

براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
اللهم عجل الویک الفرج - والعافیه و النصر - وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه - والمستشهدین بین یدیه - خدایا آرزوی دو رکعت نماز در مسجد الاقصی بعد از آزادیش رو به دلمون نذار - برحمتک یا ارحم الراحمین.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . شاید از خودتون بپرسید سوپرشیعه چه اسمیه ؟ ابرمرد شیعه نامیست که فقط مختص شیعه بوده و دیگر قهرمان های پوشالی لایق چنین اسمی نیستند اما در اینترنت پیشوند ابر یا فوق العاده برای شیعه وجود نداشت لذا تصمیم گرفتم این خلا را پر کنم
.
بسم الله الرحمن الرحیم
آندلسیزاسیون ایران ( رعد و برق های شیطانی )
در قسمت های قبلی این مقاله پیرامون خطر استحاله فرهنگی و پوسیدگی جامعه از درون قلم زدیم ٬ در این قسمت پیرامون خطر استحاله فرهنگی به وسیله امواج ماهواره ای برون مرزی تحلیلی هر چند ضعیف ارائه خواهم کرد. همواره جنبش های اجتماعی مانند سونامی در طول و عرض زیاد به صورتی کاملا نامحسوس ساحل نشینان خوابزده را غافلگیر میکند. زمانی جامعه از خواب برمیخیزد که دیگر دیر شده ٫ معمولا اولین گروهی که دچار شک و در موارد زیادی دچار غرق میشوند سطح پر شور و احساساتی آن جامعه هستند ٬ جوانان نه تنها به عنوان اولین هدف٬ سیبل این امواج قرار میگرند بلکه از آنها به عنوان سپر انسانی در مقابل سونامی تهاجم فرهنگی استفاده میشود ٬ خطر استحاله فرهنگی درست همینجاست ٬ شما با امواجی طرف خواهید بود که از بدنه غرق شده جامعه استفاده کرده و یک درگیری داخلی در ارکان اجتماعی روی میدهد ٬ اگر روزی با از دست دادن یک جوان در هشت سال دفاع مقدس وی را شهید یا در صورت مجروحیت شهید زنده یا جانباز مینامیدیم امروز به جوان های از دست رفته در جنگ فرهنگی چه نام و لقبی میدهیم ؟ کسانی که به تبع از دست رفتن آرمان ها و آرزوهایشان بیشتر شبیه مرده های متحرک هستند تا جوان ! معضلاتی چون بیکاری ٬ ازدواج و ... آنها را یک به یک از پای در می آورد ٬ در صورتی که کوچکترین پیش زمینه ناهنجاری در خانواده او باشد دیگر جای گله ای باقی نمی ماند که چرا او معتاد یا لااوبالی شده است.
موج ٬ توهمی که جوان را در گهواره دروغ و قدرت کاذب به فضای مورد نظر دشمن میبرد. این موج مانند سونامی در عمق و با عرض بسیار زیاد حرکت میکند ، نشانه های آن زمانی پدیدار میشود که دیگر دیر شده است ، درست همانطور که اکنون شاهد ناهنجاری های بسیاری در سطح جامعه هستیم که ناشی از غفلت مسئولین امر بوده و متاسفانه در مواردی هم که برخورد صورت گرفته یک برخورد سطحی و انفعالی بوده، ابو علی سینا حکیم بزرگ ایرانی میگوید : اگر کار طبابت یک بیمار به جراحی بی انجامد دیگر نه آن درمان است نه آن پزشک ، پزشک !

روند تحولات تکنولوژیک در سطح جهانی٬ آنچنان شتابی دارد که هیچ کس توان درک کاملی از آن را نخواهد داشت ، اینترنت تنها بیست سال است که پا به عرصه جهان گذاشته که البته اگر استفاده عمومی و گسترده آن را نظر بگیریم این مدت بسیار کوتاه تر می شود. عصر ماهواره ها ی دیجیتال هم مانند اینترنت عمر زیادی ندارد اما نکته قابل توجه نقش این پدیده ها در زندگی روزمره ماست. دیگر نمی توان جلوی این امواج را گرفت ، امواجی که مانند سونامی در دست اربابان خود زندگی مردم جهان را تحت تاثیر خود قرار میدهند ، این عصر با نام عصر اطلاعات مزین شده است و نکته قابل توجه اینکه اطلاعات باید از یک منبع منتشر شود و سایر رسانه ها آن را تحت پوشش قرار میدهند حال اگر این منبع در درج خبر نگاه مشخص شده توسط مدیرانش را اعمال کند خبر زاویه دار پخش میشود و ممکن است بعد از مدت کمی خبر درست مقابل واقیعت خود قرار بگیرد.

