداختن رادارها به حریم هوایی ما وارد شوند این توان در نیروهای پدافندی ما وجود دارد که با این مهمانان ناخوانده برخورد متناسب را داشته باشند! ( از کار افتادن تجهیزات الکترونیکی و راداری نیروهای فرا منطقه ای در خلیج فارس در یک مرحله از مانور نظامی سال های گذشته سپاه و ارتش گواه این مدعاست !)
در مقابل تهاجم این دشمن اعتلافی دو فرض کلی مطرح می باشد :
۱- دفاع پیشدستانه ایران در مقابل حمله پیشدستانه نیروهای اعتلاف
۲-دفاع ثانویه با استفاده از ضربه دوم به عنوان یک اصل انسان دوستانه
در حالت اولیه نیروهای آفندی ایران با توجه به ۱۰۰٪ بودن احتمال و امکان حمله دشمن در یک حرکت پیشدستانه اصل غافلگیری را رعایت کرده و دشمن را در یک مخمصه غیر قابل تصور قرار می دهند . این دکترین مبتنی بر اصل دفاع بیرون از خانه با توجه به خطبه ۲۷ نهج البلاغه امیر مومنان علی علیه السلام انجام خواهد گرفت ( خار و ذلیل نشد ملتی ٬ مگر با دشمن در خانه اش جنگید ! ) این دکترین در جنگ ۳۳ روزه لبنان و در دستگیری جاسوسان انگلیسی و آمریکایی در اروند رود مورد آزمایش قرار گرفت . در این وضعیت ابتکار عمل بسیار بالایی برای ما وجود خواهد داشت و دشمن در بدترین وضعیت قرار خواهد گرفت .
اما در حالت ثانویه ما بعد از تهاجم دشمن عملیات آفندی و پدافندی خود را به اجرا خواهیم گذاشت .
در مورد حجوم اسکادران های جهنمی دو فرض کلی وجود دارد :
1- ایران قبل یا حین اجرای عملیات مهاجمین از حمله با خبر می شود که در نتیجه اتفاقات زیر قابل پیش بینی خواهد بود :
الف- درگیری یگان های پدافندی برد بلند و متوسطی مانند واحد های HAWK- SA-2 - اس- 200 SA-5 و (SA-6 ) اس - 300 SA-10.
توضیح بسیار مختصر :
با ترکیب سیستم های پدافندی بلند و کوتاه بردی چون تور ام -1 اس-300 و اس ۲۰۰ -هاوکهای ساخت داخل-سام ۶ و ... که میتوانند ابتدا از فاصله ۲۰۰ الی ۱۵۰کیلومتری تا ۵۰ کیلومتری بوسیله اس-300 با دشمن درگیر شد سپس سیستمهای میانبرد اس-۲۰۰ و هاوک تولید داخل که بردشان دو برابر شده است از فاصله 50 تا 10 کیلومتر با دشمن درگیر میشوند و در نهایت اگر دشمن توانسته باشد از دو پدافند قبلی عبور کند به سیستم تور ام -۱ برخورد کرده و مسلما شکست خواهد خورد . در ضمن سیستم های پدافند لوله ای تمام اتوماتیکی چون سماوات و توپ های زنجیره ای تمام اتوماتیک ۱۰۰ میلیمتری نیز پوشش نهایی را خواهد داشت.
سامانه پدافند موشکی هاوک (HAWK) :

موشک سطح به هوای میانبرد هاوک (MIM-23 HAWK) ساخت شرکت آمریکایی(Raytheon) است و Hawk مخفف Homing All the Way Killer است . Mim-23c Hawkسامانه پدافند هوایی هاوک این سامانه ستون فقرات پدافند هوایی ایران را تشکیل میدهد تعداد 36 آتشبار هاوک با 1800 موشک در قالب 12 گردان به ارزش 600 میلیون دلار در 1976 وارد یگان پدافند هوایی ایران گردید این سامانه بعد ها به استاندارد I-HAWK ارتقاع یافت که شامل سیستم های ECCM مدرنتر بود در جریان جنگ تنها بر فراز فاو موفق به شکار 70 فروند انواع تجهیزات هوایی گردید. موشک هاوک به شکل استوانه باریک و کشیده با چهار بال دلتایی شکل هستش که از انتها تا میانه های موشک امتداد دارند . موشک هاک ای (MIM-23A) 5.08 متر طول و قطر 37 سانتی متر داره و طول بالها هم 1.21 متر و وزن نمونه ابتدایی موشک هاک 548 کیلوگرم شامل یک سر جنگی54 کیلوگرمی هست و حداقل برد آن 2 کیلومتر و حداکثر برد عملیاتی آن هم ۵۰ کیلومتراست که قابلیت نابود کردن اهدافی با ارتفاع 60 متر تا 11 کیلوکتر از سطح زمین را دارد . موشکهای هاوک بی تا ام (MIM-23 B/C/D/E/F/G/H/J/K/L/M) طول5.03 متر و قطر 37 سانتی متر دارند و وزن آن هم 638 کیلوگرم شامل سر جنگی 75 کیلوگرمی هست و میتوانند اهدافی را در محدوده 1.5 تا 35 کیلومتری در ارتفاع60 متر تا 18 کیلومتر مورد حمله قرار دهند . موشکهای هاوک مدل بی تا ام سرعتی در 500 متر در ثانیه دارند و قابلیت انفجار سر جنگی به وسیله هدایت رادیویی را دارند و مجهز به جستجو گر نیمه فعال هستند و تا 15 جی هم میتوانند فشار را تحمل کنند .

نیروی هوایی ایران اعلام کرده با انجام تغییراتی در موشک هاوک این موشک میتواند توسط هواپیماهای اف 14 به عنوان یک موشک هوا به هوا شلیک شود .البته ابتکارات ایران هنوز تموم نشده و ایران با انجام تغییرات در سامانه زمینی موشک هاوک در قسمت لانچر و سایر قسمتها اعلام کرده که از سیستم موشکی هاوک برای شلیک همزمان موشکهای RIM-66 و AGM-78به همراه موشک هاوک استفاده کند. طبق اطلاعات متقن ایران از خط تولید این موشک بهره برداری کرده و حداقل از ۲۰ گردان این سیستم پدافندی استفاده می کند. (۲۰ گردان تقریبا معادل ۲۵۰ لانچر(پرتابگر) است).
سامانه پدافند موشکی سام- 6 با کد اختصاصی (SA-6) :

SA-6 موشكي است زمين پايه ، برد متوسط ، با پيشران از نوع رامجت ، مخصوص دفاع از صحنه ي عمليات و میانبرد ، طول موشك 5.8 متر ، قطر آن 34 سانتي متر و وزن آن 600 ك.گ. است كه 59 ك.گ. آن مربوط به سرجنگي حاوي مواد منفجره ي شديد(HE) مي باشد. پيشران موشك تركيبي از بوستر سوخت جامد و موتور اصلي از نوع رامجت است. پرتاب اوليه به وسيله ي بوستر سوخت جامد انجام و پس از طي 4.5 ثانيه(زمان توليد نيرو به وسيله ي بوستر) و رسيدن موشك به سرعت 1.5 ماخ ، نازل بوستر جدا شده و همزمان درپوش هاي چهار مدخل ورودي هوا بازشده و موتور اصلي رامجت فعال مي گردد. سيستم كامل SA-6 يا كاب روسي شامل تريلر كششي 2p25 حامل سه سكوي موشك ، خودروي بارگيري مجدد 2T7M سه فروندي باكد و خودروي حامل رادار ردياب يا درگير استرايت فلاش(1S91) مي باشد. خودرو لانچر سه فروندي كششي 7.4 متر طول ، 3.2 متر ارتفاع و ۱۴۰۰۰ ك.گ. وزن دارد.
هر هنگ SA-6 شامل يك خودرو HQ رادار اخطار اوليه ارتفاع ياب و يا آتشبار SA-6 مي باشد. هر آتشبار خود داراي يك رادار ردياب استرايت فلاش است. رادارهاي متعدد كاوش اخطار اوليه «اسكور بورد آ-Score board A» ، «فلت فيس-Flat Face» ،«اسپون رست-Spoon rest»و رادار ارتفاع ياب «تين اسكين-Thin Skin» مي تواند با مجموعه به كار گرفته شود. آنتن پارابوليك مخصوص ارتفاع پايين نيز براي سيستم پيش بيني شده كه مي تواند يك هواپيماي جنگنده ي معمولي نظير اف-4 را در شعاع 55 ك.م. كشف نمايد.
حداقل برد مؤثر موشك سه ك.م. ، حداكثر برد مؤثر آن 25 ك.م.، حداقل ارتفاع عملياتي آن 25 متر و حداكثر سقف درگيري آن 15000 متر مي باشد.

در يك درگيري فرضي ابتدا هدف توسط رادار اخطار اوليه- كه بر روي وسط يك خودرو مستقر در باند A فعال است-مشخص مي شود. با نزديك شدن هدف به سايت ، اطلاعات مربوط به سمت آن به رادار استرايت فلاش منتقل مي گردد. همزمان ارتفاع هدف نيز توسط رادار تين اسكين در اختيار رادار كنترل آتش قرار مي گيرد.
نهايتا با قفل شدن رادار كنترل آتش بر روي هدف مي توان يك يا حداكثر سه موشك به صورت همزمان به سمت هدف شليك نمود.
طول : 5.8 متر
قطر بدنه : 0.34 متر
وزن : 600 ك.گ.
سرجنگي : تركشي حاوي 59 ك.گ. HE
هدايت : دستوري+نيمه فعال راداري
سرعت موشک 2.8 ماخ
پيشران : رامجت
حداكثر برد : 24 الي 28 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 12 الي 14 كيلومتر
وزن كلاهك : 59 كيلوگرم
بازه زماني شليك : 20 ثانيه
سامانه پدافند موشکی سام- 5 با کد اختصاصی (SA-5) معروف به اس -200 :

موشک سام5- گامون٬ 4 بال مثلثی به همراه 4 بالچه کنترلی متحرک به شکل مثلث ناقص در عقب بدنه خود دارد. طول آن 10.6 متر و قطر آن 0.86 متر است. وزن پرتاب موشک 2800 کیلوگرم است که 4 راکت کمکی سوخت جامد آن را نیز در بر می گیرد. راکت های کمکی یاد شده در دور تا دور نیمه عقبی بدنه موشک، میان بالها و بالچه های کنترلی قرار دارند.
طول راکت های کمکی 4.8 متر است. و پس از پرتاب و پایان یافتن سوزش آن ها و رسیدن موتور به شرایط عملیاتی مطلوب، از موشک جدا می گردند. هدایت مرحله میانی به وسیله فرمان رادیویی انجام می گیرد و موشک و هدف به وسیله یک رادار CW باند H (هفت گیگا هرتز) اسکویر پیر ردگیری می شوند. هدایت پایانی نیز به وسیله یک جستجوگری راداری نیمه فعال انجام می گیرد. موتور اصلی موشک برد آن را به 150 کیلومتر می رساند، اما برد اصلی موشک به احتمال زیاد تابع کارایی رادار درگیری اسکویر پیر است. آن گونه که گزارش شده دو نمونه سرجنگی برای آن وجود دارد: سرجنگی متعارف 217 کیلوگرمی انفجاری شدید و سرجنگی هسته ای کوچک با توان 25 کیلوتن TNT که احتمالا دارای فیوز مجاوراتی یا فرمان رادیویی هستند.

موشک سام5 ، موشکی به نسبت سنگین و حجیم است . این موشک برای درگیری در سطوح بسیار بلند طراحی شده است. گمان می رود که سام5 بتواند اهداف غیرمانوری را تا ارتفاع 20 کیلومتر رهگیری کند. موشک روی یک پرتابگر تک ریلی نصب می گردد.
قابل ذکر است که ایران حداقل 6 گردان عملیاتی سام-5 یعنی چیزی حدود 36 پرتابگر در اختیار دارد. این موشکها وظیفه حفاظت از مراکز استراتژیک کشور را بر عهده دارند. ایران با ایجاد تغییرات گسترده بر روی این موشک توانسته خط تولید آن را با نام سام-۲۵۰ به بهره برداری برساند . این موشک با برد و دقت بیشتر همراه با رادار های جدید در اختیار نیروهای پدافندی ما قرار گرفته است.
نکته دیگر در مورد این موشک پدافندی این است که در صورت لزوم می تواند کلاهک هسته ای را برای زدن اهداف بالستیک یا مشابه (هسته ای ) حمل کند !
سامانه پدافند موشکی سام -10 با کد اختصاری (SA-10 ) معروف به اس -300 :

موشك هاي S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.

شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند. چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.

ایران در سال های گذشته چند اسکادران از این سامانه پدافندی پر قدرت را خریداری و به جمع محافظان فضای کشور اضافه کرده است. مدل سامانه در اختیار ایران S-300PMU بوده و گفته می شود از بلارووس و اکراین به صورت محرمانه به ایران انتقال پیدا کرده است.
قرار داد دیگری با کشور روسیه وجود دارد که گمان می رود نسل جدید این پدافند موثر را در اختیار ایران قرار دهد. PMU-2 سیستم به نسبت پیشرفته تری برای مقابله با حملات گسترده موشکی یا هوایی دشمن خواهد بود. در ضمن این نوع موشک ها هم قابلیت حمل کلاهک اتمی را دارا هستند و برای مقابله با حملات موشکی بالستیک و اتمی بسیار کارایی خواهند داشت. این سیستم توسط متخصصین ایرانی تغییرات گسترده ای را تجربه می کند . اخباری مبنی بر تولید این سیستم در داخل به گوش می رسد که با توجه به توان متخصصین وزارت دفاع و دانشگاه های مرتبط این امر به هیچ وجه قابل رد کردن نیست !
ب-درگیری مستقیم و رودر روی جنگنده های نیروی هوایی با مهاجمین .
توضیحی مختصر در مورد توان هوایی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران:
تعداد هواپیماهای جنگی عملیاتی و اعلام شده از طریق منابع رسمی ایران در حال حاضر حدودا 350 فروند است.
60 الی 80 فروند فانتوم از مدلهای D/E/RF-4E که احتمالا همگی مدرنیزه شده و از آیونیک و تجهیزات و تسلیحات جدید استفاده میکنند.
60 الی 80 فروند اف-5 از مدلهای E/F که احتمالا با آیونیک روسی به روز شده اند.
30 الی 50 فروند اف-14 که تغییرات نامعلومی در آیونیک و سیستم تسلیحاتی آنها انجام شده است.

بیش از 30 فروند سوخو-24 که به مدل MK ارتقا یافته و توانایی عملیات در شب و سوختگیری هوایی نیز دارند. خبرهایی از قصد نیروی هوایی برای جایگزینی این هواپیما با فانتومها وجود دارد.

10 الی 30 فروند سوخو-25 مدل K که در اختیار سپاه پاسداران میباشد.
20 فروند میراژ اف-1 که با تهیه قطعات از منابع نامعلوم کاملا عملیاتی شده اند.

30 الی 50 فروند جنگنده اف-7 چینی در اختیار سپاه.
40 الی 50 فروند میگ-29 مدل A/UB که به استاندارد SMT ارتقاع داده شده اند .قابل ذکر است که ایران بعد از خرید این جنگنده ها تغییرات نامعلومی در آیونیک آنها ایجاد کرده است.

به جز موارد فوق سپاه 26 فروند سوخو-27 در سال 2000 سفارش داده بود که از سرنوشت این قرارداد خبری در دست نیست ! اخبار جسته و گریخته از تحویل آنها توسط کشور سازنده حکایت دارد . ارتش نیز در نظر داشت بیش از 50 فروند سوخو-27 به همراه 24 فروند میگ-31 و تعدادی میگ-29 را وارد خدمت کند که معلوم نیست آنها در حال خدمت هستند یا خیر ؟ گرچه مواردی هست که با وجود مشاهده این هوایپماها٬ بودن آنها نیز تصدیق شده و ایران عملا جزء دارندگان این هواپیماهای فوق العاده پیشرفته و مدرن قرار گرفته است.