این مهم نیست که چه اتفاقی می افتد مهم این است که بنگاه خبرپراکنی آن چه طرز نگاهی دارد ، از عرصه خبر که بگذریم مهمترین قسمتی که توسط ارباب رسانه مورد توجه ویژه قرار گرفته الگو سازی در همه سطوح است ، جامعه ای که از لحاظ تکنولوژی به سطحی بالا دست یافته باشد ناگذیر فرهنگ و منش زندگی خود را الگوی دیگر جوامع قرار داده سعی میکند خود را به دیگران تحمیل کند و مهمترین ابزار برای این امر خطیر رسانه است.

رشد وحشتناک شبکه های ماهواره ای و تمایل به جهانی شدن در چند سال اخیر نشان دهنده این واقعیت است که جنگ از سطح فیزیکی و سخت به جنگ فرهنگی و نرم تبدیل شده ، همان طور که امام راحل در سال 68 در اولین سالگرد پایان دفاع مقدس در بیانیه ای که آخرین آن در زمان خودش بود به هنرمندان فرمودند: جنگ سخت تمام شده و نوبت شماست که این جنگ را در دست بگیرید ، بعد از رحلت این ابر مرد (سوپرشیعه) آیت الله سید علی خامنه ای رهبری جامعه اسلامی را بر عهده گرفتند تا بار این مسئولیت سنگین بر دوش ایشان باشد ، ایشان هم در هر فرصتی نسبت به شبیخون فرهنگی ، تهاجم فرهنگی و غفلت از مقوله فرهنگ سخن به میان آوردند که با بی توجهی عمدی یا سهوی مسئولین امر کلام متبرکشان مانند کلام نورانی قرآن بر سطور طلایی نقش بست و غفلت از اصل موضوع موجب از دست رفتن یک نسل از فرزندان کشور شد ، آن نسلی که امروزه در یک بحران هویت و دوگانگی انتخاب الگو به دام افتاده ، کسانی که در سطوح مختلف سنی به نوعی گرفتار این مشکل است ، از پایین ترین آنها که خود را با مواد مخدر یا الکلی ، اکس پارتی ها و ولگردی های شبانه سرگرم کرده و انرژی سرشار و سازنده شان را به هدر میدهند تا بالاترین آنها که با گرفتن مدارج بالای آکادمیک ، تبر جهل ناشی از علم وارداتی را بر ریشه فرهنگ و آیین خود میزند تا با روشن فکر خواندن خود خلاء ناشی از آن بحران را به نوعی پر کند.

مهمترین بخشی که باید در این زمینه اقدام ضربتی و موثر را انجام بدهد سیما به عنوان عظیم ترین و تاثیرگذارترین رسانه کشور و بعد از آن سینما ، تئاتر ، موسیقی و سایر مسئولین فرهنگ ساز در کشور است ، متاسفانه در این خواب غفلت ، رسانه های قدرتمند و مدرن دشمن که از آخرین تکنولوژی روز بهره میبرند با فرصت طلبی نبض فرهنگ جامعه ما را در دست میگیرند و میشود آنچه نباید ، اما اگر بخواهیم از کلی گویی دوری کرده و به صورت مصداقی مسئله را واکاوی کنیم باید به یک جریان خزنده و خبیث اشاره کنیم که در چند سال اخیر نقش لیدر جریان ناتوی فرهنگی در ایران را بر عهده داشته است.

درست یکسال قبل از تشکیل دولت مردمی احمدی نژاد شبکه ای در فضای ماهواره ای پا بر عرصه وجود گذاشت ، شبکه ای که با حمایت مالی و سیاسی برخی از جریانات ترد شده از مجلس ششم تشکیل شد ، شبکه" ام آی تی وی" ( شبکه مهاجر ) یک شبکه غیر دولتی و به نوعی غیر انتفاعی ، غیر دولتی بود که با گرفتن مجوز از وزرات ارشاد وقت دفتری را در یکی از خیابان های خوش نشین شهر تاسیس کرد ، در اوایل کار این شبکه با همکاری عوامل خود که در کلن آلمان دفتری دیگر را تاسیس کرده بودند شروع به پخش برنامه های خود که شامل نماهنگ های شو مانند که در تهران تولید شده بودند کرد .

آقایان" عزیز زاده و آرپناهی "دو مدیر این شبکه با تلاش های مرموزانه خود توانستند در مدت کمی تعداد نسبتا زیادی آگهی از بخش تجاری درون کشور جذب کنند ، اقدام گام به گام و مرحله ای شبکه از پخش شو های بی مسئله یا کم مسئله شروع و با جذب جوانان جویای نام و پخش شوی آنها به سرعت توسعه پیدا کرد، ابتدا مدل آرایش آقایان و خانم های مجری یا بازیگر در شوها نسبتا خوب و متناسب با فضای داخلی بود ، اما بعد از اینکه مدیران شبکه دیدند جای پایشان در نزد بینندگان سفت و محکم شده قدم به قدم نوع آرایش یا نماهنگ ها را به مدل های آن طرف آبی نزدیک کرده و با توسعه سطح کیفی و کمی استودیو ها توانستند بخش عظیم و زیادی از بینندگان دیگر شبکه های ماهواره ای را جذب کنند ، دلیل این امر بسیار ساده و مشخص بوده و هست .

در این شبکه نه سیخ میسوخت نه کباب ، نه از صحنه های مبتذل آن ور آبی خبری بود نه از خشکی ها و نمایش گل و بوته در زمان پخش آهنگ ، این حرکت خزنده و پر شتاب ادامه داشت تا زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم ، درست زمانی که انتخابات به دور دوم کشیده شده بود و مدیران شبکه عمر دردانه خود را رو به پایان میدیدند آقای کلهر در بخش مصاحبه مردمی با آرپناهی که در کسوت مجری برنامه اجرا میکرد حرف هایی به زبان راند که حیرت مدیر شبکه را در پی داشت این حیرت و بهت تا جایی بود که وی در قسمتی از صحبت هایش با کلهر مشاور هنری احمدی نژاد گفت (مضمون) : آقا ما ترسیدیم گفتیم کارمون تمومه ، بیچاره شدیم ، اما این جوری که شما میگید خیالمون راحت شد ! آقای کلهر هم با سخن راندن از بازگرداندن شادمهر عقیلی و دیگر هنرمندان٬ اعتماد هر چه بیشتر مدیران این شبکه را جلب کرد ، اگر این حرکت را نوعی ترفند برای بالا بردن رای احمدی نژاد بدانیم نباید به ایشان خرده ای گرفت ، الالخصوص که موج تخریب احمدی نژاد در این شبکه هم تاثیر زیادی گذاشته بود و به نوعی آنها از هاشمی حمایت میکردند ، بعد از اینکه دولت احمدی نژاد با رای مردم توانست ضمام امور را دست بگیرد ، مدیران ارشد وزرات فرهنگ و ارشاد مجوز یکساله این شبکه را تمدید نکردند اما به نوعی چراغ سبز ادامه فعالیت آنها وجود داشت ، نماهنگ های شبکه با استقبال گسترده نسل متمایل به شهرت ،از نظر کیفی و کمی با روند سعودی و از نظر تمایل به حفظ عفاف روندی رو به زوال را دنبال میکرد، خواننده های بی شمار و کم سابقه به سرعت توانستند کوریدر پخش این شبکه را با ترافیک سنگین مواجه کرده و در کمترین زمان ممکن بیشترین سود را در جیب مدیرانش سرازیر کنند ، با حساس شدن بخش فرهنگی کشور نسبت به این حرکت دفتر شبکه در تهران بسته شد اما ساخت شوها با قوت هرچه بیشتر در مناطق مختلف ادامه داشت و متاسفانه دارد.

از کاخ های بالای شهر تا مناطق بدون سکنه و کم جمعیت ، از ویلاها و پارک های شمال کشور تا لنچ های جنوب و بیابان های کویر شرق کشور ، تقریبا جایی نبود که این عزیزان به عنوان دکور استفاده نکنند ، حضور برخی مجریان و بازیگران داخلی آمار بازدید شبکه را با روندی شتابان افزایش میداد ، ژست های ضد امپریالیستی و ضد اسرائیلی مجریان یا برخی افراد سازنده برنامه بقدری تابلو و زننده بود که ترجیح داده شد اصلا حذف شود ، اکنون که حدود پنج سال از تاسیس شبکه مهاجر میگذرد یک شبکه به سه شبکه مهاجر ، ایران بیوتی (زیبایی) و ایران موزیک تبدیل شده و خبری از حفظ عفاف یا حجاب زمان تاسیس شبکه نیست .