علاوه بر موارد فوق نیروی هوایی کارهای ذیل را نیز در دست اجرا دارد:
- تعداد 30 فروند جنگنده آذرخش در سال 1998 سفارش داده شده بود احتمالا با گذشت 11 سال مراحل تحویل آنها تمام شده است و آذرخش وارد خدمت شده هر چند بصورت محدود.
- قرار است که حدودا 20 فروند در سال از جنگنده صاعقه تولید شود. این جنگنده که ادامه طرح ساخت جنگنده ای بومی از روی طرح اف-5 و سپس آذرخش است با تجهیزات و تسلیحات مدرن مسلح شده است و احتمالا مدل اصلی آن از راداری ساخت شرکت صاایران استفاده خواهد کرد.

- طبق اعلام مسئولان نیز جنگنده آموزشی رزمی شفق-1 باید از سال 2008 وارد خدمت می گشت.

شفق-1 جت رزمی و تمرینی جدید و پیشرفته نیروی هوایی خواهد بود که در راستای پروژه ساخت جنگنده ای مناسب برای نیروی هوایی طراحی شده است. مدلهای بعدی شفق همگی رزمی بوده و خبرهایی از تولید رادار AWG-9 بصورت مهندسی معکوس جهت نصب در مدل 3 این جنگنده وجود دارد.
- قصد نیروی هوایی برای خرید 50 فروند جنگنده سوخو-30 مدل MKP که برای ایران طراحی شده اند نیز موضوعیت قطعی دارد . روسیه برای هر فروند مبلغ 65 میلیون دلار پیشنهاد داده بود!
- مدرن سازی آیونیک و تجهیزات جنگنده های اف-14 و احتمال استفاده از موتورهای AL-31 ، رادار زاسلون و موشکهای R-37 هم جزء برنامه های نیروی هوایی بوده است.
با توجه به اطلاعات بالا و اطلاعاتی که در مورد توان هوایی نیروهای ائتلاف موجود است دست ایران برای مبازره با آنها نه تنها خالی نیست بلکه در سطح بسیار خوبی قرار دارد.
ج-درگیری یگان های پدافند موشکی برد کوتاه مثل پدافند موشکی تور ام -1 /SA-15) Tor-M1 ) – سیستم پدافند موشکی رپییر ، سیستم رعد با موشک های میثاق 2 ، میثاق های 1 دوش پرتاب :
توضیح مختصر :
پدافند موشكی رپییر ( RAPIER ) :

براي دفاع هوايي در ارتفاع پايين بكار ميرود و ساخت انگليس ميباشد. این سیستم توسط صنایع دفاعی ایران بهینه سازی و مورد بهره برداری قرار گرفته ،هر يك واحد موشكي RAPIER ميتواند محدوده اي با 100 كيلومتر مربع وسعت را پوشش دهد و وسيله خوبي براي مقابله با بمب افكنها و هواپيماهاي شناسايي و كند پرواز ميباشد. این سلاح برای زدن اهدافی چون هواپیماهای F-16A/B-پهباد ها و بالگردها کاملا مناسب و به صرفه است.

مشخصات RAPIER عبارتند از :
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 2.35 متر قطر :۱۳۳ سانتيمتر
وزن : 42 كيلوگرم
حداكثر ارتفاع اثر : 3 كيلومتر
حداكثر برد : 8 كيلومتر
سرعت : +2 ماخ
نوع سيستم هدايتي : Semi Automatic to line Sight
پدافند موشکی تور ام -1 /SA-15) Tor-M1) :

این پدافند واکنش سریع موشکی چند سال پیش از روسیه خریداری و وارد شد ، اهداف هوایی مثل : موشک های کروز (افق پرواز) ، بمب های هدایت شونده ( مثل همین موردی که ذکر شد) ، بالگردها و هواپیماهای با ارتفاع پایین و پهباد ها جزء شکارهای این پدافند موثر قرار می گیرد . سرعت واکنش بسیار بالا، تحرک لانچر ، نوع چینش اسکادرانها ، قدرت هدف یابی بسیار بالا جزء محسنات این پدافند قوی است. گردان های دفاع هوایی Tor M1 روسیه شامل 3-5 گروهان است که هر یک از آنها به 4 دستگاه لانچر متحرک مجهزند. هر یک از این لانچر ها نیز حامل 8 فروند موشک آماده پرتاب هستند که با سیستم های کنترل آتش ، رادارها و بخش فرمان در ارتباطند. این لانچرها به صورت کاملا مستقل عمل کرده و در حالت سکون یا در حال حرکت قادر به شلیک می باشند .
در این سیستم پدافندی، زمان لازم برای سازماندهی و آماده سازی مجموعه برای رهگیری، 3 دقیقه و زمان واکنش از هنگام تشخیص هدف تا پرتاب موشک 8-5 ثانیه است . زمان واکنش در حالت سکون تقریبا 4-3 ثانیه و در هنگام حرکت 10 ثانیه می باشد . هر واحد پرتاب، همزمان امکان پرتاب موشک به دو هدف جداگانه را دارد .
Tor M1 می تواند تا 48 هدف را (با سطح مقطع راداری دست کم برابر با 0.1 متر مربع) در حداکثر فاصله ای معادل 25 کیلومتر تشخیص داده و رهگیری کند و همزمان بر روی دو هدف در فاصله یک تا 12 کیلومتری که با سرعت 700 متر بر ثانیه پرواز می کنند قفل کند.
احتمال اصابت این موشک ها به هدف در فاصله 10 تا 6000 متری، 92% تا 95% ادعا شده است.

پیشرانه این موشک را یک راکت سوخت جامد تک مرحله ای تامین می کند. این موشک ها قابلیت مانور تا شتاب 30g را دارند و حامل سرجنگی 15 کیلوگرمی می باشند که با یک فیوز مجاورتی فعال می شود.
همانطور که اشاره شد این سیستم ها قابلیت رهگیری موشک های کروز را نیز دارا هستند. احتمال اصابت این سیستم در مقابل موشکهای کروز و سلاحهای هدایت شونده بین 0.6 تا 0.9 گزارش شده است. ایران با انعقاد قرار دادی ۲۹ واحد از این سیستم متحرک پدافندی را در سال های پیش خریداری و مورد استفداده قرار داده است.
سیستم پدافندی موشکی رعد (RAAD) مسلح به موشک های میثاق 2 (MISAGH -2) :

تصویر فوق مربوط به پدافند ابتکاری ارتش می باشد .

تصویر مربوط به لانچر (پرتابگر) سامانه پدافندی رعد
سیستم رعد به عنوان بزرگترین قاتل آپاچی های آمریکایی شناخته شده است . گفتنی است این سیستم به صورت اختصاصی تولید بومی داخل بوده و در مانورهای مختلف امتحان خود را پس داده است . بعد از رونمایی از سیستم رعد بالگردهاي موسسه ي هيوي و همچنين نورث گروپ كه درآمريكا فعاليت مي كنند و بهترين بالگردها(ازجمله سوپركبرا)را توليدمي كنند دیگر جای امنی در آسمان نخواهند داشت. موشک دوشپرتاب میثاق-۱ این سیستم درجنگ 33روزه به صورت عملی توسط رزمندگان حزب الله مورد آزمایش قرار گرفت در جنگ تموز بيش از 5 آپاچي 100٪ مدرنيزه شده و 3 بلک هاوک تحويلي از آمريكا در آسمان لبنان خاکستر شدند كه اين كارتوسط موشک های ميثاق انجام گرفت.
موشک های دوش پرتاب میثاق 1 (MISAGH-1) :

این نوع موشک های برای زدن اهداف با ارتفاع پست و در فاصله نزدیک طراحی شده است. این سلاح موثر و قابل حمل توسط نفر برای جنگ های چریکی فوق العاده موثر بوده و می تواند موازنه قوا در صحنه نبرد را به سرعت تغییر دهد.
د-درگیری یگان های برد کوتاه مثل توپ های لوله ای ضد هوایی کالیبر بالا و کالیبر پایین .
توضیح مختصر :
سماوات (SAMAVAT) کابوس موشک های کروز :

یکی از محصولات فوق العاده پیشرفته صنایع دفاعی ایران با قابلیت هدف قرار دادن موشک های کروز ، بالگردها ، هواپیماهای با ارتفاع پایین و پهبادها چند وقتیست که به صورت عملیاتی مورد استفاده نیروهای مسلح ایران قرار گرفته است .
توپ پدافند هوايي 35 ميلي متري سماوات در ارتفاع پايين و به صورت هوشمند، موشكهاي كروز را مورد شناسايي و هدف قرار ميدهد و آنها را تا برد 4 كيلومتري منهدم ميسازد. سماوات داراي نواخت تير بالا بوده و در دقيقه مي تواند 1100 تير را شليك كند. نصب سامانه ي هدفگيري پيشرفته ي بصري علاوه بر رادار هدفگيري لینک شده با سیستم آتش فوق العاده قدرتمند از قابلیت های خاص این پدافند تخصصی است.
سامانه پدافند هوايي 100 ميليمتری
اين سامانه مدرن، هواپيماها و ديگر پرنده هاي هجومي را تا ارتفاع 55 هزار پا (معادل 18 كيلومتر) تحت هدف قرار مي دهد.

در اين سامانه، از فناوري هاي پيشرفته راداري شامل رادارهاي كشف، رديابي و تعقيب كننده اهداف استفاده شده كه تماما ساخت متخصصان كشورمان مي باشد.
علاوه بر اين رادارها، سامانه جديد پدافند هوايي ايران داراي يك واحد مركزي كنترل آتش بار و واحد مركزي هماهنگي اطلاعات است كه اين بخش ها نيز به همت متخصصان وزارت دفاع طراحي و ساخته شده و تاثير بسزايي در ارتقاء بيش از پيش توانمندي هاي دفاعي نيروهاي مسلح كشورمان در بخش هوايي دارد.
از ديگر ويژگي هاي اين سامانه را تنظيم ماسوره به صورت هوشمند برشمرد و افزود چنان چه اگر گلوله اين توپ پدافند هوايي به طور مستقيم به هدف اصابت نكرد، گلوله توپ به طور خودكار در محيط هدف منفجر و تركش هاي آن با حجم مواد انفجاري موجب انهدام هدف مورد نظر مي شود.
از قابليت هاي مهم اين سامانه هوشمند بودن آن است؛ به گونه اي كه با مجموعه رادار و يا اپتيك، هدف را رهگيري و به صورت كاملا هوشمند بدون نياز به خدمه، توانايي شليك به سمت اهداف و نابودی آن را دارد.
اين سامانه براي پوشش هوايي در ارتفاع پست ٬ متوسط و بلند بهره برداري شده است.
قسمت دوم بحث – حمله کاملا غافلگیرانه دشمن و پیامدهای احتمالی آن :
فرض می کنیم تجهیزات لازم بعلاوه این انبوه گسترده از هواپیماها -دور از چشمان تیز بین نیروهای اطلاعاتی برون مرزی ما- از پایگاه های اروپا – آمریکا به منطقه وارد و برای عملیات مورد نظر آماده شوند . باز فرض می کنیم حمله در بی خبری کامل نیروهای ما شروع می شود. اگر کشورهای همسایه عرب ما اجازه (شجاعت) استفاده از حریم هوایی – زمینی – دریایی کشورشان را به دشمن ما بدهند . اگر نیروهای اطلاعاتی برون مرزی ما در خواب غفلت به سر ببرند ، اگر رادارهای فعال و غیر فعال ما خاموش باشند ، گشت های اکتیور هوایی ائم از شکاری رهگیرهای نیروی هوایی و ای وکس های ما ناپدید شده باشند ، پدافند برد بلند و متوسط موشکی و کوتاه لوله ای ما خواب مانده باشد و باز اگر همه چیز بر وفق مراد نیروهای حمله کننده باشد از لحظه پرتاب بمب ها تا ساعت صفر اثابت به اهداف مورد نظر فاصله زمانی وجود خواهد داشت این فاصله زمانی با توجه به وسعت سرزمینی برای وارد و خارج شدن از هر طرف برای نیروهای مهاجم وحشتناک خواهد بود. به زبان ساده تر اگر اصل غافگیری کاملا رعایت شود ،بعد از حمله، نیروهای مهاجم به سرعت شناسایی و منهدم خواهند شد.
در این فرض :
نیروی های آفندی و پدافندی ایران با مهاجمینی رو به رو می شوند که در نقطه بازگشت به پایگاه های خود خواهند بود . اولین اقدام کشف محل این اسکادران ها ست . هدف بعدی تایین سمت حرکت آنی اسکادرانها و در نهایت گشودن درهای جهنم با یورش نیروهای هوایی - پدافندی و در گام بعدی پایگاه ها و کشورهای لانه اسکادرانهای مهاجم شناسایی شده و در اولین دقایق انتقامی بسیار سخت از مهاجمین گرفته خواهد شد. اما حد انتقام ایران در همین حد خواهد بود؟
بخش چهارم (بررسی جواب های احتمالی ایران به حمله فوق الذکر)
حد انتقام حتمی ایران چقدر خواهد بود ؟
این امر بستگی به سطح و نوع تهاجم به تاسیسات ما متغیر خواهد بود . اما آنچه در یک نگاه کلی به نظر می رسد به شرح زیر خواهد بود :
1- شلیک بسیار وسیع و گسترده موشک های برد بلند و کوتاه بعلاوه یگان های توپ خانه ای و راکتی ایران به اهداف احتمالی زیر :

الف-پایگاه های آمریکا در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس
ب-پایگاه های آمریکا و کشورهای ائتلاف در عراق

ج-پایگاه های آمریکا و کشورهای ائتلاف در افغانستان
د-پایگاه های نظامی – اقتصادی – سیاسی و اتمی اسرائیل در سطح بسیار وسیع و گسترده مانند : شهرک های صهیونیست نشین – تلاویو – دیمونا – حیفا – ذکریا و ...


و- در صورت گسترش درگیری از سطح منطقه می توان به پایگاه های آمریکا در اروپا و شاخ آفریقا هم اشاره کرد .(برد موشک های ایران بسیار فراتر از حد اعلام شده است ! )

ه- در صورتی که نقش کشورهای ثالث برای کمک به این حمله مسجل شود پایتخت – مراکز اصلی نظامی – اقتصادی – سیاسی که از مهمترین آنها به پایگاه های نفتی این کشورها می توان اشاره کرد مورد هدف قرار خواهند گرفت. دنیای غرب به خوبی می داند ذخایر استراتژیک سوختش بیش از ۲ ماه نیست!

2- هدف قرار دادن تجهیزات فضایی گروه ائتلاف به وسیله راکت ها یا موشک های ماهواره بر که ایران چندیست از وجود آنها بهره می برد.

توضیح : تغییر ماهیت یک راکت کاوشگر یا یک موشک مخصوص حمل ماهواره از غیر نظامی به نظامی کار چندان سختی نخواهد بود . کافیست به جای یک محموله غیر نظامی مثل ماهواره یک کلاهک با قابلیت پخش امواج گسترده الکترومغناطیسی یا یک کلاهک با قدرت انفجار بالا ( اتمی ) به فرای جو فرستاده شود آنگاه شبکه ماهواره ای دشمن با بزرگترین چالش قرن مواجه خواهد بود.( در این مورد و موارد مشابه این٬ مانند : بستن تنگه هرمز یا تحریم سنگین و ... ضرب المثل جالبی در ادبیات ما به وجود آمده به این مضمون : دیگی که برا ما نمی جوشه ... آره ! )

3- بستن تنگه استراتژیک هرمز به وسیله مین گذاری وسیع در سطح خلیج فارس و دریای عمان از دیگر اقدامات احتمالی خواهد بود. این حرکت شریان اقتصادی جهان را به شدت دچار مشکل خواهد کرد. نا گفته نماند این تنها بخش کوچکی از جنگ دریایی احتمالی علیه دشمنان منطقه ای و فرا منطقه ای خواهد بود .

4-هدف قرار دادن شناورهای نظامی و لجستیکی دشمن در شعاع برد موشک های سطح به دریای ایران ( شعاع برد موشک های سطح به دریای ایران از جنوبی و شرقی ترین نقطه کشور براحتی شمال اقیانوس هند را پوشش می دهد . خلیج فارس و دریای عمان که دیگه هیچ !)