دفتر این شبکه در دبی به عنوان اصلی ترین عامل جذب آگهی از کشورهای حاشیه خلیج فارس عمل میکند ، نماهنگ ها به صورت بیست و چهارساعته با کیفیتی غیر قابل باور پخش میشود ، خواننده های بی شمار حاصل دسترنج چند ساله این عزیزان و خواب مسئولین امر به عنوان الگوی جوانان جامعه ایفای نقش میکنند ، رپرهای بی ادب ، مانکن های خیابانی ، بازیگران و مجریان ترد شده از رسانه ملی ، استودیوهای زیر زمینی ، شوهای تبلیغ فشن (نمایش لباس) و... همه و همه ابزاری شده اند تا جوانان ما را بدون الگو نگذارند ، حضور این افراد در شبکه به یک امر عادی تبدیل شده ، به عنوان مثال حسین رضازاده با فروختن خود به چند درهم برای املاک رابینسون تبیلغ میکند ، آقای حسینیان به عنوان مجری در شبکه جایی ثابت دارد ، در این بازار شلوغ هیچ کسی نیست که با این خواننده ها یا رقاصه ها برخورد کند ، آنانی که برای ساخت یک کیلیپ ده ها میلیون خرج میکنند و صحنه ساخت آن جایی خارج از ایران نیست !

از آنجا که برخورد ریشه ای با مسائل کاری بسیار جدی و پر دردسر است نیروی انتظامی ترجیح میدهد با شاخ ها و برگ های این درخت ها برخورد کند غافل از اینکه شاخه های اصلی در جای دیگر ریشه زده در جای دیگرند . الگو سازی برای جوان پر شور شر ایران زمین نباید در دست نااهلان بی افتد وگرنه میشود آنچه می بینید .

سال گذشته مصادیق بدحجابی در فصل زمستان پوشیدن چکمه ساق بلند با شلوار چسبان ، پالتوهای کوتاه و گذاشتن کلاه کوتاه و ... مشخص شد ، امسال تهران زمستانی پر از چکمه و شلوار چسبان و پالتوهای کوتاه را تجربه کرد و گشت های ارشاد تنها نظاره گر این ماجرا بودند ، اگر قرار بود این تعداد بدحجاب ارشاد شوند باید ناوگان اتبوسرانی تهران در خدمت پلیس در می آمد !

شورای عالی انقلاب فرهنگی هم طبق معمول در خواب نزاع های بی فایده جناحی روزگار میگزراند . ترس من از این است که بشویم حکایت آن مردی که در شهر گل ها به دنیا آمد اما به خاطر یک مشکل مجبور شد به شهر دیگری سفر کرده و سالها به کار پاک کردن فاضلاب مشغول باشد ، تنها چیزی که نمیگذاشت او ناامید شود خاطره آن باغ های گل و بوی عطر آنها بود ، بعد از سالها به شهرش برگشت و در ورود به یک باغ نزدیک شد و گلی را بو کرد ، به ناگاه حالش عوض شد و به حالت بی هوشی بر زمین افتاد ، حکیمی با درایت که از آنجا میگذشت از حال وی سوال پرسید و نهایت به این نتیجه رسید که یک مشت از فضولات برای وی بیاورند ودر جلوی بینی او بگذارند ، این کار را کردند و حال مرد خوب شد . میترسم به این وضعیت چنان عادت کنیم که دیگر نشود سره را از ناسره تشخیص داد و حکایت مرد شهر گل ها برایمان به وجود آید!
اندلسیزاسیون ایران(سینما و استعمار قلب ها)
ادامه ندارد!
(پست ثابت)
آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ! (محض اطلاع آیندگان)
جوخه وحشت یا تیم حفاظت ؟؟؟
41 شمع دیگر روی کیک تولد کودتاگران!
هیپنوتیزم شیطانی !
شمع زیر خاکستر ! (تولدت مبارک عزیزم)
قوه قضائیه ذولفقار مولا شود
دم خروس الف یا اظهارات توکلی - مسئله این است !
کهکشان سرخ - مرداب سبز
گسل های نیمه فعال !
چند انتصاب مشکوک !
نامه من به دکتر ! توکلی
وقتی قامت یار الف خم می شود!
نامه ای به ابو علی سینای بی قانون
ندا الشربینی - موره صالحی آقا سلطان !