با توجه به اینکه دشمن قبل از حمله قطعا شناورهای خود را از خلیج فارس و دریای عمان خارج خواهد کرد مطمئنا ایران شمال اقیانوس هند را نیز در تیرس موشک های خود نگاه خواهد داشت.
5- استفاده از ظرفیت گسترده نیروهای حامی ایران اسلامی در سایر کشورها از جمله پاکستان ، افغانستان ، عراق و لبنان ، فلسطین و سایر کشورهای آفریقایی تا قلب اروپا و حتی خاک ایالات متحده آمریکا ، برای زدن اهداف مورد نظر قابل پیش بینی خواهد بود. گفتنی است وسعت این درگیرها برای دشمن بر عکس ما غیر قابل پیش بینی خواهد بود ! نمونه کوچک این وضعیت دشوار در چند روز گذشته برای گروه ائتلاف قابل درک بود ، در عرض 3 روز 6 بالگرد نظامی + 26 نظامی بعلاوه چند فرمانده بلند پایه پاکستان ... ٬ هدف قرار گرفتن مقر سازمان سیا در کربلا ٬ هدف قرار گرفتن مرکز جذب نیروهای ارتش در نیویورک و ... حد انتقام ایران بسیار وحشتناک خواهد بود !!!

5-ایران بدون شک از پیمان بی خاصیت ام پی تی خارج شده و مطمئنا اقدامات پیش گیرانه هسته ای برای امنیت بخشیدن به وضعیت عمومی کشور را مد نظر قرار خواهد داد. (در حال حاضر کشور ما زیر پوشش چتر وحشت کشورهای اتمی که متاسفانه با ما روابط خصمانه ای دارند قرار دارد.)

و حرف آخر
آنچه از تجربه این سالها برای کشورهایی چون ایران باقی مانده نشان می دهد غرب علی الخصوص ایالات متحده بدون مشخص بودن 2 مقوله وارد هیچ جنگی نخواهد شد :
1-هزینه درگیری فوق
2- زمان و وسعت درگیری
پس می توان به راحتی متوجه شد چرا غرب متوحش با داشتن هزاران کلاهک اتمی و بیولوژیک به ایران حمله نکرده و فقط به این جمله بسنده می کند " همه گزینه ها روی میز است " !
با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی دنیای امروز علی الخصوص غرب موارد مورد اشاره در حد همین فروض باقی خواهد ماند ، گرچه در صورت حماقت دنیای غرب ما با تمام توان آماده زدن آخرین میخ بر تابوت غرب سکولار هستیم.
با تشکر فراوان از همه عزیزان سایت میلیتاری و رجانیوز علی الخصوص مدیر سایت میلیتاری آقا سعید گل و همه شمایی که این مقاله بلند و طولانی را مطالعه کردید.
به امید ایرانی آباد - قدرتمند و پیشرفته
وسلام
بسم الله الرحمن الرحیم

مطمعنا این تصویر را بارها و بارها دیده اید . درست است این ها تصاویر بمباران غزه با عامل شیمیایی فسفر سفید است. شما نمی توانید حتی فکرش را هم بکنید که این ماده چه بر سر مردم بی گناه غزه می آورد. این یک نسل کشی همراه با زجر غیر قابل باور است. آنها انسانهای بی گناه را تا پای مرگ زجر کش میکنند.
در سال ۲۰۰۶ اسرائیل از تسلیحات شیمیایی به نام فسفر سفید برای کشتار مردم لبنان استفاده کرد. این روزها هم این اسم را بسیار شنیده اید. فسفر سفید ماده ایست که میتوان آن را وحشتناک ترین ماده شیمایی کشتار جمعی جهان دانست . چرا؟
WMD یا WEAPON OF MASS DESTRUCTION یا تسلیحات کشتار جمعی ٬ تسلیحاتی هستند که میتوان به وسیله آنها تعداد زیادی انسان را در آن واحد از بین برد ٬ مانند تسلیحات اتمی٬ رادیواکتیویته٬ شیمیایی٬ بیولوژیکی و میکروبی . فسفر سفید جز این دسته از تسلیحات قرار میگیرد .این ماده در دمای معمولی یعنی کمتر از ۳۰ درجه میسوزد و به اصطلاح هواسوز است. به پوست میچسبد و شروع به سوختن میکند . این ماده با آب یا محلول دیگری خاموش نمیشود و تا استخوانهای هدف را هم از بین میبرد . دود ناشی از آن هم به قدری سمیت که به راحتی میتواند ریه های انسان را بسوزاند یا ایجاد مشکلات حاد تنفسی بکند.در واقع این ماده برای زجر کش کردن طراحی شده نه کشتن یا زمین گیر کردن! خون در رگهای قربانی به جوش می آید و انسان زنده زنده به خاکستر تبدیل میشود. این روزها رژیم صهیونیستی با استفاده گسترده از این مواد در حال از بین بردن مردم بی گناه و بی پناه غزه است. هولوکاست واقعی در غزه رخ میدهد نه در آشوویتز یا جای دیگر . تصاویر زیر بخشی از اثرات این ماده بر بدن انسان های بی گناه است. البته کمی از تصاویر غزه در این مورد بدست ما رسیده ولی امری که کاملا حتمیست آنست که این ماده فرقی بین آدمهای غزه و دیگر ملل نمیگذارد و همه را تا پای مرگ زجر کش میکند .
پیشاپیش از شما به خاطر گذاشتن این تصاویر معذرت خواهی میکنم.



حالا شاید بهتر درک کنید هولوکاست یعنی چه؟
|
سردار باقرزاده : |
|
فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح خبر داد به طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین 15 الی 20 هزار قبر برای سربازان دشمن متجاوز حفر خواهد شد. سردار باقرزاده در گفتگو با خبرنگار رجانيوز ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: «در اجرای مواد کنوانسیون ژنو و پروتکل های الحاقی و همچنین دیگر دستورالعمل ها و مقررات بین المللی مربوط به نحوه همکاری دولتها با کمیته بین المللی صلیب سرخ (I.C.R.C) در شرایط جنگ و نبردهای مسلحانه، تمهیدات لازم برای تدفین اجساد سربازان متجاوز دشمن در نظر گرفته شده است.» سردار باقرزاده اظهار داشت: «به منظور حفظ تمامت جسمی و کرامت کشته شدگان دشمن و پیشگیری از مفقودیت بلند مدت آنان ترتیبی اتخاذ شده است تا با حفر قبور کافی در مناطق مرزی و یا نقاط مرزی نزدیک به خطوط نبرد توسط گروههای داوطلب مردمی، عملیات تدفین اجساد سربازان دشمن به خوبی و در کمترین فرصت ممکن انجام گیرد.» وی در همین رابطه اظهار داشت: «پیش بینی شده است تا به طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین 15 الی 20 هزار قبر حفر و در مجموع 320 هزار قبر آماده گردد تا از این طریق امکان تدفین همزمان کشته شدگان متجاوزین وجود داشته باشد و چنانچه شرایط تعجیلی و اضطراری به وجود آید این کار با کندن کانال به صورت انبوه و دسته جمعی صورت خواهد گرفت.» فرمانده کمیته جستجوی مفقودین کشورمان سرعت عمل در این کار را لازمه مراقبت های بهداشتی، پیشگیری از بیماریها و حفاظت از محیط زیست دانست وبر لزوم همکاری دستگاههایی چون هلال احمر، شهرداری ها و سازمان محیط زیست تأکید نمود و از گروههای داوطلب مردمی بویژه کارگران، کشاورزان و جوانان درخواست نمود کمیته جستجوی مفقودین را در حفر قبور سربازان متجاوز یاری دهند. باقرزاده این اقدام جمهوری اسلامی ایران را یک رویکرد مشارکت جویانه در برابر مقررات بین المللی و دستورالعمل های صلیب سرخ دانست که با مشارکت مردم مناطق مرزی کشورمان قابلیت تحکیم محلی نیز پیدا می نماید. این مقام مسئول اطمینان داد در تلاش هستیم تا با اقدامات پیشگیرانه، گام مفیدی برای کاهش رنجها و آلام خانواده های آن گروه از سربازانی که در تجاوز احتمالی به کشورمان به هلاکت می رسند برداریم و نگذاریم تجربه تلخ و طولانی جنگ ویتنام تکرار شود. وی در عین حال اظهار امیدواری کرد جامعه بین الملل به وظایف خود در حوزه رسیدگی به امور قربانیان جنگی عمل کند و با تقویت کمیته جستجوی مفقودین جمهوری اسلامی ایران از اقدامات غیر انتفاعی این کمیته برای تدفین اجساد سربازان کشور متجاوز حمایت نماید. سردار باقرزاده در پایان یادآور شد: در تلاش هستیم تمامی نقش آفرینان اصلی اعم از مسئولین، جمعیتهای ملی فعال (O.N.S) و جمعیتهای ملی مشارکت کننده (P.N.S) و فدراسیون و دیگر سازمانهای ملی و بین المللی را توجیه و آماده نماییم تا بتوانند به هنگام ضرورت به خوبی به وظایف خود عمل کنند. وی از برگزاری یک کارگاه آموزشی که توسط کمیته بین المللی صلیب سرخ در مهرماه امسال برای داوطلبان ایرانی و در تهران برگزار خواهد شد استقبال کرد و آن را گام مفیدی برای روشن سازی سرنوشت سربازان ناپدید شده دشمن دانست.
اظهارات تکمیلی سردار باقرزاده درباره 320هزار قبر: 48 ساعت پس از اعلام آمادگي كميته جستجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح جهت حفر قبور براي دست كم 320 هزار نفر از سربازان متجاوز احتمالي دشمن که بازتاب های بین المللی متعددی داشت،سردار باقرزاده رييس اين كميته در تازهترين اظهارات خود در خرمشهر اعلام كرد: قبور درنظر گرفته شده بر اساس تهديدات زمينپايه دشمن است. بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس ، سردار باقرزاده توضيح داد: اين قبور مربوط به سربازان متجاوزي است كه از مسير خشكي وارد خاك ايران شوند و اين هيچگونه ارتباطي به نيروهاي متجاوزي كه در دريا غرق خواهند شد و يا جنازه آنها در هوا پودر ميگردد، ندارد. وي افزود: بديهي است در حال حاضر تمهيداتي براي سربازان مغروقه متجاوز دشمن در نظر نگرفتهايم كه عليالقاعده در اين گونه موارد كوسههاي خليجفارس زودتر از واحد عملكننده ديگري، به وظايف خود عمل خواهند كرد. |
:: 00:00:00:01
|
آیا تلآويو آماده مرگ ميشود؟ |
|
مسئول نمايندگي وليفقيه در نيروي دريايي سپاه همزمان با رزمایش موشکی و دریایی سپاه که روز گذشته به فاصله تنها چند ساعت پس از رزمایش امریکا در آبهای خلیج فارس در همین منطقه آغاز شد، هشداری حتی به مراتب سنگین تر از هشدارهای اخیر فرماندهان نظامی ایران به امریکا و رژیم صهیونیستی داد و تأکید کرد: اولين شليك امریکا به سمت ايران، به آتش كشيده شدن منافع حياتي امریکا در جهان را به همراه خواهد داشت. تلآويو و ناوگان امریکا در خليج فارس اهدافي خواهند بود كه در اولين پاسخ كوبنده ايران به آتش كشيده خواهند شد. به گزارش رجانیوز، این هشدارها در حالی میان تهران و غرب ردوبدل می شود که معمولاً امریکا و اروپا هر بار که در آستانه ضربه پذیری سیاسی از سوی ایران در پرونده هسته ای قرار گرفته و پیشنهادهایی به منظور منصرف کردن ایران از غنی سازی ارائه داده اند، به موازات آن، از چماق تهدید نظامی نیز استفاده کرده و در داخل نیز نیروهای همسو با خود را برای سوق دادن فضای سیاسی، رسانه ای و روانی کشور به سمت سازش بسیج کرده اند. این در حالیست که دیپلماسی پایداری دولت نهم تاکنون تسلیم این فشارها نشده و هر بار با ایستادگی مدبرانه پروژه دشمن نتیجه معکوس داده است. گزارش برآورد اطلاعاتی 16 نهاد نظامی امریکا که سال گذشته منتشر شد، برای ماهها این فاز از جنگ روانی را به تأخیر انداخت. اما در ماههای آخر دولت بوش بار دیگر با انتشاری خبری سوخته از مانور نظامی اسرائیل در آبهای مدیترانه، 20 روز پس از انجام آن و دقیقاً همزمان با تحویل بسته پیشنهادی 1+5 به ایران و خروج سولانا از تهران توسط روزنامه نیویورک تایمز، این فضاسازی صرفاً روانی آغاز شده است. با این حال، جمهوری اسلامی این بار علاوه بر اتخاذ واکنشی منطقی در قبال بسته، نامه و متن (Non Paper) کشورهای 1+5، پاسخگویی به تهدیدات و جنگ روانی غرب را نیز در دستور کار قرار داده است. به طوری که تنها 2 روز پس از هشدار سرلشگر فیروزآبادی فرمانده ستاد كل نيروهاي مسلح، درخصوص بسته تنگه هرمز، نیروهای سپاه پاسداران از روز گذشته نمایش نظامی برای اثبات توانمندی در این زمینه و واکنش متقابل به هرگونه تجاوز احتمالی را آغاز کرده اند. شاید از همین رو نیز باشد که حجت الاسلام علي شيرازي با بيان اين كه امروز جمهوري اسلامي ايران در بالاترين سطح توان و قدرت وآمادگي قرار دارد كه با هيچ مقطعي از تاريخ اين كشور قابل مقايسه نيست، تأکید می کند رژيم صهيونيستي در حال فشار آوردن به زمامداران كاخ سفيد است تا تهاجم نظامي عليه ايران را تدارك ببيند كه اگر چنين حماقتي از آنان سر بزند، تلآويو و ناوگان امریکا در خليج فارس اولين اهدافي خواهند بود كه در اولين پاسخ كوبنده ايران به آتش كشيده خواهند شد. وي همچنین افزود: دشمنان به قدرت روز افزون جمهوري اسلامي ايران در جهان پيبردهاند و درصددند تا به هر نحو ممكن آن را بشكنند و يا جلوي روند رو به رشد آن را متوقف كنند در حالي كه ايران امروز در بهترين نقطه آمادگي، محبوبيت وقدرت قرار دارد و در چنين شرايطي هرگونه حماقت در تعرض به خاك ايران، دشمن را در آتش جنگي كه افروخته ميشود خواهد سوزاند. مسئول نمايندگي ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه با تشريح اين مساله كه چه جنگي عليه ايران آغاز شود و چه جنگي صورت نگيرد نتيجه به نفع ايران خواهد بود، اظهار داشت: ملت ايران، ملتي است كه زير بار زور نميرود، ملت ايران ملتي آزاده و ذلتناپذير است، ملت ايران ملتي تابع ولايت است، ملت ايران ملتي مومن و معتقد به جهاد و شهادت است و در مقابل چنين ملتي، هيچ ناو و سلاحي ياراي مقابله و مواجهه نخواهد داشت. وي افزود: قدرت ايراني قدرتي نيست كه به مانند قدرت برخي كشورهاي بيريشه با تهديد و تشر و حمله نظامي مرعوب شده و از بين برود، امروز قدرت و توان نظامي جمهوري اسلامي ايران به حدي از آمادگي و گسترش رسيده است كه در هيچ يك از معادلات منطقهاي و جهاني نميتوان آن را ناديده گرفت وملت ايران در عمل نشان داده است كه بيش از هر زمان ديگر گوش به فرمان ولايت و ولي امر زمان است و اتحاد بين قوا در اصول و ارزشها و مباني انقلاب در بهترين نقطه خود قرار دارد. شیرازی با اشاره به آمادگي كامل نيروي دريايي سپاه براي مقابله با تهديدات دشمن گفت: امروز حضور پررنگ سپاه در صحنههاي مختلف دفاع از انقلاب اسلامي، دشمن را در رسيدن به اهداف خود مايوس و ناكام گذاشته است. به هر حال آنچنانکه رهبر انقلاب نوروز سال گذشته که تهدیدها و فضای جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی به مراتب شدیدتر بود، در حرم امام رضا(ع) هشدار دادند، در صورت هرگونه تجاوز، متجاوزان باید منتظر به خطرافتادن منافع خود در هر نقطه از جهان باشند. تل آویو، پایتخت رژیم صهیونیستی کلیدی ترین نقطه ای است که منافع صهیونیستها و متحدانشان در آن متمرکز است. تل آويو براي مرگ آماده مي شود يا حمله؟ |
ارزيابي «صبح صادق» از تهديدات رژيم صهيونيستي

رضا گرمابدرى
تهديدات
«اسرائيل در ماه آوريل (فروردين) به آموزش پنج روزه دفاع غيرنظامي پرداخت. شائول موفاز معاون نخست وزير و وزير حمل و نقل اسرائيل در 6 ژوئن (17 خرداد) تهديد كرد: اگر ايران به برنامه تسليحات هستهاي خود ادامه دهد ما حمله خواهيم كرد. در همين ماه اسرائيل 100 جنگنده اف 15 و اف 16 را به همراه تانكرهاي سوخت و بالگردها به سوي يونان اعزام كرد تا براي نمايش جنگي به تمرين بپردازند. اين هواپيماها 1400 كيلومتر پرواز كردند و اين معادل مسافت لازم براي رسيدن به تاسيسات هستهاي ايران در نطنز است.
ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل در ماه ژوئن (خرداد) پس از بازگشت از ديدارش با بوش به هموطنانش گفت: «ما درباره پرداختن به موضوع تهديد ايران به توافق رسيديم... اكنون بسياري از ابهامات من در مورد ابزار، زمان و عزم آمريكا حل شده است. جورج بوش وخامت تهديدهاي ايران و لزوم دفع آن را درك ميكند و قصد دارد تا قبل از پايان دوره رياست جمهوريش اقدامي انجام دهد ... مشكل ايران به توجه فوري نياز دارد. من هيچ دليلي براي تاخير نميبينم، آن هم به اين بهانه كه هفت ماه ديگر رئيس جمهور جديدي در كاخ سفيد خواهد بود.»
«مانور بزرگ نيروي هوايي اسرائيل بر فراز آبهاي مديترانه در اواسط ماه ژوئن بار ديگر حدس و گمان در مورد احتمال حمله نظامي اين كشور به تاسيسات هستهاي ايران را افزايش داده است. هرچند ارزيابي مورد قبول اين است كه توانايي متعارف ارتش اسرائيل محدودتر از آن است كه به طور كلي تاسيسات هستهاي ايران را نابود كند ولي انجام حملات هدفمند و موثر خواهد توانست پيشرفت برنامههاي هستهاي ايران را چندسالي به تاخير بيندازد. اسرائيل حدود 500 جنگنده پيشرفته آماده پرواز دارد از جمله جنگندههاي اف 16 و اف 15 كه در برد معمولي پرواز خود قادرند به غرب ايران برسند و در صورت لزوم ميتوانند عمليات سوخت گيري در آسمان را انجام دهند. تجهيزات ضد رادار اين جنگندهها اين امكان را ميدهد كه بدون آنكه مورد تجسس و يا مورد حمله قرار گيرند، از آسمان كشورهاي عربي عبور كرده و وارد حريم هوايي ايران شوند. اين جنگندهها به بمبهاي سنگركوب مجهزند كه در صورت اصابت به هرگونه تاسيساتي از جمله مراكز هستهاي ايران خسارت شديدي به هدف وارد ميكنند. استفاده اين جنگندهها از شليك موشك با سيستم هدايت ماهوارهاي به آنها اين امكان را ميدهد كه از فاصله دور و در ارتفاع زياد عمليات خود را انجام دهند و حتي تعدادي از آنها ميتوانند خارج از حريم هوايي ايران بمانند. حدس بر اين است كه اسرائيل دهها موشك دوربرد از نوع جريكو داشته باشد كه قادر به حمل كلاهكهاي هستهاي تا فاصلهاي نزديك به خليج فارس هستند. موشكهاي نوع متعارف جريكو نيز به راحتي ميتوانند به خاك ايران برسند ولي به دليل علني شدن كاربرد اين موشكها در اسرائيل هر زماني كه مورد استفاده قرار گيرند شايد آن عنصر غافلگيرانه لازم براي چنين عملياتي را نداشته باشند.
اسرائيل با ايران مرز مشترك ندارد بنابراين نيروهاي زميني در چنين عملياتي كاربرد ندارند، اما در صورت حمله هوايي به ايران، اسرائيل كماندوهاي خود را براي كمك به هدايت اين عمليات و تهيه گزارش از نتيجه آن، در نقاطي از خاك مستقر خواهد كرد. اسرائيل همچنين ميتواند از واحدهاي ويژه و ضربت براي رديابي و نابود كردن سكوهاي موشك انداز ايران استفاده كند قبل از آنكه اين كشور بخواهد دست به مقابله به مثل بزند.»
اين روزها بخش قابل توجهي از مطالب رسانههاي غربي اختصاص به تهديدات رژيم صهيونيستي عليه ايران دارد. همانگونه كه در فرازهاي آغازين بحث به دو مورد از سوي نشريه «سانفرانسيسكو كرونيل» مورخ 12 تير 87 و خبرگزاري «رويترز» مورخ 12 تير 87 اشاره شد.
فرآيند طي شده توسط رژيم صهيونيستي كه براساس تحليلهاي متقن در جهت رسيدن به اهداف مشخص و شناخته شده است نشان ميدهدكه اين رژيم براي مقابله و محروم ساختن ايران از فن آوري هستهاي صلح آميز طرح كلي و چندمرحلهاي را مدون كرده است. اختصاص يكي از اين مراحل به برخورد نظامي با ايران ايجاب ميكند اين موضوع به دقت مورد بررسي قرار گيرد.
طبق روال معمول صهيونيستها اقدام خود در اين عرصه را با كار رسانهاي آغاز كردند. در دو مورد پيش گفته به نقل از نشريه «سانفرانسيسكو كرونيل» و خبرگزاري «رويترز» كاملا مشخص است كه آنها در صدد بزرگ نشان دادن توانايي خود هستند. در گزارش اول مطالب به گونهاي چينش شدهاند كه گويا كار به شكل دقيق و گام به گام در حال اجرا است و گفتگوي اولمرت با بوش به معناي توافق و رضايت كامل طرفين از چنين اقدامي است و از اين حيث مانعي براي تهاجم نظامي به ايران وجود ندارد. در گزارش دوم نيز براي تضمين موفقيت مورد نظر صهيونيستها با ناديده گرفتن موانع اصلي كه از ناحيه توانمنديهاي ايران ايجاد ميشود، با بزرگ جلوه دادن توان نظامي صهيونيستها به ويژه در بعد هوايي همه چيز را تمام شده فرض كرده است. گزارشهاي ديگري نيز در اين خصوص وجود دارند كه با چنين پيش فرضهاي تمناجويانهاي تنظيم شدهاند و به جاي ترسيم واقعيات به تصوير آرزوها پرداختهاند، اما نميتوان از برخي گزارشهايي كه واقعيات را بيشتر لحاظ كردهاند چشم پوشيد. لكن در هر صورت تلاش صهيونيستها طي چند هفته اخير تثبيت پيروزي خود در تهاجم احتمالي به ايران در عرصه رسانهها هستند.
اگر بايد اعتراف كرد در جهان معاصر معمولا جنگها از طريق رسانهها آغاز ميشود بايد به اين امر مهم نيز اعتراف كرد كه در تعيين سرنوشت جنگ عوامل ديگري هستند كه موثر ميباشند و ميتوانند تا حد زيادي جاي رسانه را بگيرند. جنگها با بهانه شروع ميشوند و بهانه رژيم صهيونيستي در تهاجم احتمالي به ايران فعاليتهاي هستهاي صلح آميز ايران است، بايد در نظر داشت بهانهها عامل پيروزي نيستند. بهانهها ميتوانند آتش جنگ را شعله ور كنند و پيروزي از قواعد ديگري پيروي ميكند.
عوامل پيروزي
1- آگاهي عمومي: با وجود تلاشهاي گسترده آمريكايي ها، صهيونيستها و غربيها در مخدوش نشان دادن فعاليتهاي هستهاي ايران، گزارشهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي به ويژه گزارش و سخنان اخير رئيس آژانس نشان داد كه ايران در فعاليتهاي هستهاي خود هيچ گونه انحرافي نداشته است و اين چيزي است كه افكار عمومي مردم دنيا از جمله كساني كه در سرزمينهاي غصب شده فلسطين زندگي ميكنند، از آن مطلع هستند.
2- حقانيت: پايبندي ايران به قوانين آژانس بين المللي انرژي اتمي و تاييد آن از سوي آژانس و نيز برخورداري بسياري از كشورهاي جهان از حق استفاده از دستاوردهاي غني سازي اورانيوم و از همه مهمتر اينكه رژيم صهيونيستي ضمن فعاليت جدي هستهاي به دور از چشم هر ناظر بين المللي چندصد بمب اتمي در اختيار دارد، اين حق مسلم را براي ايران ايجاد ميكند كه ميبايست از هرگونه دستاورد هستهاي صلح آميز برخوردار باشد و هر مجموعهاي كه با اين اقدام حق مخالفت كند عملي ناصواب و زورگويانه مرتكب شده است.
3- شكل گيري اراده جنگ: پس از پيدا شدن بهانه جنگ، اراده جنگ افروزي نيز شكل ميگيرد زيرا بهانه جويان گمان ميكنند با يافتن بهانه جنگ سكوي پرتاب به ميدان جنگ را در زير پاي خود دارند. در اين مرحله به واسطه تكوين يافتن اراده جنگ اقدامات مقدماتي لازم براي ورود به جنگ انجام ميگيرد اما سرجمع اين اقدامات براي جنگ افروزي كفايت نميكند و هر اتفاق پيش بيني نشدهاي ميتواند اين اراده را تضعيف كند.
4- تصميم براي آغاز جنگ: در مرحله شكل گيري اراده جنگ فاصله با متن جنگ زياد است زيرا توجه به كليات ميباشد اما در مرحله تصميم براي آغاز جنگ فاصله با ميدان جنگ بسيار اندك است چرا كه محاسبات دقيقتر ميشود و موضوع از عمق بيشتري برخوردار ميگردد. از آنجايي كه سرنوشت بحث در اين مرحله مشخص ميشود عناصر موثرتر وارد حوزه بررسي ميشود و تا مشخص شدن وضعيت هر يك از عناصر از حوزه بحث خارج نميشوند. به عبارتي هيچ جنگي آغاز نميشود مگر اينكه وضعيت برخي از عناصر موثر مشخص شود. به عنوان مثال ميتوان به برخي از اين عناصر اشاره كرد:
الف) اطلاع دقيق از توان خود و يقين حاصل كردن از برتري قدرت خود نسبت به دشمن
ب) شناخت دقيق از توانمنديهاي دشمن
ج) اطمينان از به پايان بردن جنگ در زمان مشخص
د) اطمينان از دسترسي به اهداف از پيش تعيين شده
هـ) تضمين درباره اينكه قادر است تلفات خود را در سقف مشخصي حفظ كند
و) دارا بودن توان لازم براي حفظ روحيه مردمي و انسجام سياسي: اجتماعي در داخل
ز) يقين داشتن نسبت به پيروزي كامل در جنگ
ح) قدرت پيش بيني و مهار حوادث غيرمترقبه در ارتباط با جنگ
ط) آشنايي و اطمينان كامل نسبت به نوع، شيوه، سطح و نحوه واكنش دشمن
چنانچه با اين شاخصها جنگهاي اخيري را كه آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه به راهانداختهاند مورد مطالعه قرار گيرد ارزش اين عناصر و نقش آنها در شكست برنامه جنگي اين دو كشور متجاوز به روشني آشكار ميشود.
اگر امروزه ابزار جنگ تحول بسيار يافته و فراتر از تصور انسان پيچيده و حيرت آور شده عوامل جانبي و دخيل در جنگ هم به همان ميزان و چه بسا بيشتر متحول و در سرنوشت جنگ تاثيرگذار شده اگر چه در ظاهر چندان به چشم نيايد.
افكار عمومي
در شرايط حاضر آگاهي عمومي در داخل ايران و حتي سرزمينهاي اشغالي و نيز در سطح جهاني نسبت به فعاليتهاي هستهاي صلح آميز ايران به نفع رژيم صهيونيستي نميباشد و دروغهاي تحقيرآميز دولتمردان آمريكا به شهروندان آمريكايي و مردم جهان در بحث سلاحهاي كشتارجمعي رژيم بعثي عراق و مواردي از اين قبيل مردم جهان را نسبت به اينگونه ادعاي فريبكارانه به شدت مشكوك نموده تا جايي كه براي پذيرش برخي از حقايق خود را نيازمند شنيدن آن حقايق از زبانهاي ديگر ميدانند. در چنين اوضاع و احوالي نميتوان اميد چنداني به فعاليتهاي رسانههاي رسوا شده داشت. حقانيت ايجاد و اثبات شده براي ايران با شرحي كه گذشت توان مقابله ايران و زمينه پذيرش جهاني آن را چند برابر كرده كه تنها به مقابله ايران در پاسخ به يك تهاجم نظامي ختم نخواهد شد. روزنامه «گلف نيوز» مورخ (10/4/87) با توجه به اين نكته نوشته است: «اگر اسرائيل آنقدر احمق باشد كه پس از اين تهديدات به ايران حمله كند، آنگاه بايد به ايران حق داد تا به شيوه خودش انتقام بگيرد.» عامل «حقانيت» جمهوري اسلامي ايران آنقدر تنومند و توانمند است كه قادر است بارهاي سنگين جمهوري اسلامي را تا مقصد نهايي حمل كند و يقينا در يك درگيري احتمالي نظامي تنومندتر و توانمندتر خواهد شد و اين مسئلهاي است كه رژيم صهيونيستي و هر متجاوز احتمالي ديگري هم نميتواند بدون دغدغه اساسي از كنار آن بگذرد.
اگر چه شواهد نشان ميدهد رژيم صهيونيستي با جوسازي و تبليغات و تراشيدن بهانه واهي درباره فعاليت هستهاي صلح آميز ايران خود را در مرحله شكل گيري اراده جنگ قرار داده اما كاملا مشخص است گامهايش براي ورود به مرحله بعد يعني «تصميم براي آغاز جنگ» بسيار لرزان و سست است زيرا وضعيت اين رژيم نسبت به عناصر اساسي و موثر در جنگ كاملا آشفته و نابسامان است.
رژيم صهيونيستي قادر نيست به نسبتي دست يابد كه در مقايسه با ايران او را برتر نشان دهد. آمار 500 فروند جنگنده پيشرفته كه به دلايل ويژه نميتوان از بكارگيري تعداد مشخصي از آنها اطمينان حاصل كرد شاخص دقيقي براي مقايسه توانمنديها نيست زيرا جنگ دو سو دارد و بخشي از آن در هوا و هواپيما معنا پيدا ميكند. اين قياس كمي مردود كه قوي ترين بخش ارتش رژيم صهيونيستي يعني نيروي هوايي را با چالش جدي مواجه ميكند به نحوي جدي تر ساير بخشهاي اين ارتش را به چالش ميكشاند.
بايد پذيرفت كشوري مانند ايران كه با توطئه استكبار هشت سال درگير يك جنگ سنگين و تمام عيار بود و دشمنانش پس از پايان جنگ به آن همچنان چنگ و دندان نشان دادهاند، از عهده پنهانكاري و اختفاء در حوزه مسائل نظامي خوب برآمده باشد، لذا دشمن با وجود برخورداري از فن آوريهاي نوين هيچگاه نميتواند نسبت به شناخت توانمنديهاي ايران اطمينان حاصل كند، حاصل آنكه شناخت از توانمنديهاي دشمن يك اصل تعيين كننده در جنگ است. براي اثبات ناتوانيهاي بزرگ فن آوريهاي جديد، كافي است عمليات پيروزمندانه فتح فاو و عبور حيرت آور نيروهاي ايراني از اروند در زير نگاه تيز ماهوارههاي استكبار را به خاطر آورد.
چون آغازگر جنگ هميشه پايان دهنده جنگ نميتواند باشد، زمانبندي جنگ در صورت بروز احتمالي آن از دست رژيم صهيونيستي خارج خواهد شد و از آنجايي كه براي رژيم صهيونيستي جنگ در خارج از جدول زمانبندي شده امكان ندارد، خسارات بسيار سنگيني متوجه آن خواهد شد. اين مسئله در جنگ 33 روزه به بهترين نحو نمودار شد و با تحليل رفتن توان رزمي و روحي ارتش رژيم صهيونيستي بسيار زود و سراسيمه دست به دامن آتش بس شدند و حمايتهاي مادي و معنوي آمريكا هم نتوانست بيش از چند روز بر پايداري صهيونيستها در جنگ بيفزايد. مشكل بعدي براي رژيم صهيونيستي در جنگ احتمالي با ايران وضعيت اهداف است.
صهيونيستها و ديگر دشمنان ايران در خصوص اهداف مورد نظر خود در ايران به نظر قطعي نرسيده و نخواهند رسيد. جنگ و تهاجم براي نابودي اهداف ناشناخته و يا كم شناخته با لحاظ كردن صدمات جدي كه به مهاجم وارد خواهد شد به معناي جنگ براي هيچ است. در يكي از گزارشهاي اخير «مركز مطالعاتي شوراي روابط خارجي واشنگتن» در ارتباط با اين مسئله آمده است: «ايران به اين دليل كه دائما به دليل برنامه هستهاي خود احساس خطر ميكند براي بدترين احتمالات خود را آماده كرده است. تاسيسات هستهاي خود را در مكانهاي مختلف پراكنده و كاملا محافظت شده بنا كرده است.» در همين گزارش اين پرسش اساسي مطرح شده است: «چگونه 200 جنگنده ميتواند صدها هدف پراكنده در كل مساحت جغرافيايي ايران را كه بيش از يك ميليون و 600 هزار كيلومتر مربع است، هدف قرار دهد؟»
يقينا كسي قادر نيست با قطعيت به اين پرسش پاسخ دهد. حال آنكه پاسخ صحيح و قطعي به اين پرسش بخش مهمي از يك درگيري مهم به شمار ميآيد.
حمله هوايي و نابودي محتوم
برخي از كارشناسان نظامي غير ايراني معتقدند با توجه به توانمنديهاي آشكار ايران در بخش هوايي در صورت تهاجم احتمالي هواپيماهاي اسرائيلي به ايران حداقل 20 درصد آنها نابود خواهند شد. اين كارشناسان با گذاشتن علامت سوال در برابر تلفات وارد آمده به اسرائيليها در اين مرحله از ناحيه توانمنديهاي پنهان ايران انديشناك از آن عبور ميكنند و اما اظهارنظر درباره تلفات ناشي از مقابله به مثل ايران به لحاظ دامنه گسترده آن چنان هول انگيز است كه كسي جرأت ورود به آن را ندارد. در حال حاضر سكوت در برابر آن قويترين مهار است براي يك انفجار اجتماعي در سرزمينهاي اشغالي. اين موضوعي است كه شايد سرنوشت اصلي يك جنگ احتمالي در آن رقم بخورد. آيا اسرائيل محاسبه كرده تحمل چه ميزان تلفات و خسارات را دارد و آيا تضميني براي حفظ تلفات در آن سقف را دارد و مهمتر آنكه اگر ميزان تلفات لحظه به لحظه بيش از آن مقداري شد كه پيش بيني كرده بود، چه خواهد شد؟ و...
صهيونيستها به خوبي ميدانند در يك جنگ احتمالي به غير از آغازگري كه تنها ميتواند از يك جهالت آميخته با حماقت برآمده باشد هيچ چيز ديگر آن در اختيار صهيونيستها نيست. معناي چنين حركت پرهزينهاي اين است كه سد عظيمي را بشكني و در پايين دست آن در برابر سيل عظيم و مهار نشدني كه به راه افتاده است به دنبال پناهگاه بگردي. سرنوشت و فرجام چنين حركتي از پيش معلوم و مشخص است. تمام جامعه شناسان و جمعيت شناسان معتقدند كه كساني كه ساكن سرزمينهاي اشغالي هستند فاقد هرگونه مشخصهاي هستند كه ميتواند مفهوم ملت را ايجاد كند. به عبارتي آنها تنها در رو و سطح با هم ارتباط دارند و در زير و ريشه هيچ در هم تنيدگي و استحكامي كه حيات ، بقا و استمرار يك ملت را تضمين ميكند، ندارند. اين تك انسانهايي كه در ظاهر به هم نزديك و در باطن از يكديگر بسيار دور هستند براي وضعيت قرمز و خطرناك چونان بناي روي آب محسوب ميشوند. هر نسيم پيش از توفان ميتواند آنها را نابود كند و با در گرفتن توفان تكليف روشن است. چنانچه ايران اسلامي ناچار شود بخشي از خشم انساني و اسلامي خود را در ازاي يك تهاجم نسنجيده از سوي رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي تخليه كند در اندك زماني كه خارج از تصور رهبران صهيونيسم است جامعه سياسي اجتماعي رژيم صهيونيستي از هم فرو خواهد پاشيد. كساني كه افكار شيطاني و مستكبرانه در سر دارند و گمان ميكنند پيش از هر اقدام ايران پيكره دفاعي ايران را فلج خواهند كرد و بدين ترتيب از پاسخ كوبنده ايران مصون خواهند بود، خوب ميدانند حداكثر ارزش آرامش بخش و تسكين دهنده اين ادعا تا زماني است كه آنها دست از پا خطا نكردهاند. در غير اين صورت چنين رويا و آرزوي خوشي در كمتر از يك چشم برهم زدن جاي خود را به كابوسي تمام نشدني خواهد دارد. يقينا پاسخ كوبنده و ويرانگر ايران به يك تهاجم احتمالي از سوي رژيم صهيونيستي در نهايت منجر به ندامت كساني خواهد شد كه ديگر نيستند. فهم اين مسئله براي سران رژيم صهيونيستي در مقطع تصميم گيري و مردم ساكن سرزمينهاي اشغالي كه همچون اسيراني براي حفظ جان صهيونيستها سپر آنها واقع شدهاند ميتواند ايجاد تنبه و هوشياري كند كه تصميم ايران اسلامي بر پاسخ و واكنش قاطع و ويرانگر به هر تعدي و تجاوز بيگانه است، واكنشي كه بي درنگ در حجمي عظيم و گسترده همچون صاعقههاي مرگ بر سر دشمن فرو ميريزند.
«انستيتوي واشنگتن» به عنوان يكي از فكرانبارههاي آمريكا در گزارشي كه چندي پيش در رابطه با تهاجم احتمالي رژيم صهيونيستي به ايران منتشر ساخت از منظري ديگر به پيامدهاي آن پرداخت و ضمن تاييد يك تهاجم نظامي نوشت: «بحث در اين مورد كه يك تهاجم نظامي تا چه حد ميتواند تاسيسات هستهاي ايران را نابود كند بحثي گمراه كننده و اشتباه است. حتي اگر فرض كنيم كه تمام تاسيسات مزبور را بتوان با خاك يكسان نمود هيچ دليلي وجود ندارد كه ايران نخواهد و يا نتواند دوباره آنها را بازسازي كند. بنابراين بايد به دنبال راه حل ديگري رفت و آن اين است كه در كنار شكل گيري يك حمله نظامي، ايران را بايد به نحوي متقاعد كرد كه دست از فعاليتهاي هستهاي خود بكشد. دل بستن به حمله نظامي در صورتي كه حجيم و گسترده باشد محققا ضامن پيروزي قاطع نيست چرا كه جامعه بين المللي را متقاعد خواهد كرد كه تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هستهاي قابل درك و توجيه كننده بوده است.»
در ميان مسائل مرتبط با يك جنگ احتمالي ميان ايران و رژيم صهيونيستي و يا آمريكا يك موضوع از همه مهمتر و تعيين كننده تر است. چيزي كه ذهن تمام تحليلگران نظامي و سياسي را به خود مشغول كرده است اينكه واكنش ايران به يك درگيري احتمالي با اين دو كشور چگونه خواهد بود. براي موفقيت در جنگ به ويژه جنگ دفاعي به هر ميزان دهليزهاي تاريك و ناشناخته و دست نيافتني بيشتر باشد احتمال موفقيت، لطمه وارد ساختن و پيروزي بيشتر است. يعني درست وضعيتي كه در حال حاضر ايران در آن به سر ميبرد، با افزايش گمانههايي كه اين روزها متخصصين خارجي در اين باره ارائه ميكنند كار بر دشمنان ايران سخت تر ميشود و پيدا و پنهان نگه داشتن اين امور از سوي ايران باعث ايجاد بي تصميمي و يا اتخاذ تصميمات سست در نزد دشمن شده است. بدون داشتن شناخت صحيح از چنين دهليزهاي تاريك و خوف انگيز نميتوان يك جنگ سرنوشت ساز را مديريت كرد.
سايه مرگ بر سردشمن مهاجم
آغاز كردن جنگ در چنين وضعيتي حركت در سايه مرگ و فرو رفتن در كام مرگ است. ايران اسلامي آماده است تا در زماني نامشخص با آزاد ساختن سفيران مرگ از دهليزهاي ناپيدا نابخردان مستكبر را عبرت آيندگان كند.
«مگنوس رانسترب» عضو مركز مطالعات «تهديدهاي نابرابر» دانشكده دفاع ملي استكهلم سوئد ميگويد: «يك چيز براي دستگاه اطلاعاتي آمريكا بسيار مهم است و آن پيش بيني واكنش ايران است... شديدا ترديد دارم كه اگر ما (آمريكايي ها) به ايران حمله كنيم آيا ميتوانيم عواقب آن را تحمل كنيم يا خير؟» به نظر ميرسد چنين دغدغهاي براي اسرائيليها بيشتر باشد. ديوانگان نميتوانند به بهانه ديوانگي آسيب رسان و رها باشند. ايران آماده است هر ديوانه رهايي را به بند بكشد اگرچه آن ديوانه رژيم صهيونيستي باشد. ان شاءالله
منبع: صبح صادق
|
جواب بسته پیشنهادی ایران به ۱+۵ داده شد |
|
آزمايش موفقيت آميز ۹ موشک دوربرد و ميان برد از جمله موشک شهاب 3 با برد دو هزار کيلومتر مجهز به کلاهک متعارف یک تنی در رزمایش پیامبر اعظم 3 بازتاب گسترده ای در سطح رسانه های دنیا داشته است. به گزارش رجانیوز، خبرگزاری کیودوی ژاپن همچنین از آزمایش موفقیت آمیز 9 موشک بسيار پيشرفته با دقت بالا از جمله موشک هاي زلزال و فاتح با برد به ترتيب 400 و 170 کيلومتر در رزمایش ایران خبر داد. این خبرگزاری افزود: آزمايش موشکي ایران يک روز پس از آن انجام مي شود که احمدي نژاد علناً خواستار نابودي اسراييل شد و در گفتگو با خبرنگاران در کوالالامپور پايتخت مالزي تأکيد کرد ايران هيچ برنامه اي براي حمله به اسراييل ندارد.شبکه تلويزيوني بي بي سي نیز در گزارشی توسط فيجيکر گزارشگر مشهور اين شبکه به نقل از العالم خاطرنشان کرد: برد زياد دو هزار کيلومتري موشک شهاب 3، ايران را قادر ساخته است که در صورت لزوم آن را حتي به اسرائيل شليک کند. اين در حالي است که تنش ميان ايران و امريکا افزايش يافته و امريکا عليه 4 شرکت و 4 نفر ايراني که احتمالاً با برنامه هسته اي و موشکي ايران مرتبط اند، تحريم اقتصادي و مالي اعمال کرده است. بی.بی.سی افزود: احمدي نژاد رئيس جمهور ايران که در کوالالامپور در مالزي در همايش رهبران گروه دي هشت شرکت کرده بود، در مورد ادامه اختلافات ميان ايران و امريکا گفت مطمئن باشيد جنگي در نخواهد گرفت زيرا همه اين حرف ها از سوی امريکا جار و جنجال تبليغاتي است. اين در حالي است که يکي از مشاوران رهبر ايران تهديد کرده اگر امريکا هرگونه عمليات نظامي عليه ايران انجام دهد، پاسخ ايران حمله موشکي به تل آويو خواهد بود. اين گزارشگر ادامه داد: اگرچه گونزالو گاله گاس، سخنگوي موقت وزارت امور خارجه امريکا، دولت ايران را به استفاده از برخي اشخاص حقيقي و حقوقي ايراني براي انجام فعاليت هاي فريبکارانه از طريق بانک ها و مؤسسات مالي براي پيشبرد برنامه هسته اي ايران و وارد کردن فناوري اتمي متهم کرده است اما مقامات ارشد امريکايي گفتند جنگ ميان اين کشور و ايران بر سر برنامه هسته اي ايران غيرمحتمل است. وی در خاتمه افزود: در عين حال امريکا با اعمال تحريم هاي جديد نشان داد اگرچه تمايلي به وارد شدن به جنگ با ايران ندارد ولي علاقه اي هم ندارد که بدون انجام هيچ اقدامي، در گوشه اي بنشيند و شاهد پيشرفت برنامه هسته اي ايران باشد. خبرگزاري فرانسه هم در گزارشي از تهران با اشاره به پرتاب آزمايشي يک فروند موشک دوربرد شهاب 3 نوشت: مقامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران هدف از اين آزمايش موشکي را نمايش اقتدار امادگي ايران براي دفاع از خود اعلام کردند. این خبرگزاری ضمن نقل بخشی از اظهارات فرمانده نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران ادامه داد: تصاویر پرتاب موشک از يک سکوي پرتاب در منطقه نامشخص بياباني در داخل ايران از شبکه پرس.تی.وی پخش شد AFP با آزمايش موشکي يک روز پس از آن صورت گرفت که يکي از دستياران آيت الله خامنه اي هشدار داد ايران در نخستين واکنش به هرگونه حمله امريکا به برنامه هسته اي خود، اسرائيل و ناوگان دريايي امريکا را در منطقه خليج فارس به آتش خواهد کشيد. این خبرگزاری نوشت: کشتي هاي جنگي امريکا و انگليس نيز روز سه شنبه رزمايشي پنج روزه را با هدف مراقبت از تاسيسات نفتي در منطقه خليج فارس تکميل کردند.همچنین خبرگزاري آلمان و آسوشیتدپرس نیز در گزارشی از تهران، به آزمایش 9 فروند موشک دوربرد و ميان برد از جمله موشک شهاب 3 با برد دو هزار کيلومتر واکنش نشان داد. خبرگزاري رويترز هم گزارش داد: به دنبال آزمايش موشکي ايران بهاي نفت بشکه اي يک دلار افزايش يافت و به 137 دلار و 45 سنت براي هربشکه رسيد. بر اساس اين گزارش، قيمت نفت خام سبک براي تحويل در ماه اوت هم با افزايش يک دلار در هر بشکه ، به 136 دلار و 61 سنت رسيد. رويترز در سابقه خبر خود آورد: رسانه هاي همگاني ايران از آزمايش 9 فروند موشک دور برد و ميان برد در رزمايش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خبر دادند. شبکه اخبار اقتصادي بلومبرگ نيز گزارش داد: در پي شليک آزمايشي موشکهاي دوربرد ايران که توانايي هدف قراردادن خاک اسراييل را دارد، بهاي نفت خام براي نخستين بار در هفته جاري افزايش و ارزش دلار دربرابر يورو و ين کاهش يافت. بلومبرگ به نقل از رسانه هاي ايران افزود: شليک موشک شهاب 3 با کلاهک عادي (غيرهسته اي) و با وزن يک تن و برد دو هزار کيلومتر (1240 مايل) بخشي از تمرينهاي نظامي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران است. براساس اين گزارش، ارتش رژيم صهيونيستي نيز درماه گذشته ميلادي مانورهايي انجام داد. ايران دومين توليدکننده عمده نفت عضو اوپک بشمار مي رود.بلومبرگ به نقل از آنتوني نونان معاون بخش مديريت ريسک شرکت ميتسوبيشي در توکيو مي افزايد: قدرت نمايي ايران، هراس را افزايش داده و پيامي به آمريکا و اروپا فرستاده است.ايران اعلام کرده است که درصورت حمله به تاسيسات هسته اي اش ممکن است تنگه هرمز را که يک پنجم نفت خام جهان از آن مي گذرد، مسدود کند. |
با حركات غيرقابل پيش بيني و تاكتيك هاي مبتكرانه؛
سرلشكر رشيد:ارتش و سپاه ميتوانند تكليف آمريكاي متجاوز را
روشن كنند

خبرگزاري فارس: جانشين رئيس ستادكل نيروهاي مسلح گفت: ارتش و سپاه با حركات غيرقابل پيش بيني و تاكتيك هاي مبتكرانه ميتوانند آنچنان ضربات مهلكي بر آمريكاي متجاوز وارد كنند كه تكليفمان براي هميشه با آمريكا روشن شود.
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار سرلشكر غلامعلي رشيد جانشين رئيس ستادكل نيروهاي مسلح كه صبح امروز پنج شنبه در گردهمايي مسئولين سياسي ارتش سخن ميگفت با اشاره به اينكه از زمان پايان جنگ تحميلي تاكنون با تدبير فرمانده معظم كل قوا و تاكتيك فرماندهان و كارشناسان زبده نظامي، از آغاز شش جنگ جلوگيري شده است، گفت: علاقه اي به جنگ نداريم و تلاش ميكنيم پس از پايان دفاع مقدس به گونهاي عمل كنيم كه جنگي بر ايران اسلامي تحميل نشود.
وي با اشاره به تهديدات مداوم دشمنان بر ضد كشورمان، با طرح اين سؤال كه آيا آمريكا ميتواند اقدام نظامي عليه ما انجام دهد يا خير؟، با يادآوري اينكه هيچ فرمانده و كارشناسي نميتواند نظر قطعي درباره حمله دشمن داشته باشد، گفت: البته با توجه به بررسيهاي كارشناسي ميتوان عواملي را كه زمينه اقدام نظامي آمريكا عليه ايران را به وجود مي آورد، احصا كرد.
رشيد خاطرنشان كرد: پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله آمريكا به عراق، تهديدات عليه ايران به شكل جديتري مطرح شد و آنها پيشزمينههايي چون زمين، امكانات، تجهيزات و موقعيت را براي حمله فراهم كرده بودند و از طرف ديگر به دنبال اين هستند كه در داخل ايران ثبات، همدلي و وحدت را از بين ببرند.
جانشين ستادكل نيروهاي مسلح در عين حال تأكيد كرد: اما حضور رهبري قاطع و شجاع به همراه نيروهاي مسلح متحد و مقتدر و نيز ملتي هوشيار و آگاه، مانع هر اقدام عليه ايران است.
اين فرمانده عاليرتبه نيروهاي مسلح با بيان اينكه آمريكا از طريق دكترين عمليات پيش دستانه، دست به عملي كردن نقشه هاي خود ميزند، گفت: مسئله اصلي آمريكا، ايران بوده است و حمله نظامي به عراق و افغانستان براي ترساندن ايران انجام شد، اما اكنون و پس از، از بين رفتن دشمنان كشورمان در افغانستان و عراق، جمهوري اسلامي ايران به يك برتري ويژه ژئوپليتيك در منطقه دست يافته است.
وي با تاكيد بر اين كه توانايي ايران در پاسخ قاطع به هر متجاوز و بازدارندگي فعال ايران دو عامل بازدارنده در برابر تهاجم آمريكا به كشورمان است، گفت: به تعبير فرماندهي معظم كل قوا در مقابل دشمني كه اصل وجود ما را هدف قرار داده عقب نشيني معنا ندارد و ايستادگي و مقاومت در برابر او پيروزي است.
جانشين ستادكل نيروهاي مسلح كشورمان با اشاره به توانمندي بالاي ارتش و سپاه پاسداران گفت: اين دو نيرو با حركات غيرقابل پيش بيني و تاكتيك هاي مبتكرانه ميتوانند آنچنان ضربات مهلكي بر آمريكا وارد كنند كه تكليفمان براي هميشه با آمريكا روشن شود.
وي با تأكيد بر اينكه اگر آمريكا در محاسبه اشتباه كند، تكليفش براي ايران مشخص ميشود، گفت: قدرت امروز نيروهاي مسلح به ويژه ارتش جمهوري اسلامي ايران بينظير است.
رشيد در پايان خاطرنشان كرد: روش استفاده از تجربه جنگ و بررسي ضرورتهاي آينده در نيروهاي مسلح بسيار حائز اهميت است چون جنگ موضوعي پويا، خلاق و سيال است كه بر همين اساس بايد جنگ را با رويكرد نظامي استراتژيك بازخواني كنيم.
پيش از سخنان سرلشكر رشيد، سيد محمود علوي رئيس سازمان عقيدتي سياسي ارتش در سخنان كوتاهي با اشاره به تأثير برگزاري نشست هاي مسئولين سياسي ارتش گفت: اجراي برنامههاي جديد آموزشي در زمينه سياسي، راه اندازي سايت اينترنتي با نام پارسا و ايجاد رابطين سياسي با الگو گرفتن از طرح هاديان سياسي سپاه، در ارتش اجرا شده است.
مزخرفترین سوال قرن کشف شد ! : ( چرا جنگیدیم ؟! )
سالگرد حماسه یوم الله فتح خرمشهر باعث شد تا دوباره به یاد این سوالی که در جامعه پخش میکنند بیفتم ! چرا جنگیدیم ! قصد گفتن دلایل بیشمار نظامی استراتژیک این مسعله رو ندارم ولی من یک سوال مطرح میکنم ؟
یک حرامی به خانه شما حمله میکند .
به حریم خانه شما تجاوز میکند و مسلما نیامده که به این زودی ها و به این راحتی ها برود. ناموس شما
( دور از جون) را مورد تجاوز قرار میدهد. حال اگر شما با تمام وجود در مقابل او بایستید و او را از خانه خود بیرون کنید و سالها بعد از شما بپرسند چرا جنگیدید . جواب شما چیست ؟؟؟
|
جنگ، پس از خرمشهر |
|
هادي مصدق ایران اسلامی همچنان الهام بخش تمامی مسلمانان و مظلومان است، در زمانه ای که تصور حیات بدون حمایت یکی از دو ابر قدرت شرق و غرب برای تمامی کشور های محروم و ستمدیده محال بود، کشوری درقلب خاورمیانه، با شعار نه شرقی و نه غربی خود در حال بر هم زنی معادلات جهانی بود، باید محارمی شد و چاره ای جز این نبود، تمامی امکانات خود را بسیج کردند، برای اولین بار پیمان ناتو و ورشو به توافق رسیدند و ارتش بعث را به آخرین سلاح های روز مجهز کرده و ... قرار بر این بود که عراق کار ایران را یکسره کند، ولی خواست خدا چیز دیگری بود... خواست خدا این بود که کمینی که برای نابودی ایران طراحی شده بود به پازلی برای در هم شکستن قدرت پوشالی، که سالها با آن بر مردم جهان حکمفرمانی می کردند شود. آری و اکنون ایران نشان داده بود که قدرت ایمان و توکل به خدا بر تمامی قدرتهای دیگر فائق است و ستمدیدگان جهان دریافته بودند که با دست خالی هم می توان اراده ظالمان را در زیر پای خود لگد مال کرد. و اکنون، همچنان ایران اسلامی الهام بخش تمامی مسلمانان و مظلومان است، حزب الله در لبنان، حماس در فلسطین، جنبشهای آزادی خواه در کشورهای ونزوئلا، بولیوی و ... همه و همه تحت تاثیر انقلاب ایران و پیروزی در جنگ تحمیلی مبارزات خود را ادامه می دهند. اکنون جهانخواران باید چاره ای دیگر می اندیشیدند و به نحوی دست به کتمان و ناچیز نشان دادن این پیروزی ها می زندند تا بتوانند تا حدی از موج تا ثیرگذاری آن بکاهند. و قطعاً بهترین دفاع ، حمله است ، باید ایران را از درون متوقف می کردند، بدین منظور پروژه های تخریب و تخطئه و کتمان افتخارات ایران را به دست عوامل داخلی خود کلید زده که از جمله آنها تخریب افتخارات ایران پس از فتح خرمشهر و ایجاد شبهه پیرامون علل ادامه جنگ بود. این نوشتار در صدد بررسی علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و حتی بعد از فتح فاو می باشد. این سوال براي نخستين بار از سوي نهضت آزادي مطرح شد و ماهها پس از اتخاذ اين تصميم و اجراي عمليات هاي مختلف شامل رمضان ، محرم ، مسلم ابن عقيل و غيره بیان گردید. علت مطرح كردن اين سؤال هم ظاهراً طولاني شدن جنگ و ناكامي در برخي از عمليات ها بود. این در حالی است که در صورتي كه، با پيروزي عمليات رمضان پس از فتح خرمشهر ، جنگ به پايان مي رسيد ، شاید از علل ادامه جنگ سؤال نمي شد ؟2 اولاً جنگ ايران، در آن مرحله تهاجمي بود در حالي كه عراق به طور تدافعي مي جنگيد و به توان نظامي كمتري احتياج داشت. ثانياً كمك هاي بي دريغ كشورهاي شوروي و امريكا ، شرق وغرب به عراق سرازير مي شد و در زمانيكه ايران به دليل تحريم ابرقدرتها مجبور بود سلاحهاي متعارف را از بازار سياه و با مشكلات فراوان خريداري كند، عراق در قالب وامهاي دراز مدت و كمكهاي بلاعوض در يك دوره زماني كوتاه توانست تانكها و هلکوبترها و هواپيماهاي خود را دو برابر كند و برد موشكهاي خود را تا تهران افزايش دهد. ثالثاً عراقي ها به موازات پيشرفت هاي ايران در جنگ به آسيب پذيري خود پي برده لذا سلسله تلاش هايي را براي تضعيف بنيه اقتصادي ايران و حمله به شهرها آغاز كردند.
حال بر می گردیم به علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر: بعد از فتح خرمشهر به 3 دليل با پايان جنگ موافقت نشد: 1- همچنان 5000كيلومتر مربع از خاك ايران در اشغال عراق بود و بعد از اعلام عقب نشيني هنوز 2500 كيلومتر از ارتفاعات حساس در دست عراق باقي مانده بود. 2- عدم الزام عراق به پرداخت غرامت به ايران: اولاً: مبالغ پرداختي به ميزاني نباشد كه ايران در مرحله بازسازي ، به موقعيتي جديد دست يابد و همچنان براثر خسارات وارده از جنگ ضعيف بماند. ثانيا ً: به بازسازي عراق كه قدرت متعادل كننده ي ايران بود توجه كردند. به همين دليل كشورهاي شوراي همكاري پیشنهاد تشکیل يك صندوق مشترك را داده كه تأمين هزینه های آن با كشورهاي مختلف مي بود و این سرمایه به تناسب ميان ايران و عراق تقسيم می شد... تشكيل اين صندوق قطعاً پيامدهايي داشت: « از جمله اين كه در هر مرحله و برابر هر پرداختي ايران بايد گزارش هزينه ها را ارائه مي كرد تا مجدداً پول دريافت كند و اين براي طرف پيروز در جنگ قابل قبول نبود.» همچنين اثر حقوقي تشكيل اين صندوق، مقصر دانستن هر دو كشور ايران و عراق در جنگ بود . مقصردانستن ايران در جنگي كه به ناحق به ملت مظلوم ايران تحميل شده بود با واقع مطابقت نداشت. و این خود می توانست دستمایه بهانه جویی ها و تخریبهای آینده رسانه ها و بوق های صهیونیستی بر ضد ایران عزیز باشد. همچنین آمار و ارقام ذکرشده (از طرف سازمان ملل) از 25 میلیارد تا 150 میلیارد دلار متغیر بود.7 در حالی که ایران صدها میلیارد دلار خسارت دیده بود. و جالب ترین نکته ای که پیرامون این پیشنهاد چرب و شیرین(جبران خسارت های جنگ) بود این که این مساله هیچ گاه حالت رسمی به خود نگرفته و فقط در سطح رسانه ها مطرح گردید تا دستمایه ای برای تبلیغات و ایجاد شکاف در میان ملت واحد ایران باشد. تا شاید بتوانند همان شگردی راکه قریب 45 سال قبل برای محار قدرت اعراب در جنگ با اسرائیل پیاده کردند را بار دیگر اجرا کرده و بدین ترتیب فرصتی برای تقویت مجدد عراق بدست آورند.
3- مهمتر از همه متجاوز ندانستن عراق به عنوان شروع كننده ي جنگ، از طرف سازمان ملل بود : « قدرت هاي بزرگ در تعيين متجاوز حساسيت داشتند زيرا انجام اين مهم به معناي اعلام پيروزي سياسي ايران برعراق بود و تزلزل در عراق و احتمالاً فروپاشي رژيم بعثي را موجب مي شد. علاوه بر آن قدرت هاي بزرگ در تجاوز عراق سهيم بودند و اعلام متجاوز بودن عراق به منزله ي پذيرش سياست تجاوز آميز اين كشورها عليه جمهوري اسلامي ايران بود. لذا از پذيرش آن اجتناب مي كردند. همچنين بعد از فتح خرمشهر ايران در موضع قدرت بود و شروط فوق الذكر به قدرتمندي او مي افزود به همين دليل كشورهاي جهانخوار اين شروط را نمي پذيرفتند لذا به وسيله ي سازمان ملل كه ابزاري در دست آنان بود خواست هاي ايران را رد مي كردند. بنابراين در شرايطي كه هيچ كدام از شروط مذكور را سازمان ملل نمي پذيرفت؛ قبول آتش بس امري غيرعاقلانه و به معناي فرار مقطعي از جنگ بود. درست همان چيزي كه موجب سؤالات و انتقادات بيشتري مي گشت. آقاي هاشمي با توجه به سخنان منتقدان جنگ مي گويد: « آن هايي كه آن موقع در مقابل اين شايعات و احتمال صلح عكس العمل مخالف نشان دادند، كساني هستند كه الآن مدعي مخالفت با ادامه ي جنگ هستند ... علاوه بر بحث های فوق، « هیئت های صلح به جای توجه به تعیین عامل تجاوز و پرداخت غرامت و ضرورت عقب نشینی از مرزهای اشغالی ، بر اجرای بدون پیش شرط آتش بس تأکید می کردند! تجربه جنگ اعراب با اسرائیل و تبعات مخاطره آمیز پذیرش آتش بس، جمهوری اسلامی را وادار کرد که همچنان بر خواسته و شرایط خود تأکید کند.» با وجود تجربه تأسف بار جنگ اعراب و اسرائیل احتمال تجدید قوا و حمله مجدد عراق به ایران پس از آتش بس محتمل بود.کمااینکه بعد از پذیرش قطعنامه 598 در سال 67 هم، عراق تلاش نظامی نسبتاً گسترده ای برای اشغال مجدد اهواز و خرمشهر آغاز کرد که با شکست مواجه شد.پس همان طور که گفتیم قبول آتش بس مصلحت نبود علی الخصوص در آن شرایط که 2500 کیلومترمربع از ارتفاعات حساس و موانع طبیعی ایران در اشغال عراقی ها بود و امکان ساخت استحکامات مصنوعی نیز به دلیل فقدان وقت و سرمایه وجود نداشت ، این عوامل شکست ایران را در جنگ احتمالی تشدید می نمود. فرمانده وقت سپاه در سخنانی می گوید: « اینکه گفته می شود بعد از آزادی خرمشهر چرا صلح نکردید، باید بگویم که هیچ پیشنهاد صلحی تا چهار سال بعد از آزادی خرمشهر به ایران نشد و فقط چند طرح آتش بس ارائه شد که اگر قبول می کردیم جنگ پنجاه سال به درازا می کشید.» آقای رجائی خراسانی، نماینده وقت ایران در سازمان ملل می گوید: « در مذاکراتی که داشتیم به ما می گفتند در قدم اول و قبل از هر گونه بحث و مذاکره ای باید آتش بس برقرار شود.» بنابراین کاملا مشخص بود که پیشنهادات مطرح شده از طرف هم پیمانان عراق تنها برای توقف مقطعی جنگ، جهت برنامه ریزی های بعدی آنان بوده است. امام خمینی (ره) فرمودند: «ما اگر مجرم را امروز رهایش کنیم ، امروزی که ما قدرت داریم ...این معنای آتش بس نیست ، این معنای صلح نیست . » ضمن اینکه منطق حکم می کند ، دشمن عقب رانده شده را باید به نحوی مجازات کرد که برای سال های سال خیال تهاجم را از سر بیرون کند. بنابراین، استراتژی جمهوری اسلامی ایران پس از فتح خرمشهر، کسب یک پیروزی نظامی جهت متقاعد کردن حامیان جهانی و منطقه ای عراق برای پایان بخشیدن به جنگ ، با در نظر گرفتن خواسته ها و پیش شرط های ایران بود.16 وبا فتوای امام (ره) که فرمودند: «ادامه ی جنگ تجاوز نیست » جنگ وارد مرحله ی دیگری شد. برای ادامه ی جنگ شرق بصره انتخاب می شود. نیروهای نظامی معتقد بودند با توجه به نبود مواضع و استحکامات طبیعی در خط مرزی امکان دفاع در برابر تهاجمات عراق نخواهد بود. خوزستان نیز همواره از منطقه ی شرق بصره مورد تهدید و تجاوز قرار می گرفت لذا باید با تصرف این منطقه موقعیت ایران را تحکیم می نمودیم. سرانجام با توافق مسؤولین سیاسی و نظامی کشور ، عملیات رمضان طراحی و به اجرا درآمد که منجر به تداوم جنگ و ورود به خاک عراق در منطقه ی شرق بصره شد.17 ولی متأسفانه عملیات رمضان بهدليل وجود استحكامات فراوان در اين منطقه به اهداف خود نرسيد. در همين اثنا، عراق با انديشه يك جنگ طولاني مدت، اقدامات گسترده اي را براي بازسازي ارتش خود آغاز كرد و كمكهاي مالي و تسليحاتي آمريكا و شوروي به سوي عراق سرازيرشد. آمريکا براي تشديد فشار بر ايران طرح تقويت اقتصادي عراق و ايجاد محدوديت در منابع ارزي ايران را در پيش گرفت بدین ترتیب هواپيماهاي عراقي در ارديبهشت 63 ضمن حمله به خارك، نفتكش هاي ايران را مورد هدف قرار دادند. و ايران نيز براي مقابله به مثل، كشتي هاي كويتي را كه غالباً نفت عراق را حمل مي كردند مورد حمله قرار داد. تابستان 64 جنگ در خليج فارس گسترش يافت، در همين ايام ايران كوشيد با برقراري روابط ديپلماتيك با دول مختلف ديدگاه ايران را در مورد شرايط پايان دادن به جنگ تبيين كند که در اين زمينه نتايج قابل توجهي هم به دست آمد. در سال پنجم جنگ حضرت امام خميني (ره) فرمان تشكيل نيروهاي سه گانه سپاه (هوايي، دريايي و زميني) را صادر فرمودند و عملاً انتظار خود را از سپاه براي حل معضلات جنگ نشان دادند. با تأكيد حضرت امام خميني(ره) مبني بر ادامه مقتدرانه جنگ، منطقه فاو از سوي سپاه پاسداران انتخاب شد. سرانجام عمليات والفجر 8 در 20 بهمن 64 آغاز شده و طي يك عمليات آبي ـ خاكي عظيم و عبور حيرت آور غواصان و ساير نيروها از اروندرود در حالي كه عراق كاملاً غافلگير شده بود، منطقه فاو عراق تصرف و نتایج حاصله از آن شرایط را به سود ایران تثبیت کرد. در شرايطي كه برتري نظامي ايران مشهود بود، تلاش در جهت تصويب قطعنامه 598 و افزايش فشار به ايران بيانگر اين بود كه قدرتهاي جهاني به هيچ وجه حاضر به دادن امتياز به ايران نيستند و براي خاتمه دادن به جنگ با روش تضعيف ايران متحد شده اند. بنابراین امکان قبول قطعنامه در این دوران هم وجود نداشت. عراق پس از نااميدي از باز پس گيري فاو، حملاتي را در جبهه هاي ديگر آغاز كرد و نشان داد چنانچه عملياتهاي ايران به تأخير بيافتد، مي تواند ابتكار عمل جنگ را به دست گرفته و عرصه را بر ايران تنگ نمايد. حضرت امام با دركي كه از نتايج فتح فاو و تشديد فشار به ايران داشتند سال 65 را «سال استقامت» ناميدند. سال ششم جنگ سلسله عملياتهاي كربلاي 1 و 2 و 3 در حالي به پايان رسيد كه دغدغه عمده، حفظ موقعيت برتر فعلي تا تأمين خواسته هاي بر حق ايران بود.در نهایت كمتر از 2هفته پس از كربلاي4، عمليات كربلاي5 در منطقة عمومي شلمچه آغاز شد. نبرد سنگين طرفين به استقرار نيروهاي ايراني در شرق نهر جاسم انجاميد. در جريان اين عمليات بزرگ و دشوار، خسارات عمدهاي به ارتش عراق وارد شد. قبل از این، عراق و حامیانش به هر نحو از پذیرش برتری ایران و ارائه ی امتیاز به او خود داری می کردند و همین سیاست تا اندازه ای در طولانی شدن جنگ مؤثر بود در حالی که امتیاز دادن به ایران و متقاعد ساختن این کشور می توانست برای پایان بخشیدن به جنگ کمک نماید چنانکه تصویب قطعنامه 598 واکنش مثبت ایران را به دنبال داشت . ایران قطعنامه را رسماً نپذیرفت ولی رد نکرد و عملاً همکاری با دبیر کل سازمان ملل را آغاز کرد تا علاوه بر چانه زنی برای جابه جایی بند های قطعنامه ، اجرا شدن آن را ممکن سازد. حاصل این همکاری این بود که به محض آن که ایران قطنامه 598 را پذیرفت امکان اجرای آن فراهم شد و تنها، تردید عراق در پذیرش قطعنامه و حمله مجدد به ایران اجرای آن را به تأخیر انداخت. نهايتا قطعنامه 598 سازمان ملل تصويب و بر اساس آن عراق به عنوان متجاوز شمرده شد ، عقب نشينی هر دو کشور به مرزهای پيشین خود ( قبل از جنگ ) که نتيجه ی آن آزاد سازی کليه مناطق اشغالی ايران و در نهايت لزوم پرداخت خسارت از طرف عراق به دولت ايران به تصویب سازمان ملل رسید. تنها سه روز پس از پذيرش قطعنامه در 31/4/67 عراقيها تهاجم خود را در منطقة جنوب آغاز كردند و در 30 كيلومتري شمال خرمشهر مستقر شدند.وضعيت بسيار حساسي بود و خرمشهر در آستانة سقوط قرارمی گیرد. لیکن با رشادتهای شیر مردان ایرانی بار دیگر شکست خورده و عقب نشینی می کنند. اين اقدام عراق تأثير فوقالعادهاي بر جاي گذارد و اين پرسش كه چرا پس از فتح خرمشهر جنگ ادامه يافت را عملاً پاسخ گفت. ارتش متجاوز بعثي پس از هشت سال جنگ طاقت فرسا هنوز انديشة تصرف خوزستان را در سر داشت و سادهانگاريست اگر گمان كنيم سال 61 حاضر بود به جنگ پايان دهد.آتشبس هم كه از سوي متحدان عراق پيشنهاد شد(و هيچگاه حالت تقاضاي رسمي پيدا نكرد) تنها براي بازسازي و حملة مجدد ارزيابي شد. حال پس از بررسی مجموعه علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر لازم است که با رویکری جدید به جنگ و دلایل طولانی شدن آن بپردازیم رویکردی که واقعیت های تلخی از ستم سترگی که از جانب روشنفکران لیبرالی که امروز با هدف تخریب و لگدمال کردن روحیه شهادات طلبی و انتفام گیری ازمردمی که بیش از 30 سال است که به آنها پشت کرده اند انجام می پذیرد. بسیار جالب است که همان افرادی که امروز ملت ایران را به دلیل دفاع از خود تخطئه می کنند، در مقابل تهاجمات گسترده و وحشیانه آمریکا به دیگر کشورها، سکوت اختیار کرده و بعضاً آن را حق مسلم آمریکا برای دفاع از خود دانسته و در روزنامه هایشان به تبیین و توجیه آن می پردازند.بله واقعیت این است که همانطور که اسلام مسلمانان را از جنگ بر حذر داشته و اساساً ابزار پیشرفت و گسترش خود را نه از طریق جنگ وخشونت ، بلکه منطق واستدلال معرفی می کند، جمهوری اسلامی نیز تا سر حد ممکن از بروز جنگ خود داری کرده است، لیکن واقعیت آن است که دفاع، جزء حقوق اولیه هرشخص و کشوری است که مورد تهاجم قرار گرفته است. وآیا واقعاً نمی شد جنگ را سریعتر فیصله داد، تا هم ازخسارتهای جانی و مالی آن می کاهید و هم آنکه فرصت بیشتری برای سازندگی کشور بوجود می آمد؟ این سوالی است که در دوران قدرت اصلاح طلبان به طور گسترده مطرح و با نگاهی یک جانبه به آن پرداخته شده است. در پاسخ به این سوال آنچه روشنفکران در این چند ساله به تبیین آن پرداختند تحت عنوان تئوری <6+2> مطرح گردیده است که منظور از آن 2 سال قبل از فتح خرمشهر و 6 سال پس از آن می باشد، که همانطور که در توضیح داده شد، این گروه، 2 سال ابتدای جنگ را منطقی دانسته و معتقدند که 6 سال پس از آن جزء تصمیمات اشتباه کشور بوده است.در فوق دلایل این تئوری به طور مبسوط مورد نقد قرار گرفته و نشان داده شد که پیشنهاد آتش بس، درخواست شده فریبی بیش نبود. حال از منظری دیگر به این سوال می پردازیم: تئوری <7+1> از سوی دردمندان انقلاب در مقابل تئوری <6+2> بیان گردید.تئوری که روشنفکران طرفدار آزادی بیان، اجازه نشر آن را در روزنامه های خود نداده و با نگاهی یکجانبه به سمت بایکوت آن گام برداشتند. در این تئوری علت طولانی شدن جنگ نه به دلیل اشتباهات فرماندهان، که به دلیل خیانتهایی که در طول 8 سال جنگ و به خصوص در سال اول رخ داد بیان می شود. حمله عراق دقیقاً هم زمان بود با وجود روشنفکری لیبرال- دموکرات(بنی صدر) در رأس قوه مجریه و تصدی فرماندهی کل قوا.مأموریت این شخصیت به شکست رسانیدن انقلاب ایران بود، وی تمام نیروی خود را برای این هدف متمرکز کرده، در سطح داخلی با ایجاد تفرقه و سخنرانی های تنش زا نیروهای کشور را به تحلیل می کشاند و در سطح خارجی با دادن چراغ سبز به ارتش بعثی راه را برای حمله گسترده و وحشیانه به ایران باز کرد. از چند ماه قبل از جنگ ادبیات رهبران عراق و فرماندهان نظامی آن، نشان از یک فکر طمع جویانه را می رساند، تحریکات ارتش عراق زیادتر شده بود، ابزار آلات جنگی در اطراف مرزها استقرار داده شده و عملیات شناسایی منطقه توسط ارتش بعث کلید خورده بود، در مقابل همه این گزارشات که بر روی میز رئیس جمهور قرار می گرفت، فقط یک پوزخند خائنانه نصیب مبارزان شده و علاوه بر آن سپاه پاسداران نیز متهم به ایجاد رعب و ترس بیهوده به منظور جمع آوری سلاح برای درگیری و خشونت در داخل کشور می شد. در هنگامه ای که ناموس مردم در تاراج دشمنان یاغی بود، هرگونه تحویل تجهیزات و ادوات جنگی را به جوانان مبارز جنوب ممنوع کرده و مدام با شعار احمقانه :« زمین می دهیم وزمان می گیریم» سعی در فریب افکار عمومی داشته و تمام نیروی خود را صرف تخریب رقبای داخلی می کرد.فقط ذکر خیانت هایی که در این مدت انجام شده خود مثنوی هفتاد من کاغذ است و در این مجمل نمی گنجد. لیکن پرده برداری از راز چگونگی رخ داد تصرف خوزستان و طولانی شدن جنگی (که چنانچه نبود، خیانت مزدورانی که بر اریکه کشور تسلط یافته بودند، به طور قطع ارتش بعثی نمی توانست حتی یک قدم هم در خاک ایران نفوذکند و پروسه این جنگ خانمان سوز در همان اوان جنگ به پایان می رسید)، لازم به نظر می رسد. لیکن چه می توان کرد که با خیانتی که در این زمان یک ساله اول جنگ توسط بنی صدر رخ داد و با سکوت و حمایتی که همین روشنفکران حامی تئوری <6+2> در آن زمان از وی داشتند، هزاران کیلومتر از اراضی این مرز و بوم و بسیاری از نقاط استراتژیک به آسانی به تصرف عراق درآمد. مناطقی که هرچند حفظ آنها (به دلیل ماهیت دفاعی جنگ) بسیار آسان بود، لیکن باز پس گیری آنها و اثبات برتری نظامی ایران 8 سال به طول انجامید. جالب توجه است که هرچند پس ازخیانت های بنی صدر دست وی از فرماندهی ارتش کوتاه شد، لیکن حتی تا سال آخر جنگ نیز برخی از عوامل نفوذی وی با افشای اطلاعات و نقشه های جنگی، ضربه های مهلکی بر پیکره نیروهای ایران وارد کردند. در این مقاله فرصت کافی برای بیان توضیحات کافی و مبسوطتر پیرامون این تئوری وجود ندارد، لیکن امید است که در فرصتی دیگر به طور وسیعتر به شرح و بیان آن پرداخته شود. |
علي منتظري
روند تحولات نظامي و اخبار پشت پرده آمريکاييها و نوع حرکت نظامي آنها در خاورميانه و عراق، هيچ شکي باقي نميگذارد که آمريکا در صدد حملهاي به نام «عمليات پيشگيرانه» عليه ايران و در هم کوبيدن مراکز مهم اتمي، نظامي و اقتصادي ايران و سپس بمباران مراکز فرماندهي سياسي و نظامي کشور است. آنچه تا کنون مانع اين امر شده، سياستهاي دفاعي ايران و ناتوانايي برآورد دقيق حجم و گستردگي پاسخ اين كشور بوده است.
تغيير جريان تحولات نظامي عراق از به اصطلاح کشمکش ايراني ـ آمريکايي به درگيري عراقي ـ ايراني، روي ديگر سکه تازه تأسيس سياست آمريکايي در منطقه است تا در فرض حمله نظامي به ايران، سرانجام قادر به استفاده از برخي تواناييهاي ارتش عراق عليه ايران باشد.
اين فرضيه از آن روي تقويت ميشود که ارتش آمريکا، يک نيروي اشغالگر در اين کشور به شمار ميرود و تلاش دارد تا در عاليترين شکل ممکن، فرماندهان نظامي عراق را با خود همراه کند.
در کنار اين امر، ورود برخي چهرههاي سياسي شيعه عراق همچون «موفق الربيعي»، مشاور امنيت ملي عراق و شاگرد محبوب مشاور امنيت ملي آمريکا «استفنهادلي» و در پيش گرفتن مواضع ضد ايرانياش، نشان ميدهد که عناصر وابسته، چه سني و چه شيعه که در دوران تبعيد خارج از عراق، درسهاي فراواني آموختهاند، در اوضاع حساس و بحراني به سود آمريکا، وارد کارزار ميشوند.
موفق الربيعي که در کارنامه سياسي خود، عضويت در حزب الدعوه عراق و سپس اخراج از اين حزب به دليل روابط مشکوک با انگليس و نيز سفارت آمريکا در انگليس (پيش از سقوط نظام صدام حسين) را دارد، بدون شک يکي از نزديكترين چهرههاي سياسي شيعي در عراق به دولت آمريکا به شمار ميرود و اگر فرض بر اين باشد که آمريکا خواهان بروز معادله برخورد عراقي ـ ايراني از نوعي جديد است تا بستر يک برخورد نظامي در منطقه را فراهم کند، چه کسي بهتر از مشاور امنيت ملي عراق تا اين مقدمه سياسي را فراهم کند؟
تحولات نظامي عراق نيز گوياي آن است که آمريکا در صدد است، پيش از هر حملهاي به ايران، فرضيه پاسخ منطقهاي ايران به حملات آمريکا را کامل محو کند. بر همين اساس، با آن که جيشالمهدي در سياست و عمل از ايران فاصلهاي طولاني دارد، اما با سرکوب ارتش آمريکا تا نابودي کامل روبهرو ميشود و با همين نگاه است که ناوگان دريايي آمريکا در برابر سواحل لبنان، لنگر انداختهاند تا در صورت يک جنگ فراگير با ايران، امکان پاسخگويي منطقهاي ايران از بين برود.
و باز با همين فرضيه است که آذربايجان در يک گستاخي شگفت و با اشاره و پيامي آمريکايي، جلوي فرستادن سوخت اتمي نيروگاه اتمي بوشهر از روسيه را ميگيرد و اين در حالي است که با انتقال هواپيماهاي سوخترسان و جاسوسي «آواکس» به آذربايجان که از ماهها پيش عملي شده، اکنون روشن است که دولت آذربايجان در صورت بروز يک جنگ آمريکايي عليه ايران، نقشي استراتژيک بازي خواهد کرد.

در همين راستاست که طرح ازسرگيري گفتوگوهاي اسرائيل و سوريه با شدت بيشتري توسط يک واسطه کاملا مرضيالطرفين و مسلمان پيگيري شده است تا در فرايند گفتوگويهاي احتمالي مستقيم سوريه و اسرائيل، سوريه از معادله برخورد نظامي احتمالي ايران و آمريکا فاصله گيرد تا از قدرت فرامنطقهاي ايران در يک جنگ احتمالي به شدت کاسته شود و آنگاه امکان تصفيه و قلع و قمع همپيمانان ايران در خاورميانه نيز در پي حمله به ايران، بهتر فراهم شود.
و باز در همين راستا، تلاش دوچندان آغاز شده است تا بحران سياسي لبنان با برگزيدن رئيس جمهور توافقي لبنان در 24 ارديبهشت، به ساحل آرامش برسد و با استقرار نهادهاي قانون اساسي لبنان، فضاي کشور به سويي كشانده شود تا در صورت برخورد نظامي ايران و آمريکا، لبنان نيز در سايه استقرار سياسي و امنيتي فراگير از معادله پاسخهاي فرامنطقهاي ايران نيز خارج شود. اين، همزمان با تشديد حملات شديد سياسي عناصر همپيمان با آمريکا در لبنان عليه ايران و حزب الله لبنان است.
همه اين سناريوهاي «پاستوريزه آمريکايي» در آستانه فرا رسيدن فصل گرما در منطقه با اعزام ناوگانهاي دريايي آمريکا به خليج فارس تکميل ميشود. آمريکاييها در حالي که قيافه يک معصوم بيگناه را در کنار اين همه تحولات به خود گرفتهاند، ناشيانه و سادهلوحانه اينگونه اعلام ميکنند که قصد هيچ حملهاي را به ايران ندارند، اما از رد پاي آنها روشن است که يکي از اهداف مهمشان از اين همه تحولات نظامي، حمله به ايران بوده که در نتيجه تحولات داخلي ايران و تحولات منطقهاي، اين استراتژي تا کنون عملي نشده است.
اما در اين سوي ميدان، اگر فرض بر اين است که آمريکا در صدد حملهاي گسترده به ايران است، پس اين حق براي يک عقل و اداره نظامي پابرجاست تا با يک عمليات بازدارنده عليه اهداف آمريکايي، جايي که آمريکاييها انتظار آن را ندارند، آغازگر دفاعي همهجانبه از خود باشد. چه کسي ميتواند از اين سياست انتقاد کند؟ آيا کساني که خود پايهگذار چنين سياستي بوده و بر پايه آن به عراق و سومالي حمله برده و فضاي آبي خليج فارس را بيش از دو سال به يک قلعه بزرگ نظامي تبديل کرده و دو کشور مسلمان را به اشغال خود درآوردهاند و ناوهاي خود را اکنون در درياي مديترانه و در برابر سواحل سوريه و لبنان مستقر کردهاند، ميتوانند خردهاي بر آن گيرند؟

البته بر خلاف گذشته که گفته ميشد «آمريکا ميداند که ايران چگونه پاسخ خواهد داد»، اين بار بايد با قاطعيت و يقين گفت که آمريکاييها هرگز نميدانند ايران با تکيه بر چه تاکتيک و سلاحهايي پاسخ خواهد داد. آمريکايي نميدانند، اما درخواهند يافت که بخش بزرگ بررسيهاي نظامي آنها درباره قدرت نظامي ايران اشتباه بوده است و اگر آنها آغازگر جنگي باشند، آن جنگ، جنگي است که 100 در صد، نقطه پايانش را ايران تعيين ميکند و با قدرت دفاعي روبهرو خواهند شد که هيچ يک از جاسوسانشان، نتوانستهاند در هيچ بررسي آن را کشف کنند و به آگاهي آمريکاييها برسانند.
ايران، دنياي آمريکا را دنياي تجاوزگري و دنياي سياست سلطه ميداند، آمريکا را منتظر بهانهاي کوچک براي تجاوز به ملتها ميبيند و از همين روي، نيروهاي مسلح خود را براي مقابله با آمريکا بسيار قوي كرده است و از همين نگاه، آخرين حرف ايران نيز زده و به صداي رسا به آمريکا اعلام شده است: «اين جرأت و اين گستاخي در دشمنان ملت ايران نيست که وارد ميداني شوند که خروج از آن براي آنها امکانپذير نيست.» آمريکا بايد به درستي مفهوم اين پيام را دريابد.*

فيليپ جيرالدی در تازه ترين مقاله اش، به تاريخ نهم ماه مه، با استناد به منابع اطلاعاتی خود، نوشته است که با وجود مخالفت محدود ونسبی رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، طرح حمله به ايران، در شورای امنيت ملی آمريکا به تصويب رسيده است.
فيليپ جيرالدي، قبلاً يکی از مأموران عاليرتبه ی سی آی ای بود که در حال حاضر با بعضی از محافل ضد جنگ، به خصوص با سايت معروف ˝آنتی وار˝ کار می کند. او در اين سايت، ستون ثابتی با نام Smoke and Mirrors دارد.
در ۲۱ ژانويه ی امسال نيز، جيرالدی در مقاله يي، از فعال شدن دوباره ی ديک چينی (بعد از مدتی کنار گذاشته شدن عملی از مراکز تصميم گيری) و تلاش مستمر او برای افروختن جنگ آمريکا عليه ايران خبر داده بود. ترجمه ی آن مقاله به همين قلم، همراه با توضيحات و تفصيلاتي، در همان زمان با عنوان ˝ديک چينی دوباره برای حمله به ايران، خيز برداشته است˝ منتشر شد. (۱)
هرچند که از يک نگاه، در شرايط کنوني، کار حمله به ايران، برای دستگاه بوش، کاری آسان نيست، اما از يک نگاه ديگر، چنين حمله يی می تواند بنابر محاسبات اسراييل و کاخ سفيد، نقشی تعيين کننده در پيروزی مک کين و شکست کانديدای حزب دموکرات، و يا دستکم حذف باراک اوباما به نفع هيلاری کلينتون، در انتخابات چند ماه ديگر رياست جمهوری آمريکا داشته باشد.
اين مورد را خانم پرفسور مارجری کن، استاد حقوق و رييس ˝انجمن حقوقدانان ملي˝ در آمريکا، و نويسنده ی کتاب معروف ˝کابوی جمهوری: شش شيوه ی باند گانگستری بوش برای مبارزه با قانون˝، در مقاله ی ۲۴ مارس خود که با عنوان ˝زنهار! مواظب حمله به ايران باشيد!˝ ترجمه و منتشرش کرده بودم مورد تأکيد قرار داده است. (۲)
اگر اين همه را دستکم با چهار عامل ديگر زير در هم بياميزيم، دوباره به خود يادآوری خواهيم کرد که لحظه يی سکون و رخوت و خواب آلودگی ما می تواند احتمالاً به قيمت بود و نبود کشوری به نام ايران تمام شود:
٭ دوباره از سوراخ بيرون آمدن جان بولتون (۳) و عربده کشی جديدش در ضرورت بمباران آنچه او از آن به عنوان مراکز آموزش تروريسم نام می برد در دل خاک ايران.
٭ تصريحات مکرر اسراييل در مورد ˝اجازه ی دستيابی به بمب اتمی به ايران ندادن˝، و انجام عمليات ˝پيش گيرانه˝ در صورت ضرورت (۴) و با تهديد به محو و نابود کردن کشور ايران و تمام هفتاد ميليون مردم آن از صفحه ی روزگار، آن طور که وزير ˝زيرساخت های ملي˝ اسراييل، اخيراً مژده اش را داد، و در فاصله يی کم تر از دو هفته، هيلاری کلينتون نيز به نشخوار سخنان او پرداخت. (۵)
٭ تمرين های نظامی و سياسی بی سابقه ی اسراييل در ماه گذشته، که بنا به تفسير پروفسور ميشل شاسودووسکی و همکاران او، ماهيت دفاعی ندارد. (۶) يعنی به بيان روشن تر: اطلاع اسراييل از حمله يی احتمالاً قريب الوقوع به ايران، و آمادگی در برابر پاسخگويی های احتمالی ايران.
٭ فعال شدن ناگهانی اسراييل و آمريکا توسط کارگزاران لبنانی خود در تضعيف حزب الله لبنان و خنثی کردن توان نظامی آن که طبعاً در صورت حمله ی اسراييل و آمريکا به ايران، به شدت اسراييل را تهديد خواهد کرد.
پرداختن به اين موضوع، در اين يادداشت مختصر، ميسر نيست. ولی به طور خلاصه، بنا به گزارش های منابع مختلف، جريان از اين قرار بود که اسراييل طرحی در دست اجرا داشت با اين هدف که طی يک عمليات سريع و غافلگير کننده، سيد حسن نصرالله را به قتل برساند. اين طرح اسراييل، توسط نيرو های اطلاعاتی حزب الله لبنان، با بهره گيری از شبکه ی وسيع مخابراتی اين حزب، اندکی پيش از به اجرا درآمدن خنثی شد.
و از همين رو، اسراييل و آمريکا، برنامه ی انحلال شبکه ی مخابراتی حزب الله را در اولويت قرار دادند. و نيز تصفيه ی مراکز حساس مراقبت های امنيتی را از افراد و نيرو های نزديک به مجموعه ی اپوزيسيون دولت لبنان که به حزب الله، منحصر نمی شود ولی با اين جريان در موارد معينی همراهی می کند. از ملی گرايان و کمونيست ها گرفته تا بخش بزرگی از مسيحيان و لبنانيان معمولی شيعه و سنی.
اما مسير وقايع ـ دستکم تا اين لحظه ـ آمريکا و اسراييل را به نتيجه يی درست بر عکس آنچه اميد داشتند رسانيده است. مثل مورد تجاوز سی و سه روزه ی اسراييل به لبنان (در سال ۲۰۰۶) به حساب آمريکا و کمک به ˝زايمان خاورميانه ی جديد˝ به تصريح کاندوليزا رايس در تأييد و تبيين همان تجاوز.
در همان زمان جنگ سی و سه روزه، تری ميسان، نويسنده و روزنامه نگار برجسته ی فرانسوي، فاش کرد که جرج بوش به صورت صريح و بی پرده به ژاک شيراک، رييس جمهوری وقت فرانسه، اخطار کرده است که خود را از ورود به آن ماجرا کنار بکشد؛ چرا که ˝اين، يک عمليات اسراييلی مورد حمايت آمريکا نيست؛ بلکه يک عمليات آمريکايی است که به وسيله ی اسراييل انجام می پذيرد˝ (۷)
به هر حال، چه ما بخواهيم، و چه ما نخواهيم، در شرايط خاص کنوني، سرنوشت ايران، با سرنوشت لبنان و فلسطين و تمام خاورميانه، بيشتر از هميشه پيوند خورده است.
و يک نکته ی ديگر:
اگرچه در اين مقاله ی اخير فيليپ جيرالدي، سخن از حمله ی محدود به يک مرکز نظامی در ايران است، اما همانطور که تحليل گران سياسی بسيار آگاه، از جمله خود او نيز قبلاً بر آن تأکيد کرده اند، اين حمله ی محدود ـ در صورت وقوع ـ به حمله ی نامحدود و تمام عيار به سراسر ايران و مراکز اتمی و غير اتمی آن خواهد انجاميد.
به بهانه ی پاسخ واقعی و انجام پذيرفته، يا موهوم و انجام نپذيرفته ی ايران به اين حمله.
همان چيزی که به نظر می رسد، اين ˝حمله ی محدود˝، دقيقاً به خاطر آن برنامه ريزی شده باشد...
۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
۱۲ مه ۲۰۰۸
امروز (نهم ماه مه) در واشنگتن زمزمه ها و شايعاتی بالا گرفته بود مبنی بر اين که ˝شورای امنيت ملی آمريکا˝ با به اجرا در آوردن نقشه ی يک حمله ی هوايی به مقر نيرو های ˝القدس˝ سپاه پاسداران که احتمالاً نيرو های عراقی مخالف آمريکا در آن آموزش داده می شوند موافقت اصولی کرده است.
مرکزی که ممکن است مورد حمله قرار بگيرد يکی از اردوگاه های نزديک به تهران است.
وزير دفاع آمريکا، رابرت گيتس، تنها مسئولی است که خواهان تأمل بيشتر و به تعويق انداختن چنين حمله يی است.
اين تصميم حمله به ايران ، نتيجه ی مستقيم نگرانی آمريکا از وقايع اخير لبنان است. چرا که به نظر می رسد که حزب الله، متحد حکومت ايران، توانسته است در اين وقايع، نسبت به نيرو های دولت لبنان [ متحد و فروتر از متحد حکومت آمريکا ـ م ] دست بالا داشته باشد؛ و احتمالاً در موقعيتی است که خواهد توانست بر اوضاع پرآشوب کنونی لبنان مسلط شود.
کاخ سفيد، ديروز (هشتم ماه مه) با واسطه ی رهبران کرد عراقی که هنوز روابط تنگاتنگی با حکومت ايران دارند، با حکومت ايران مذاکره کرده است.
آمريکا در اين مذاکره، از حکومت ايران خواسته است تا اعتراف کند که در امور عراق دخالت می کند، و متعهد شود که به کمک رسانی به نيرو های مخالف آمريکا در عراق پايان دهد.
به حکومت ايران، همچنين در مورد دخالت در لبنان اخطار شده است.
گفته می شود که حکومت ايران، بلافاصله به آمريکا پاسخ داده است که همچنان بر مواضع گذشته ی خود پافشاری می کند، و بحث در اين گونه امور تا زمانی که آمريکا بر مداخلاتش در ايران با به کارگيری گروه های مخالف حکومت ايران خاتمه ندهد بی مورد است.
وضعيت فعلی لبنان، کاخ سفيد را اين طور متقاعد کرده است که بايد به حکومت ايران، علائم خطری بفرستد که بی سابقه باشند. احتمالاً به صورت موشک های کروز.
می توان چنين فرض کرد که حمله ی آمريکا، ˝دقيق˝ و در حد امکان، محدود خواهد بود، و فقط ˝نيروی قدس˝ را هدف خواهد گرفت تا از صدمه رسيدن به مردم عادی اجتناب شود.
هنوز کار تصميم گيری در مورد به اجرا گذاشتن اين طرح به مرحله ی پايانی نرسيده است. اين، با رييس جمهوری آمريکاست که بعد از اتمام مراحل آماده سازي، فرمان اجرای طرح را صادر کند.
منبع : سایت میلیتاری
(پست ثابت)
شمارش معکوس تا انفجار بزرگ !
نوح زمان چشم انتظارشان نباش
یک قدم تا جهنم سبز !
التیماتوم اکثریت در حال تمام شدن است ؟
عدالت آیا تیغ نمی خواهد ؟
جنبش آشغالیسم !
فتنه ادامه دارد ؟
آینده تیره و تار شد !
این تروریست فراری را شناسایی کنید !
خوش رقصی آینده ! / بابا آخر غیرت !
همجنس بازان در سیما !
اصلاحات طالبان / از کابل تا تهران !
جنبش یمانی و پایان رژیم سعودی !
دم خروس 100 میلیونی و ژست ضد اشرافیگری !
